آسیبشناسی خلف وعدههای دولت
چکیده :طي سالهاي گذشته وعدههاي زيادي درباره بهبود شرايط اقتصادي كشور و افزايش سطح رفاه در جامعه مطرح شده است، از جمله اينكه درآمدهاي نفتي ميان مردم عادي تقسيم و سهم شهروندان از درآمدهاي نفتي به صورت مستقيم افزايش يابد. اما بايد به اين مساله توجه كرد كه آيا در بيان اين ديدگاهها و وعدهها، به جنبههاي رواني آن و اهميت اين مساله در پاسخگويي به افكار عمومي توجه كافي شده است؟...
غلامعباس توسلي
سازوكار جابهجايي قدرت و دستيابي افراد و گروهاي مختلف سياسي به كرسيهاي قدرت و به دست آوردن توان اجرايي در كشورها به گونهيي است كه اين افراد و گروهها نياز دارند با بيان ديدگاهها و نظرات خود و همچنين تبيين سازوكارهاي جديد و مناسب به اجرايي كردن اين ديدگاهها بپردازند و در اين راستا بويژه در زمان انتخاباتهاي مختلف وعدههايي را به مردم ارايه و اميدهايي را درميان توده براي حل مشكلات آنها مطرح ميكنند.
بايد توجه داشت كه اين روش و منش امري طبيعي و مورد پذيرش انديشههاي فعاليت اجتماعي است و نميتوان گروه، جناح و حتي فردي را يافت كه از اين روش براي جذب آراي مورد نياز بهره نبرد. مساله حايز اهميت در مواجهه با اين شرايط اين است كه بيان وعدهها و ايجاد اميد در جامعه بايد مبتني بر گزارههاي واقعي و دور از شعار جامعه باشد. يعني در برنامهريزي، اجرا و همچنين اطلاعرساني در وعدههاي انتخاباتي و غيرانتخاباتي بايد شرايط و ساختار ابتدايي لازم براي تحقق اين آرمان ها وجود داشته باشد تا تعريف راهكارهاي جديد و عملي شدن آنها براي اداره امور مملكتي بتواند پشتيباني و اميدواري مردم جامعه را همراه داشته باشد.
تبيين شعارها و وعدههاي سياسي هر گروه و جناحي بايد با در نظر گرفتن شرايط داخلي و بينالمللي و حتي با توجه به قيمت نفت و ديگر پارامترهاي تاثيرگذار در مسائل سياسي و اقتصادي و اجتماعي صورت گيرد و اين مساله در كشور ما بيش از همهچيز تحت تاثير قيمت فروش نفت است چراكه امتياز استفاده از درآمدهاي نفتي به دست دولت و كساني خواهد بود كه از قدرت اجرايي برخوردارند.
نكته قابل تامل ديگر در بررسي فاصله شعار تا عمل مسوولان اينجاست كه موفقيت در اجراي وعدهها و عملي كردن برنامهريزيهاي صورت گرفته در اين زمينه كاملا نسبي است و موفقيت هر دولت در هر دوره، بايد با در نظر گرفتن شرايط مختلف داخلي و خارجي صورت گيرد و بايد توجه داشت كه تحقق وعدهها به يكباره و در بازه زماني كوتاهي امكانپذير نيست و اگر تبيين مواضع و برنامهريزي كلان دولتها بر اساس در نظر گرفتن پارامترهاي اشاره شده نباشد، نميتوان انتظار داشت كه همه آنها تحقق يابد و اين فرآيند نميتواند ارتباط زيادي با اينكه چه كسي در راس امور است داشته باشد.
تاثيرات رواني و اجتماعي تحقق يا عدم تحقق وعدههاي مسوولان بر مردم جامعه به حدي است كه بطور حتم انتظاراتي را در جامعه ايجاد ميكند كه عدم پاسخ به اين نيازها براي كليت جامعه مشكلساز خواهد بود و نتيجه خود را در مسائل مختلف نشان خواهد داد. عدم تحقق شعارها و وعدههاي داده شده از سوي كنشگران سياسي جامعه ميتواند به رونق فضاي بياعتمادي در ميان مردم جامعه و مسوولان كمك كند و همچنين تاثيرات بسيار مهمي در ميزان مشاركت اجتماعي مردم در سطوح مختلف فعاليتهاي اجتماعي داشته باشد.
اين تاثير ميتواند به قدري عميق و قابل اعتنا باشد كه بعضا به تغيير روش ملتها در برقراري و تعامل با دولتهاي متبوع آنها ميانجامد و به نوعي تعامل ملت و دولت براساس نوعي بياعتمادي تنظيم خواهد شد كه در نهايت به شكست گروههاي مختلف سياسي در انتخاباتهاي مختلف منجر خواهد شد.
تاثيرات رواني عدم تحقق وعدههاي دولتها بر مردم، از ديگر تاثيرات اين مساله است كه در صورت تداوم جامعه را به سمت رخوت و نوعي دلسردي نسبت به دولت و همچنين بطور كلي به سمت از دست رفتن اميد در جامعه سوق ميدهد كه ميتوان با انجام نظرسنجيهاي مختلف ميزان اعتماد ميان مردم و مسوولان دولتي را بررسي و با سالهاي قبل مقايسه و ارزيابي كرد.
طي سالهاي گذشته وعدههاي زيادي درباره بهبود شرايط اقتصادي كشور و افزايش سطح رفاه در جامعه مطرح شده است، از جمله اينكه درآمدهاي نفتي ميان مردم عادي تقسيم و سهم شهروندان از درآمدهاي نفتي به صورت مستقيم افزايش يابد. اما بايد به اين مساله توجه كرد كه آيا در بيان اين ديدگاهها و وعدهها، به جنبههاي رواني آن و اهميت اين مساله در پاسخگويي به افكار عمومي توجه كافي شده است؟ آيا به ميزان درآمد سالانه از فروش نفت در اين مساله توجه شده است؟ آيا ساختار و ظرفيت موجود در كشور توانايي اجرايي كردن اين وعدهها را داشته است؟
اگر بخواهيم ريزبينانهتر به مساله آوردن نفت سر سفرههاي مردم نگاه كنيم بايد گفت كه در صورت انجام شدن اين كار، باز هم تغيير چنداني در وضع اقتصادي مردم جامعه ايجاد نشده است. از آنجايي كه قيمت نفت تحت تاثير شرايط منطقه و دنيا قرار دارد، نوسانات قيمت نفت ميتواند در زمينه افزايش سطح رفاه در ميان مردم كشور تاثير زيادي داشته باشد.
با اينكه كشور ما در سالهاي اخير با بسياري از مشكلات سالهاي قبل مانند رشد سريع جمعيت مواجه نيست اما افزايش تورم و به وجود آمدن ديگر مشكلات اقتصادي، از بهرهمندي كامل مردم از درآمدهاي نفتي جلوگيري كرده است. اگرچه ممكن است بخشي از اين درآمدهاي نفتي با روشهاي مختلف در جامعه توزيع شده باشد اما اين مساله به دليل تورم و افزايش آن عملا بيتاثير بوده و تاثيرات خاص خود را در جامعه و روان مردم برجاي خواهد گذاشت.
از طرفي اگر بگوييم پول نفت را ميان مردم توزيع ميكنيم و از آن طرف قيمت كالاهاي اساسي، مسكن و… به صورت مصنوعي و كاذب افزايش پيدا كند نميتواند در نهايت پاسخگوي نيازهاي مردم باشد و عملا بدهبستاني خنثي در جامعه انجام شده است و اقشاري از جامعه كه توان مالي كمتري دارند از اين امتياز بيبهره خواهند بود.
منبع: روزنامه اعتماد













