ميلاد پيامبر صلح
چکیده :ناميدن چنين روزي به عنوان ميلاد پيامبر صلح شايد به ذهن اكثر مسلمانان قدري نامانوس باشد، زيرا آنچه بيشتر از همه از زندگاني پيامبر گرامي اسلام در ميان مسلمانان بيان شده است، سرگذشت جنگهاي مقدس او يعني غزوات فراوان عليه مشركين و كفار زمان خود است و نهتنها در بين توده مردم مسلمان بلكه نخبگان جوامع اسلامي بيش از آنكه بر سيره صلح و مداراي پيامبر توجه كرده و آن را ترويج كنند، به جهاد و جنگ او با دشمنان توجه داشته و هر يك از دستهها و فرق اسلامي، بر حسب قرائت و برداشت خود، تفسيري از غزوه و پيكارهاي پيامبر گرامي ارايه كردهاند كه به نظر نگارنده، اين نوع تفسيرها و قرائتها و بيتوجهي به خصلت برجسته صلحپذيري و مداراي اين اسوه انسانيت، يكي از علل خشونتهاي فزاينده در جوامع اسلامي به ويژه در منطقه خاورميانه است و با كمال تاسف بايد اذعان كرد امروزه جوامع اسلامي به نحو فزايندهاي به سمت خشونت و كمتحملي حركت ميكنند. ...
محسن رهامي
روز جمعه هفدهم ربيعالاول -21 بهمن- ميلاد پيامبر اكرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) است. اين روز از جمله بزرگترين عيدهاي مسلمانان و بلكه همه انسانها است. در اين روز شريف از يك طرف آخرين پيامبر الهي و صاحب كاملترين كتاب آسماني رباني و موسس يكي از بزرگترين شرايع توحيدي متولد شده است كه امروزه قريب به يك ميليارد و 700 ميليون نفر از مردم جهان از شرقيترين سرزمينهاي آسيا تا سرزمينهاي قارههاي آفريقا، اروپا و آمريكا پيرو دين او هستند و از طرف ديگر و با فاصله 136 سال بعد از تولد جد بزرگوار خود- يكي از بزرگترين مفسران دين اسلام و بيانكننده و ترويجدهنده شريعت محمدي(ص) – بلكه يكي از بزرگترين معلمان بشريت- يعني امام جعفر صادق(ع) به دنيا آمده است.
ناميدن چنين روزي به عنوان ميلاد پيامبر صلح شايد به ذهن اكثر مسلمانان قدري نامانوس باشد، زيرا آنچه بيشتر از همه از زندگاني پيامبر گرامي اسلام در ميان مسلمانان بيان شده است، سرگذشت جنگهاي مقدس او يعني غزوات فراوان عليه مشركين و كفار زمان خود است و نهتنها در بين توده مردم مسلمان بلكه نخبگان جوامع اسلامي بيش از آنكه بر سيره صلح و مداراي پيامبر توجه كرده و آن را ترويج كنند، به جهاد و جنگ او با دشمنان توجه داشته و هر يك از دستهها و فرق اسلامي، بر حسب قرائت و برداشت خود، تفسيري از غزوه و پيكارهاي پيامبر گرامي ارايه كردهاند كه به نظر نگارنده، اين نوع تفسيرها و قرائتها و بيتوجهي به خصلت برجسته صلحپذيري و مداراي اين اسوه انسانيت، يكي از علل خشونتهاي فزاينده در جوامع اسلامي به ويژه در منطقه خاورميانه است و با كمال تاسف بايد اذعان كرد امروزه جوامع اسلامي به نحو فزايندهاي به سمت خشونت و كمتحملي حركت ميكنند.
كمتر روزي است كه خبر كشته و مجروح شدن تعدادي از مسلمانان در كشورهاي اسلامي همچون پاكستان، افغانستان، عراق، نيجريه و ديگر مناطق در رسانهها مطرح نشود آن هم نهتنها به دست كفار و مشركان، بلكه به دست همكيشان خود. و تاسفبارتر آنكه همه اينها- يا بخش عمده آنها- به نام دين و حتي بعضا در محلهاي مقدسي چون مساجد و زيارتگاهها در اثر بمبگذاريها و ترورهاي برادران ديني خود كشته ميشوند. درواقع بسياري از كساني كه اقدامات خشونتآميز از قبيل بمبگذاريها و حمله به اجتماعات و مراكز ديني و فرهنگي را مرتكب ميشوند، در تصور خود اين اقدامات را براي خداوند و به عنوان يك تكليف شرعي انجام ميدهند. از طرف ديگر همه مسلمانان بهرغم اختلافات فقهي و مذهبي خود كه فعلا محل بحث آن نيست، درمورد رسالت پيامبر اكرم (ص) و صحت و اصالت قرآن مجيد، وحدت نظر و اجماع دارند. پس طبيعي است كه آموزههاي قرآن كريم و سيره پيامبر اسلام تاثير عمده و غيرقابل انكاري در رفتارهاي فردي و اجتماعي مسلمانان داشته باشد. بهنحوي كه ميتوان گفت فرهنگ و تمدن مسلمانان، خصوصا در منطقه خاورميانه بر محور اين دو عنصر بنيادين شكل گرفته است. سوال مهم و اساسي كه در اينجا بايد طرح كرد، اين است كه «صلح و مدارا در آموزههاي قرآن مجيد و سيره پيامبر اكرم اسلام چه جايگاهي دارد؟» نگارنده سوال فوق را بدينگونه براي خوانندگان محترم مطرح ميكند كه بهنظر شما فتحالفتوح پيامبر اكرم (ص) و آنچه قرآن كريم از آن به عنوان «فتحا مبينا» در سوره مباركه فتح (سوره چهل و هشتم قرآن) نام برده است، كدام پيروزي ميباشد؟ و كدام پيروزي و موفقيت پيامبر اسلام(ص) است كه در همين سوره از آن به عنوان «نصرا عزيزا» و «فتحا قريبا» ياد شده است؟
توجه به سوالهاي فوق و تلاش و دقتنظر در يافتن پاسخ اين پرسشهاست كه ميتواند جايگاه صلح و مدارا در آموزههاي ديني و سيره نبوي را به ما بياموزد و با كمال تاسف بايد گفت بهرغم آنكه قرآن كريم ما را به تبعيت تمامعيار از كليه احكام و آموزههاي خود و تمامي سيره پيامبر دعوت كرده و راه رستگاري هر دو جهان را اسوه و الگو قراردادن پيامبر گرامي در تمامي ابعاد فردي و اجتماعي زندگي ميداند جوامع اسلامي كمتر به «فتحالفتوح» پيامبر توجه كرده و اوضاع خشونتبار جوامع مذكور در غفلت از چنين امر سرنوشتسازی است و گويا چنين برداشت شده است كه صلحطلببودن و داشتن رفتار توام با مدارا و سازش، با مسلمان تمامعيار بودن و پيروي از پيامبر اكرم متضاد و ناسازگار است! براي يافتن پاسخ پرسشهاي مذكور لازم است به منابع اصيل اسلامي و تفسير علما و مفسران بزرگ قرآن توجه كنيم.
علامه طباطبايي، مفسر كبير قرآن در تفسير سوره فتح ضمن بيان نظريات بعضي مفسران مبني بر اينكه فتح مكه يا فتح خيبر و امثال آن را مصداق فتحالفتوح يا فتح مبين پيامبر دانستهاند، مستدلا نظريههاي مذكور را غيرقابل قبول دانسته و عقد قرارداد «صلح حديبيه» بين پيامبر گرامي اسلام و كفار و مشركين مكه را مصداق اين فتح و پيروزي معرفي ميكند و توضيح ميدهد كه قرارداد صلح مذكور بود كه موجب توسعه اسلام و پيوستن جمع كثيري از مردم به اين دين شد و قدرت و قوت مسلمانان را توسعه داد و تثبيت كرد و زمينهگرايش عمومي جزيرهالعرب و فتح و پيروزيهاي بزرگي چون فتح مكه و خيبر را فراهم كرد (الميزان، ج 18، ص 275). علامه طبرسي از علما و مفسران بزرگ قرن ششم و صاحب تفسير بزرگ مجمعالبيان نيز در تفسير سوره فتح مراد از «فتحا مبينا» را صلح حديبيه كه بين مسلمين و مشركين مكه واقع شد، ميداند و توضيح ميدهد كه اين قرارداد صلح موجب ارتباط مشركين با مسلمين شده تا به راحتي با منطق مسلمانان آشنا شده و كينه و عداوتي كه در اثر ساليان متمادي تبليغ و جوسازي عليه پيامبر و مسليمن ايجاد شده بود در اثر اين تماسها و ارتباطات از بين برد و نتيجه آن گرايش قسمت اعظم مردم مكه و ساير نقاط جزيرهالعرب به سوي اسلام و مسلمين پس از قرارداد صلح مذكور بوده است.
اين مفسر بزرگ ضمن نقل ساير اقوال و آرا در مورد مصداق فتح الفتوح مذكور، با اينكه آن پيروزيها را نيز با اهميت تلقي ميكند ولي تاثير هيچ كدام از پيروزيهاي پيامبر اكرم (ص) را كه به صورت جهاد مسلحانه و جنگ بوده، به اندازه اين پيروزي نميداند كه بدون خونريزي و خشونت و تنها در اثر تحمل و مداراي پيامبر اكرم و خصلت صلحجويانه او به دست آمد (مجمع البيان، ج 9، ص 166). مرحوم سيدقطب دانشمند مصري و از بنيانگذاران اخوان المسلمين نيز در تفسير فيظلال القرآن خود، عقد قرارداد صلح بين پيامبراكرم (ص) و نماينده كفار و مشركين مكه را در سال ششم هجري در خارج از شهر مكه به نام حديبيه مصداق اين فتحالفتوح پيامبر دانسته و آن را به عنوان بزرگترين پيروزي پيامبر و نشانه اعتماد به نفس و قوت قلب و توانايي سياسي جهت عقد پيمانهاي صلح از طرف پيامبر معرفي ميكند (تفسير فيظلال القرآن، ج 7، ص 482). اميد است در فرصت ديگري تفصيل صلح پيامبر را به نظر مبارك خوانندگان محترم برسانم.
منبع: شرق













