رحمت یا انصاف؛ دغدغه های این روزها
چکیده :كدام آئين انساني و وجدان بشري است که جنگ در راه تكامل و ازادي انسان ها و برداشتن فتنه ها و جنگ و استقرار آئين حق، عدالت و رحمت را واجب نداند يا تصويب ننمايد...؟ هر آئينی كه مرام آن بر پایه حق باشد و از فريب و سازشكاري منزه باشد و بخواهد مردم مظلوم و محكوم را از ظلم و ستم و توقف و مرگ برهاند و به تخرك در آورد، بعد از ارائه هدف و مرام، قانون و مبارزه، جنگ بايد پايه دوم آن باشد.» ...
اعظم طالقانی:
نزدیک به یکسال حصر خانگی چه توجیهی دارد؟
در سی و سومین سالگرد پيروزي انقلاب هستيم، انقلابي كه براي آن زحمات، زجرها و سختي هاي زيادي تحمل شده و هدف ملت از اين انقلاب و تغيير رژيم پهلوي اين بود كه نظام و سیستمی جایگزین کند كه در آن حقوق كسي ضايع نشود و ناعدالتي، نارضايتي و تبعیض طبقاتی وجود نداشته باشد و حقوق مردم از نظر اقتصادي و سياسي رعايت گردد و اگر با جريان هاي مخالف يا منتقد حتي گروه هاي مسلح برخورد كرديم، همانطور كه در آیات جهاد امر به تقوی و پرواگیری از خداوند شده است و بازهم همانطور که امام علي (ع) به مالک اشتر فرمودند: «اي مالك اين مردم يا در خلقت و يا در دين با تو شريك هستند پس در هر دو صورت آنان را نَدَر» اين توصيه ها را بر خود واجب گردانیم و الگوي متعالی و مترقی براي ديگر مردم جهان باشيم. پيامبر (ص) پس از فتح مكه به آنان كه با لشگر اسلام در جنگ بودند و حتي جريان های فتنه گر امان داد و آنها را عفو کرد.
«آيت الله طالقاني در صفحات 82 تا 85 جلد دوم پرتوي از قرآن در تحت عنوان جهاد (191سوره بقره) از آنجا که آیات را تفسیر موسع می نمودند و با دقت قرآن را با قرآن تفسیر و مطابقت می دادند، می گوید: «اين آيه اولين آيه جهاد يا پس از آيه 39 سوره حج مي باشد كه در مقابل تجاوزها، ستم ها و شكنجه هاي مشركين، در سالهای پس از بعثت و اوايل هجرت می باشند كه نومسلمانان به صبر و توكل دعوت مي شدند تا آنكه بنیه ايماني و قدرت انضباط و صبر در آنها ريشه گيرد و محكم شود و به صورت اجتماع نيرومندي در آيند و پس از گذشت از آزمايش ها و هجرت به مدينه و گسستن از علاقه هاي چشمگير خانه و وطن بيرون آمدند و با نومسلمانان مدينه پيمان برادري بستند، در يک آمدند و شكل گرفتند… پس از اينكه صفوف مسلمانان از مشرکین جدا شد، جنگ و تصادم سرنوشت حتمي آنان شده بود، فرمان هاي جهاد و احكام آن و ديگر احكام اجتماعي و انقلابي اسلام پي در پي نازل شد…اين آيات حدود و ابعاد فكري، معنوي، اجتماعي، مكاني و زماني جهاد است…
كدام آئين انساني و وجدان بشري است که جنگ در راه تكامل و ازادي انسان ها و برداشتن فتنه ها و جنگ و استقرار آئين حق، عدالت و رحمت را واجب نداند يا تصويب ننمايد…؟ هر آئينی كه مرام آن بر پایه حق باشد و از فريب و سازشكاري منزه باشد و بخواهد مردم مظلوم و محكوم را از ظلم و ستم و توقف و مرگ برهاند و به تخرك در آورد، بعد از ارائه هدف و مرام، قانون و مبارزه، جنگ بايد پايه دوم آن باشد.»
در اینجا ایشان علت مبارزه و جنگ را چنین بیان می دارد: «گرچه كشتن انسان بر عواطف انساني سخت و ناگوار است ولي فتنه ايكه از پايه گرفتن دشمنان حق فراهم مي شود و آثاري كه دارد از چنين كشتن، ضربه اش شديدتر است. محدود كردن جهاد در مسجدالحرام مبین تعظيم و حکمت آنست و با تغییر وضع از جانب دشمنان اشعار به اين دارد كه تا حد برگرداندن امنیت آن توقف كنيد و جنگ را ادامه ندهيد و از کشتن آنها دست بردارید چون آنها معرض دو صفت غفور و رحيم درآمده اند و حرمت خون آنها (مشرکین و کافران) را در مسجدالحرام نگه مي دارد و فرمان خدا جهاد با شرك و كفري نيست كه در مرتبه عقيده و فکر باشد و از آن تجاوز نكند. اگر باز ايستادند شما هم باز ايستيد چون عُدوان جز بر ستمكاران نيست.»
«امر به تقوا در پايان امرها و احکام و حدود و ابعاد جهاد اسلامي آمده تا مسلمانان در قصد و عمل و گرمی جنگ و به جوش آمدن خشم و خون و در حال پيروزي و شكست چشم به هدف داشته و خوددار باشند و از حدود ترسيم شده بيرون نروند. در هر حال اگر تقوا داشته باشند بايد آگاه باشند كه خدا يا متقين است.» از اين رو پليس و ضابطين قضايي، بازجوها و بازپرس ها در نظام جمهوري اسلامي نمي توانند مسائل را سياه و سفيد بينند و هيچگاه با اسرا رفتار غیرانسانی و خشونت آمیز داشته باشند و در غیر اين صورت نفسانيات خود را ارضاء مي كنند.
و اما مشاهده می کنیم که فرصت طلبان و دنیا طلبان با تملق و اقدامات ناپسند که با معیارهای اسلامی همخوانی ندارد چگونه منافع ملی و سرزمین اسلامی ایران را دچار معضلات و انسداد نموده اند!
در اینجا لازم است خاطره ای را نقل کنم: «در سال 1351 که خانواده برای دیدار پدر بسوی تبعیدگاه او حرکت می کرد پس از طی مشکلات و سختی های مسیر و مشاهده فقر مردم در زابلستان قحطی زده، برای ورود به خانه ای که آیت الله طالقانی در آن زندگی می کرد و هزینه اجاره را هم خود ایشان می پرداخت، باید شناسنامه های خود را به شهربانی شهرستان زابل می دادیم. بالاخره پس از چند ساعت معطلی در جوار شهربانی به دیدار پدر رفتیم. فردای آن روز همسر رئیس شهربانی به دیدار ما آمد و ضمن عذرخواهی از مشکلات به نکته ای اشاره کرد که هر فردی که زندانی یا اعدام می شود بطور تصاعدی به مخالفین، منتقدان و معاندين رژیم افزوده می شود.» بازهم فراموش نکنیم که آیت الله طالقانی هنگام سخنرانی هایش اغلب به مامورین رژیم خطاب می کرد: «شما نمي توانيد بگوييد مامورم و معذور و هر آنچه دستور داريد نسبت به متهمی كه دستگير می کنید انجام دهيد. اگر گزارشي مي نويسيد عين واقعيت را بنویسید و نبايد در پرونده متهمین از مطالب غیر واقع و دروغ استفاده شود. بنابراين طبق نظر ايشان در نظام اسلامی آنهايي كه به عنوان بازوي قوه قضائيه یا حاکمیت فعالیت مي كنند نمي توانند تفكرات و گرايشات سياسي خود را در قبال متهمین اعمال كنند و بايد در نظر داشته باشند كه رفتار آنها بايد قانوني و اسلامي باشد.»
از سويي ديگر ملاحظه می کنیم در جمهوري اسلامي آنهم پس از 32 سال، تعدادی از نخبگان و جوانان معترض به عنوان زندانيان سياسي پشت میله های زندان به سر مي برند و در دادگاه ها با اتهاماتی كه افكار عمومي بوي عدالت را از آن استشمام نمي كند و به عنوان مجرم آنها را تلقي نمي كنند، محکوم می شوند. مگر نه اینكه بارها برخی نمایندگان مجلس و علمای دینی و چهره های علمی و هنری نسبت به حصرخانگي ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد و مهدي كروبي و همسرش و ديگر سياسيون دربند اعتراض کردند؟ نزدیک به یکسال حصر خانگی چه توجیهی دارد؟ اگر می پندارند آنها متهم هستند باید در یک دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه به اتهامات آنها رسیدگی شود وگرنه هیچ قانونی نمی پذیرد که شهروندان از حقوق اولیه و اساسی خود منع گردند و اینگونه در حصار باشند. آنانکه امروز در زندان و حصر خانگی به سر می برند در گذشته ای نه چندان دور از چهره هاي خدمتگزار انقلاب بودند و این قبیل برخوردها نتيجه اي به جز انشقاق دین و ملت و حاکمیت سودی نخواهد داشت. اینان برای نظام و کشور و ملت خطرناک نیستند و باید ریشه این توهم و ذهنیتی که در بین برخی مسئولین وجود دارد بررسی شود چرا که این طرز تفکر از هرجایی که القا شده باشد به صلاح آینده کشور نیست. اینان انسانهای سبک سری نیستند و صرفاً به منافع ملت و دین و کشور می اندیشند. براستی اگر اینان که دلسوز و نگران مسائل این سرزمین نباشند چه کسانی می توانند جایگزین آنها باشند؟ مراقب باشیم زمانی بهوش نیائیم که راههای رهایی از بحرانی که نظام را احاطه کرده مسدود شده باشد! بارها از بزرگان ديني شنيده ايم كه نشانه ايمان در انصاف دين داران است.
در مقام قیاس آنجا که رحمت و ملاطفت نفوذ می کند، تیغ شمشیر قانون کُند است (رحمت برتر از عدل است) / بينوايان-هوگو
منبع: جرس













