سايه گراني روي خطوط رسانههاي نوشتاري
چکیده :گراني ديگر اتفاقي نيست كه فقط در بعضي از دهليزهاي اقتصادي به چشم بخورد، بلكه اين روزها ميتوان در بسياري از پيشخوانهاي اقتصادي و در ويترين بسياري از كالاها گراني را ديد و شهروندان نيز هر كدام به گونهاي از اين گراني انتقاد ميكنند. ...
گراني ديگر اتفاقي نيست كه فقط در بعضي از دهليزهاي اقتصادي به چشم بخورد، بلكه اين روزها ميتوان در بسياري از پيشخوانهاي اقتصادي و در ويترين بسياري از كالاها گراني را ديد و شهروندان نيز هر كدام به گونهاي از اين گراني انتقاد ميكنند.
شرق می نویسد: در مورد رسانهها نيز وضع به همين گونه است. مثلا رسانههاي نوشتاري از روزنامه گرفته تا هفتهنامه، ماهنامه و ساير رسانههايي كه با كاغذ سر و كار دارند نيز همواره مخاطبان به نوعي از گراني اين رسانهها گله كردهاند با اين تفاوت كه به نظر ميرسد طيف زيادي از مصرفكنندگان رسانههاي نوشتاري از تحمل اين گراني آنقدر دچار شوك عصبي نيستند كه در مورد گراني ساير كالاها گرفتار آن ميشوند، ولي به هر حال گراني، گراني است و وقتي شرايط توليد و سرمايهگذاري مناسب نباشد و هزينههاي توليد و مبادله نيز گرفتار نابساماني باشند، صعود قيمتها در مورد بسياري از كالاها طبيعي است. در اين گزارش يكبار ديگر ماجراي گراني مورد ارزيابي قرار ميگيرد، منتها اين بار محصول توليدي خود را مبناي تهيه گزارش قرار دادهايم و از شما پرسيدهايم آيا نرخ روزنامه و رسانههاي نوشتاري را مطلوب ميدانيد؟
گران است اما مشتاق دارد
ساعت هشت صبح، شهروندان زيادي غرفههاي فروش رسانهها را در ميدان هفتتير در محاصره ميگيرند. اين البته يك نماي هميشگي است يعني وقتي از دور نگاه ميكنيد، تعداد زيادي از شهروندان كيوسكهاي روزنامه را محاصره كردهاند و نميتوان به سادگي كيوسك عرضه روزنامهها را ديد. در ساير ميادين بزرگ شهر نيز اما وضع به همين گونه است. ما كار را از غرفه شرقي در وسط ميدان هفت تير آغاز ميكنيم. يكي از شهروندان كه خود را در لباس سرخرنگي پوشانده است، ميگويد: «به هر حال روزنامهها آنقدر جذابيت دارند كه در ساعت هشت صبح و در اين سرما تعداد زيادي آدم از سر و كول هم بالا بروند تا تيترها را بخوانند.» وي ادامه ميدهد: «براي خود من تبديل به يك عادت شده است. هر روز صبح چند دقيقهاي تيتر روزنامهها را ميخوانم و بعد يك روزنامه خريداري ميكنم. البته نرخ روزنامه گران است ولي اين گراني خيلي آزاردهنده نيست چون مطالعه نيازي را برطرف ميكند كه رفع شدن آن به گراني ميارزد.» يكي ديگر از شهروندان كه خود را كارگر يك كارخانه توليد پوشاك معرفي ميكند، نظر ديگري دارد. او ميگويد: «من فقط روزنامه را روي كيوسك ميبينم، سعي ميكنم كه براي خريد دست به جيب نشوم. البته گراني رزنامه خيلي مهم نيست بلكه به نظر ميرسد روزنامهها سعي دارند حرف زيادي براي چاپ ارايه ندهند و اين مساله باعث شده گراني روزنامه به چشم بيايد.»
مشكل جاي ديگري است
كمي جلوتر از كيوسك شرقي ميدان هفتتير، گروهي از شهروندان صف اتوبوس و تاكسي شهري را تشكيل دادهاند. يكي از افرادي كه در انتهاي صف ايستاده است، روزنامه بزرگي را در مقابل چشم باز كرده و با سرعت مطالعه ميكند. او ميگويد: «گراني رسانههاي نوشتاري آزارم نميدهد، چون آنقدر گرانيهاي بيجهت را در مورد كالاهاي مختلف تحمل ميكنم كه ديگر جايي براي گله از گراني روزنامه باقي نميماند.» وي ادامه ميدهد: «روزنامه نيازي را برطرف ميكند كه گراني را از ياد ميبرد براي همين من معتقدم اگر به روزنامهها توجه نميشود به خاطر گراني آنها نيست بلكه به خاطر آن است كه روزنامهها بايد در يك كادر مشخص حركت كنند و اين مساله اطلاعرساني را سخت كرده است براي همين بسياري از خريد روزنامه صرفنظر ميكنند.» اين مساله را يكي ديگر از شهروندان نيز تاييد ميكند. او خود را معلم بازنشسته معرفي ميكند و ميگويد: «اينكه درصد خوانش روزنامه كم است، به مسايل ديگري مربوط است. به نظر من در مورد رسانهها گراني خيلي نقش ايفا نميكند، هرچند كه روزنامهها گران هستند ولي نه آنقدر كه بشود به خاطر گراني از خير خواندن اخبار گذشت.»
يك دانشجو نيز ميگويد: «من معتقدم روزنامهها گران هستند و به همين خاطر هر روز خريدار روزنامه نيستم اما از سوي ديگر به صاحبان روزنامهها نيز حق ميدهم كه براي جبران افزايش روزافزون هزينههايشان، محصول خود را گران كنند.»
وي ادامه ميدهد: «وقتي يارانه به همه روزنامهها در حد كافي تعلق نميگيرد و از سوي ديگر نخستين محصول مورد نياز روزنامهها، يعني كاغذ نيز مداوم طعم گراني را ميچشد خيلي نميتوان از روزنامهها توقع داشت محصول خود را گران نكنند، مخصوصا روزنامههايي كه به بخش خصوصي وابسته هستند.»
گفتوگو با شهروندان در مورد گراني روزنامهها باعث ميشود اصحاب رسانه به اين درك برسند كه گروهي شهروندان گراني روزنامهها را دوست ندارند و از آن گله ميكنند اما اين مزيت را نيز دارد كه كاركنان مطبوعاتي ميدانند كه شايد روزنامه باكيفيت تنها كالايي باشد كه حتي گراني نيز نميتواند مخاطبان آن را از ميدان به در ببرد. اين واقعيت را نيز بايد پذيرفت كه آشفتگي سياستهاي اقتصادي وقتي موجب به هم ريختگي قيمت در بازارهاي مختلف ميشود، روي وضع قيمتي ساير محصولات نيز تاثير ميگذارد. در چنين شرايطي ديگر به سادگي نميتوان از زير بار اجبار گراني خلاص شد. چيزي كه يقه مطبوعات را نيز ميگيرد.













