عبدالجبار کاکایی: امروزه راه تبلیغ دین، زدودن ریا و دروغ است/ با پیام عاشورا به شکل منجمد و موزه وار برخورد نکنیم
چکیده :درصد بدبینی نسبت به موضوعات دینی و آدم های دینی بالا رفته است و مصداق "زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند/ چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند" بیشتر برای ما جلوه گر شده است. ما در دورانی قرار داریم که باید به سبک حافظ شعر بگوییم، چون حافظ ریا کاری و دروغ را مذمت می کرد، بنابراین شاعران امروز نیز باید چهره نکوهش کننده و آزاده دین را جلوه دهند؛ زیرا دین در شرایط فعلی باید از خودش تهمت زدایی کند و انتقال آموزه های دینی باید در دستور کار باشد. متاسفانه کارهایی به اسم دین انجام می شود که با ذات پاک دین کاملا متعارض است و این تعارضات سبب می شود که سوالاتی در اذهان ایجاد شود، از این رو ما باید رفتار حافظ را پیش گیریم؛ این عمل حافظ سبب شد که دین در ذات مردم بیدار بماند. در حال حاضر شعر دینی باید به زدودن دروغ و ریا بپردازد و همین کار به نوعی تبلیغ برای دین است که مردم تفاوت دین زنده جامعه که پر حلاوت و لذت است را کشف کنند....
یک شاعر و منتقد با بیان اینکه بشر در تمامی زمان ها نیاز به آزادگی دارد و این موضوع خود به خود خاستگاه جهانی دارد و این نه تنها پیام دین بلکه پیام فطرت انسان ها نیز هست که در بند بودن را نمی پذیرد، گفت: شاعران مادامی که یک نگاه پویا به واقعه عاشورا داشته باشند و این موضوع را یک جریان در زندگی خود بدانند و مصادیق آزادگی، کفر، دشمن آزادی و انسانیت را پیدا کنند و آن را در زندگی خودشان گسترش دهند، مفهوم عاشورا زنده می ماند، اما در صورتی که این پیام مدفون و منجمد و به شکل سنتی و موزه وار با آن برخورد شود و فکر کنیم که یک اتفاقی در دوره تاریخی افتاده، باید زمان دوباره به عقب برگردد تا انسان ها از گور بیرون بیایند و انتقام امام حسین(ع) را از “عمر سعد” و “یزید” بگیرند، نتیجه نخواهیم گرفت.
عبدالجبار کاکایی در گفت وگو با شفقنا، در خصوص خلق آثار ادبی عاشورایی تصریح کرد: احاطه و اشراف به موضوعات دینی از طریق کسب اطلاعات و خواندن منابع حاصل می شود که برای خلق اثر ادبی در مورد موضوعات دینی دانش پیرامون آن مطلب لازم است. به طور معمول شعر بیان عواطف و احساسات ماست، اما زمانی که رسالت موضوعات دینی، آیینی و فلسفی به دوش شاعر است که صاحب سخن تنها نمی تواند با فن شاعری از پس این موضوعات بر بیایید، در آخر شعر چیزی نیست جز بیان احساسات شاعر راجع به موضوعات فکری که چنین موضوعاتی نیاز به دانش عمیق در این زمینه دارد.
او در ادامه خاطر نشان کرد: در حال حاضر تمام عقلا و کسانی که منتقدان فرهنگی ما هستند، همه متفق القول اند که شعر یکی از قوی ترین مبلغان پیام عاشورا بوده است، به این جهت که خود خاندان رسالت و اهل بیت هم برای تبلیغ این واقعه شعر سرودند. روایت از امام صادق(ع) داریم که هر کسی بیتی شعر برای اهل بیت بگوید در بهشت پاداش خواهد گرفت. این تشبیهات ائمه از قدیم، زمانی که زبان فارسی دری در خدمت شعر فارسی قرار گرفت به موضوع عاشورا اشاره شده تا امروز که شاعران در مورد قیام عاشورا بسیار گفتند و این موضوع به دو گونه اشاره شده است، یا واقعا شاعر قصیده یا مقتلی سروده تا واقعه عاشورا را تفسیر کند، بعد هم بر مسببین آن واقعه لعنت فرستاده و صریحا موضع انتقادی گرفته و اعلام کرده که با این قیام مخالف است یا به صورت تلمیح و اشاره استفاده کرده اند. به طور مثال، ناصر خسرو کاملا موضع انتقادی داشته اما مولانا و حافظ به تلمیح از حسین(ع) و علی(ع) یاد می کردند.
این شاعر در خصوص دوران جدیدی که با پیروزی شاه اسماعیل شکل گرفت، افزود: زمانی که تغییرات سیستم مذهبی در ایران انجام شد و قیام شاه اسماعیل به پیروزی رسید، چون تشیع مذهب رسمی بود و براساس آن شاه اسماعیل صفوی حکومت می کرد، شاعران تشویق می شدند بیتی در وصف ائمه بگویند که در این خصوص درهم و دیناری هم می گرفتند. در واقع می توان گفت گونه ای ادبیات طی روی کار آمدن صفویان در ایران خلق شد، شاعران تلاش بسیار مبالغه آمیز برای گریاندن و متاثر کردن مردم داشتند که تقریبا می توانیم بگوییم با شعر پیش از صفویه تفاوت دارد.
کاکایی در ادامه گفت: پیش از صفویه شاعران به دنبال ریشه یابی و علت یابی واقعه عاشورا بودند و به علل تاریخی آن اشاره می کردند که شعری سروده می شد که عالمانه و به منابع تاریخی عصر عاشورا نزدیکتر بود. اما در دوره صفویه سعی بر این بود که مردم را بگریانند. سید حسن حسینی تعبیر زیبایی دارد که می گوید” شاعران مضطر، شاعران درمانده، شاعران بیچاره با تو چه کردند زینب” و او رندانه اشاره می کند که “شاعران تو را مضطر و بیچاره خواندند اما خودشان با تو چه کردند.” به هر حال وضعیتی که در دوره صفویه به وجود آمد قدرت سیاسی در آن نقش پیدا کرد و این بدین معناست که هر زمانی قدرت سیاسی پشتوانه مذهب باشد، جز راه های مبالغه آمیز و ساده لوحانه هیچ ثمری ندارد و بهتر است که مذهب، دین زنده در جامعه باشد.
این شاعر و منتقد در خصوص پیام عاشورا بیان کرد: عاشورا یک پیام داشته است که آن هم آزادگی است و می توان برای تمام ملیت ها ترجمه کرد؛ آزادگی در تمام دوره های تاریخی نیاز بشر است و تا زمانی که انسان ها به آزادگی نرسند، در تکاپو برای رسیدن به آرزوی خود هستند.
او با بیان اینکه آزادگی خاستگاه جهانی دارد، اظهار کرد: بشر در تمامی زمان ها نیاز به آزادگی دارد و پیام آزادگی برای تمامی اعصار و جهانیان قابل ترجمه است که مصداق همان مرگ بر روی پا بهتر از زندگی بر روی زانوست و همه جهانیان این موضوع را تایید می کنند. این موضوع به طور کل ناخود آگاه خاستگاه جهانی دارد و بشر نیازمند به آزادگی است و این پیام نه تنها پیام دین، بلکه فطرت انسان هاست که آزادگی را تایید می کند. البته برای انتقال چنین مفاهیمی باید شرایطی را فراهم کرد تا بتوانیم ارتباطاتی مناسب را با سایر مردم جهان برقرار کنیم، دانش و خلاقیت و مهارت از جمله موارد برقراری ارتباط مناسب است.
کاکایی درباره ارائه آثار نو هنری در زمینه عاشورا خاطر نشان کرد: هنرمندانی که چنین آثاری را خلق می کنند، ابتکار دارند، کسانی هم که آثار تقلیدی را ارائه می کنند، اشراف کامل به آثار انجام شده ندارند، اگرهنرمند می خواهد اثری را خلق کند که تکرار کننده اتفاقات پیش ازخودش نباشد، به طور مثال اگر کارگردان و فیلم نامه نویس “روز واقعه” اشراف کافی بر کارهای ساخته شده قبل خود نداشت، نمی توانست با یک دید تازه روز واقعه را خلق کند.
این شاعر و منتقد در پایان با تاکید بر مهجور ماندن دین ابراز عقیده کرد: درصد بدبینی نسبت به موضوعات دینی و آدم های دینی بالا رفته است و مصداق “زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند/ چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند” بیشتر برای ما جلوه گر شده است. ما در دورانی قرار داریم که باید به سبک حافظ شعر بگوییم، چون حافظ ریا کاری و دروغ را مذمت می کرد، بنابراین شاعران امروز نیز باید چهره نکوهش کننده و آزاده دین را جلوه دهند؛ زیرا دین در شرایط فعلی باید از خودش تهمت زدایی کند و انتقال آموزه های دینی باید در دستور کار باشد. متاسفانه کارهایی به اسم دین انجام می شود که با ذات پاک دین کاملا متعارض است و این تعارضات سبب می شود که سوالاتی در اذهان ایجاد شود، از این رو ما باید رفتار حافظ را پیش گیریم؛ این عمل حافظ سبب شد که دین در ذات مردم بیدار بماند. در حال حاضر شعر دینی باید به زدودن دروغ و ریا بپردازد و همین کار به نوعی تبلیغ برای دین است که مردم تفاوت دین زنده جامعه که پر حلاوت و لذت است را کشف کنند.













