سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حسین علایی: مساله خلیج فارس در سایه تقابل ایران و امریکاست...

حسین علایی: مساله خلیج فارس در سایه تقابل ایران و امریکاست

چکیده : مساله خليج‌فارس مساله‌اي در حوزه ژئوپولتيك قدرت است و اين مساله هيچ‌گاه حل نخواهد شد چون درگيري بين دو قدرت يعني ايران از يك سو و آمريكا از سوي ديگر در جريان است. بنابراين تقابل بر سر نام خليج‌فارس هم مبتني بر تقابل بين ايران و آمريكاست....


سردار حسين علايي، فرمانده اسبق نيروي دريايي سپاه و استاد دانشگاه امام حسين‌(ع) با بيان اينكه قدرت‌هاي بزرگ تلاش دارند بر خليج‌فارس مسلط شوند، چرا كه تسلط بر اين منطقه تسلط بر خاورميانه و كل جهان است، گفت: مساله خليج‌فارس مساله‌اي در حوزه ژئوپولتيك قدرت است و اين مساله هيچ‌گاه حل نخواهد شد چون درگيري بين دو قدرت يعني ايران از يك سو و آمريكا از سوي ديگر در جريان است. بنابراين تقابل بر سر نام خليج‌فارس هم مبتني بر تقابل بين ايران و آمريكاست.

وي در سمیناری که در رابطه با خلیج فارس افزود: كساني كه وارد منازعه «خليج‌فارس» شدند ابتدا بر مبناي تعصب عربي خود وارد شدند اما در ادامه در پس پرده قدرت‌هاي بزرگ قرار داشتند، زيرا آنها تسلط بر خليج‌فارس را تسلط بر خاورميانه و دنيا مي‌دانند.

اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه آمريكا در دوران رژيم شاه نيازي به ورود ناوگان جنگي خود به خليج‌فارس احساس نمي‌كرد يادآور شد: در دوران جنگ تحميلي، آنها صدها فروند كشتي جنگي را وارد خليج‌فارس كردند و امروز بزرگ‌ترين ناوهاي هواپيمابر خود را در خليج‌فارس دارند و پايگاه‌هاي مهم هوايي آنها نيز در اين منطقه است.

علايي با اشاره به اهميت ژئواستراتژيك جزاير خليج‌فارس گفت: اين جزاير براي كشوري كه ابرقدرت نيست حكم فراتر از يك ناو هواپيمابر در خليج‌فارس را دارد. به‌خصوص ابوموسي، تنب‌بزرگ و تنب‌كوچك. فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به مسير كشتي‌راني بين‌المللي كه در دوران جنگ با گذر از اين جزاير تغيير كرد و نفت‌كش‌هاي بزرگ از اين مسير حركت مي‌كردند، گفت: زماني كه عراق جنگ نفت‌كش‌ها را عنوان كرد و بحث مقابله به مثل پيش آمد، ايران توانست بدون ناوهاي عظيم، هواپيماهاي فراوان و تنها با استفاده از قايق‌هاي كوچك و البته تسلط بر اين جزاير، سلطه خود بر خليج‌فارس را حفظ كند به طوري‌كه عراقي‌ها براي يك عمليات 40روز معطل ماندند تا آمريكا ناوهاي خود را در خليج‌فارس مستقر كند.

این استاد دانشگاه افزود: از نظر ژئوپولتيك قدرت، امنيت در خليج‌فارس زماني ايجاد مي‌شود كه ايران بخواهد، حتي اگر ناوهاي هواپيمابر آمريكا در منطقه باشند. بنابراين اين جزاير بايد در دست قدرت برتر باشد. علايي با بيان اينكه ايران مساله جزاير را فراتر از نام تاريخي آن بايد تصور كند، يادآور شد: امروز بحث تسلط بر قلب زمين است و به همين دليل بارها پيشنهاد كردم كه ايران از ديد امنيت اجتماعي موضوع را حل كند و اين جزاير محل سكونت و تردد اتباع ايراني به بهانه‌هاي مختلف باشد.

وي در خاتمه گفت: بايد وجب به وجب جزاير خليج‌فارس را پر از اتباع ايراني كنيم تا بر بزرگ‌ترين حوزه ژئوپولتيك جهان مسلط باشيم.

روز ملي «خليج‌فارس» آمد و رفت؛ همچون روزهاي ديگر؛ اما با يك تفاوت. چرا كه قرار بود اين روز، روز ويژه‌اي باشد؛ ويژه هم بود؛ البته تنها در برگزاري نشست‌ها، سمينارها و همايش‌ها. نشست‌هايي به منظور پاسداشت نام «خليج‌فارس». هرچند اين «پاسداشت» بيشتر به «اثبات» سوق پيدا كرده است. «اثبات» اينكه نام اين خليج، «فارس» بوده و خواهد ماند. موضوعي كه اثبات آن به دليل و برهان نياز ندارد. براين اساس شنيدن حرفي متفاوت و تازه در اين نشست‌ها زياده‌خواهي است؛ مگر آنكه نشستي متفاوت برگزار شود.

شرق نوشت: از آن نشست‌هايي كه ديروز در دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت خارجه برگزار شد؛ نشستي كه در آن عمدتا ديپلمات‌ها و سفراي سابق ايران در دولت اصلاحات حضور داشتند، كمتر به اثبات نام «خليج‌فارس» اختصاص داشت و بيشتر معطوف به نقد عملكرد ديپلماسي و سياست خارجي كنوني جمهوري‌اسلامي شد. آغاز به كار اين نشست با پيام وزير خارجه بود و ادامه و پايان آن با انتقاد از سياست‌هاي وزير خارجه و ديپلماسي پيش رو.

پيام وزير خارجه را حسين كماليان، مدير كل خليج‌فارس وزارت خارجه قرائت كرد. علي‌اكبر صالحي در اين پيام با تاكيد بر اينكه موقعيت حساس و راهبردي منطقه خليج‌فارس و جنبه‌هاي ژئوپلیتيك، ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك آن اهميت و اولويتي خاص در سياست خارجي جمهوري‌اسلامي ايران دارد، تاكيد كرد: براي ما اين منطقه، تنها محلي براي كسب منافع اقتصادي نيست، بلكه مهم‌تر از آن، محل رشد و بالندگي ارزش‌هاي مشترك و ديرپاي منطقه است.

وزير امور خارجه در خاتمه با بيان اينكه بي‌ترديد باور اين واقعيت مهم و اساسي يعني همكاري دسته‌جمعي و تلاش براي تحقق آن، كشورهاي منطقه را به گرانيگاه وحدت و تعالي و ثبات نزديك‌تر مي‌كند تاكيد كرد: منطقه خليج‌فارس، ‌خانه همه ماست و كشورهاي دو سوي ساحل جنوبي و شمالي آن، ساكنان دايمي و همسايگان قهري هم هستند و بايد اين حقيقت را بپذيرند كه واقعيت جغرافيايي و همسايگي تغيير‌ناپذير و همزيستي مسالمت‌آميز و برادرانه، نيز ضرورتي انكارناپذير است.

شايد همين سخنان علي‌اكبر صالحي كه همچون گذشته مبتني بر توصيه و درخواست از كشورهاي منطقه براي همكاري‌هاي دسته‌جمعي، همزيستي مسالمت‌آميز و برادرانه و… بود كه مسير اين نشست را تا حدودي تغيير داد و «خليج‌فارس» را از متن به حاشيه برد.

آنچنان كه پس از محمدعلي موحد، حقوقدان و پژوهشگر، نويسنده كتاب مبالغه استعمار كه به بررسي مدارك مورد استناد شيوخ خليج‌فارس در مورد ادعا بر جزاير تنب‌كوچك، تنب‌بزرگ و ابوموسي پرداخت، داوود هرميداس باوند، استاد دانشگاه و كارشناس حقوق بين‌الملل، به عنوان سخنران دوم، سخنان خود را با اشاره به پيام وزير خارجه آغاز كرد و گفت: «همواره هم و غم ايران برقراري نوعي همكاري و همزيستي مسالمت‌آميز با كشورهاي حاشيه خليج‌فارس بوده است و شايد همين رويكرد در سال‌هاي 71-1970 منجر به گذشت‌هايي از سوي ايران شد.» اشاره اين استاد دانشگاه به جدايي هميشگي بحرين از خاك ايران بود.

وي افزود: در شرايط موجود حسن‌نيت از سوي شيوخ عرب براي حل مسايل وجود ندارد و همسايگان از هر مشكلي كه براي ايران پيش‌ آيد، خوشحال مي‌شوند. باوند به مواضع برخي كشورهاي عربي در اين مورد نيز اشاره كرد و توضيح داد: هرگاه شرايطي پيش بيايد كه احتمال نوعي تعامل ايران با قدرت‌هايي كه در منطقه ذي‌نفع هستند، ايجاد مي‌شود، ‌كشورهاي عربي به سمت ايران حركت مي‌كنند و هرگاه شرايطي به وجود مي‌آيد كه تصور مي‌شود ايران در شرايط بحران سياسي قرار دارد، آنها گستاخ شده و ادعاهايي را مطرح مي‌كنند پس ما بايد مشكلات را با قدرت‌هايي كه در منطقه ذي‌نفع هستند، حل كنيم.

وي ادامه داد: در تحولات پس از 11سپتامبر بيش از همه ايران سود برد، چرا كه ما در عراق و افغانستان جايگاه خود را به دست آورديم و سلفي‌هايي كه در پاكستان، افغانستان، آسياي مركزي و شمال آفريقا رسوخ كرده بودند، به عنوان طالبان مهار شدند كه اين موضوع نيز به سود ما بوده است. پس از 11سپتامبر شيوخ عرب دچار انفعال بودند و ايران از اين شرايط استفاده بهينه را برد. اعراب بر همين مبنا امروز بسيج شدند تا موضع تقابلي را پيش بگيرند كه اين موضع و اتحاد را حتي در قبال رژيم صهيونيستي شاهد نبوديم.

باوند با تاكيد بر اين امر كه تصميمات كشورهاي عربي بر اساس واقعيات سياسي، تاريخي و حقوقي نيست، بيان كرد: اين تصميمات تنها بر اساس قبيله‌گرايي است و تلاش اعراب بر اين است تا در پرتو حمايت قدرت‌هاي فرا‌منطقه‌اي خط‌مشي تقابل با ايران را دنبال كنند. باوند اظهار داشت: ترديد دارم در شرايط موجود حسن نيت از سوي شيوخ عرب براي حل مسايل موجود باشد. چرا كه تمام همسايگان ما از هر مشكلي كه براي ايران پيش‌ آيد خوشحال مي‌شوند. پس بايد با تشخيص واقعيات روز منطقه‌اي و بين‌المللي خط‌مشي خود را اتخاذ كنيم تا از تنگناها و بن‌بست‌هاي احتمالي آينده خارج شويم.

ما بايد مشكلات را بر اساس تعديل مواضع متفاوت با قدرت‌ها و با حسن نيت و اراده حل كنيم كه حل اين مشكلات زمينه را براي حل مسايل منطقه‌اي فراهم مي‌كند. در ادامه محمد فرازمند، تحليلگر مسايل خاورميانه و سفير سابق ايران در بحرين هم، خواست وزير خارجه براي شكل‌گيري همكاري‌هاي دسته‌جمعي در منطقه را مورد انتقاد قرار داد. وي با اشاره به تحولات خاورميانه و شمال آفريقا تحت عنوان «بهار عربي» و تاكيد بر اينكه خاورميانه در مرحله گذار به سر مي‌برد گفت: بحث همكاري دسته‌جمعي در منطقه خليج‌فارس يا بحثي فراموش شده يا زودهنگام است. وي با بيان اينكه تا زمان شكل‌گيري مختصات جديد منطقه‌اي نمي‌توان از حركتي منطقه‌اي و متحد سخن گفت تاكيد كرد: طرف مقابل ايران در برخي فضاها حتي از توسل به زور براي مهار ايران سخن گفته و جايي براي همكاري نگذاشته است.

آخرين سخنران اين نشست حسين سليمي استاد علوم سياسي دانشگاه علامه‌ طباطبايي بود كه با موضوع «خليج‌فارس و نظام بين‌الملل؛ چگونگي رويش گفتمان تنازعي در منطقه» به ايراد سخن پرداخت. وي با تاكيد بر اينكه «امروز خليج‌فارس نماد تقابل هويتي اعراب با ايران است و كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس با استفاده از بنيه مالي خود اين گفتمان را در دنيا گسترش مي‌دهند» گفت: «به نظر مي‌رسد تا زماني كه اين تنش بنيادين بين ايران و مركزيت سيستم بين‌المللي وجود دارد اين تنازع گفتماني و اين نماد‌سازي از خليج‌فارس و جزاير به عنوان نماد اين گفتمان تشديد خواهد شد. و برعكس هرچه ما به سمت كاهش تنش با ساختارها و مركز سيستم بين‌المللي حركت كنيم اين فضاي تنازع گفتماني كاهش پيدا خواهد كرد.» سليمي تشديد بحران‌سازي اخير در مورد جزاير سه‌گانه را از بيم بهسازي روابط ايران با نظام بين‌الملل و تحول گفتمان جهاني دانست و گفت: «طرح دوباره مساله ابوموسي در چند هفته گذشته گواهي بر صدق اين مدعاست. درست در زماني كه ايران گام‌هايي برمي‌دارد كه نشان‌دهنده كاهش فضاي تنش با ساختار بنيادين نظام بين‌المللي است، كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس سفر عادي بالاترين مقام يك كشور را به بخشي از سرزمين خود براي ايجاد فضاي تنش مجدد بهانه مي‌كنند تا از تنش‌زدايي احتمالي جلوگيري كنند. به نظر مي‌رسد آن چيزي كه چنين وضعيتي را چه بر نام و بر وضعيت استراتژيك خليج‌فارس حفظ خواهد كرد تشديد گفتمان‌هاي تنازعي است. هرچه بيشتر بر طبل اين تنازع كوبيده شود مساله خليج‌فارس تشديد خواهد شد و هرچه بيشتر تنش‌زدايي پيگيري شود استحكام اين هويت تاريخي بيشتر حفظ خواهد شد و اگر به سمت تنش‌زدايي با سيستم بين‌المللي حركت كنيم همه مسايل حل مي‌شود.»


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.