سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » کوهیار گودرزی در اوین؛ هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود...
» در بند 209، همه روزها شبیه هم است

کوهیار گودرزی در اوین؛ هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود

چکیده :ایشان به حضورش در ایران بیشتر باور داشت تا خروج از کشور. یعنی مانند بسیاری دیگر از کسانی که در ایران مانده‌اند، باور داشت که حضورش در ایران هم نوعی مبارزه است و دلش می خواست بماند. در حالی که کوهیار دانشجوی دانشگاه شریف بوده و با توجه به سابقه فعالیت هایش به راحتی می توانست از ایران خارج شود و ادامه تحصیل دهد و زندگی راحتی داشته باشد. اما باور داشت که اگر قرار است مبارزه کند، باید در ایران بماند و هزینه اش را نیز بپردازد. البته چون اقدامی برای خروج از کشور نکرد، نمیدانم ممنوع الخروج بود یا نه. اما به هر حال اگر قصد خروج از کشور را داشت راه های زیادی برای این کار وجود داشت....


کلمه-زهرا صدر:

هفته ی پیش اخبار و گزارش ها حاکی از آن بود که پروین مخترع، مادر کوهیار گودرزی، دانشجوی محروم از تحصیل و فعال حقوق بشری زندانی، از سوی دادگاه انقلاب کرمان به تحمل ۲۳ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

پروین مخترع که حدود پنج ماه است در بند عمومی زندان کرمان به سر می‌برد، یک روز پس از بازداشت کوهیار گودرزی، در منزلش در کرمان دستگیر و به اتهام “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به شهدا و رهبری” در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت.

این حکم، یکی از کم‌سابقه‌ترین احکامی است که در سال‌های گذشته از سوی دادگاه، برای یک مادر، تنها به جرم دفاع از فرزندش، صادر شده است.

گزارش ها حاکی از آن است که در هفته‌های گذشته، قاضی پرونده با ارسال پیامی برای پروین مخترع، از وی خواسته بود تا با نوشتن ندامت‌نامه، از اعمال خود ابراز پشیمانی کند تا حکم سبک‌تری دریافت کند. با این وجود، پروین مخترع گفته بود که هرگز حاضر به نوشتن ندامت‌نامه نیست و از حق قانونی خود برای دفاع از فرزندش نخواهد گذشت.

پروین مخترع، هم‌چنین در جریان محاکمه خود از داشتن وکیل محروم بوده و مأموران امنیتی به وی گفته‌اند که نیازی به حضور وکیل در دادگاه نیست.

کوهیار گودرزی نیز با وجود گذشت پنج ماه از زمان بازداشتش هم‌چنان در شرایط بلاتکلیفی و در بند ۲۰۹نگه‌داری می‌شود. این فعال حقوق بشر که در هفته‌های گذشته متهم به ” تبلیغ علیه نظام” و ” اجتماع و تبانی علیه نظام” شده بود، در حال حاضر در انتظار تشکیل جلسه دادگاه به سر می‌برد.

بازپرس پرونده، برای وی به اتهام‌های «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت، از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر» و «تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با روزنامه اشپیگل» قرار مجرمیت صادر و پرونده او را به دادگاه ارسال کرد.

گودرزی که در تاریخ ۹ مردادماه ۹۰ بازداشت شده بود، به مدت ۳ ماه از حق تماس تلفنی با خانواده‌اش محروم بود. در این مدت بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری، نسبت به سلامت وی ابراز نگرانی کرده بودند. وی هم‌چنین به مدت طولانی در سلول انفرادی نگه‌داری شد.

گفتگوی کلمه با یکی از نزدیکان این فعال سیاسی در بند را با هم میخوانیم:

در ابتدا از شرایط کلی و عمومی آقای گودرزی بفرمایید. آخرین خبری که از ایشان دارین به چه زمانی بر میگردد؟

آخرین خبری که داریم، مربوط به هفته گذشته است. ایشان سه شنبه هر هفته می تواند تماس تلفنی داشته باشد و تنها راه اطلاع از وضعیتش همین تماسهای تلفنی است. چون ملاقات ندارد و هیچ کس نتوانسته است بعد از بازداشت، او را ملاقات کند. کوهیار در حال حاضر، در سلولهای عمومی بازداشتگاه 209 نگهداری می شود و با حدود 10 زندانی هم سلول است. و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی است و در انتظار برگزاری دادگاه.

تحت بازجویی هستند؟ 

خیر بازجویی های او، مدتی است که پایان یافته و حدود سه هفته پیش، آخرین دفاعیات خود را در بازپرسی انجام داده است. علی‌القاعده، پس از این مرحله، پرونده میبایست با صدور کیفرخواست از سوی دادستان به دادگاه ارسال شود و وقت دادرسی تعیین شود. در مورد کوهیار هنوز این اتفاق نیفتاده، این در حالی است که وی وارد ششمین ماه بازداشت خود شده است.

آیا فشار خاصی روی آقای گودرزی وجود دارد؟

خوب، ببینید اصلا نگهداری طولانی مدت متهمان در بند 209، خود بیشترین فشار روانی است. اصلا به همین دلیل پس از اتمام بازجویی و تحقیقات، از انتقال زندانی به بند عمومی جلوگیری می کنند. نگهداری افراد، در محیط امنیتی 209 که زندانی از حق دسترسی به هرگونه امکاناتی همانند کتاب، تلفن و .. محروم است. و در یک محیط کوچک نگه‌داری می شود که میبایست از چشم‌بند استفاده کند. سکوت را رعایت کند. صدایش بلند نشود. برای رفتن به دستشویی و حمام اجازه بگیرد. و تکراری بودن این روزها، به افزایش فشار بر زندانی منتهی می شود. در بند 209، همه روزها شبیه هم است. زندانی هیچ دستاویزی برای تغییر روزها و ساعتهایش ندارد و این مساله به مرور زمان موجب ایجاد احساس یکنواختی و کرختی و افسردگی در افراد می شود.

در مورد فشارهای موردی هم باید بگویم، کوهیار مدت طولانی در سلول انفرادی نگهداری شد. تا سه ماه از حق تماس تلفنی محروم بود. یک روز پس از بازداشتش، مادرش را هم بازداشت کردند. در زمان زندانی بودنش، دو تن از دوستانش که یکی از آنها به همراه کوهیار بازداشت شده بود، دست به خودکشی زد. همه اینها کافی است برای اینکه یک نفر را به معنای واقعی از درون فرو بریزد. به همه اینها، فشارهای بازجویی، اتهامات و .. را هم اضافه کنید. باید بگویم کوهیار گودرزی در این مدت واقعا شرایط طاقت فرسایی را تجربه کرده است. و اینکه هنوز حالش خوب است و روحیه اش را حفظ کرده مایه خرسندی و شگفتی است.

کوهیار گودرزی سال گذشته پس از تحمل یک سال حبس آزاد شده بود، بازداشت جدید به همان پرونده بر میگردد یا دلیل جدیدی وجود داشته است؟

خوب با توجه به فضای سرکوبی که در دو سال گذشته در کشور حکم‌فرما شده است. واضح است که هیچ نوع حرکت اعتراضی از سوی نیروهای امنیتی تحمل نخواهد شد. کوهیار به عنوان یکی از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر، پس از آزادی از زندان هم به فعالیتهای خود ادامه داد. این اواخر هم یکی دو تا مصاحبه با برخی نشریات انجام داد که همین مسائل موجب حساسیتهای دستگاه امنیتی شد. آنچه هم که در بازپرسی به عنوان اتهامات او مطرح شده است همین مسائل است. یعنی او متهم شده به “تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با نشریه اشپیگل” و ” اجتماع و تبانی علیه نظام از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر”، که اگر نگاه قانونی داشته باشیم، هیچ یک از این اتهامات مصداق قانونی ندارد و وی نمی بایست حتی یک لحظه به چنین دلایلی در زندان باشد. اما خوب تنها چیزی که در دستگاه قضایی و سیستم امنیتی ایران مورد توجه قرار نمیگیرد، “قانون” است. کوهیار هم قربانی این بی قانونی است.

طریقه ی بازداشت ایشان در ابهام است. در ابتدا اصل بازداشت تایید نشد و سپس در این باره سکوت شد. ممکن است درباره ی نحوه و مکان بازداشت ایشون بفرمایید؟

من فکر میکنم کسی سکوت نکرد. مساله ای که وجود داشت این بود کوهیار زمانی که بازداشت شد، کسی متوجه نشد یعنی او در منزل یکی از دوستانش و به همراه آنها دستگیر شد. مادرش هم فردای آن روز بازداشت شد. بنابراین هیچ کس خبر نداشت. تنها خاموش بودن موبایل او حدس و گمان در مورد بازداشتش به وجود آورد اما چون این مساله سابقه داشت. دوستان وی باید صبر می کردند. تا یک هفته بعد، وقتی یکی از دوستانی که به همراه او دستگیر شده بود آزاد شد، دیگر خبر بازداشت او قطعی شده و اعلام شد. پس از آن هم به مدت 3 ماه هیچ تماس تلفنی و ملاقاتی نداشت. مادرش هم در زندان کرمان دستش از همه جا کوتاه بود. در واقع هیچ دسترسی به اخبار پیرامون وضعیت او در دست نبود. حتما میدانید که امکان رسیدن اخبار از بند 209، اگر فردی در انفرادی باشد و تلفن هم نداشته باشد بسیار کم است. بنابراین اخباری که بود و اتفاقا درست هم بود، تاکید بر نامعلوم بودن شرایط وی بود. در این حال، بعد از سه ماه، زمانی که او برای اولین بار اقدام به برقراری تماس تلفنی کرد و از شرایطش خبر داد. بلافاصله یک خبر رسمی از طرف کمیته گزارشگران حقوق بشر منتشر شد. تا پیش از آن هیچ کس واقعا نمیدانست که او در چه شرایطی است. تمام اخبار بر اساس حدس و گمان بود.

چرا هیچ کدام از اعضای خانواده ایشان اطلاع رسانی از شرایط ایشان نمیکند؟

ببینید اصولا در خصوص زندانیان سیاسی، کسانی که به اطلاع رسانی می پردازند فامیل درجه یک هستند. مادر، پدر، خواهر ، برادر.

خوب مادر کوهیار در زندان است و او دیگر کسی را ندارد. خاله های او هم چون پیگیر وضعیت مادرش هستند، نمی توانند به کار رسانه ای بپردازند. همچنین هزینه ای که مادر کوهیار در خصوص اطلاع رسانی در مورد وضعیت فرزندش متحمل شده، خود دلیلی می شود برای اینکه سایرین احتیاط بیشتری به خرج دهند. واضح است وقتی به مادر وی رحم نکردند و چنین حکم سنگینی برای او صادر شده است، فردا روز ممکن است خاله و یا پسرخاله اش را نیز دستگیر کنند، فقط به این اتهام که در خصوص وضعیت او اطلاع رسانی انجام داده اند.

درباره ی مادر ایشان بفرمایید؟

مادر کوهیار، اخیرا از سوی دادگاه به 23 ماه حبس تعزیری محکوم شده، همچنین پرونده دیگری نیز با اتهام “توهین به رهبری” برای او تشکیل شده که به دادگستری استان کرمان ارجاع شده است. یعنی ممکن است این حکم سنگین تر شود.

خانم مخترع در حال حاضر در بند عمومی زندان کرمان در کنار مجرمان عادی نگهداری می شود. شرایط نگهداریشان در زندان کرمان نیز بسیار سخت است. یعنی امکان دسترسی به مواد غذایی، میوه و سبزیجات در این زندان وجود ندارد. شرایط بهداشتی بسیار اسفبار است و رسیدگی پزشکی نیز بسیار محدود انجام می شود. خانم مخترع ظاهرا هفته گذشته از ناحیه پا در زندان دچار آسیب‌دیدگی شده بود که در دادگاه با ویلچر حضور پیدا می کنند.

آیا بازداشت و این حکم به واقع به خاطر مصاحبه و اطلاع رسانی وضعیت فرزندشان صادر شده است؟

دلیل بازداشت ایشان مشخص است. قطعا و یقینا، اطلاع رسانی های گسترده او در خصوص بازداشت کوهیار گودرزی، علت دستگیری وی بوده است. پیش از این هم ماموران امنیتی وی را تهدید به برخورد کرده بودند و این بار تهدیدشان عملی شد. به هر حال با این کار، هم پروین مخترع را زندانی کردند و هم اطلاع رسانی در خصوص وضعیت کوهیار را کاهش دادند.

آقای گودرزی پس از آزادی به سادگی می توانست از کشور خارج شود، آیا ممنونع الخروج بود که نرفت؟

ایشان به حضورش در ایران بیشتر باور داشت تا خروج از کشور. یعنی مانند بسیاری دیگر از کسانی که در ایران مانده‌اند، باور داشت که حضورش در ایران هم نوعی مبارزه است و دلش می خواست بماند. در حالی که کوهیار دانشجوی دانشگاه شریف بوده و با توجه به سابقه فعالیت هایش به راحتی می توانست از ایران خارج شود و ادامه تحصیل دهد و زندگی راحتی داشته باشد. اما باور داشت که اگر قرار است مبارزه کند، باید در ایران بماند و هزینه اش را نیز بپردازد. البته چون اقدامی برای خروج از کشور نکرد، نمیدانم ممنوع الخروج بود یا نه. اما به هر حال اگر قصد خروج از کشور را داشت راه های زیادی برای این کار وجود داشت.

درباره ی فعالیت های فعالان حقوق بشر بفرمایید؟

فعالیت های حقوق بشری هم در ایران به مانند سایر احزاب و جریانها، بعد از سرکوب های گسترده 88، دچار اخلال شد. البته چون در جریان این سرکوبها و اعتراضات، مساله “شهروند خبرنگار” به یک مورد محوری تبدیل شده بود. این قضیه توانست جای خالی نگاه فعالان حقوق بشر را که در همان روزهای ابتدایی سرکوب، مورد دستگیری واقع شده بودند پر کند. اما خوب یک مساله بارز و اساسی که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که بعد از انتخابات 88، بیشترین فشارها و هجمه ها به این گروه از فعالان وارد شد و یکی از جریانهایی بودند که مورد بیشترین سرکوب و بازداشت قرار گرفتند. در حالی که آنها نه سوگیری سیاسی داشتند، نه وابسته به جریانها، ستادها و احزاب بودند. نه اصولا دخلی در اعتراضات یا رهبری آنها داشتند. فعالان حقوق بشر تنها به ایفای وظیفه خود در راستای انعکاس موارد نقض حقوق بشر مشغول بودند که اینطور بی رحمانه مورد هجمه قرار گرفتند.

آیا هنوز هم حاضر فشارها بر آنان زیاد است و به نظر شما هنوز هم میتوان مفید بود و کار کرد؟

این فشارها با گذشت زمان نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده است. یعنی امکان کار کردن در هیچ گروهی وجود ندارد، کوچکترین فعالیتی به سرعت سرکوب می شود. واضح است که در این شرایط نمی توان مثل گذشته فعالیت کرد، اما هنوز هم فعالان حقوق بشر یا افراد دیگر از همین روزنه های موجود استفاده می کنند و برای شکستن این فضا تلاش می کنند. همین دیدارهایی که با خانواده‌های زندانیان سیاسی انجام می شود. مراسم هایی که برای آنها برگزار می شود. تلاش در جهت انعکاس اخبار مربوط به زندانها و .. . همه تلاشهایی است که هنوز وجود دارد و با وجود جو خفقان، عده‌ای دارند تلاش می کنند تا جای خالی دوستانشان را پر کنند. فکر می کنم به هر حال با وجود این شرایطی که وجود دارد، هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.