بازخوانی سخنان شهید بهشتی دربارهی شیوهی برخورد با یک مخالف سیاسی
چکیده :مبادا زبان و قلم دیگران نسبت به آقاى بنىصدر یا اشخاص اطراف ایشان بىمهار و بىتقوا بشود... اگر بىانصافى و بىعدالتى حتى در این برخوردها به اخلاق ما رخنه کند، آنوقت ما هم به پاکى و طهارت و نورانیت این اسلام ضربه زدهایم... از آقاى بنىصدر باید همانگونه انتقاد بشود که فرض کنید دارید از خودمان انتقاد مىکنید نه بیش از آن....
کلمه: چالش ابوالحسن بنی صدر، اولین رئیس جمهور پس از انقلاب اسلامی، با نمایندگان مجلس و حزب جمهوری و شخص دکتر بهشتی، یکی از بزرگترین چالشهای سیاسی تاریخ جمهوری اسلامی بوده است. شکاف عمیقی که در سالهای 59 و 60 در عرصه سیاسی ایران پدید آمده بود و با یکسونگری و خودمحوری رئیسجمهور وقت به اوج خود رسید، در نهایت به رای نمایندگان مجلس به عدم کفایت سیاسی بنی صدر و برکناری او و جریانات بعدی انجامید؛ موضوعی که پس از 30 سال از ابعاد مختلف قابل تحلیل و بررسی است.
اما از یک جنبه ی ویژه هم می توان به آن موضوع نگریست، و آن اینکه شهید بهشتی به عنوان طلایهدار یک مشی و مرام اسلامی و انقلابی، در آن زمان چه الگویی را برای برخورد با آقای بنی صدر به عنوان یک مخالف سیاسی ارائه میداد.
او در سخنانی که زمان آن 27 خرداد 1360 و مکان آن دفتر حزب جمهوری اسلامی واقع در خیابان سرچشمهی تهران ذکر شده، خطاب به همحزبیهای خود میگوید: «مبادا زبان و قلم دیگران نسبت به آقاى بنىصدر یا اشخاص اطراف ایشان بىمهار و بىتقوا بشود و آنوقت بگویند آقاى بنىصدر دیگر هیچ کمال و ارزشى ندارد. نهخیر، ایشان داراى کمالات و ارزشهایى بودند و هستند. داراى ضد ارزشهایى هم بودند و هستند و آنچه هست نتیجهی جمعبندى آنهاست.»
شهید بهشتی خاطرنشان میکند: «اگر بىانصافى و بىعدالتى حتى در این برخوردها به اخلاق ما رخنه کند، آنوقت ما هم به پاکى و طهارت و نورانیت این اسلام ضربه زدهایم. در حوزههاى تشکیلاتى هم اگر همینطور منصفانه بنشینیم و انتقاد کنیم، بسیار خوب است. از آقاى بنىصدر باید همانگونه انتقاد بشود که فرض کنید دارید از خودمان انتقاد مىکنید نه بیش از آن. در راهپیمایىها و تظاهرات هم باید همینطور باشد. تا آنجا که در توان دارید در شعارهایى که داده مىشود، اظهار نظرهایى که مىشود، عکسهایى که برداشته مىشود و امثال اینها، کرامت اخلاق متعالى اسلامى باید به چشم بخورد. عقده خالى کردنها و کینهتوزىهاى بىمعنى نباید باشد.»
بازخوانی این سخنان پس از سی سال، باز هم به کار امروز ما میآید. توصیههایی که اگر دیروز و امروز مدنظر ما بود و باشد، و گفتار و رفتار ما بر چینن مشی و مرامی تنظیم شود، بیشک وضع ما بهتر از حال اکنون ما خواهد بود.
متن کامل این توصیههای اخلاقی شهید بهشتی به همراهان و همفکرانش در حزب جمهوری اسلامی را به نقل از بنیاد نشر آثار و اندیشههای آیتالله دکتر بهشتی در ادامه بخوانید:
باید ببینند میزان دربارهی اشخاص و جریانها چه مىگوید؛ نه اینکه یک روز جریانى را سخت و بىرحمانه و به شیوههاى غربى بکوبیم یا یک روز از جریانى بىجهت ستایش کنیم و ناخودآگاه بشویم وعاظالسّلاطینِ جدید. ما در این مجتمع خودمان مىخواهیم فروغ خدا و نور خدا را روزبهروز بیشتر ببینیم. این را هم به شما عرض کنم که همهی ما در معرض این لغزشها هستیم. خود بنده هم هستم. من هم گاهى دچار خودخواهى مىشوم. مهم این است که مراقبت کنیم غرق نشویم، وگرنه مبتلا مىشویم. مهم این است که مراقبت کنیم که غرق نشویم و تقوا معنایش همین است: «یعنى یاد خدا در دل انسان آنقدر زنده باشد که در سراشیبىِ فساد و خودپرستى و خودخواهى ترمزبریده نباشد و ترمزى داشته باشد؛ چون آنجا سرانجامش هلاکت است. ما اگر به یارى خدا و هدایت او و با تلاش خودمان و با امر به معروف و نهى از منکر و موعظهی حسنهی صادقانه و صمیمانه و برادرانه و خواهرانه میان خودمان بتوانیم آن نورانیت را در اینجا روزبهروز بیشتر کنیم، کار خوبى کردهایم و آخر و عاقبتش هم انشاءالله خوب خواهد بود. «وَ الْعاقِبَهیُ لِلْمُتَّقین». امااگر مااز آقاى بنىصدر انتقاد کنیم و هر یک از ما یک بنىصدر باشیم که هنوز جامعه او را نشناخته چون میدان اینکه واقعیتهایش بروز کند به دستش نیامده، از او انتقاد کنیم، در حالىکه هنوز معلوم نیست خودمان چه باشیم. این چیز خوبى از کار درنمىآید.
از امروز مىخواهیم قرار بگذاریم که در حوزههاى تشکیلاتى و همچنین در مجموعههایى که در یک بخش از کار حضور دارند، برنامهی انتقاد از خویش را شروع کنیم و انتظار دارم در گزارشهاى هفتگى که بخشهاى هر واحد تهیه مىکنند، یعنى از پایان هفتهی آینده منعکس باشد. ماهى یک بار کافى است (یعنى هر چهار هفته یک بار). ولى اولینِ آن هفتهی آینده باشد. قدرى هم ببینیم عیب خودمان چیست. انتقاد از خویشتن معنایش این است که در جلسهاى که دور هم نشستهایم، هر کسى شجاعت داشته باشد بگوید نقصهاى خود من چیست. خودش نقص خود را بگوید. بگوید من خودم را مطالعه کردم و احساس مىکنم که این نقیصهها را دارم. بعد به حکم «اَلمُؤْمِنُ مِرْآهیُ الْمُؤْمِن»، برادرها و خواهرهاى دیگر هم برای نقصهایى که او نتوانسته بشناسد و در خودش ببیند، آینهی او بشوند تا در این آینه این نقصها را ببیند. نقصهایش را به او بگویند، اما نه کینهتوزانه و به منظور تحقیر؛ که این انتقاد از خویشتن نیست، این به جنگ یکدیگر رفتن و یکدیگر را سرکوب کردن و خفت دادن و سبک کردن یکدیگر است. این غلط است. انتقاد کنیم به منظور اصلاح، تذکر ناصحانه و دلسوزانه. امروز چهارشنبه بیستوهفتم خرداد است. انشاءالله تا چهارشنبهی آینده هر یک از حوزهها، هر یک از مجموعههایى که در یک بخش با هم همکار هستند، یک جلسه انتقاد از خویشتن داشته باشند. چند بار این را تمرین کنیم تا دچار آن غرور و خودپسندى نشویم و بتوانیم خویشتنِ خویش را بهتر بشناسیم و در رفع نقایص این خویشتنِ خویش بهتر کار کنیم.
بنده از همین حالا به برادرها و خواهرها عموماً و به برادرها و خواهرهایى که در روزنامه و نشریات یا در بخش تبلیغات و اعزام مبلغ هستند، خصوصاً عرض مىکنم که مبادا زبان و قلم دیگران نسبت به آقاى بنىصدر یا اشخاص اطراف ایشان بىمهار و بىتقوا بشود و آنوقت بگویند آقاى بنىصدر دیگر هیچ کمال و ارزشى ندارد. نهخیر، ایشان داراى کمالات و ارزشهایى بودند و هستند. داراى ضد ارزشهایى هم بودند و هستند و آنچه هست نتیجهی جمعبندى آنهاست. اگر بىانصافى و بىعدالتى حتى در این برخوردها به اخلاق ما رخنه کند، آنوقت ما هم به پاکى و طهارت و نورانیت این اسلام ضربه زدهایم. در حوزههاى تشکیلاتى هم اگر همینطور منصفانه بنشینیم و انتقاد کنیم، بسیار خوب است. از آقاى بنىصدر باید همانگونه انتقاد بشود که فرض کنید دارید از خودمان انتقاد مىکنید نه بیش از آن. در راهپیمایىها و تظاهرات هم باید همینطور باشد. تا آنجا که در توان دارید در شعارهایى که داده مىشود، اظهار نظرهایى که مىشود، عکسهایى که برداشته مىشود و امثال اینها، کرامت اخلاق متعالى اسلامى باید به چشم بخورد. عقده خالى کردنها و کینهتوزىهاى بىمعنى نباید باشد. دیروز یکى از برادران شما گفت که ساعت 12 دو شب قبل، نوارى را از تظاهرات آبادان پخش مىکردند که البته من نشنیدم، او هم نگفت چه بود چون فرصت کوتاه بود؛ اما نسبت به آقاى بنىصدر بسیار زننده بود. من دیروز صبح تلاش کردم با مسئول رادیو و تلویزیون تماس بگیرم که اینها را پخش نکنید. ما که نمىخواهیم سیماى زیباى جمهورى اسلامى را اینبار از این طریق لکهدار و خدشهدار کنیم. و چون دوست ندارم که نسبت به نشریات و مانند آنها طورى سخن بگویم که در کار آنها دخالت کرده باشم، از برادرهایی که در روزنامه هستند و اینجا حضور دارند، خواهش مىکنم به روزنامههاى اطلاعات، کیهان و صبح آزادگان هم همین تذکرات را بدهید. متعهدید بروید یا تلفن کنید و بگویید. ما نباید در این جریان بگذاریم چهرهی پاک و نورانى اسلام و انقلاب اسلامى در دنیا لکهدار بشود. در همین داخل، ما نباید بگذاریم که فطرت پاک نسل جوان و نوجوان ما از مسلمانها و جریان مکتبى مشمئز شود که این چه اخلاقى است این مکتبىها دارند. در حزب جمهورى اسلامى به عنوان یک تشکیلات، رعایت این نکته باید سریعتر و همهجانبهتر باشد. همچنین در داخل تشکیلات و در داخل حزب، باید صداقت، صمیمت، انصاف، برخوردِ حقطلبانه و حقپرستانه را با هر برادر، خواهر و هر جریانى رعایت کنیم. گاهى هم رویدادهایى پیش مىآید که حتى بعضى از افراد ساختهشدهی ما در برابر آنها عملها یا عکسالعملهایى شتابزده نشان مىدهند که با واجبات و وظایفى که از نظر اخلاقى نسبت به حفظ منزلت و کرامت و ارزش یکدیگر بر عهده داریم، منافات دارد. وقتى چنین جریانى پیش مىآید، دیگران را مأیوس نکند که این هم حزب جمهورى اسلامى و این هم فلان فرد از برادرهاى ما!
برادرم! خواهرم! هر یک از کسانى که اینجا هستند، ممکن است یکبار، دوبار یا پنجبار بلغزد. لغزش آنها شما را بىتاب نکند. نگاه کنید ببینید اگر به خود مىآیند، اگر در صدد این هستند که این لغزش تکرار نشود، خوشحال بشوید. بگویید بله اینجا جایى است که در آن افراد مىلغزند، اما بیدار هم مىشوند و جلو خودشان را هم مىگیرند. هر جا اینطور باشد، جاى خوبى است. اینجا محل ملائکه نیست که در آن هیچ لغزشى نباشد. لغزش هست چون جاى انسانهاست. اگر جاى انسانهاى متقى و مجمع متقین باشد، معنایش این است که اینها هر بار دچار لغزش مىشوند، به خود هم مىآیند. حالا یا خودشان به خود مىآیند یا دیگران به آنها تذکر مىدهند و به خود مىآیند و بیدار مىشوند. آنوقت جاى خوبى مىشود، معبد مىشود، محل تربیت و خودسازى مىشود، محل جهاد مىشود. از اینگونه حوادث پیش مىآید، در هیأت اجرایى، در شوراى مرکزى، در تجمعهاى دیگر و در شوراهاى هر واحد مطرح مىشود، تذکر داده مىشود، افراد نقص و عیب کارشان را مىفهمند و در صدد جبرانش هم برمىآیند. تا کنون در اینجا نسبت به برخى از همکارانتان بدگمانى پیش آمده است. این بدگمانى را البته باید از مجراى صحیح و با شیوهی صحیح، تعقیب کرد. نمىشود بىتفاوت بود. متعهدانه باید با آن برخورد کرد. گاهى هم این طرز تعقیب که ناشى از احساس تعهد بوده، انگیزهی خوب اما شیوهی بدى داشته است. مثل انسان که گاهى مىخواهد بچهاش را تربیت کند، اما بلد نیست چهجور تربیت کند. با او بد برخورد مىکند. در آن برخوردِ بد یک ضایعهی اخلاقى داشتهایم؛ یک ضایعهی اسلامى. این موارد پیش آمده. تا آنجا که بنده یادم هست، چهار بار پیش آمده و اگر در طول دو سال و چند ماه فقط همین چهار بار باشد، خیلى خوب است. خدا را شکر مىکنیم که احساسِ تعهد، برادرى یا خواهرى را برانگیخته تا در برخورد با یک مسأله، با جوش و خروش برخورد کند. ولى در این جوش و خروش با شیوهی بدى عمل کرده است. یک برادر دیگر را، جمعى از برادرهاى دیگر را، یک خواهر دیگر را، جمعى از خواهرهاى دیگر را ناراحت کرده و این همهی شما را ناراحت کرده است. برادرها گزارش مىدادند که این در جوّ دفتر مرکزى اثر بد گذاشته و آن هم ناشى از حساسیت و تعهد شماست، که خوب است؛ اما به شرط اینکه همه زود بیدار بشوید که در داخل اینجا ممکن است افرادى دغل از آب دربیایند. در چنین مجموعهاى ممکن است افراد دغل هم رخنه کنند. این دغلها را باید زود شناسایى کرد و گفت آقا جاى شما اینجا نیست. اینجا جاى افرادى است که خودشان را ساخته باشند. در حوزهها جاى افرادى است که خودشان را مىسازند. در واحدهاى آمادگى جاى افرادى است که خودشان را آمادهتر مىکنند. در کانونها جاى آنهایى است که اول آمادگى را شروع کردهاند. اما برای مسئوولیتهای دفاتر و مراکز مدیریت، باید ساختهشدهها بیایند. بنابراین، اگر کسانى هنوز به این مرحله از خودساختگى نرسیدهاند، خودشان منصفانه بروند جایشان را به آنهایى که خودساختهترند بسپرند. چون اینجا باید حالت الگو داشته باشد. تا عیبى مىبینند، مىگویند نکند آدم دغلى رخنه کرده باشد. چیزى را دنبال مىکنند و در این دنبالکردنشان هم اشتباه مىکنند و برخورد نابهجا هم بهوجود مىآید. آنوقت دومرتبه یک موج ناراحتى ایجاد مىکند که اى آقا، این هم حزب جمهورى اسلامى!
برخى از برادرها و خواهرها به بنده نامههایى نوشتهاند ــ که البته تعداشان کم بوده و در طول این مدت شاید هفت یا هشت نامه بوده و یادم نمىآید بیشتر از این دریافت کرده باشم ــ که ما اینجا آمدیم به امید اینکه آن پایگاه آرمانى مقدس ماست؛ اما سرخورده شدیم. دیدیم نه، اینجا هم ظلم، بىعدالتى و سوءظن هست. البته اظهار لطف کردند نسبت به عدهاى که در اینجا مؤسس یا دنبالکننده بودند و گفتهاند ما نسبت به آنها حُسن ظن و ایمان داریم. اولاً در خود مؤسسین هم ضعفهایى خواهد بود و چنان نیست که آنها سراپا کمال مطلق باشند. مبادا روزى باز نقصى از آنها ببینید و بیشتر سرخورده بشوید. آنها هم از همهی نقایص جدا نیستند. ممکن است قدرى خودساختهتر باشند و خدا کند اینطور باشند (بنده نسبت به خودم مىگویم نه نسبت به برادرهاى دیگر). ثانیاً مجموعهی رفتارهایى را که در اینجا مىبینى، مقایسه کن با مجتمعهاى دیگرى که به همین اندازه بزرگ و فعال باشند. اگر دیدى که در مجموع ارزشهاى مثبت بیشتر و ضد ارزشها کمتر است، خوشحال باش و بدان که در همین پایگاه و در همین محل مىتوانى خودت را بهتر بسازى و زود دلخور و سرخورده نشو. ولى این سخنْ حق است که چون از اینجا چنین توقعى هست، باید محل اجتماع برادرها و خواهرهاى خودساختهتر باشد. امیدوارم این جلسههاى انتقاد از خویشتن به این خودساختگى و سرعت و شتاب آن کمک کند. از خداى متعال براى خودم و شما این توفیق را آرزو مىکنم که بتوانیم این شعار اسلامىِ «ز گهواره تا گور خود را بساز» را همواره عملی کنیم و این راه را برویم و لحظهاى از حال خویش غافل نباشیم و بدانیم که انسان باید همواره خود را بسازد و مراقب باشد.
یکى از شاگردان از مرحوم میرزاى شیرزاىِ بزرگ رحمهیاللهعلیه که تحریمکنندهی تنباکو بود، از ایشان چیزی پرسیده بود و بعد یکى از شاگردان آن شاگرد (ایشان هم مرحوم شد، خدایش رحمت کند) براى بنده نقل کرد. میگفت: استاد ما از میرزا نقل مىکرد که به میرزا گفتم شما براى تداوم سیر و سلوک الهى و اسلامىتان چه برنامهاى دارید و چهطور به خودتان مىرسید؟ میرزا به مسائل خودسازى و سیر و سلوکِ طلاب خیلى اهمیت مىداد و حتى مربیان خودْساختهاى را دعوت فرموده بود که براى این منظور به حوزهی سامرا بروند. میرزا فرموده بود: «محاسبه و مراقبه». من هر شب، در آن موقعى که خودم با خودم تنها هستم، قبل از اینکه خوابم ببرد، چند دقیقهاى فرصت دارم که به حساب روزم برسم و ببینم از صبح تا شب، از بام تا شام چه کردهام. در کجا درست رفتم، در کجا غلط رفتم و به کمک این حسابکِشىِ روزانه از خودم، مىتوانم قدرى به خودم برسم: «حاسِبُوا اَنْفُسَکُمْ قَبْلَ اَنْ تُحاسَبُوا». چهقدر خوب است قبل از اینکه ما بخواهیم در روز رستاخیز، روزى که دیگر نمىشود خود و نامهی عملمان را عوض کنیم، به خدا حساب پس بدهیم. از خودمان حسابکشى کنیم تا نقصها و عیبهایمان را بدانیم.
از همهی برادرها و خواهرهاى متعهد استدعا مىکنم با ناروایىها خوب برخورد کنند. برخى از برادرهایى که در انتظامات هستند و روى بسیارى از مسائل حساساند ــ و بهجا هم حساساند ــ گاهى شده که در برخورد با یک ناروایى، بد برخورد کردهاند. به جاى اینکه خواهر یا برادرى را بسازند، او را از خودسازى پشیمان کردهاند. این گناهش به عهدهی شماست. وقتى مىخواهیم از خودمان انتقاد کنیم، وقتى مىخواهیم امر به معروف و نهى از منکر کنیم، خوب عمل کنیم. شما هم از خودتان حساب بکشید. شما هم هر شب بگویید حالا این کارى که ما براى خدا و از روى غیرت دینى کردیم، آیا شیوهاش هم خوب بود یا شیوهاش خوب نبود. اگر دائماً ما در این حالت محاسبه و مراقبه به سر ببریم، آنوقت انسانهاى پیشرفتهاى مىشویم. قرار است ما در دنیا حاملان این دعوت باشیم. مگر قرار بر این نیست؟ یک مجراى مهم صدور انقلاب همین است. امروز با کمال خوشوقتى یا با کمال تأسف ــ نمىدانم کدامش صحیح است تا بگویم ــ حزب جمهورى اسلامى و روزنامهی جمهورى اسلامى در داخل و خارج بیش از همهجا مورد دقت است. بعد از امام به اینجا نگاه مىکنند. این حرفى است که سفراى خارجى مکرر مىآیند و مىگویند و در نشریات موجود است. روزنامهی جمهورى اسلامى مثل ارگان رسمى دولت انقلابى و حکومت انقلابى جمهورى اسلامى ایران شناخته شده و این را مکرر گفتهاند. یک لغزش و یک اشتباه در آن روزنامه به حساب کل این انقلاب واریز مىشود. یک کسرى، یک کمبود، یک لغزش در این حزب به حساب کل انقلاب واریز مىشود. عین روحانیت است. روحانیین بیشتر مورد دقتاند. یک کار کوچک، یک لغزش کوچک یک روحانى را جامعه بر او نمىبخشد. گاهى روحانیین گله مىکنند که چرا مردم با ما اینگونه رفتار مىکنند؟ آخر مگر ما چه گناهى کردهایم؟ ما هم آدمیم. جوابى که به برادران روحانى دادهام این است که تقصیر خودتان است. در این لباس آمدهاید و در این لباس آمدن معنایش این است که خودتان را بیشتر ساختهاید. این دلالت لفظى نیست، بلکه دلالت وضعىِ غیرِ لفظى است. یعنى این لباس چنین دلالتى دارد. اگر این خودساختگى را ندارید، از این لباس دربیایید. انتظار مردم بهجاست. مردم از کسانى که در لباس روحانیتاند انتظار بیشترى دارند. «حَسَناتُ الْاَبْرارْ سَیِّئاتُ الْمُقَرِّبین»؛ کارى که از دیگران عادى است، از شما غیر عادى است. یکى از برادران روحانى و مُعمِّم که مسئولیت دارد، مىگفت به حکم اضطرار گاهى مىشود ماشینى که ــ اصلاً ماشین خودمان نیست ــ در محل کار هست و ما را مىبرد، بنز 450 است. بعد مىبینیم از هر جا در کوچه و خیابان عبور مىکنیم، عابران به ما چپ نگاه مىکنند. در حالى که فلان آقا هشت تا بنز هم یدک مىکشید و اینقدر دربارهاش حساسیت نبود. گفتم این کمال رابطهی میان ما و مردم است. یعنى مردم توقعشان از روحانیین بیشتر است؛ ولو روحانیین مسئول. برادرها و خواهرها! بدانید در حزب جمهورى اسلامى هم اگر کمترین لغزشى از شما ببینند، بزرگ مىشمارند. نگویید این چه مصیبتى است. این مصیبت نیست، رحمت و نعمت است. قاعدهاش همین است. خودتان را بیشتر بسازید که چشمها کنجکاوانه به یکیکِ اعمال و رفتار شما مىنگرد و توقع دارد.
باز یادم آمد گاهى میگویند که در داخل حزب بعضىها روى همان عادتهاى پیش، لیچارگویى مىکنند و بعضىها مىگویند این لیچارگویىها با اخلاق برادرها و خواهرهاى تشکیلاتى ما جور درنمىآید. نگویید این چه وضعى است، ما تا دانشجو بودیم، آزاد مىتوانستیم لیچار بگوییم، بگوییم و بخندیم، ولى حالا دیگر این آزادى را نداریم. هر انسانى در هر موضعى قرار گرفت که خواست خصلت و خاصیت الگویى پیدا کند، قدرى از آزادیش را از دست مىدهد. همان انتظارى که شما از امام در کمترین برخوردِ امام دارید، همان انتظار را مردم از شما، یعنى امامتهاى جمعى دارند. مردم شما را در موضع و درجهاى از امامت مىبینند.
فرصتى بود که در جمع شما تجدید عهدى بکنیم. خیلىوقت بود که توفیق حضور در جمع شما نصیب نشده بود. انشاءالله باز گهگاهى بیاییم اینجا بنشینیم، شما از ما انتقاد کنید و به شما گوش کنیم. این تجمعها به خودساختگى ما کمک مىکند. خداوند ما را موفقتر بدارد تا بتوانیم از عهدهی وظایف سنگینى که بر دوشمان آمده، برآییم و شما هر روز احساس پیشرفت در راه خدا بکنید و این بار سنگین امانت که بر دوش خط امام روزبهروز بیشتر فرو مىآید، ما را در زیر خودش خم نکند و بتوانیم با قدرت و توان و با استقامت و با استمداد از خداوند این بار سنگین را به مقصد برسانیم. چند دقیقهاى هم فرصت هست که به سؤالاتى که یادداشت کردهاید بپردازیم.
منبع: حزب جمهوری اسلامی؛ گفتارها، گفتگوها، نوشتارها: صص 112 تا 117 نسخه الکترونیکی













