سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خودزنی بس است؛ نیاز به تغییر داریم...

خودزنی بس است؛ نیاز به تغییر داریم

چکیده :تاریخ و سرنوشت حاکمیت جابرانه سلسله های اشغالگر یا ستمکار بر ایران عزیز که نتوانستند یا نخواستند تغییر را بپذیرند، بهترین گواه این مدعاست. حتی مغول اشغالگر وقتی درایران ماند که حاکمان آن با همه قدرتی که داشتند تغییر را پذیرفتند، از روشهای خود دست برداشتند، یاسای چنگیز را کنار گذاشتند و مسلمان شدند. ما که با آنها فرق می کنیم و در روشهایمان هیچ شباهتی با آنها نداریم و نباید داشته باشیم. تغییر، یک ضرورت است .باید برای آن به جد فکری کرد....


غلامعلی رجایی

در احزاب سیاسی فعال مصر بعد از حسنی مبارک، حزبی بنام ” جبهه ملی تغییر” وجود دارد.

هرچند درایران ما آنطور که شنیده ام فعلا خانه احزاب تعطیل است، اما کاش می شد برای برون رفت ازاین وضعیت جبهه ملی تغییرهم در ایران تاسیس می شد.

نیاز به تغییر درکشور کاملا محسوس است. گاهی که با تدبیری درست کسانی مثل نوری زاد یا خزعلی از زندان آزاد می شوند، انسان بخوبی اثرات مثبت این اقدام را می بیند. عکس آن هم صادق است

به حکم عقل و شرع و اخلاق هیچ کس نباید از زندان رفتن پیرمردهای بالای هفتاد و هشتاد سال سن راضی باشد.

هیچ کس نباید از ماهها در زندان انفرادی بودن بعضی از زندانیان سیاسی راضی باشد.

هیچ کس نباید از پاشیده شدن برخی خانواده ها به دلیل زندانی بودن سرپرست خانواده نگران نباشد.

هیچ کس نباید نسبت به ازبین رفتن برخی که به دلیل بیماری استطاعت جسمی بودن در زندان را ندارند، نگران نباشد.

من نمی دانم حصر جناب مهندس میرحسین موسوی وجناب شیخ مهدی کروبی براساس کدام قانون صورت گرفته است که اعلام نمی شود اما باشناختی که از افکار عمومی جامعه دارم می دانم با توجه به نقش وسابقه انکار ناپذیری که این دوعزیز درانقلاب وجنگ دارند، شاید جز اندکی ازاین حصر و ادامه آن راضی نباشند .

ازبحث آخرتی مساله که بگذریم – که البته نمی شود از آن گذشت- نباید با بی تدبیری با آبروی خودمان درتاریخ بازی کنیم.

خود زنی بس است. مدتهاست معلوم شده است با این روشها به جایی نمی رسیم.

تاریخ به ما آموخته است جوامعی که نتوانسته اند تغییر را بپذیرند، تغییر خود را برآنان تحمیل کرده است.

تاریخ و سرنوشت حاکمیت جابرانه سلسله های اشغالگر یا ستمکار بر ایران عزیز که نتوانستند یا نخواستند تغییر را بپذیرند، بهترین گواه این مدعاست.

حتی مغول اشغالگر وقتی درایران ماند که حاکمان آن با همه قدرتی که داشتند تغییر را پذیرفتند، از روشهای خود دست برداشتند، یاسای چنگیز را کنار گذاشتند و مسلمان شدند.

ما که با آنها فرق می کنیم و در روشهایمان هیچ شباهتی با آنها نداریم و نباید داشته باشیم.

تغییر، یک ضرورت است .باید برای آن به جد فکری کرد.

تغییر، عیب و عقب نشینی نیست. یک هنر است که باید آن را آموخت و بکار بست.

تغییر، سنت الهی است. سنت های الهی برکت آفرین هستند.

نمی بینیم که در طبیعت همیشه زمستان و حتی بهار ماندگار نیست؟

منبع: وبلاگ نویسنده


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.