دور باطل تضعيف ارزش پول ملي
چکیده :نتايج اين تحقيقات نشان ميدهد وقتي نرخ ارز بالا ميرود، ورود به حوزه صادرات كاهش و خروج از آن افزايش پيدا ميكند. كشش كالاهاي واسطهاي و سرمايهاي وارداتي پايين است و ما نميتوانيم با بالابردن نرخ ارز، مقدار تقاضاي خود را از اين نهادههاي وارداتي كم كنيم و جانشينهاي داخلياش را به كار بگيريم. آمار و ارقام نشان ميدهد كه كشش اينها نسبت به نرخ ارز پايين است. ...
عباس شاكري
دستهاي از صاحب نظران حوزه اقتصاد معتقدند ما بايد نرخ ارز را متناسب با تورم براي صادرات بالا ببريم چون اگر اين اتفاق رخ ندهد، دريافتيهاي نسبي آنان نسبت به قبل كم ميشود و ممكن است اين وضعيت آنان را به خروج از حوزه صادرات تشويق كند. اين ويژگي چه بسا مختص كشور ما هم باشد چرا كه در صادرات ما عمدتا قيمت پذيريم يعني با قيمتهاي جهاني كالا ميفروشيم. لذا با فرض اين كه هم نرخ ارز و هم قيمت كالا ثابت بماند، دريافتي صادركننده ثابت ميماند اما اگر هزينههاي او متناسب با تورم بالا برود، شرايط اقتصادي او نسبت به گذشته بدتر ميشود و براي جبران اين هزينهها، بايد يا بهره وري را بالاتر ببرد يا حاشيه سودش را پايين آورد.
ديدگاه ديگري وجود دارد كه ميگويد ما توليدمان به طور اعم و صادرات مان به طور اخص، نياز شديد به مواد اوليه و كالاي واسطهاي و سرمايهاي خارجي دارد. بنابراين اين طور نيست كه اگر نرخ ارز را بالا برديم، خالص دريافتي صادركننده افزايش يابد. دليل هم مشخص است؛ توليدكنندگان بايد مواداوليه را گرانتر بخرند. تحقيقاتي هم انجام شده كه نشان ميدهد در ايران وقتي افزايش نرخ ارز رخ ميدهد، خروج از صادارت زياد ميشود. دليلش اين است كه اگر بنگاهي بخواهد وارد توليد كالاي صادراتي شود، بايد سرمايه تامين كند و هزينه تامين سرمايه در نرخهاي جديد به طور قابل ملاحظهاي افزايش مييابد.
نتايج اين تحقيقات نشان ميدهد وقتي نرخ ارز بالا ميرود، ورود به حوزه صادرات كاهش و خروج از آن افزايش پيدا ميكند. كشش كالاهاي واسطهاي و سرمايهاي وارداتي پايين است و ما نميتوانيم با بالابردن نرخ ارز، مقدار تقاضاي خود را از اين نهادههاي وارداتي كم كنيم و جانشينهاي داخلياش را به كار بگيريم. آمار و ارقام نشان ميدهد كه كشش اينها نسبت به نرخ ارز پايين است.
اگر نرخ ارز بالا نرود، طبيعتا صادركنندگان ما محدود ميشوند چون هزينههاي شان متناسب با نرخ تورم، افزايش مييابد اما اين گونه نيست كه با بالابردن قيمت ارز، صادارت شتاب بگيرد و واردات كم و توليد شكوفا شود.
به لحاظ نظري، وقتي بسترها فراهم و ساختارهاي فني و نهادي تامين و رقابت پذيري در اقتصاد وجود داشته باشد، آن وقت بالارفتن قيمت ارز، افزايش معنيداري در صادارت به وجود ميآورد اما اگر مقدمات ساختاري و نهادي تامين نباشد، اين نظريه كار نميكند.
در طول چهار برنامه توسعه هم شاهد بوديم هر چقدر كه نرخ ارز را بالا برديم، صادارت شتاب نگرفت. در كره يا چين يا ديگر كشورهاي رو به توسعه، افزايش نرخ ارز صادرات را شتاب داد اما در ايران چون مقدمات فني، نهادي و ساختاري را فراهم نكرديم، اين سياست موفق نبود. ما بايد رقابت پذيري و ارتقا كيفيت را در دستور كار قرار دهيم. در اين صورت است كه ميتوانيم از طريق قيمتها به صادركنندگان و توليدكنندگان مان علامت بدهيم.
در اقتصادهايي كه رقابتي هستند و ساختار باثباتي دارند، تكليف مشخص است و افزايش نرخ ارز، تاثير قابل ملاحظهاي در صادرات دارد و با محدوديتهاي ديگري مواجه نيست يا تاثير سوء بر ديگر بخشهاي اقتصاد ندارد. در حالي كه در ايران به علت وابستگي كليت توليد و عرضه داخلي به نهادههاي خارجي، وقتي قيمت ارز بالا ميرود عملا هزينه توليد زياد ميشود و منجر به تورم ميشود. اين تورم هم باز ايجاب ميكند كه نرخ ارز باز بالا برود و اين دور ادامه پيدا ميكند.
البته تاكيد ميكنم هر تئوري شرايط و فروضي دارد كه تحت آن عمل ميكند. اين طور نيست كه افزايش نرخ ارز بر صادرات بياثر باشد، نكته اين جاست كه در اقتصاد ايران عوامل لازم براي عمل كردن اين تئوري مهيا نيستند و عواملي هم كه بر آن تاثير منفي دارند، قوي هستند. برآيند اين عوامل اين است كه تغييرات نرخ ارز، موجب جهش يا افزايش مستمر صادرات نميشود.
در بحث يارانهها هم برخي تحليل گران ميگفتند هدفمندكردن يارانهها بايد با اصلاحات و افزايش نرخ ارز همراه شود. يعني نظرياتي وجود دارد كه افزايش نرخ ارز را لازم ميداند اما نكتهاي كه مغفول مانده اين است كه اصلاح قيمتهاي كليدي وقتي موفق است كه نقدينگي كاملا باثبات باشد، بودجه دولت منظم باشد، شفافيت در اقتصاد كامل باشد و ماليات ستاني صحيح انجامد گيرد و با اين شرايط ميتوان به اصلاح متغيرهاي قيمتي دست زد. اگر شرايط فراهم نباشد، هر بار كه قيمتهاي كليدي را تغيير ميدهيم، چون به تعادل پايدار نميرسيم، بعد از چند صباح بايد دوباره آنها را تغيير بدهيم.
*استاد دانشگاه
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی













