سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ماجرای حمله امروز نیروهای امنیتی به روایت یکی از خبرنگاران روزنامه ایران...

ماجرای حمله امروز نیروهای امنیتی به روایت یکی از خبرنگاران روزنامه ایران

چکیده :مریم سامانی، یکی از خبرنگاران گروه اجتماعی، از ناحیه پا مشکل دارد، نیروهای امنیتی سرش داد می زدند که راه برو، داشتند با باتوم همه را به پایین می راندند. خانم سامانی هم که کنار راهرو ایستاده بود گفت من نمی توانم بدون آسانسور بروم. بعد آنها هلش دادن، به او فحاشی کردن و گاز فلفل توی صورتش زدند و او هم از حال رفت، بعد هم بلندش کردند و او را بردند....


یکی از روزنامه نگاران روزنامه ایران ساعاتی پس از حمله نیروهای امنیتی و پلیس به تحریریه این روزنامه به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت: اکنون همه بچه ها سفید پوش هستند، پر از پودر سفید آتشفشانی،هنوز هم از گاز فلفل دچار سردردیم. حوالی ظهر بود که ما ناگهان صدای جیغ و فریاد را از طبقه چهارم شنیدیم. ما در تحریریه روزنامه ایران در طبقه سوم کار می کنیم و طبقه چهارم دفتر جوانفکر است و کنار دفتر او اتاقیست که تعدادی از بچه های سیاسی ایرنا در آن کار می کنند. ظاهرا بچه های سرویس سیاسی دیده بودند که عده ای لباس شخصی در اتاق جوانفکر دست و پای او را گرفته اند و او را روی زمین خوابانده اند. بچه ها شروع کرده بودند به جیغ زدن و “الله اکبر ” و “حیدر حیدر” گفتن. ما هم که در تحریریه طبقه پایین بودیم با شتاب وارد راهرو و پله های بالا شدیم تا ببینیم چه شده است.

این روزنامه نگار که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت: بچه های سرویس سیاسی آسانسور را بلافاصله قطع کردند تا آنها نتوانند جوانفکر را با خود به پایین ببرند. در اتاق جوانفکر را هم قفل کردند و به پلیس زنگ زدند. اما آنها در را با باتوم شکستند و بیرون آمدند و یکدفعه تمام طبقات از لباس شخصی ها و پلیس پر شد. انگار جلوی در فقط منتظر ورود بودند. آنها وارد تمام طبقات شدند، کامپیوترها را به زمین می کوبیدند، فحاشی می کردند. و همه را با باتوم می زدند. چند تا از بچه ها برای مقابله کپسول آتشفشانی را به سمت لباس شخصی ها گرفتند تا از دستشان فرار کنند. آنها هم گاز فلفل زدند. داشتیم خفه می شدیم. بچه ها روزنامه های که روی میز بود را تند تند آتش می زدند تا اثر گاز برود. الان کف راهروها، سر تا پای همه ما سفید است از پودر آتشفشانی و چشمهایمان قرمز از گاز فلفل. بچه ها را با باتوم می زدند و می بردند. تا به حال چنین چیزی ندیده بودم.

ماموران امنیتی ظهر روز دوشنبه به موسسه روزنامه ایران حمله کردند تا علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا را بازداشت کنند. آقای جوانفکر که به اتهام انتشار برخی از مقالات و تصاویر «خلاف عفت عمومی» در ویژه نامه «خاتون» در روزنامه ایران از سوی دادگاه انقلاب به یکسال حبس محکوم شده است، صبح روز دوشنبه نشستی خبری درباره این حکم برگزار کرد که در پایان این نشست با حضور ماموران دادستانی تهران برای بازداشت خود مواجه شد که نهایتا به درگیری با کل تحریریه ختم شد.علی اکبر جوانفکر روز شنبه ۲۸ آبان مصاحبه ای با روزنامه اعتماد داشت که در آن مصاحبه انتقادی مطالبی را در خصوص غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل کشور و منوچهر متکی، وزیر امور خارجه پیشین ایران مطرح کرده بود.

اگرچه علی اکبر جوانفکر ساعتی پس از این اتفاق در گفتگو با خبرگزاری رویترز اعلام کرد که بازداشت نشده است اما به گفته روزنامه نگار روزنامه ایران حدود ۳۰ نفر از نیروهای خبرگزاری ایرنا، روزنامه ایران ، ایران آنلاین و ایران اقتصادی بازداشت شده اند و چند نفر نیز مجروج دیده اند.همچنین مصیب نعیمی، مدیر مسول روزنامه ایران نیز بازداشت شده است.

این روزنامه نگار با اشاره به اینکه آنها در حال حاضر مشغول کار کردن هستند تا فردا روزنامه انتشار یابد، گفت:« چنین چیزی را هرگز ندیده بودم. تحریریه میدان جنگ شده بود.۳۲ نفر دستگیر شدند. حتی دو آبدارچی را خودم دیدم که بردند و یک حروفچین، به نام سحرقزه قولو را هم گرفتند چون طفلک موبایل دستش بود و آنها لابد فکر می کردند او دارد به بیرون گزارش می دهد.»

این روزنامه نگار درباره اینکه آیا کسی از کارمندان آسیب جدی دیده است، گفت:« خانم مریم سامانی، یکی از خبرنگاران گروه اجتماعی، از ناحیه پا مشکل دارد، نیروهای امنیتی سرش داد می زدند که راه برو، داشتند با باتوم همه را به پایین می راندند. خانم سامانی هم که کنار راهرو ایستاده بود گفت من نمی توانم بدون آسانسور بروم. بعد آنها هلش دادن، به او فحاشی کردن و گاز فلفل توی صورتش زدند و او هم از حال رفت، بعد هم بلندش کردند و او را بردند.»

این روزنامه نگار افزود:« مورد دیگری که من فقط شنیدم و خودم ندیدم، این است که یکی از خبرنگاران سرویس سیاسی، به نام آقای سلطانیه که در طبقه چهارم بوده و ظاهرا در همان دقایق اول جلوی نیروهای امنیتی خیلی مقاومت کرده است آنها هم او را هل داده اند به سمت شیشه اتاق که می گفتند تمام سرش خونی شده بوده و بعد او را با خود برده اند.»

این روزنامه نگار با اشاره به اینکه اکنون نیروهای روزنامه ایران و بقیه ضمایم این روزنامه مشغول به کار هستند از حضور استاندار تهران در دفتر این روزنامه برای کنترل اوضاع خبر داد.


65 پاسخ به “ماجرای حمله امروز نیروهای امنیتی به روایت یکی از خبرنگاران روزنامه ایران”

  1. ناشناس گفت:

    حقتونه.اون زمان که همین لباس شخصیا مردم را سرکوب میکردن شما روزنامه نگارای ایران میگفتین حرکت خودجوش مردم.بخورید نوش جونتون

  2. mahnoosh گفت:

    با شما موافقم .

  3. شیشه نوشابه گفت:

    عجب !!! بچه های روزنامه ایران باید خدارو شکر کنند که کهریزک رو بستند و انشاله که از شیشه نوشابه هم خبری نباشه!!!!!!!!!!!!!

  4. الف.پ گفت:

    چنین است رسم سرای درشت
    گهی پشت به ین و گهی زین به پشت

  5. ناشناس گفت:

    همیشه دعام این بوده که تو همین بهبه هر کی ناحق میگه به کیفرش برسه و هر کی حق میگه سربلند شه خدایا از تو متشکرم

  6. حمله به روزنامه ایران ضمن ابراز تاسف از چنین برخوردی واقعا اینها روی طالبان راهم سفید کردند بیاد روزهای سختی افتادم که طالبان به محل کنسولگر گفت:

    حمله به روزنامه ایران
    ضمن ابراز تاسف از چنین برخوردی
    واقعا اینها روی طالبان راهم سفید کردند
    بیاد روزهای سختی افتادم که طالبان به محل کنسولگری ایران درمزارشریف حمله کردن؟
    آیا واقعا ایران امن ترین کشورجهان است؟
    این برخوردها هرگز خودسرانه وخودجوش نیست ودقیقا بابرنامه ریزی وفرماندهی آقامجتبی وجنتی است.فیلم این توهین آشکار وحمله مهندسی شده وکتک کاری خبرنگاران چهره پلید شان را نشان می دهد.فارغ از اینکه عملکرد اخیر روزنامه ایران و.مدیرعامل ایرنا را تاید بکنم یانکنم این فاجعه را به جامعه رسانه ای کشور تسلیت می گویم…جایی که برای خودشان ارزش قایل نیستند چگونه مردم بیچاره وبی پناه می توانند ابراز وجود بکنند..
    هرگز یادمان نمی رود که حمله به دفتر آقای صانعی .دفتر آقای دستغیب وحتی حمله به حسینه جماران وحمله به خانه آقای کروبی وموسوی ..همه اینها تحت مدیریت ومهندسی شده است

  7. 111 گفت:

    کارکنان روزنامه ها فرق می کنند با مسولان بخش سیاسی ان روزنامه ها انها هم مثل من وشما دل خونی دارند . مهم این است که همه ملت از مسایل اگاهی دارند .حالا مدیران کیهان وایران هر جه دلشان می خواهد حقایق را وارانه کنند.

  8. بنده خدا گفت:

    مملكت گل و بلبله D:

  9. من يه سبزم،‌با مرامم. گفت:

    من هم با اينكه خوشحالم اينها به جون هم افتادن،‌ ولي حمله وحشيانه مزذوران جكومت به دفتر روزنامه رو محكوم ميكنم.

  10. ناشناس گفت:

    انشاا… توبت تزویر گر بزرگ هم برسد.

  11. ناشناس گفت:

    احیانا تو این همه روزنامه ای که آتیش زدین عکس امام که نبوده؟

  12. ناشناس گفت:

    هنوز به این دوستان تجاوز نشده و با ماشین از روشون رد نشدند و کهریزک فرستاده نشدند و زن و دختر جوانشون رو به . . . تهدید نکردند و خیلی چیزهای دیگه که به سرشون نیومده
    انشا اله بزودی به سر فرعونیان هم بیاد

  13. ناشناس گفت:

    amir20

  14. رضا گفت:

    کی و کجا سراغ بزرگتر هاشون بروند ، معلوم نیست…

  15. امیدوار گفت:

    ندیدم کامنتی که فیلم حمله به روزنامه ایران رو توضیح بده!
    دقت میکنید که حمله شده و اونها حیدر حیدر میگن؟؟؟
    بیچاره ها فیلم و عکس خودشونو هم منتشر کردند!!!
    یاد روز عاشورای 88 افتادم که در کوچه ای به حیاط خونه ای خزیدیم و اینها که با چوب و چماق و دسته کلنگ و… حمله میکردند توی کوچه جمع شده بودند و کسانی رو که بی بناه مونده بودن با همین حیدر حیدر گفتن هاشون به قصد کشت میزدن. بعد عاشورا ما دنبال مشخصات اینها بودیم که ببینیم اینها چه جونورایی بودن . حالا به دست خودشون فیلم و عکس خودشونو گذاشتن رو سایتها و خودشونو معرفی میکنن. خدا اینجوری رسواشون میکنه!!!!!
    یاحسین
    میرحسین