پیام تبریک پدر و مادر ضیا نبوی در سالروز تولد این زندانی سیاسی
چکیده :در مدت این سه سالی که از در بند بودنت میگذرد، زمانی که برایمان در صف های انتظار ملاقات در اوین، کلینیک و کارون طی شد و در طول سرگشتگی های بی ثمرم در راهروهای ساختمان های دادگستری و دادگاه و سازمان زندان ها...، تنها ایمانم به حضور خداوند و مشاهده استقامت و حقانیت تو دل استوارم کرده و به من امید می...
پدر و مادر ضیا نبوی، فعال دانشجویی دربند، در نامه ای خطاب به فرزندشان تولد وی را تبریک گفته اند.
پدر ضیا نبوی در نامه ی خود نوشته است: در طول سرگشتگی های بی ثمرم در راهروهای ساختمان های دادگستری و دادگاه و سازمان زندان ها…، تنها ایمانم به حضور خداوند و مشاهده استقامت و حقانیت تو دل استوارم کرده و به من امید میبخشد.
امروز سیم آذر ماه، سالروز تولد ضیا نبوی، زندانی سیاسی که به عنوان دانشجوی محروم از تحصیل در کنار برخی دانشجویان ستاره دار دیگر یکی از مهم ترین سندهای ماندگار دروغگویی محمود احمدی نژاد در روزهای تبلیغات انتخاباتی شدند، سهمش از افشاگری و مطالبه حق طبیعی تحصیل را با ۱۰ سال حبس در تبعید دریافت کرد که از سنگین ترین احکام صادره در بین احکام پس از انتخابات ۸۸ است.
او در دو سال و اندی که از حبسش می گذرد بارها با نوشته هایش پایداری خود بر مواضع و روشن اندیشی اش را به رخ همگان کشید. حس مسئولیت اش را در نامه به جواد لاریجانی درباره ی زندان کارون اثبات کرد و حالا یک بار دیگر از موضعی دیگر درسی اخلاقی از انصاف را، بی آنکه خود بخواهد در این جایگاه قرار بگیرد، به بسیاری از جمله حاکمان دستگاه قضا که بیش از هرکسی نسبت به رعایت آن مسئولیت دارند، داده است.
متن نامه پدر و مادر این زندانی سیاسی که به مناسبت تولد وی نگاشته شده و در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
بنام حق
اگرچه سه یلدا را بدون حضورت در کنارمان سپری کرده ایم، اما لحظه ای یادت از قلبمان فاصله نگرفته است.
ضیای خندانم!
در مدت این سه سالی که از در بند بودنت میگذرد، زمانی که برایمان در صف های انتظار ملاقات در اوین، کلینیک و کارون طی شد.
و در طول سرگشتگی های بی ثمرم در راهروهای ساختمان های دادگستری و دادگاه و سازمان زندان ها…، تنها ایمانم به حضور خداوند و مشاهده استقامت و حقانیت تو دل استوارم کرده و به من امید میبخشد.
ضیای عزیز تر از جانم!
هنگامی که خورشید برگیتی گرما بخش میگردد، بیاد گرمای حضورت در کنارمان میافتیم. و زمانیکه میان گل ها و سبزه زارها قدم می زنیم، یاد خنده ها و صفای وجودت در ذهن مان زنده می شود.
با دیدن چشمه ها ی زلال وروان به یاد صافی و صداقت وجودت می افتیم و کوهها استواری تو را یاد آورمان می گرداند.
ضیای مهربان من!
از خدا می خواهیم همیشه پشتیبان و یاور تو باشد. این یلدا را نیز با امید و آرزوی حضورت در کنارمان به حافظ تفالی خواهیم زد و زادروزت را جشن خواهیم گرفت.
از طرف پدر ومادرت.













