سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آلودگي هوا و داستان دو شهر

چکیده :محيط زيست به راحتي خارج از اولويت‌هاي ملي قرار گرفت و پس از تغييرات گسترده و مكرر مديران و معاونان سازمان حفاظت محيط زيست، تشكيل كميته اجرايي تهران عملا منتفي شد. ...


معصومه ابتكار

سال گذشته وقتي مكزيكوسيتي پايتخت مكزيك، به عنوان يكي از شهرهاي سالم دنيا به لحاظ كيفيت هوا معرفي شد، برخي تصور كردند سياست‌ها و اقدامات محيرالعقولي صورت گرفته تا شهري كه در ابتداي هزاره سوم، آلوده‌ترين هوا را در ميان شهرهاي دنيا داشت، اكنون پس از يك دهه مشكلات را پشت سر گذاشته است.

واقعيت اين است كه برنامه كاهش آلودگي هواي مكزيكوسيتي از ابعاد جمعيتي، اجتماعي و تعداد خودرو بسيار شبيه تهران بوده و در اين حال توانسته با برنامه‌اي مشابه آنچه كه 11 سال پيش در تهران به تصويب رسيد به موفقيت برسد. توسعه حمل‌ونقل عمومي، ‌مترو، اتوبوس، به روز‌رساني استانداردهاي خودروها، ارتقاي استاندارد سوخت، استفاده از گاز طبيعي، معاينه فني و حذف خودروهاي فرسوده، از محورهاي مشترك برنامه كاهش آلودگي هواي اين دو شهر بوده است.

اما سوال اصلي اين است كه چرا يكي (مكزيكوسيتي) موفق شد و ديگري (تهران) هنوز اندر خم يك كوچه است؟ تجربه مكزيكوسيتي نشان مي‌دهد برخلاف القاي برخي مسوولان، معضل آلودگي هوا قابل حل است. برنامه جامع كاهش آلودگي هواي تهران در سال 1379 و در دولت هفتم براساس مطالعات بين‌المللي و داخلي به تصويب رسيد و از همان سال به پشتوانه سازوكارهاي مديريتي قوي، اعتبارات و برنامه زمان‌بندي اجرايي شد.

كميته اجرايي اين برنامه كه به عنوان سازوكار مديريتي، به طور منظم دو هفته يك‌بار با محوريت سازمان حفاظت محيط زيست و با حضور نمايندگان مختار تمام دستگاه‌هاي مرتبط تشكيل مي‌شد، توانست با همكاري خودروسازان براي اولين‌بار استانداردهاي مربوط به هوا را اعمال و تا 80 آلودگي خودروها را كاهش دهد. اين استانداردها براي موتوسيكلت‌ها، اتوبوس‌ها و خودروهاي سنگين نيز تعيين شد.

همچنين با همكاري وزارت نفت و با حذف سرب از بنزين عرضه شده در كل كشور، اولين گام موثر براي استاندارد شدن سوخت برداشته شد. توسعه مراكز معاينه فني، اتوبوس‌هاي گازسوز، ارتقاي ادواري استانداردها نيز در اين دوره تحقق يافت. آموزش و جلب مشاركت عمومي براي مقابله با كاهش آلودگي هوا نيز در قالب فعاليت‌هاي مختلف از جمله حمايت از تشكل‌هاي غيردولتي از محورهاي مهم اين برنامه بود. البته اين سياست به شهر تهران محدود نشد و در سال‌هاي 84-80 برنامه جامع كاهش آلودگي هوا براي هفت شهر ديگر شامل اصفهان، تبريز، شيراز، اراك، مشهد، اهواز و كرج پس از مطالعات خاص تهيه و اجرايي شد. به اين ترتيب در پايان دولت هشتم و در شهريور 84، اين هفت شهر نيز داراي برنامه اجرايي بودند و جلسات مربوطه آن با حضور استاندار تشكيل مي‌شد. در سال 84 همچنين براساس جلسات كميته اجرايي تهران و بررسي‌هاي عمومي، بازنگري برنامه اول آماده ابلاغ شد. با آغاز به كار دولت نهم كه نويد «رويكرد و برنامه‌هاي متفاوت» مي‌داد، «برنامه چهارم توسعه» با وجود آنكه با اجماع نظام تدوين شده بود، از اجرا بازماند.

در اين ميان محيط زيست به راحتي خارج از اولويت‌هاي ملي قرار گرفت و پس از تغييرات گسترده و مكرر مديران و معاونان سازمان حفاظت محيط زيست، تشكيل كميته اجرايي تهران عملا منتفي شد. اين روند از سويي، ارتقاي منظم استانداردها را در زمينه‌هاي مختلف متوقف كرد. از سوي ديگر در همان ماه‌هاي اول، طرح‌هاي اساسي دولت‌هاي قبل و مقررات تثبيت شده محيط زيست مانند ممنوعيت استقرار واحدهاي جديد صنعتي در محدوده 120 كيلومتري تهران و ممنوعيت شماره‌گذاري خودروها و اتوبوس‌هاي ديزلي در شهرهاي بزرگ لغو شد. افزايش سقف جمعيت شهر تهران در طرح جامع با نظر غيركارشناسي و فقط به دلايل مقطعي رخ داد. دستور كاهش قيمت خودرو به خودروسازان بزرگ كشور هم به حذف كانيستر (دستگاه جمع‌آوري بخارات بنزين در صدها هزار خودرو توليد شده) منجر شد. از ديگر سو، استاندارد بنزين نه تنها ارتقا پيدا نكرد بلكه براي افزايش حجم آن، تركيبات پتروشيمي مورد استفاده قرار گرفت كه نتيجه آن افزايش بنزن (از مواد آلاينده آروماتيك) بوده است. در همين حال بودجه‌هاي دولتي مربوط به مترو و اتوبوسراني يا اصلا پرداخت نشده يا با تاخير وصول شد. كميته سه جانبه معاينه فني نيز تعطيل و در فقدان حضور جدي مدافع محيط‌زيست، قانون معاينه فني از دو به پنج سال در مجلس افزايش يافت. در مجموع بعد از سال 84 به برنامه‌هاي كاهش آلودگي هواي شهرها كم توجهي شد و جلسات كميته اجرايي كاهش آلودگي هوا نيز پس از پنج سال ركود كامل، در تهران نيز به استانداري واگذار شد كه خود وظايف متعدد ديگري بر عهده دارد. علاوه بر اينها، به دليل بي‌توجهي دولت‌هاي همسايه و منطقه به آبخيزداري و مديريت سرزمين، گرد و غبار گسترده شهرهاي كشور از جنوب‌غربي تا تهران را دربرگرفت و به معضل آلودگي هوا دامن زد. همان‌طور كه اشاره شد برنامه‌هاي كاهش آلودگي هواي تهران و مكزيكوسيتي مشابه بوده و شايد تنها يك تفاوت عمده با يكديگر داشت. به اين صورت كه در مكزيك با وجود رقابت‌هاي جدي در تغيير تركيب پارلمان و حداقل دو دوره انتخابات رياست‌جمهوري با دولت‌هاي متفاوت، همگي به برنامه‌ها و قوانين مصوب پايبند ماندند. به نظر مي‌رسد در مكزيك قرار بر اين شد كه هر دولتي بر سر كار بيايد ادامه‌دهنده راه قبلي باشد و اجراي برنامه‌هاي ملي را يا با جديت تداوم بخشد يا در همان جهت بازنگري منطقي و اصولي انجام دهد. در مكزيكوسيتي هيچ معجزه‌اي جز همدلي و وفاق ملي احزاب متنوع براي تضمين آينده بهتر و توسعه كشور اتفاق نيفتاد. دولت‌ها با جهت‌گيري سياسي مختلف آمدند و مانند مسابقه دو امدادي، كار را از قبلي تحويل گرفته و جلو رفتند. آنجا برنامه ملي توسعه را كه حاصل هزاران نفرساعت نظر و كار كارشناسي بود، رها نكردند. سياستمداران و صاحب‌منصبان مكزيكي، اجراي دقيق و هماهنگ قانون را بدون هرگونه گسست، انقطاع و بريدگي دنبال كردند و در نتيجه جواب گرفتند. مكزيكوسيتي در سال 2010 هواي بسيار بهتري را كه نعمت و ارمغان بي‌بديل الهي است، به دست آورد و به‌راستي مگر نه اين است كه «ليس للانسان الا ما سعي.»

منبع: شرق


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.