ممانعت از آزادی علی اکبر سروش، فعال سیاسی در مازندران
چکیده :با وجود این که ایشان بیش از نیمی از محکومیتشان را گذرانده اند، هنوز از طرف مقامات مسئول جوابی درباره استفاده از آزادی مشروط دریافت نکردیم و آقای سروش علی رغم این حق قانونی، هم چنان در زندان به سر می برند. گویا حق مرخصی، آزادی مشروط و بند جداگانه تنها برای سایر جرایم تعریف شده است و زندانیان سیاسی از این حقوق محروم هستند....
مسوولان قضایی از استفاده علی اکبر سروش، زندانی سیاسی عضو جبهه مشارکت از حق آزادی مشروط ممانعت به عمل آورده اند.
علی اکبر سروش، متولد ۱۳۴۲، ازفعالان سیاسی شهرستان بابل، استان مازندران است. او عضو هیئت علمی دانشگاه، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت منطقه مازندران، و رئیس آموزش و پرورش شهرستان بابل و مشاور سیاسی استاندار در دوره اصلاحات بوده است.
سروش در سال ۱۳۸۴، در نهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری، رئیس ستاد انتخاباتی دکتر معین در استان مازندران و عضو ستاد میرحسین موسوی در سال ۱۳۸۸ در شهرستان بابل بود. وی به عنوان تنها مدرّس گروه تاریخ در دانشگاه علوم و فنون مازندران، از بدو تأسیس مشغول به تدریس بود که از ترم دوم ۸۸، به دستور حراست وزارت علوم از تدریس منع شد.
کامیلا قلی پور، همسر علی اکبر سروش درباره آخرین وضعیت همسر دربند خود به وبسایت “نوروز” گفته است: با وجود این که ایشان بیش از نیمی از محکومیتشان را گذرانده اند، هنوز از طرف مقامات مسئول جوابی درباره استفاده از آزادی مشروط دریافت نکردیم و آقای سروش علی رغم این حق قانونی، هم چنان در زندان به سر می برند. گویا حق مرخصی، آزادی مشروط و بند جداگانه تنها برای سایر جرایم تعریف شده است و زندانیان سیاسی از این حقوق محروم هستند.
مشروح این مصاحبه بدین شرح است:
از آخرین وضعیت آقای سروش چه اطلاعی دارید؟
ایشان در حال حاضر در پی اجرای حکم ۴ ماه حبس تعزیری، به همراه سایر عزیزان دربند، در زندان متی کلای بابل زندانی سیاسی هستند. وضعیت عمومی ایشان خوب است. در قانون، برای زندانیان حق آزادی مشروط بعد از گذراندن نیمی از حکمشان در نظر گرفته شده است. بر این مبنا ما نیز قبل از اتمام نیمی از دوره محکومیت ایشان، اقدامات اداری و قانونی لازم را انجام دادیم اما با وجود این که ایشان بیش از نیمی از محکومیتشان را گذرانده اند، هنوز از طرف مقامات مسئول جوابی دریافت نکردیم و آقای سروش علی رغم این حق قانونی، هم چنان در زندان به سر می برند. گویا حق مرخصی، آزادی مشروط و بند جداگانه تنها برای سایر جرایم تعریف شده است و زندانیان سیاسی از این حقوق محروم هستند.
ایشان به همراه سایر زندانیان سیاسی بابل در چه بندی به سر می برند؟
آقای سروش به همراه سایر زندانیان،در بند مجرمین خطرناک زندان متی کلای بابل به سر می برند. ایشان و سایر زندانیان سیاسی زندان متی کلا، به عنوان زندانی سیاسی، از حقوق اولیه خود،که همانا داشتن بند جداگانه است، محرومند و این باعث ناراحتی و نگرانی ماست. سلب شدن این حقِ در نظر گرفته شده در قانون، برای همه خانواده های زندانیان سیاسی آزاردهنده است. خود زندانیان به همراه خانواده هایشان بارها از مسئولین زندان خواسته اند تا بندی جداگانه برای زندانیان سیاسی این زندان فراهم کنند ولی متاسفانه این امر با مخالفت مسئولین زندان مواجه شده است.
آیا با ایشان ملاقات داشته اید؟
ما دو بار با ایشان ملاقات داشتیم. مسأله ای که در این دو ملاقات بسیار برایمان منزجرکننده بود، دادن مجوز عبور از درهای پیاپی، با مهر زدن بر دستانمان بود. با ناباوری شاهد مهر زدن بر دستانمان بودم، به این مسأله اعتراض کردم و آن را توهین به شخصیت انسانی دانستم، شخصیتی که قرار بر کرامت بخشیدن به آن بود!
از لحاظ روحی ایشان چگونه هستند؟
ایشان در شرایط بدتر یعنی سپری کردن ۴۷ روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات ساری هم شرایط روحی بسیار خوبی داشتند، در این زندان نیز باز هم دارای روحیه بسیار خوبی هستند. ایشان با توکل به خدا و مطالعات مستمر روزها را می گذرانند. این روحیه استقامت و امیدواری آقای سروش و سایر زندانیان سیاسی تنها نشأت گرفته از قوام شخصیتی و فکری آنان است نه از سهل بودن شرایط حاضر. و من در عجبم از کسانی که در برابر این روحیه های متعالی، به خود اجازه تعّدی به حقوق آنان می دهند.
از شرایط خانواده های زندانیان سیاسی مازندران چه می دانید؟
از خانواده های زندانیان سیاسی بابلسر مثل خانواده آقای علی تاری خبر کلی دارم و از وضعیت خانواده های زندانیان سیاسی شهرمان بابل، مثل خانواده آقای دکتر احمد میری، آقای علیرضا شهیری، آقای علیرضا فلاحتی، آقای محمدرضا ملکی، آقای آریا آرام نژاد، آقای محمد معصومیان و آقای مصطفی ابراهیم تبار باخبرم. بعضی خانواده ها نوپا هستند و پس از زندانی شدن همسرانشان، از طرفی بسیار تنها شده اند و از طرف دیگر لازم است تا دست حمایتگر خداوند از طریق بندگانش حامی این عزیزان باشد زیرا این جوانانِ خوب ِ دربند تنها نان آور خانه محسوب می شوند. با خانواده آقای میری و آقای شهیری هم که از سالیان دور ارتباط خانوادگی داریم؛ روحیه همه آنها عالی است و در کل همه خانواده های زندانیان سیاسی با صبر و استقامت روزهای انتظار را ورق می زنند.
چرا آقای دکتر سروش را برای بار اول سال ۸۸ بازداشت کردند؟ چند روز بازداشت شدند؟ اتهام ایشان چه بود؟
آقای سروش در ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ به اتهام ” تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی” توسط اداره اطلاعات استان مازندران، بازداشت شدند و متعاقب آن، ۴۷ روز در سلول انفرادی با شرایطی بسیار بد و دور از حقوق اولیه هر انسان، تحت بازجویی قرار گرفتند. این در حالی بود که ایشان هنوز در مرحله اتهام بوده و بدون تشکیل هیچ دادگاهی مجبور به گذراندن ۴۷ روز در سلول انفرادی شدند.
در پایان اگر نکته ای به ذهنتان می رسد بفرمایید.
من دعاگوی همه زندانیان سیاسی کشورم هستم و از خداوند برایشان سلامتی و آزادی طلب دارم. به نظر بنده این عزیزان دربند در شهرمان و همه شهرهای ایران، جایشان در کنج زندان نیست بلکه اینان که اغلب قشر تحصیل کرده جامعه را تشکیل می دهند می بایست با اندیشه پویایشان همانطور که در قلب مردم جای دارند، در کنار مردم هم حضور داشته باشند. تفاوت در عقاید و نظرات سیاسی نباید جرم تلقی شود و زندان پاسخ مناسبی برای اندیشه و عقیده متفاوت نیست. چرا که اعتراض ساختار می آفریند و جامعه می تواند با وجود معترضین، خود را بازیابی و بازسازی کند. بنابراین اعتراض این عزیزان قابل احترام و اندیشه شان قابل تأمل برای بازسازی ایرانی آباد است.













