سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

زنجیره سبز، پاسخی به بی‌عدالتی

چکیده :در این روز زنجیره انسانی به طول 88 کیلومتر در سراسر کشور مردم ایران را به هم متصل کرد. از زاهدان تا تبریز، از اهواز تا بجنورد، از ساری تا بندرعباس و در بیش از یکصد و سی شهر دیگر ایران مردم در خیابان اصلی شهرها جمع شدند و اعتراض خود را به وضع موجود نشان دادند. و البته در تهران این زنجیره در بزرگترین خیابان خاور میانه تجسم پر رنگ تری از اعتراض به دروغ و نابرابری فضای انتخاباتی را رقم زد....


 کلمه- یک جوان اصلاح طلب:

18 خرداد یکی از خاطره انگیزترین روزهای جنبش سبز از بدو تولد است. در این روز زنجیره انسانی به طول 88 کیلومتر در سراسر کشور مردم ایران را به هم متصل کرد. از زاهدان تا تبریز، از اهواز تا بجنورد، از ساری تا بندرعباس و در بیش از یکصد و سی شهر دیگر ایران مردم در خیابان اصلی شهرها جمع شدند و اعتراض خود را به وضع موجود نشان دادند. و البته در تهران این زنجیره در بزرگترین خیابان خاور میانه تجسم پر رنگ تری از اعتراض به دروغ و نابرابری فضای انتخاباتی را رقم زد.

چیزی که ان روز مردم را به هم نزدیک کرد صرف ایستادن کنار یکدیگر نبود بلکه نزدیکی قلب ها و همدلی مردم بود که 18 خرداد را روز بی بدیلی کرد. همدلی که در روزهای پس انتخابات و در هنگامه سرکوب معترضین خود را بیشتر نشان داد.

یکی از نکاتی که در مورد این زنجیره کمتر به ان پرداخته شد تفاوت عملکرد جوانان اصلاح طلب اعم از فعالین سیاسی و دانشجویی تا جوانانی که خود را اصلاح طلب می دانند و به اصولی از قانون اساسی مثل ازادی، حقوق مخالف، انتخابات آزاد و حقوق اجتماعی تاکید بیشتری دارند با نیروهای امنیتی، مدعیان اصولگرایی و نسل دوم این دو جریان که عملا در یک طیف قرار می گیرند است.

انتخابات سال 88 عرصه نابرابر تبلیغات ریاست جمهوری بود. از تخریب های غیر مستقیم و ناجوانمردانه رسانه ملی علیه مهندس موسوی و تبلیغات غیر مستقیم به نفع احمدی نژاد تا پخش پول نقد در روستاها و شهرستان ها توسط دولت. از دادن مجوز برنامه به ستاد احمدی نژاد و کارشکنی و عدم اجازه برگزاری برنامه به ستاد مهندس موسوی و شکایت ها و بازداشت های کوتاه و ایجاد فضای رعب علیه جوانان اصلاح طلب. بازداشت عماد بهاور، خالی کردن گاز فلفل در همایش های مهندس موسوی به صورت جوانان حاضر، بازداشت کوتاه جوانان در شهرستانها و ایجاد محدودیت برای انها نمونه های کوچکی از برخورد با این جوانان در همان ایام انتخابات بود. بگذریم از حمایت های مالی نامحدود از احمدی نژاد که خودخواهانه از بیت المال برای وی خرج می شد و عملا همه سازمان های دولتی رو تبدیل به ستاد تبلیغاتی وی نموده بود.

پیش از برگزاری زنجیره انسانی یکی از دغدغه های ستاد مهندس موسوی گرفتن مجوز برای برنامه در مصلی تهران بود. برنامه ای که از چند هفته قبل تمام انرژی ستاد احمدی نژاد و برخی ارگان های معلوم الحال برای پر کردن ان تمرکز پیدا کرده بود. در برابر خواسته ستاد مهندس موسوی نیز در کمال تعجب اجازه استفاده از مصلی در حالی که به رقیب وی داده شده بود داده نشد و رسما وزارت کشور و نیروهای نظامی عدم بی طرفی خود را در انتخابات اعلام کردند.

در این شرایط یک پیشنهاد از سوی جوانان فعال حامی میرحسین برای تشکیل زنجیره انسانی و اقبال مردم تهران تیر خلاصی بر همه برنامه ریزی ها و بی اخلاقی های احمدی نژاد و ستادهای وی و بر همه نابرابری هایی که کام جوانان اصلاح طلب را تلخ کرده بود زد. بعد از زنجیره حتی ستاد احمدی نژاد هم فهمیده بود انتخابات را در شهر تهران واگذار کرده است. زنجیره فرصتی شد برای فریاد بلندی که متاسفانه مسئولین در ایام انتخابات حاضر نشدند آن را بشنود.

اما انچه از این نوشته به مدعیان اصولگرایی بر می گردد تذکر مهمی بود که یا نشنیدند یا ترجیح دادند ان را نشنیده بگیرند. در حالی که کار اصلی برای مهندی موسوی از سوی جوانان داوطلب و خودجوش انجام می شد؛ رقیب جوانان اصلاح طلب در ایام انتخابات یک جریان سیاسی که برنامه ریزی کند؛ برنامه های تبلیغاتی برگزار کند، واکنش سیاسی نشان دهد، به جای تخریب در انجام برنامه های اخلاقی و جوانمردانه بکوشد نبود. رقیب آنها یک جریان امنیتی و وابسته به قدرت بود که پول توزیع می کرد، تهدید می کرد، پرونده می ساخت، دست به تخریب با استفاده از امکانات بیت المال می زد. اگر دولت و نهادهای وابسته به قدرت در دادن مصلی و سایر برنامه های تبلیغاتی تبعیض قائل نمی شدند شاید جوانان اصلاح طلب چاره را در گذاشتن برنامه در خیابان ولیعصر نمی دیدند. واکنش هوشمندانه که نتیجه انتخابات در تهران را به نفع مهندس موسوی تثبیت کرد.

در برابر، پاسخ این جوانان شد اتهام براندازی و اقدام علیه امنیت ملی و بازداشت. شد داستانهای تلخ سردار مشفق. همه این ها به دلیل نبود جریانی سیاسی در برابر جوانان اصلاح طب در میان اصولگرایان اتفاق افتاد. نمی توان منکر شد که نسل دوم اصولگرایان با همه رانت و امکاناتی که در اختیارشان گذاشته شد ذره ای از خلاقیت و هوش و برنامه ریزی نسل دوم اصلاح طلبان را نداشتند.

این را همه می دانند . هم نیروهای سیاسی و هم نیروهای امنیتی اصولگرا. انتخابات سال 88 اوج خلاقیت و ابتکار جوانان اصلاح طلب بود که آنها را برنده واقعی فعالیت سیاسی کرد و اوج ناتوانی و ضعف نیروهای اصولگرا که با همه جر زنی ها و رانت ها حرفی برای گفتن نداشتند و در نهایت نیز اتهامات بی اساس کودتا و .. را سرپوشی بر ناتوانی خود گذاشتند. این جاست که نامه جوانان احزاب اصلاح طلب به آیت الله مهدوی کنی مبینی بر مرگ جریان اصولگرا معنا می یابد.


یک پاسخ به “زنجیره سبز، پاسخی به بی‌عدالتی”

  1. حیدر مصلحی گفت:

    آقایان و خانمهای جنبش سبز و اصلاحات و بقیه لطفا یک روز را البته جمعه باشد بهتر است، به عنوان اعتصاب و خانه نشنینی انتخاب کنید که قوت و نیرو و قدرت خود را به این ها نشان دهیم.