خروجي جشنواره باید آموزش و پژوهش باشد نه بیلان کاری!
چکیده :محسن راستانی: معتقدم که در بحث داوری جشنواره عکس زیاد به معیارهای مشخصی نرسیده ایم و من به داوری در ایران اعتقادی ندارم! در این جشنواره ها همیشه بخش سلیقه و نظرات مسئولین جشنواره دخیل بوده است. با مقوله داوری باید تخصصی برخورد کرد و افرادی را در یک ژانر انتخاب کرد....
محسن راستانی متولد 6 دی ماه 1337 خرمشهر است. او دارای لیسانس عکاسی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است و به عنوان عکاس و مدرس رشته عکاسی فعالیت دارد. عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ۱۳۵۹، مسئول بخش عکاسی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران ۱۳۶۴، دبیر سرویس عکس مجله تصویر، مدرس دانشکده هنرهای زیبا و دریافت چندین جایزه و برگزیده آثار در مسابقات داخلی و خارجی ازجمله فعالیتهای این هنرمند عکاس است.
سال گذشته دومین دوره جشنواره ملی عکاسی با موضوع زمان توسط حوزه هنری استان مرکزی در اراك برگزار شد و در اختتامیه آن اعلام شد که این جشنواره در سال 90 به بینالمللی ارتقا مییابد؛ خبری که با واکنش های متفاوت روبرو شد و محسن راستانی؛ عکاس برجسته کشور که براي برگزاری ورک شاپ حضور داشت؛ یکی از منتقدین صرف هزينه هاي هنگفت جهت تبديل يك جشنواره ملي به جشنواره اي بين المللي بود. راستانی معتقد بود که صرف هزینهها قبل از تربیت عکاسان حرفهای ضرورتی ندارد. وی بسیاری از عکس های برگزیده در جشنواره را فاقد ارتباطی معنایی با موضوع زمان دانست و گفت: عکاسان نسبت به این موضوع پیچیده توجیه نشدهاند. راستاني در یکی از جلسات برگزاری ورک شاپ؛ خلاصه شدن در جشنوارهها را یکی از عوامل مخرب عنوان کرد و افزود: جشنواره باید خروجی آموزش و پژوهش باشد نه بیلان کاری یک نهاد!
با نزدیک شدن به سومین دوره جشنواره عکس گرانتر از طلا به سراغ محسن راستاني رفتيم تا از تجربیاتش و برگزاری جشنوارههای عکس بگوید.
* آقای راستانی علت مخالفت شما با برگزاری جشنوارههای عکاسی چیست؟
__ برگزاری جشنوارههای متعدد در عرصههای هنرهای تجسمی مسیری مناسب برای تشویق جوانان نیست بلکه سادهترین راهحل برای افرادی است که فاقد اطلاع از مباحث هنری هستند و در واقعگویی قصد برگزارکنندگان تشویق جوانان نیست بلکه به نوعی مطرح کردن خودشان است. در این میان جامعه هنری نخواهد توانست به سبک خاص خود دست یابد. من با برگزاری جشنواره مخالفتی ندارم حرف من همیشه این بوده که جشنواره باید خروجی آموزش و پژوهش باشد و نه بیلان کاری یک نهاد،سازمان یا اداره! می گویم به جای برگزاری جشنواره به ویژه در شهرستان ها که نه کمکی کرده نه سبکی نو را سبب شده و نه عکاسی متفاوت را کشف کرده؛ به سمت برگزاری سازمان ورک شاپ برویم.
* یعنی ایجاد سازمان ورک شاپ را به جای برگزاری جشنواره های عکس پیشنهاد می کنید؟
__ بله، سازمان ورک شاپ می تواند متشکل از کارگاه های آموزشی باشد که متریال و تجربیات متنوع ایجاد کند و براساس برنامه ریزی سالانه و تحت نظارت واحدی عمل کند. این کارگاههای آموزشی این فرصت را برای جوانان ما به وجود میآورد تا تحت نظارت اساتیدی باشند که در آن ورک شاپها عین یک شاگرد در کنار آنها به خلق اثر میپردازد و تجربیات خود را در اختیار ایشان قرار میدهند.
هدف از برگزاری ورک شاپها رفع خطاهای آموزشی و برقراری رابطهای دوستانه و تجربی میان استاد و شاگرد فارغ از محیط درس و دانشگاه است که پراکندگی و تعویضهای دائمی که در مکان برگزاری ورک شاپها و افراد شرکتکننده در آنها صورت میگیرد سبب میشود که این مهم تحقق نیابد. من اگر جای مسئولین بودم به جای هدر دادن بودجه ها روی بحث آموزش متمرکز می شدم و سعی می کردم که جشنواره تخصصی که خروجی آموزش حرفه ای باشد را ارایه کنم.
* جشنواره عکس «گران تر از طلا» در استان مركزي را چطور دیدید؟
__ ببینید! برداشتن موضوعاتی نظیر زمان در جشنواره عکس که یک مقدار پیچیدگی دارد؛ مستلزم برگزاری جلسات متعدد است. لازم است متولیان این گونه جشنواره ها با این موضوعات ظرف چند سالی با برگزاری ورک شاپ یا به طریق غیرحضوری (آموزش مجازی) و طی درج مقالات و نظرات به طور مداوم به آن موضوع خاص بپردازند. باید پروژه تعریف شود و نمونه های مختلف در سایت گنجانده شود باید از طریق برگزاری نمایشگاه ذهن شرکت کنندگان را با موضوع آشنا کرد و نمونه های موفق را اریه کرد و در نهایت فراخوان جشنواره را اعلان کرد. متاسفانه ما در گام نخست فراخوان جشنوارهای ملی را اعلان می کنیم و بعد از رسیدن آثاری دست چندم و دور از موضوع، مژده بین المللی شدن آن را می دهیم.
* يعني معتقديد كه آثار منتخب با موضوع زمان در جشنواره گرانتر از طلا از موضوع اصلي دور بودند؟
__ در دنیا مسابقات و جشنوارههایی که برای جوانان و تشویق آنها برگزار میشود اکثرا توسط بسیاری از نهادها نظارت و هدایت میشوند این درحالی است که در میان عکس های ارسالی به جشنواره، عکس های محدودی قابلیت نمایش روی دیوار را داشتند و این ضایعهای بزرگ در این عرصه به شمار میرود و بیانگر آن است که بهتر است هزینههای هنگفتی که صرف برگزاری چنین جشنوارههایی میشود را صرف برگزاری پروژههای هنری بکنیم چراکه بسیاری از هنرمندان ما در انتظار حمایتهای مالی هرچند اندک برای عملی ساختن پروژههای هنری خود هستند در حالی که هیچ حمایتی از آنها صورت نمیگیرد.
* شما با بین المللی شدن جشنواره عکس گرانتر از طلا مخالف هستید؟
__ ببینید وقتی کشوری میزبان جشنواره ای با این تایتل می شود لازم است که خودش هم در این رقابت وزنه ای باشد نه اینکه تازه بخواهد یاد بگیرد. ما هنوز آماده برای بین المللی شدن جشنواره نیستیم. شاید این فرصت خوبی باشد که جوانان ما در رابطه با این مقوله فرصت تجربه و مشاهده را بیایند اما به چه قیمتی! عکاسان اروپایی این ژانر را تجربه کرده اند اما نظیر این موضوعات برای عکاسان ما هنوز ناشناخته مانده.
* داوری جشنواره عکس تا چه میزان تابع نگاه تکنیکی و کارشناسانه است؟
__ معتقدم که در بحث داوری جشنواره عکس زیاد به معیارهای مشخصی نرسیده ایم و من به داوری در ایران اعتقادی ندارم! در این جشنواره ها همیشه بخش سلیقه و نظرات مسئولین جشنواره دخیل بوده است. با مقوله داوری باید تخصصی برخورد کرد و افرادی را در یک ژانر انتخاب کرد.
ببینید عکاسان ما تجاربشان اندک است و این داوری ها سعی نکرده که آموزشی را به نوآموزان بیاموزد. گاهی نمی دانیم ویژگی های عکسی که انتخاب شده چه بوده، مثلا در همین جشنواره که مدنظر شماست بعضی عکس ها بیگانه و بیربط به موضوع است. بحث خلاقیت عنصری مهم است که در بسیاری از موارد از کنار آن گذشتهایم.
* در اين ميان وظيفه متوليان هنر را چه مي دانيد؟
__ متاسفانه بسیاری از نهادهای متولی هنر، دانشگاهها و نهادهای آموزشی گمراه کنندگان جوانان هستند و این درحالی است که در نهایت امر به آمدن چند مدیر و چند داور و دادن سکهها و جوایز ختم میشود. ما باید با دیدن آثار جوانان این فرصت را داشته باشیم که به آنها آموزش دهیم و حاصل آن را به نمایش بگذاریم.
* در پایان:
__ ای کاش هزینه ها صرف آموزش شود، سازمان ورک شاپ جان بگیرد. من زیاد با جشنواره موافق نیستم و معتقدم که جشنواره باید خروجی تلاش باشد.













