سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » داوود سلیمانی همچنان محروم از تلفن و هواخوری...

داوود سلیمانی همچنان محروم از تلفن و هواخوری

چکیده :همه خانواده در مدتی که آقای سلیمانی در زندان بودند آسیب جدی دیدند و اساسا زندانی کردن ایشان با توجه به روش و منششان برای ما یک امر باور نکردنی بود و همه دوستان هم از محاکمه و زندان او متعجب شده بودند. به دوران گذشته فکر می کنم که از پنج تا برادر یکیمان شهید شد و ما چهارتا برادر همیشه در جبهه و از بچه های داخل نظام بودیم و با توجه به سوابق ایشان اینگونه برخوردها واقعا حیرت آور است. به هر حال من فکر می کنم تمام این مسائل بر می گردد به همان مساله که دموکراسی در جامعه وجود ندارد. ...


در حالیکه مقامات قضایی و رسانه های حکومتی خبر از آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی و امنیتی را می دهند اما تاکنون کسانیکه باید طبق قوانین زندان آزاد گردند هنوز در زندان بسر می برند.

حسین سلیمانی برادر دکتر داوود سلیمانی در خصوص این اظهارات به “جرس” می گوید: “این شامل کسانی می شود که به طور مستقیم نامه ی عفو به شخص رهبری بنویسند و مشمول آزادی شوند. در خصوص زندانیان سیاسی هم باید شخصا و انفرادی از رهبری دریافت عفو کنند تا اینکه بخشیده شوند. با توجه به اینکه آقای سلیمانی خودشان را اصلا مقصر نمی دانند نمی پذیرند که درخواست عفو کنند و می گویند من جرمی مرتکب نشده ام.”

وی در مورد آخرین وضعیت دکتر سلیمانی می افزاید: “حدود دو هفته پیش به مدت چهار پنج روز آقای سلیمانی به مرخصی آمدند اما با عدم تمدید مرخصی به زندان بازگشتند. البته ما در خواستی داده بودیم مبنی بر اینکه ده درصد آخر زندان را به عنوان مرخصی کاهش دهند. خود آقای سلیمانی هم از داخل زندان این درخواست را کردند و دادیار و رئیس زندان موافقت کردند و ما نامه را به دادستانی تحویل دادیم. حالا منتظر پاسخ آقای جعفری هستیم اما تاکنون موافقت صورت نگرفته است. بر اساس قوانین خودشان، شانزده خرداد که پایان دوران محکومیت آقای سلیمانی است می تواند از ده درصد آخر این دوران را بعنوان مرخصی استفاده کنند و بر طبق همین قانون باید 22 بهمن آزاد می شدند. پیش از این هم درخواست آزادی مشروط کرده بودیم که بعد از یک دوم حبس ایشان باید آزاد شوند منتهی پاسخ مثبتی نگرفتیم در هر حال امیدواریم ایشان را آزاد کنند.”

داوود سلیمانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها و استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران است که در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران قائم مقام ستاد انتخاباتی استان تهران میرحسین موسوی بود و چهار روز پس از انتخابات بازداشت گردید. او در دادگاه بدوی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به سه سال کاهش یافت. وی از جمله اصلاح طلبان شجاع و صریح کلامی بود که در سال 78 و در زمان حملهٔ لباس‌شخصی‌ها به کوی دانشگاه تهران نقش مؤثری در افشای جنایت‌های لباس‌شخصی‌ها و نیروی انتظامی در حمله به کوی دانشگاه داشت.

دکتر سلیمانی همچنین نمایندگی مردم تهران در مجلس ششم شورای اسلامی (عضو کمیسیون فرهنگی مجلس) و معاونت دانشجویی دانشگاه تهران در دوره اصلاحات (زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی) را در کارنامه فعالیت ها و خدمات ارزنده خود به ثبت رسانده است. وی از جمله کاندیداهای اصلاح طلب برای شرکت درانتخابات مجلس هفتم بود که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد.

حسین سلیمانی ادامه می دهد: “خدا را شکر از نظر وضعیت جسمانی خوب هستند، البته آن ناراحتی و صدایی که بعد از بازجویی ها در گوششان بود به طور مستمر ادامه دارد. به علت اینکه یک آسیب عصبی جدی آن زمان وارد شده و درمان پذیر نیست و الان دارو مصرف می کنند. به طور یک هفته در میان ( آقایان و خانمها) هم ملاقات کابینی داریم اما تماس تلفنی از دی ماه پارسال قطع شده و ظاهرا هواخوری و بقیه موارد هم محدود شده است. اما خب تفکیک زندانیان سیاسی و غیر سیاسی صورت گرفته و سیاسی ها با هم نگهداری می شوند.”

برادر دکتر سلیمانی با اشاره بر رنج هایی که خانواده سلیمانی در طی این مدت متحمل شده است خاطر نشان می کند: “همه خانواده در مدتی که آقای سلیمانی در زندان بودند آسیب جدی دیدند و اساسا زندانی کردن ایشان با توجه به روش و منششان برای ما یک امر باور نکردنی بود و همه دوستان هم از محاکمه و زندان او متعجب شده بودند. به دوران گذشته فکر می کنم که از پنج تا برادر یکیمان شهید شد و ما چهارتا برادر همیشه در جبهه و از بچه های داخل نظام بودیم و با توجه به سوابق ایشان اینگونه برخوردها واقعا حیرت آور است. به هر حال من فکر می کنم تمام این مسائل بر می گردد به همان مساله که دموکراسی در جامعه وجود ندارد. برای مثال دادگاه افراد سیاسی باید با حضور هیئت منصفه باشد و بازجویی در حضور وکیل باشد که هیچکدام از این مراحل قانونی صورت نگرفته است و اساسا محاکمه مورد سوال است. انتظار همه جامعه ایرانی به خصوص افراد سیاسی این است که به عدالت و براساس قانون با آنها برخورد شود متاسفانه امری که فراموش شده است.”

این استاد دانشگاه در بند در نامه ای سرگشاده خطاب به همسر و فرزندان خود، از ظلم ها و قانون شکنی هایی که در سالهای زندان بر وی رفته، پرده برداشته و خاطر نشان کرده بود: “من برای عقیده ام زندگی کرده ام، قبل از انقلاب قدم در مبارزه علیه رژیمی دیکتاتور که در راس آن شاه حکومت می کرد و شعار ایرانیان را “خدا، شاه، میهن” نهاده بود، گزاردم و چونان قطره ای در سیل عظیم ملتی که از جور و ستم و زندان و حبس و شکنجه و تبعیض و فقر و مهم تر از همه فقر اخلاق اجتماعی رنج می برد،حل شدم و با امید به آینده درخشانی که در پرتو هدایت و تعالیم اسلام عزیز و اراده ملت، قرار بود زندگی مان را رقم زند، زندگی سیاسی و اجتماعی خود را آغاز کردم تا دیگر از بندهایی که انسان را از سعادت حقیقی باز می دارد، رها شوم و از بند غیر خدا آزاد باشم و نیز در حد وسع خود بتوانم به شعارهای رهایی بخش استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” مدد رسانم و بودند خیل جوان های پر شوری که با همین هدف از ابتدا قدم در راه گذاردند.”

وی در بخش دیگری از این نامه آورده است: “نگرانم که شما، دلیل زندانی شدنم را نفهمید و باید متوجه شوید و بدانید که کماکان این برهه از زندگی ام نیز در جهت تحقق همان “استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی” است. همانطور که اسلام دارای الزاماتی است که در قانون اساسی تجلی یافته است؛ دموکراسی و وجه مردمی نظام که در جمهوریت آن تجلی یافته است دارای الزاماتی است که بدون آن خیمه جمهوری اسلامی برپا نمی ماند. توجه به رکن رکین مردمی نظام امری شعاری نیست، بلکه الزاماتی عینی و نهادهای مستقر می طلبد. مطبوعات آزاد، احزاب مستقل از قدرت؛ و توزیع قدرت در چارچوب قانون اساسی و حقوق ملت، از ارکان و نهادهای طبیعی وجه مردمسالاری نظام است. اگر این ارکان به دلایلی حذف شوند، یا فرمایشی باشند و یا بود و نبودشان در توزیع قدرت بی اثر باشد و حکومت و مردم خود را بی نیاز از آن بدانند، اگرچه صورت دموکراسی باقی است ولی از حقیقت تهی می ماند و این آن خطری است که اگر در هر جامعه ای اتفاق بیافتد باید نگران صدای پای استبداد در آن بود.”

حسین سلیمانی که خود نیز از رزمندگان جبهه های جنگ تحمیلی است و تلاش های زیادی در جهت استقرار جمهوری اسلامی انجام داده در این زمان که سی سه سال از عمر انقلاب اسلامی می گذرد در سن 57 سالگی با ابراز ناراحتی از آرمان هایی که بر باد رفته، می گوید: ” در ایام انقلاب بیست و چهار ساله بودم و خاطرم است من با اخوی هر دو از خدمت فرار کردیم و به فعالیت سیاسی پرداختیم. حتی در سال پنجاه و سه ما فعالیتهای مطالعاتی و مبارزاتی خودمان را آغاز کرده بودیم و به عنوان بخشی از این جامعه و مردم خدمات زیادی انجام دادیم… منتها الان می بینیم آن تلاش ها و آن نکته ی اصلی در شعار “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” و به عبارتی هرسه رکن اساسی آن مورد تهدید قرار گرفته و آن آرمانها بر باد رفته است. الان احساس می کنم که باخته ام و فکر کنم که خیلی از مردم هم همین احساس را دارند. اما باز بر این باورم باید فعالیتهای مدنی را ادامه داد و تلاش کرد تا به قول آقای میرحسین موسوی به اجرای بدون تنازل قانون اساسی بازگردند.”

در آستانه انتخابات این رزمنده دفاع مقدس در پاسخ به خبرنگار جرس معتقد است: “امکان فعالیت و انتخاب شدن و انتخاب کردن برای مردم و حضورشان در انتخابات مهیا نیست. ما نه می توانیم شرکت کنیم و نه می توانیم انتخاب کنیم آن هم با این جو شورای نگهبان، بنابر این شرایط کنونی امکان حضور در انتخابات به لحاظ انتخاب شدن و انتخاب کردن نیست.”


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.