برگزاری همایش «شبی با داستان» برای کمک به زلزلهزدگان آذربایجان
چکیده :مراسم شبی با داستان برای زلزلهزدگان آذربایجان با حضور جمعی از داستاننویسان سرشناس برگزار خواهد شد. در این همایش داستاننویسانی چون یونس تراکمه، امیرحسین چهلتن، فرزانه کرمپور، جواد مجابی، مهسا محبعلی، هوشنگ مرادی کرمانی، جمال میرصادقی و پیمان هوشمندزاده حضور دارند....
در ادامه سلسله همایشهای هنری و فرهنگی که در حمایت از زلزلهزدگان آذربایجان شرقی برگزار می شود، مراسم «شبی با داستان برای زلزلهزدگان آذربایجان» با حضور جمعی از داستاننویسان سرشناس، روز پنجشنبه این هفته در مرکز همایشهای پارک ورشو برگزار خواهد شد.
این نشست دومین سلسله از این دست نشستهاست که اولین آن را عنوان «شبی با شاعران» در کافه لالهزار برگزار شد.
در همایش «شبی با داستان برای زلزلهزدگان» که پنجشنبه 27 مهرماه از ساعت 17 تا 20 در پارک ورشو واقع در خیابان نجاتاللهی برگزار میشود، داستاننویسانی چون یونس تراکمه، امیرحسین چهلتن، فرزانه کرمپور، جواد مجابی، مهسا محبعلی، هوشنگ مرادی کرمانی، جمال میرصادقی و پیمان هوشمندزاده حضور دارند.
این همایش با همکاری بنیاد فرهنگی ایرج بسطامی، خانه اندیشمندان علوم انسانی و انجمن یاری کودکان در معرض خطر برگزار خواهد شد.
لازم به ذکر است که در این همایش خانم شَری نجفی، مسئول انجمن یاری کودکان در معرض خطر، گزارشی از آخرین مسائل و نیازمندیهای منطقه ارائه میدهند. در این مراسم فیلم «فروریخت» که تصاویر مستندی از مناطق زلزلهزده در روزهای ابتدایی زلزلهست نیز پخش خواهد شد.
همچنین به منظور جمعآوری کمک برای زلزلهزدگان جهت شرکت در همایش بلیتی به فروش میرسد که علاقهمندان میتوانند برای تهیه آن به مراکز اعلامشده در این فراخوان رجوع کنند.
همچنین کتابهای داستانی نویسندگان یادشده به امضای ایشان در محل برگزاری همایش به فروش خواهد رسید و صندوق خیریهای هم برای جمعآوری وجود نقدی خیرین در محل برپا خواهد بود. علاقهمندان میتوانند تا روز برگزاری مراسم، بلیت را از مؤسسهی فرهنگی-هنری کارنامه، کتابفروشی روزبهان و مؤسسهی مطالعاتی رخداد تازه تهیه کنند.
تمامی در آمد و عواید این مراسم به منظور کمک به مردم مناطق زلزلهزده استان آذربایجان شرقی صرف خواهد شد.














چه باید کرد
این باغچه را از هرزه گیاه رها باید کرد
گلزار گلگون سبز را بر آن روا باید کرد
کلبه فرسوده پوسیدهٔ را از بن خراب باید کرد
خانه سبز امید را با عشق، بهر میر عزیز ،در آن بنا باید کرد
بلبلان خوش نغمه عاشق را از قفس رها باید کرد
حصر ناجوانمردانه جور و ستم را فنا باید کرد
بگم؟، بگم؟ بگو، بگو.
سبز یعنی: ” مسخ ” را فسق کردن ، ساده ، آزاده بودن.
“مرگ بر تو” این چهرهها را دوست دارم !
سبز یعنی: ” رحیم ” ، بخشنده بودن ، بند بردهها را از هم ریستن.
سبز یعنی میر ، زهرا ، مهدی ……..
در حصر با سکوت خود ” فتنه ” بر انگیختن .
هستی؟ هستم.
سبز یعنی: استوار و پی گیر برای مردم ، با هم بودن.
سبز یعنی: مجید ، مصطفی ، محمد……
در بند بی پروا ، ظالم را ، افشا کردن.
سبز یعنی: ندا ، سهراب………
گمنام ، ناشناس ، بدون انتظار ، سرووار ،ایستاده مردن.
سبز یعنی: از گذشته آموختن ، نو را آزمودن.
سبز یعنی: ” نور ” ، ” رحمان ” .
همه با هم اکنون برای صلح جنگیدن .