سایت دولتی ایران خواستار همکاری قوه قضاییه با احمدی نژاد شد
چکیده :نویسندگان با بیان مشکلات قوه قضاییه افزوده اند: از سوی دیگر یکی از مهمترین معضلات اساسی که گریبانگیر قوه قضائیه در اجرای عدالت شده است به معضلات ساختاری و اجرایی در دستگاه قضا مرتبط میشود که جز با همکاری و تعامل با قوه اجرایی کشور قابلیت اصلاح ندارند. قطعاً اصلاح سیستم قضایی کشور و تسریع در رسیدگی به پروندههای قضایی خواسته اکثریت مراجعان به دادگاههاست و قوه قضائیه بایستی با «رویکرد حل مسئله» و «در نظرگرفتن مصالح نظام» با قضیه برخورد نماید. ...
سایت دولتی ایران می نویسد: فرصت بازدید احمدی نژاد از زندان اوین به عنوان مجموعه تحت نظر قوه قضائیه میتوانست دستاوردهای اجتماعی و سیاسی جدیدی را برای نظام در عرصههای داخلی و بینالمللی داشته باشد اما با برخی «حاشیهسازی»ها و «مصلحت اندیشی»ها از دست رفت.
سایت دولتی ایران در ادامه انتقاد از واکنش ها به درخواست بازدید احمدی نژاد از زندان اوین، امروز با انتشار مطلبی که با عنوان پژوهش انجمن دانشآموختگان علوم اجتماعی دانشگاه تهران از آن یاد می کند، می نویسد: پرونده تلخ و عبرتآموز مرگ یک وبلاگنویس اگر نقطه عزمی برای همکاری دو قوه در نظر گرفته نشود همانند پروندههای مشابه، چنگی ناجوانمردانه بر چهره مظلوم نظام اسلامی خواهد بود.
در این یادداشت آمده است که با استناد به نظرسنجی مراکز علمی و معتبر، 83 درصد مردم بر «ضرورت نظارت بر قوه قضائیه» تأکید داشتهاند اما بر اساس گزارههای دیگر همان نظرسنجی، 72 درصد نیز اذعان داشتهاند از «سازوکار نظارت بر قوه قضائیه بیاطلاع هستند». بر مبنای این حقیقت از آنجا که موضوع نظارت بر قوه قضائیه تاکنون به محل چالش دو قوه تبدیل نشده بود طبیعی است که افکارعمومی از این موضوع اطلاع چندانی نداشته باشند و هرگونه پرداختن به چنین مباحثی بیش از هرچیزی نیازمند ورود نخبگان و بسترسازیهای اجتماعی میباشد.
این مقاله با حمایت از بازدید احمدی نژاد از زندان اوین افزوده است: البته تلاش آقای احمدینژاد برای بازدید از زندان اوین و رفع کمبودها و نقصها از سه سال پیش آغاز شده است اما بر مبنای ضرورت بسترسازی اجتماعی، لازم بود تا لوازم مهندسی اجتماعی پیام نیز در نظر گرفته میشد.
نویسندگان با انتقاد از همزمانی این دیدار با «دستگیری مشاور مطبوعاتی»، جوانفکر می نویسد: هر چند به اذعان شخص رئیس دولت، ایشان هیچ برنامهای برای دیدار با آقای جوانفکر در زندان نداشتهاند اما قرابت زمانی این دو اتفاق، این شبهه را ایجاد کرد که ایشان با انگیزه سیاسی بر بازدید از اوین اصرار دارند. متأسفانه این تصورات خلاف واقع، بر «شکل گیری» فضای رسانهای علیه دولت بسیار مؤثر واقع شد و مصلحت بزرگتر نظام یعنی نظارت بر اجرای قانون اساسی در حاشیه فضاسازی تبلیغاتی قرار گرفت. به طوری که در نظرسنجی که در شهر تهران انجام شده است 30 درصد مردم هدف رئیس دولت از بازدید از اوین را «دیدار با آقای جوانفکر» بیان کردهاند، 26 درصد اظهار داشتهاند از هدف ایشان «اطلاعی ندارند» و 25 درصد نیز هدف ایشان را «نظارت بر قوه قضائیه» عنوان کردهاند. همچنین مصادف شدن این بازدید با «نوسانات ارزی» در «تشدید» حاشیهسازی علیه دولت بسیار مؤثر بود.
در بخش دیگری از این یادداشت با اشاره به اتهامات نقض حقوق بشری علیه ایران آمده است: هر چند روشن است از مهمترین استنادات سازمانهای حقوق بشری در نقض آزادی در ایران، گفتوگو با مخالفان غرضورز جمهوری اسلامی در خارج از مرزهای نظام است اما بدون شک، تعاملات دیپلماتیک دستگاه قضایی از نوع همکاریهای نزدیک و اجازه ورود مسئولان بینالمللی حقوق بشری به ایران و انجام تحقیقات قضایی و حقوقی در داخل کشور و تحت نظارت دستگاه قضایی (همانند اعتمادسازی در پرونده هستهای)، به روشنگری در مشی انسانی نظام مردمسالاری دینی در افکار عمومی دنیا کمک نموده و موجب خنثی شدن توطئههای سنگین تبلیغاتی علیه نظام خواهد شد.
نویسندگان با بیان مشکلات قوه قضاییه افزوده اند: از سوی دیگر یکی از مهمترین معضلات اساسی که گریبانگیر قوه قضائیه در اجرای عدالت شده است به معضلات ساختاری و اجرایی در دستگاه قضا مرتبط میشود که جز با همکاری و تعامل با قوه اجرایی کشور قابلیت اصلاح ندارند. قطعاً اصلاح سیستم قضایی کشور و تسریع در رسیدگی به پروندههای قضایی خواسته اکثریت مراجعان به دادگاههاست و قوه قضائیه بایستی با «رویکرد حل مسئله» و «در نظرگرفتن مصالح نظام» با قضیه برخورد نماید.
در بخش دیگری از این یادداشت ادعا شده است: با توجه به فضای انتخاباتی ریاست جمهوری سال آینده، یکی از ادعاهای اصلی اصلاحطلبان، سوء استفاده از شکافهای برآمده از آسیبهای اجتماعی است. بر این مبنا لازم است در خنثیسازی تأثیر این شکافها به نفع نظام، دستگاه قضایی از ظرفیتهای اساسی دولت و بخصوص ظرفیتهای اجتماعی و انقلابی شخص رئیس دولت استفاده حداکثری نماید. چرا که عملکرد آقای احمدینژاد نشان داده است ایشان در «خنثی سازی» و «انتقال» آسیبهای اجتماعی به سمت گفتمان عدالت و تجمیع مطالبات اجتماعی به «نفع نظام» دارای ظرفیت بالایی هستند، بر خلاف اصلاحطلبان که بر اساس تجربه تاریخی دولت اصلاحات و عملکرد سال 88، در مواجهه با آسیبهای اجتماعی با هدف «تکثیر» و «تشدید» و «انتقال» آسیبها به ضرر نظام و درنهایت «تغییر نظام» حرکت میکنند.













