سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مصريان و انتخابات ریاست جمهوری

چکیده :براي واشنگتن، مصري با ظواهر دموكراتيك و حاكميت جريان معتدل اسلامي كه به ستون‌هاي اصلي سياست آمريكا مانند كمپ ديويد روابط مصر با اسراييل، قرارداد كمپ ديويد، صدور گاز مصر به اسراييل، نقش پررنگ نظاميان در سياست، لطمه جدي وارد نكند در درجه اول اهميت قرار دارد. عمروموسي قبلا بر تعهداتش در اين موارد تاكيد كرده است. سوابق سياسي احمد شفيق هم او را از فاصله گرفتن از آمريكا بري مي‌سازد اينكه اينان يا ديگر نامزدها در غياب كانديداهاي ردصلاحيت شده و محمد البرادعي چقدر شانس قبولي دارند موضوعي است كه بايد منتظر روز انتخابات ماند. ...


جاوید قربان اوغلی

با قطعي شدن ردصلاحيت نامزدهاي مطرح در انتخابات آتي رياست‌جمهوري مصر (24-23مي)،‌تحولات سياسي اين كشور در آستانه مهم‌ترين انتخابات پس از سرنگوني حسني مبارك (11 فوريه 2011) وارد مرحله تازه‌اي شد. كميسيون عالي انتخابات با تاييد راي قبلي خود، صلاحيت تعدادي از نامزدهاي رياست‌جمهوري از جمله خيرت‌الشاطر نامزد مطرح اخوان‌المسلمين، عمرو سليمان رييس پيشين دستگاه امنيتي و حازم صلاح بو اسمعيل كانديداي گروه تندرو سلفي را از ماراتن انتخاباتي رياست‌جمهوري مصر كنار گذاشت. با اين تحول و كناره‌گيري محمد البرادعي از رقابت‌هاي انتخاباتي، اينك عمرو موسي وزير خارجه اسبق مبارك و دبيركل پيشين اتحاديه عرب، احمد شفيق نخست‌وزير آخرين روزهاي حكومت مبارك، عبدالمنعم ابوالفتوح كه هر سه به عنوان نامزد مستقل وارد عرصه انتخابات شده‌اند و محمد مرسي، رييس حزب آزادي و عدالت كه از وي به عنوان نامزد ذخيره جناح اخوان نام برده مي‌شود، مطرح‌ترين كانديداهاي انتخابات آتي مصر هستند. البته نام تعداد ديگري از رجال سياسي كه به صورت مستقل يا نمايندگان احزاب و گروه‌هاي سياسي مصر در انتخابات شركت خواهند كرد در ميان كانديداهاي تاييد صلاحيت شده به چشم مي‌خورد ولي روشن است كه رقابت اصلي بين چهار نفر اول خواهد بود.

1) اگر چه در چيستي تحولات مصر از زمان آغاز قيام مردم و تجمعات ميليوني ميدان «تحرير» كه منجر به سرنگوني مبارك شد، چگونه رقم مي‌خورد اتفاق نظر وجود ندارد ولي ترديد نبايد كرد كه مصر مهم‌ترين كشور جهان عرب و نقطه كانوني تحولات خاورميانه عربي و ركن ركين سياست‌هاي آمريكا در اين منطقه است. هنري كیسينجر سياستمدار كهنه‌كار آمريكا عبارت معروفي را در توصيف اهميت مصر و سوريه بيان كرده كه مي‌تواند تا حدودي نمايانگر اهميت اين دو كشور در استراتژي خاورميانه‌اي واشنگتن باشد. كیسينجر مي‌گويد: «در خاورميانه جنگي بدون مصر و صلحي بدون سوريه امكان‌پذير نيست.» اينكه با اين سخن كیسينجر موافق باشيم يا مخالف موضوع ديگري است كه جاي آن در اين موجز نيست و پرواضح كه وقوع انقلاب اسلامي تغييرات شگرفي را در جغرافيا و معادلات سياسي منطقه ايجاد كرد كه جنگ 33روزه اسراييل و حزب‌الله يكي از موارد آن است.

با اين وجود بايد اذعان كرد كه تا زماني كه مساله فلسطين و حفاظت از موجوديت اسراييل نقطه كانوني استراتژي آمريكا در منطقه است، مصر براي واشنگتن همچنان مهم‌ترين جايگاه را در پيشبرد سياست‌هايش خواهد داشت. فارغ از اينكه تحولات عربي را در چارچوب «بهار عربي» يا «بيداري اسلامي» تعريف كنيم ، آنچه كه در اين تحولات اهميت دارد مديريت آن و تاثير‌گذاري بر آينده اين تحولات است. اگرچه غربي‌ها به رهبري آمريكا در مساله تونس غافلگير شدند ولي به‌سرعت خود را براي موج‌سواري و مديريت تحولات آنچه كه خود بهار عربي ناميدند آماده كردند. انتقال قدرت با كمترين هزينه از مبارك به شوراي‌عالي نظامي در مصر، سركوب وحشيانه قذافي و حذف فيزيكي او با استفاده غيرقانوني از دو قطعنامه شوراي امنيت و وضعيتي كه ليبي در آن به‌سر مي‌برد و همچنين نحوه انتقال قدرت در يمن نمونه‌هايي از اين موج‌سواري و مويد مديريت غربي‌ها بر تحولات جهان عرب است. اينكه در مورد سوريه، روسيه و چين با آگاهي و درس گرفتن از سرنوشت قذافي در مقابل سياست‌هاي آمريكا ايستادگي مي‌كنند نشان از آن دارد كه نمي‌خواهند عرصه را در اين تحولات به‌طور كامل به غربي‌ها واگذار كنند.

2) در مصر پس از مبارك واقعيت‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و همچنين نظاميان در سياست نقش مهمي را ايفا مي‌كنند. شبكه تلويزيوني «روسيا اليوم» چندي پيش به نقل از بانك مركزي مصر اعلام كرد مجموع بدهي‌هاي عمومي داخلي مصر به 200 ميليارد دلار مي‌رسد كه بالاترين رقم بدهي‌ها در تاريخ مصر محسوب مي‌شود. نسبت بدهي‌هاي دولت مصر به توليد ناخالص داخلي اين كشور، تقريبا 80درصد از توليد ناخالص داخلي آن مي‌باشد كه از اين لحاظ نيز مصر در مقام 17 جهان قرار مي‌گيرد. بر اساس محاسبات انجام شده در سال 2009، حداقل 20درصد از مردم مصر زير خط فقر زندگي مي‌كنند. تحولات اجتماعي پس از فروپاشي نظام قبلي تاثيرات شگرفي را در زندگي مردم گذاشته است. فارغ از ردصلاحيت عمرو سليمان از سوي كميسيون عالي انتخابات، اينكه شخصيتي با آن سوابق خود را در معرض انتخابات قرار مي‌دهد و حتي ردصلاحيت او و ديگر افراد نه به استناد قوانين انقلابي پس از مبارك، بلكه با مستندات قانوني ظاهرا موجه و مورد قبول صورت مي‌گيرد نيز بخشي از واقعيت‌هاي مصر كنوني است. بنابراين با فروكش شدن التهابات انقلابي، آنچه كه مردم را به خود مشغول كرده (يا خواهد كرد) و بالطبع آينده مصر را رقم خواهد زد همين واقعيت‌هاست. مردم مصر اكنون نظاره‌گر رويدادهاي خونين در كشور پهناور و غني همسايه خود ليبي هستند كه در سايه فقدان يك قدرت مركزي مقتدر احتمال تجزيه آن نيز دور از ذهن نيست.

3) پيش‌بيني اينكه چه كسي برنده انتخابات رياست‌جمهوري شده و در اول ژوييه قدرت را از نظاميان تحويل بگيرد شايد در فضاي متلاطم سياسي اين كشور، اندكي دشوار به نظر برسد ولي روند تحولات نمايانگر نقش پرقدرت نظاميان در سياست قاهره است. واضح است در اينكه مصر نمي‌تواند نقشي را كه در زمان مبارك ايفا مي‌كرد دنبال كند، ترديدي وجود ندارد. هويت آتي مصر در رقابت گرايش به تندروي آنچنان كه سلفي‌ها دنبال آنند و اعتدال سياسي و پرهيز از سياست‌هاي راديكال در نوسان است. اخوان‌المسلمين با پيروزي در انتخابات مجلس جايگاه خود را در صحنه سياسي مصر تحكيم كرده است. اين جريان سياسي نشان داده كه خواهان دگرگوني‌هاي اساسي در كوتاه مدت نيست و خود را با واقعيت‌هاي سياسي تطبيق مي‌دهد. آمريكا و هم‌پيمان بانفوذش در جهان عرب، عربستان سعودي به‌رغم ناخرسندي از تحولات مصر خود را با آن وفق داده و محور اصلي سياست‌شان بر حاكميت جريان معتدل بر مصر است.

براي واشنگتن، مصري با ظواهر دموكراتيك و حاكميت جريان معتدل اسلامي كه به ستون‌هاي اصلي سياست آمريكا مانند كمپ ديويد روابط مصر با اسراييل، قرارداد كمپ ديويد، صدور گاز مصر به اسراييل، نقش پررنگ نظاميان در سياست، لطمه جدي وارد نكند در درجه اول اهميت قرار دارد. عمروموسي قبلا بر تعهداتش در اين موارد تاكيد كرده است. سوابق سياسي احمد شفيق هم او را از فاصله گرفتن از آمريكا بري مي‌سازد اينكه اينان يا ديگر نامزدها در غياب كانديداهاي ردصلاحيت شده و محمد البرادعي چقدر شانس قبولي دارند موضوعي است كه بايد منتظر روز انتخابات ماند.

*كارشناس مسايل خاورميانه

منبع: شرق


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.