سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

این یعنی ملاقات کابینی

چکیده :هنوز داشتم با بهمن حرف می‌زدم که پرده لعنتی پایین آمد و صدای تلفن قطع شد، مدت‌هاست که همین طور است و جمله‌ات نیمه تمام می‌ماند و تا ملاقات بعدی یادت می‌رود که آن پرده کجای جمله‌ات را قطع کرد که دوباره ادامه‌اش بدهی، اصلاً همین که پرده پایین می‌افتد همان موقع یادت می‌رود چه داشتی می‌گفتی...قبل از اینکه پرده پایین بیاید، دستم را روی شیشه ی دو جداره گذاشتم و بهمن هم از آن سو، از پشت دو شیشه قطور درست دستش را گذاشت همان جایی که من دستم را گذاشته...


ژیلا بنی یعقوب

باز هم دوشنبه، باز هم روز ملاقات زندانیان سیاسی در اوین، روز ملاقات کابینی …و این بار به دلیل کمبود جا عده ای از ما را مجبور کردند که پشت کابین‌هایی بنشینیم که میله های آهنی داشت، یعنی آن شیشه های قطور دو جداره کم بود این میله‌ها هم اضافه شد.

فضای ملاقات تلخ بود، عاطفه می‌گفت شش ماه هست ملاقات حضوری نداشته، فرزانه می‌گفت که چقدر ملاقات از پشت این میله‌ها آزار دهنده تر است.

اصلاً، می‌دانید، یک جورهایی فضای سالن ملاقات تلخ است، با آن شیشه های دو جداره ی کدر، با آن میله های کلفت فلزی، با آن تلفن‌هایی که خش خش می‌کنند و تو باید صدای عزیزت را از آن پشت بشنوی…و آن شاسی لعنتی روی گوشی تلفن که زندانی موقع مکالمه باید مدام با انگشتش روی آن فشار بدهد و گاهی از خستگی شدید انگشت که کنار می‌رود صدایش قطع می‌شود. می‌گویند این شاسی‌ها مربوط به شنود تلفن است، باید سیستم عقب مانده ای باشد این جور شنود …یعنی نمی‌توانند سیستمی طراحی کنند که زندانی مجبور نباشد در تمام زمان مکالمه دستش را روی این دکمه فشار بدهد.

فضای سالن ملاقات نور کم دارد، یک جور تاریکی غم افزا دارد، صندلی‌ها برای نشستن خانواده‌ها و زندانی‌ها کم است و هر بار تعدادی مجبورند در تمام طول ملاقات بایستند. چند بار به مسوولان اعتراض کرده‌ایم که چرا تعداد لازم و کافی صندلی در سالن ملاقات نیست، مگر هزینه خرید این صندلی‌های دست دوم پلاستیکی چقدر است؟

فضای سالن ملاقات دل آزار است، با آن صندلی‌های کثیف که انگار سال‌ها شسته نشده است. این هفته به مسوول سالن ملاقات گفتم اجازه بدهید که خودمان وسایل شوینده بیاوریم که این صندلی‌ها را بشوییم.

عاطفه می‌گوید:وضعیت این سالن ملاقات، کرامت انسانی را خدشه دار می‌کند.

ملاقات تمام می‌شود و عاطفه می‌گوید: چقدر رفتنشان امروز تلخ‌تر از همیشه بود.

رفتن زندانی‌ها را می‌گوید.

هنوز داشتم با بهمن حرف می‌زدم که پرده لعنتی پایین آمد و صدای تلفن قطع شد، مدت‌هاست که همین طور است و جمله‌ات نیمه تمام می‌ماند و تا ملاقات بعدی یادت می‌رود که آن پرده کجای جمله‌ات را قطع کرد که دوباره ادامه‌اش بدهی، اصلاً همین که پرده پایین می‌افتد همان موقع یادت می‌رود چه داشتی می‌گفتی…

قبل از اینکه پرده پایین بیاید، دستم را روی شیشه ی دو جداره گذاشتم و بهمن هم از آن سو، از پشت دو شیشه قطور درست دستش را گذاشت همان جایی که من دستم را گذاشته بودم.

این یعنی ملاقات کابینی…

منبع: وبلاگ شخصی نویسنده


4 پاسخ به “این یعنی ملاقات کابینی”

  1. سبز گفت:

    لعنت به این مملکت داری که تنها چیزی که در آن نیست عدالت است و صداقت

  2. ملكى گفت:

    خانم صبور جامعه ما زمستان مى رود ورو سياهى به ذغال مى ماند مى دانم كه پله پله تا ملاقات خدا رفته ايد كه ملاقات كابينى برايتان قابل تحمل شده است براى شما سلامتى و صبر وبراى تمام بى گناهان زندانى ازادى أرزو مى كنم و اميدوارم به زودى شاهد پيروزى حق بر باطل باشيم

  3. ناشناس گفت:

    تمام مطالب ساییتتون دروغه فقط مظلوم نمایی خدا میدونه شما چه گرگ صفتانی هستید روز عاشورا چه کردید یزیدیان زمان خدا لعنتتون کنه که دل رهبرمون رو شکستید مرگ بر شما منحرفین از خدا بی خبر

  4. سید مصطفی گفت:

    برای دوستی که لعنت فرستاده بود دعا میکنم که خداوند به او و همفکرانش دانایی و چشم بینا عطا کنه تا واقعیتهای جلو چشمشونو ببینند تا بفهمند که چه کسانی دارند به دینمون و کشور خیانت میکنند . برادر عزیزم ایا روز عاشورا با ماشین از روی مردم عبور نکردن مسلمون !! به کی دلدادی به این از خدا بی خبرها . چشماتو باز کن ! تا به کی خواب ! آیا امام عزیزمون اگر بودند این روزهای شومو میدیدیم ! برو تاریخ بخون ببین امام به مخالفان سید مظلوم میرحسین عزیز چه گفته اند و به چه کسی ! خدا بهتون انصاف بده برادرم !