بستن یا نبستن شیر نفت
چکیده :قطع نفت ايران، اروپا را به خريد گاز بيشتر از روسيه و متكيشدن بيشتر به آن كشور سوق ميدهد كه موردنظر بسياري از سياستگذاران اروپا نيست. بايد همه گزينهها براي مذاكرهكنندگان ايراني در زمان مذاكرات كه كمتر از يك ماه ديگر است باز باشد تا بتوانند بيشترين نتايج را براي ايران به همراه داشته باشد. قطع نفت به اروپا بهصورت يكطرفه و نقض قراردادهاي موجود، قدرت چانهزني مذاكرهكنندگان را كاهش خواهد داد....
نرسي قربان
كسانيكه معتقدند صادرات نفت ايران به اروپا بايد قبل از زمان اعلام شده از طرف اتحاديه اروپا براي تحريم نفت ايران قطع شود، استدلال ميكنند: 1- اگر قرار است كه كشورهاي اروپايي در اول ژوئن2012 خريد نفت ايران را تحريم و از اين مدت براي جايگزيني نفت ايران استفاده كنند، چرا اين فرصت به آنها داده شود و بهتر است براي بههم زدن معادلات آنها از هماكنون صدور نفت را به اروپا قطع كنيم تا كساني كه ميخواهند نفت ايران را تحريم كنند، خود به دردسر بيفتند. 2- اين كه زمان تحريم را به تابستان، كه كمترين تقاضا براي نفت وجود دارد، موكول ميكنند براي آن است كه جايگزيني در زماني كه تقاضا براي نفت كم است، انجام پذيرد كه به نفع ايران نيست. 3- اگر صدور نفت به اروپا قطع شود بين 15 تا 20 درصد به قيمتهاي كنوني نفت برنت افزوده ميشود كه قيمت آن را به حدود 145 – 125 دلار ميرساند و به اين ترتيب در درآمد ايران تاثيرگذار نيست. 4- قبل از اجلاس 1+5 بهتر است اروپا را تحتفشار بگذاريم كه مذاكرات زودتر به نتيجه برسد. دلايل فوق ظاهرا منطقي هستند ولي در موارد فوق بايد به جهات ديگر اين مساله نيز توجه داشت:
1- بايد در نظر داشت كه روند تصويب تحريمها در اتحاديه اروپا به آساني ممكن نشده و كشورهاي يونان، اسپانيا و ايتاليا كه بيشترين تعامل نفتي را با ايران دارند، در برابر پيشنهادهاي فرانسه و انگلستان كه خواستار پيروي بدون قيدوشرط از تصميمات تحريم آمريكا بودند، مقاومت كردند و بالاخره با گرفتن پنجماه فرصت و يك فرصت بازنگري در سهماه ديگر بر مبناي پيشرفت مذاكرات و موقعيت بازار نفت موافقت خود را با اين تحريمها اعلام كردند. قطع فوري نفت با وجود قراردادهاي معتبر خريد نفت با كشورهايي كه مخالف تحريم بودهاند، آنها را نيز به صف هواداران اروپايي سياست آمريكا در زمينه تحريم ايران سوق ميدهد. در عمل ايران با اين اقدام به آن دسته از كشورهاي اروپايي بيشترين ضربه را ميزند كه مخالف تحريم بودهاند. تعاملات اقتصادي ما با ايتاليا، اسپانيا و يونان كالاهاي ديگر را نيز در برميگيرد كه اين كشورها مايل بودند براي توازن تجاري خود با ايران ادامه داشته باشد، ولي با قطع يكجانبه نفت به آنها تحتتاثير قرار خواهد گرفت(1) از سوي ديگر اگر مذاكرات در سه ماه آينده با 1+5 با موفقيت انجام شود ولي جايگزيني قسمتي از نفت ايران با زير پا گذاشتن قراردادهاي موجود از طرف ما انجام شده باشد، بازار مهمي را كه هم ارزش اقتصادي و هم ارزش استراتژيك دارد به رقباي خود واگذار كردهايم. واقعيتهاي بازار نفت نشان داده است كه بازاري كه از دست رفت، به آساني باز نميگردد، بهخصوص در شرايط فعلي. زير پا گذاشتن قراردادهاي موجود صادرات نفت به اين كشورها نيز احتمالا با جريمههاي قابلتوجهي روبهرو خواهد بود. لازم به ذكر است كه بهرغم همه فشارها و دشمنيهاي آمريكا، ايران هنوز اعلام نكرده است كه به آمريكا نفت نميفروشد.
2 – تقاضا براي نفت بهطور كلي در ماههاي مارس تا آگوست سال ميلادي يعني بهار و نيمه بيشتر تابستان كاهش مييابد و بدون شك فشار يونان، ايتاليا و اسپانيا براي آنكه تحريمها فوري نباشد با درنظرگرفتن واقعيتهاي بازار بوده است، ولي بهنظر ميآيد كه مهمترين دليل وقتدادن به مذاكرات و امكان موفقيت آن و اجرانشدن تحريم بوده است. بههرحال درصورت عدم موفقيت مذاكرات هم ايران بايد به دنبال جايگزيني بازارهاي اروپايي باشد و هم كشورهاي اروپايي بايد عرضه نفت ديگري را جايگزين نفت ايران كنند. قطع يكباره نفت فقط كساني را تنبيه ميكند كه در مورد تحريمهاي ايران مقاومت كردند. بهترين سناريو آن است كه ايران سعي كند براي قسمتي از نفت خود كه قرار است از طرف اروپا تحريم شود، مشتريان جديد بيابد كه درصورت عدم موفقيت مذاكرات خللي به درآمد ايران وارد نيايد. احتمالا اين مشتريان جديد نيز نفت را براي اواخر تابستان خواهند خواست.
3 – افزايش يا كاهش قيمت نفت بهطور كلي به افزايش تقاضا يا عرضه مربوط است. توافق جديد در اجلاس اخير اوپك سقف توليد كشورهاي عضو را 30 ميليون بشكه در روز تعيين كرده و هنوز سهميه هر كشور معين نشده است. اگر ايران صادرات خود به اروپا (حدود 400 هزار بشكه در روز) را كم كند و ديگر كشورهاي اوپك آن را جبران نكنند، قيمت نفت افزايش خواهد يافت. ولي در صورتي كه همه اين مقدار يا قسمتي از آن توسط ديگر اعضاي اوپك در سقف 30 ميليون بشكه در روز جبران شود، تاثير عمدهاي نخواهد داشت. بهعلاوه در چنين سناريويي ذخاير استراتژيك كشورهاي صنعتي براي جبران كمبود فوري بهكار گرفته خواهد شد، همانطوري كه در مورد ليبي اعمال شد. روي همرفته ميتوان پيشبيني كرد كه تحقق افزايش قيمت 15 تا 20 درصدي بر مبناي عرضه و تقاضا يك امر حتمي نيست. افزايش نفت وقتي حاصل ميشود كه عرضه نفت اضافي كاهش يابد يا جهان با رشد اقتصادي روبهرو باشد. در حال حاضر اقتصاد بيشتر كشورهاي صنعتي شاهد رشدي كمتر از آنچه پيشبيني ميشود هستند و احتمال ركود وجود دارد.
4 – بحث فشار بر اروپا براي موفقيت مذاكرات نيز بايد با درايت انجام گيرد و نه با اقداماتي كه آنها را تشويق به همگامي با آمريكا كند. قطع نفت ايران، اروپا را به خريد گاز بيشتر از روسيه و متكيشدن بيشتر به آن كشور سوق ميدهد كه موردنظر بسياري از سياستگذاران اروپا نيست. بايد همه گزينهها براي مذاكرهكنندگان ايراني در زمان مذاكرات كه كمتر از يك ماه ديگر است باز باشد تا بتوانند بيشترين نتايج را براي ايران به همراه داشته باشد. قطع نفت به اروپا بهصورت يكطرفه و نقض قراردادهاي موجود، قدرت چانهزني مذاكرهكنندگان را كاهش خواهد داد. اين گزينه پس از مذاكرات نيز براي ايران وجود دارد.
علاوه بر موضوعات فوق شركت ملي نفت ايران در بازارهاي نفتي معروف به خوشقولي و اجراي قراردادهاي امضاشده است. بهطوري كه در بعضي مواقع ضمانت شركت ملي نفت ايران از ضمانت وزارتخانهاي ايران معتبرتر است. نقض قراردادهاي موجود بهصورت يكطرفه اين حسن شهرت را خدشهدار خواهد كرد.
بهطور كلي براي تصميمگيري در چنين موضوع مهمي از طرف مجلس شوراي اسلامي لازم است نظرات كارشناسان فروش نفت شركت ملي نفت ايران، كارشناسان وزارت امور خارجه و ساير كساني كه در اين موارد صاحبنظر هستند مورد بررسي قرار گيرد تا خداي نكرده با تصميمات تند و احساسي به منافع درازمدت كشور لطمه وارد نيايد.
پينوشت:
1- اگر بخواهيم با اين واكنش كسي را تنبيه كنيم بايد فرانسه، انگلستان و آلمان مورد نظر باشد.
* تحليلگر ارشد بازار نفت













