اعتراض رییس دیوان محاسبات کل کشور: دولت ۵/ ۱۲ میلیارد دلار را به جای حساب ذخیره ارزی به خزانه واریز کرده است
چکیده :رییس دیوان محاسبات کل کشور در توضیح بندی از گزارش تفریغ بودجه سال ۸۹ در خصوص واریز ۵/ ۱۲ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی دولت به خزانه به جای حساب ذخیره ارزی گفت: دولت به جای واریز درآمد مازاد فروش نفت به حساب ذخیره ارزی که بالغ بر ۵/ ۱۲ میلیارد دلار است این میزان را به خزانه واریز کرده است که این کار غیرقانونی است....
رییس دیوان محاسبات کل کشور در توضیح بندی از گزارش تفریغ بودجه سال ۸۹ در خصوص واریز ۵/ ۱۲ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی دولت به خزانه به جای حساب ذخیره ارزی گفت: دولت به جای واریز درآمد مازاد فروش نفت به حساب ذخیره ارزی که بالغ بر ۵/ ۱۲ میلیارد دلار است این میزان را به خزانه واریز کرده است که این کار غیرقانونی است.
به گزارش ایسنا عبدالرضا رحمانیفضلی در حاشیه هفدهمین نشست هیات رییسه اکوسای در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی در مورد صحت واریز نشدن مبلغ ۵/ ۱۲ میلیارد دلار از درآمد مازاد فروش نفت در سال ۸۹ به خزانه، گفت: این موضوعی است که امروز در روزنامهها دیدم که یک اشتباه است چرا که دولت این رقم را به جای واریز به حساب ذخیره ارزی، آن را به خزانه واریز کرده است که این یک کار غیرقانونی است چون طبق قانون باید درآمدهای نفتی به حساب ذخیره ارزی واریز شود.
وی در توضیح گفت: طبق قانون، دولت هر میزان از درآمد مازاد از فروش نفت را باید به حساب ذخیره ارزی واریز کند که طبق قانون این میزان در مصارف خاص خود همچون پروژهها و طرحهای عمرانی و سرمایهگذاری مصرف میشود.
رییس دیوان محاسبات کل کشور با اشاره به گزارش تفریغ بودجه سال ۸۹ گفت: دولت در بودجه سال ۸۹ به دلیل مواجهه شدن با کسری بودجه، رقم درآمد مازاد فروش نفت را به حساب ذخیره ارزی واریز نکرده است و به جای این کار این رقم را به ریال تبدیل و آن را به خزانه واریز کرده است، این کار برای جبران کسری بودجه است این در حالی است که دولت برای کسری بودجه میتوانست از مجلس کمک بگیرد و یا لایحه متمم بودجه ارائه دهد تا مجلس آن را به تصویب برساند.
رحمانیفضلی با بیان اینکه حساب ذخیره ارزی هزینه خاص خود را دارد، گفت: عمدتا مبالغ حساب ذخیره ارزی باید برای سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی و عمرانی صرف شود که وقتی این میزان به خزانه واریز میشود طبیعتا صرف امور جاری و امور دیگر دولت میشود.
وی در واکنش به برخی اظهارنظرهای انتقادی در مورد تهیه گزارش تفریغ بودجه سال ۸۹ گفت: دیوان محاسبات در تهیهی گزارش تفریغ بودجه جلساتی را با حضور روسای دستگاههای اجرایی و کارشناسان برگزار کرد و گزارش را مبتنی بر اسناد هزینهای و درآمدی دستگاههای اجرایی تهیه کرده است.














با سلام بر دوستان کلمه..آقای خامنه ای اگر ذرّه ای از خرد و دور اندیشی در وی مانده باشد باید به این اخبار حسّاس باشد و آنرا مرز بقا و یا فنای دستگاه خود بداند و از کنار این خبرها به راحتی نگذرد. برای ما محرز است که ایشان و تیم اطرافش منافعشان با منافع مردم فرق دارد ولی آیا با منافع اجانب هم سازگارند یا نه؟ چرخش به هریک از آنها میتواند قدری امید دوام به حکومت بدهد ولی وقتی از هر دو سو طرد شود نتیجه رفتن است بلاشک.
امروز برای آمریکا دستگاه قدرت آقای خامنه ای معتبر نیست و نمی توان روی دیوارش یادگاری نوشت. شما اگر از نگاه یک تحلیلگر آمریکائی به اوضاع ایران نگاه کنید چه میبنید؟ حکومتی که سیاست خارجیش اسیر نظرات برادران لاریجانی و نقدی و رحیمی و خاتمی و علم الهدی و سردار قاسمی قداره بند است چگونه میتواند مورد اعتماد باشد؟ توافقاتش چقدر ارزش دارد؟ حکومتی که اصولا عدم سازگاری اساسی با مردم خود دارد و اصلا راه حی برای اصلاح رابطه خود با مردم خود را ندارد به جه دردی میخورد؟ از نگاه همسایگان ایران هم حاکمان فعلی انسانهای نا متعادلی هستند که بهیچوجه رویشان نمی شود حساب کرد. اشخاصی هستند که حتی منافع خود را هم تشخیص نمی دهند چه برسد منافع منطقه را. کسی که با این سرعت و اشتیاق کشور خو را هدف قطعنامه های ویرانگر شورای امنیت می کند و این گونه مملکت خود را به هم میریزد چه برخورداری از عقل و خرد دارد؟ چگونه میتوان به او اطمینان کرد که به هردلیلی مبادرت به آشوب سازی نکند.. در مجموع حکومت آقای خامنه ای نه مقبولیت داخلی دارد نه پذیرش خارجی. وقتی مدافعان رهبری خاتمی و علم الهدی و سعیدی و حداد عادل و حسینیان و رحیمی و سدرا قاسمی و امثال او هستند که در نگاه مردم از هیچ اعتباری بر خورد دار نیستند چه نمره ای باید به درایت ایشان داد؟
مجموع این فسادها و اعمال وحشیانه آقای خامنه ای و دستگاه وی نتیجه اش فقط سلب صلاحیت هر چه بیشتر وی در داخل و خارج است. کسی که حتّی به اندازه هلاکوخان مغول هم درایت ندارد که بفهمد باید وزیرش خواجه نصیر طوسی باشد نه هر فرد بی سروپائی، شایسته بودن طرف هیچ معامله ای نیست. بنظر میرسد دیگر زمان خداحافظی اجباری فرا رسیده است چون با این بی عقلی ها جای هیچ امیدی به ایشان نیست. این حرفی است که امروز در نزد روحانیون و مراجع بسیار گفنه میشود که ظاهرا مقدمات خداحافظی با رهبری است که سر نوشت همه را سعی میکند به خود گره بزند
مملکت که صاحب نداشته باشه اینه دیگه