پیکر بی بی قصه های مجید به خاک سپرده شد
چکیده :کیومرث پوراحمد کارگردان «قصههای مجید» در خصوص درگذشت «پرویندخت یزدانیان» (مادرش) گفت: مادرم به دلیل علاقه وافرش به سینما وقتی سر کار بود، فیلم با سایر کارهای زندگیاش تفاوتی نداشت و سر صحنه بسیار دقیق کارهایش را انجام میداد و بلافاصله بعد از انجام آن به خانه میآمد و کارهای خانه را هماهنگ میکرد. ...
پیکر پرویندخت یزدانیان بیبی قصههای مجید تشییع و به خاک سپرده شد.
به گزارش فارس، تشییع پیکر پروین دخت یزدانیان صبح امروز از مقابل منزل وی واقع در خیابان باغ دریاچه آغاز و پیکر آن مرحومه در گلستان شهدای نجف آباد در کنار همسرش جهانبخش پور احمد به خاک سپرده شد.
پروین دخت یزدانیان یا همان بی بی مشهور قصههای مجید که هنوز یاد و خاطره آن در ذهنهای کودکان و نوجوانان دهه 70 ماندگار است ظهر دیروز در سن 89 سالگی در نجف آباد اصفهان دار فانی را وداع گفت.
وی چند سالی بود بر اثر بیماری و کهولت سن در بستر بیماری بود.
مرحومه پروین دخت یزدانیان که در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد، دارای 12 فرزند ، 25 نوه و پنج نتیجه است که از میان این تعداد فرزند کیومرث و منوچهر پور احمد کارگردان و نویسنده نام آشنای سینما و تلویزیون هستند.
حضور یزدانیان مقابل دوربین از سال 1370 با مجموعه «قصههای مجید» آغاز شد و ایفای نقشش در سینما از سال 1371 با «صبح روز بعد» و «شرم» که هر سه به کارگردانی پسرش بود ادامه یافت.
کیومرث پوراحمد کارگردان «قصههای مجید» در خصوص درگذشت «پرویندخت یزدانیان» (مادرش) گفت: مادرم به دلیل علاقه وافرش به سینما وقتی سر کار بود، فیلم با سایر کارهای زندگیاش تفاوتی نداشت و سر صحنه بسیار دقیق کارهایش را انجام میداد و بلافاصله بعد از انجام آن به خانه میآمد و کارهای خانه را هماهنگ میکرد.
وی با اشاره به اینکه مادرش بسیار مسئولیت پذیر بود، افزود: مادرم فردی تیزهوش بود که دیالوگها را فالبداهه میگفت و معمولا پلانها تکرار نمیشد.
پوراحمد با تاکید بر اینکه مادرش فردی فعال بود، عنوان کرد: مادرم ۶۵ سال در آشپزخانه غذا میپخت و علاوه بر آن به کارهای دیگری نظیر کتابخوانی، بافتنی میپرداخت و در این اواخر هم با گرفتن معلم نقاشی به نقاشی مشغول بود و تمام کارهایش را به نحو احسن انجام میداد.
وی خاطرنشان کرد: مادرم در قبال همسایهها و فامیل هر کاری را که از دستش بر میآمد انجام میداد، با فرزندانش بسیار دوست بود و بر عکس پدرم که فردی گوشه گیر در عین حال مهربان بود، هر مشکل و رازی که داشتیم با مادر در میان میگذاشتیم.













