گزارش مراسم هفتمین روز درگذشت استاد سمندریان
چکیده :اسماعیل شنگله ضمن اشاره به این مطلب که آنچه روح حساس و ظریف سمندریان را بیش از هرچیز آزرده کرد این نبود که نگذاشتند کار کند، گفت: آن سال ها یکی از بزرگترین کارگردانان روز جهان "پیر اشتاین" به ایران آمده بودتا یک نمایش اجرا کند که به دلیل شرایط آن روزها و نبودن یک محل مشخص برای اجرا درنهایت گذاشت و رفت، این اتفاق تاثیر زیادی بر سمندریان گذاشت. سمندریان می گفت آرزویم این است که جایی وجود داشته باشد که هر روز خودم چراغ آن را روشن کنم؛ افسوس که این آرزو را با خودش برد....
عصر روز پنجشنبه 29 تیرماه علاقه مندان به حمید سمندریان در تالار اصلی تئاتر شهر حضور پیدا کردند تا در مراسمی که به همت خانه تئاتر مصادف با هفتمین روز درگذشت این هنرمند برجسته درنظر گرفته شده بود شرکت کنند.
به گزارش ایلنا، این مراسم ابتدا با حضور افشین هاشمی و خواندن متن پیام بهرام بیضایی برای درگذشت حمید سمندریان پس از پخش اذان موذن زاده اردبیلی آغاز شد.
سپس قطب الدین صادقی به عنوان نخستین سخران روی سن آمد و ضمن تاکید بر اینکه سمندریان هیچگاه کار مبتذل انجام نداد و برای پول و مقام کار نکرد از او به عنوان معلمی کامل یاد کرد و گفت: سمندریان همواره نمایش هایی را اجرا کرد که به آنها اعتقاد داشت، کارهایی که سوالی را مطرح می کرد و پی پاسخ آن می گشت.
وی با بیان این مطلب که امروز به جرات می گویم سمندریان معلم بزرگ تئاتر ایران است ،ادامه داد: آثاری که این هنرمند اجرا کرد همه تراز اول بودند، او توانسته بود آثار بزرگ جهان را به خوبی با جامعه خود پیوند بزند.
این مدرس و کارگردان با اشره به اینکه هر نمایشی که سمندریان اجرا کرد یک اتفاق محسوب می شود، افزود: تفکر سمندریان یک تفکر اجتماعی بود، بحران ها را میشناخت و آنها را به خوبی با صحنه پیوند می زد، سمندریان مرد آزاده ای بود که اندوه و ترس نمی شناخت و هیچکدام از آثارش فاقد اندیشه نبود.
وی با اشاره به این مطلب که كسي حق ندارد قهرمانبازي كند و از دستآوردهاي سمندريان براي خود دكان بسازد، بیان کرد: سمندريان مردي آزاده است و عشق به همه نسل ها در آثارش موج می زند، خلاقیتی که سمندریان وارد تئاتر کرد در آدم هایی که بعد از او خواهند آمد وجود خواهد داشت، تمام این ها از او چهرهاي بينظير ساخته است.
صادقی در پایان با اشاره به سخنی از محمدقاضی درخصوص اینکه خوشبختی چیست، گفت: این استاد دانشگاه کردستان در پاسخ به دانشجویان گفت، کار درست انجام دهید تا مفید واقع شوید، وقتی مفید واقع شدید شما را دوست خواهند داشت و امروز سربلندم بگويم حميد سمندريان نيز جزو افرادي است كه مفيد كار كرد، ديگران او را دوست داشتند و خوشبخت از دنيا رفت. اميدوارم همهي ما خوشبخت از دنيا برويم.
بعد از این سخنان صادقی خسرو خورشيدي که از گذشته به عنوان طراح صحنه و لباس با سمندریان همکاری کرده بود به ایراد سخنرانی پرداخت.
خورشيدي پس از حضور روی صحنه، گفت: سمندريان فقط يك نام نبود، بلكه به تاريخ هنر ما پيوسته است. او ادامهدهندهي راه افرادي مانند نوشين، سركيسيان بود كه در شرايط دشواري كار كردند و او با قدرتي بينظير، اين ارثيه را در كنار ديگر همكاران خود به جوانان اين ديار بخشيد؛ نمايشهاي او هميشه براي من پر از انرژي بود.
بعد از سخنان خورشیدی سالار عقیلی که در گذشته از شاگردان سمندریان بوده است روی صحنه آمد و گفت: من افتخار داشتم 11 سال پيش در دانشكدهي هنر و معماري، در رشتهي تئاتر شاگرد استاد باشم و از اين جهت به خود ميبالم.
عقيلي ضمن اشاره یه خاطره ای از گذشته و با بیان اینکه بهخاطر سفرهايي كه براي اجراي كنسرتهايم داشتم، نميرسيدم سر كلاس های دانشگاه حضور پيدا كنم، ادامه داد: اما استاد سمندريان هميشه با روي گشاده من را ميپذيرفت و ميگفت، سالار تو آواز بخوان من نمرهات را ميدهم.
عقيلي با بيان اين مطلب كه بزرگترين ميراث استاد سمندريان، رفتار، اخلاق و منش او بود ضمن اشاره به اینکه قصد آواز خواندن ندارد، افزود: فقط به استادم اداي دين ميكنم كه به موسيقي و آواز علاقه داشت و مطمئنم به گوش او خواهد رسید.
عقیلی سپس قطعه آوازی اجرا کرد و محفل را به دیگر هنرمندانی سپرد که طبق برنامه ریزی حمیدپور آذری به تجرای برنامه می پرداختند.
سخنران بعدی مراسم اسماعیل شنگله بود، این هنرمند با سابقه کشور صحبت های خود را با ذکر خاطراتی از احوال تئاتر ایران پس از کودتای 28مرداد آغاز کرد و گفت: بعد از کودتا بود که تئاتر به دلیل شرایط پیش آمده چاره ای جز این نداشت که روی پای خود بایستد و کیفیت را بالاتر ببرد، این اتفاق اول پس از کودتا و بار دوم در دوران 22بهمن 57 تا اوایل سال 59 تجربه شد و تئاتر شکوفایی خاصی پیدا کرد.
وی ادامه داد: بعد از کودتای 28مرداد تئاترها به کار خود ادامه دادند تا اینکه نخستین مدرس حرفه ای که یک آمریکایی به نام “پرفسور دیویدسون” بود کلاسی برای علاقه مندان به نمایش گذاشت و پس از آن بود که تصمیم گرفت نمایش “شهرما” را با حرفه ای ترین بازیگران آن زمان کار کند.
شنگله با ذکر یکی از خاطرات تلخ آن روزگار خود از نوع برخورد مردم با تئاتر قبل از اینکه سمندریان به ایران بازگردد، بیان کرد: غم انگیزترین لحظه زمانی بود که با چشمهای خودم دیدم با وجود اینکه قبلا اعلام شده بود تماشای نمایش برای همه رایگان است، هیچکس برای دید آن نمی آمد، حتی مردم با دیدن چراغ زنبوری هایی که در پیاده روی جلوی سالن نمایش روی زمین گذاشته شده بود راه خود را کج می کردند و از پیاده روی مقابل به حرکت خود ادامه می دادند، این بود وضعیت تئاتر کشور هنگام ورود سمندریان به ایران.
این بازیگر در ادامه با بیان این نکته که در سال های آخر برای تمام اجراها تنها یک دکور وجود داشت که آن هم آنقدر مورد استفاده قرار می گرفت تا بپوسد، تصریح کرد: سمندریان در دوره ای به ایران آمد که هیچ چیز نداشتیم، حتی در زمینه تئوری هم تنها دو کتاب در کشور وجو داشت، یکی از آن دو کتاب فن صحنه سازی تئاتر بود که همچنان در دانشگاه ها تدریس می شود و یکی از بهترین منابع در زمینه هنر تئاتر است.
شنگله در اشاره به اولین برخورد با سمندریان پس از بازگشت وی به ایران، بیان کرد: وقتی سمندریان به ایران بازگشت به این دلیل که کارمند اداره هنرهای دراماتیک بودیم و مسیر منزل هردو نزدیک هم بود به مدت دوسال هر روز صبح با هم سرکار می رفتیم و همراه هم بازمی گشتیم، در این مسیر هیچ چیز به جز تئاتر میان ما ردوبدل نمی شد.
وی درحالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود با بیان اینکه به جرات می توانم بگویم نخستین شاگرد حمید سمندریان در ایران بودم و به این شاگردی افتخار می کنم، ادامه داد: سمندریان نخستین نمایش خود به نام “دوزخ” را پشت درهای بسته اداره هنرهای دراماتیک اجرا کرد که یکی از تماشاچیان آن روز اولین استاد تئاتر من بود که پس از پایان نمایش رو به من کرد و گفت، ستاره ای در آسمان تئاتر ایران درخشید.
هنرمند پیشکسوت سینما و تئاتر سپس با بیان تاثیران فراوان سمندریان بر جریان تئاتر ایران، افزود: سمندریان اولین فردی بود که به ما گفت، تنفس چیست، نگرش در تئاتر یعنی چه، بیان و بازی ساختن یعنی چه؟
بازیگر فیلم سینمایی سگ کشی با بیان اینکه به تشویق سمندریان و کمک های او برای ادامه تحصیل راهی کشور آلمان شده است، ادامه داد: هرگاه به ایران برمی گشتم تعدادی نمایشنامه همراه خود می آوردم و به دیدار او می رفتم که در یکی از این دیدارها نمایشنامه “آندورا” نوشته ماکس فریش را به او دادم که سمندریان خیلی از آن خوشش آمد، آنرا از من گرفت که ترجمه هم کرد و بعدا متوجه شدم توسط خودش در ایران اجرا شده است.
وی ادامه داد: پس از این نمایش سمندریان نمایشنامه “کرگردن” را دست گرفت و به دلیل اینکه جایی برای تمرین نداشت شش ماه بچه های گروه را مثل یک مادر به دندان می گرفت و مانند آواره ها از این سالن به آن سالن می رفت و همه را دنبال خود می کشید، که متاسفانه بعد از این همه تلاش به دلیل شرایط آن زمان کشور، مصادف با انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها این کار هم تعطیل شد.
شنگله ضمن اشاره به این مطلب که آنچه روح حساس و ظریف سمندریان را بیش از هرچیز آزرده کرد این نبود که نگذاشتند کار کند، گفت: آن سال ها یکی از بزرگترین کارگردانان روز جهان “پیر اشتاین” به ایران آمده بودتا یک نمایش اجرا کند که به دلیل شرایط آن روزها و نبودن یک محل مشخص برای اجرا درنهایت گذاشت و رفت، این اتفاق تاثیر زیادی بر سمندریان گذاشت.
وی در پایان با اندوه فراوان، بیان کرد: سمندریان می گفت آرزویم این است که جایی وجود داشته باشد که هر روز خودم چراغ آن را روشن کنم؛ افسوس که این آرزو را با خودش برد، یادش گرامی.
بعد از صحبت های این هنرمند ترانه “با ما بودی، بی ما رفتی” با حضور ایرج راد مدیر خانه تئاتر، اصغرهمت و چندتن دیگر بر روی صحنه اجرا شد.
پس از این اجرا هما روستا در میان تشویق بلند و ممتد حاضران، قطعه گل سرخی به رسم یادبود بر صندلی خالی حمید سمنریان که روی سن گذاشته شده بود تقدیم کرد.
آخرین پرده از این یادبود با حضور ستاره اسکندری روی صحنه و خواندن قطعه شعری از احمد شاملو رقم خورد که ویلن سل آنکیدو دارش او را در اجرا همراهی می کرد.
لازم به ذکر است در این مراسم افرادی چون، قادر آشنا، حسین پارسایی، مرضيه برومند، پرويز پورحسيني، حسن پورشيرازي، علي دهكردي، پیام دهکردی، بهروز بقايي، داوود فتحعليبيگي، محمد حاتمي، محمد زريندست، بهرام شاهمحمدلو، حسن دادشكر،محمد يعقوبي، افسانه ماهيان، حضور داشتند، همچنین داریوش مهرجویی کارگردان نام آشنای سینمای ایران لحظات پایانی در مراسم حضور پیدا کرد.













