سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گزارشی که آدم‌ربایان را نگران کرد: کسی آنها را فراموش نکرده است...
» موجی که یک پیام غیررسمی میرحسین در فضای فرهنگی ایران ایجاد کرد

گزارشی که آدم‌ربایان را نگران کرد: کسی آنها را فراموش نکرده است

چکیده :«کلمه» وقتی دو هفته پیش از دیدار او و رهنورد با فرزندانشان خبر داد، بنا به ملاحظاتی اشاره‌ای به دو کتابی که او به دخترانش معرفی کرده بود، نکرد. معرفی یکی از آن دو کتاب و اشاره به جمله‌ی میرحسین در شبکه‌های اجتماعی و سپس سایت‌های غیررسمی کافی بود تا موجی باورنکردنی به راه بیفتد: هر دو ترجمه‌ی موجود در بازار از این کتاب چند روزه نایاب شد، نسخه‌های الکترونیکی آن در هزاران نسخه دانلود شد و بریده‌های کتاب در ایمیل‌ها و پیام‌های جمعی دست به دست شد. همه به دنبال آن بودند که ببینند میرحسین موسوی این روزها چه حال و روزگاری دارد چرا که به دخترانش گفته بود: «به هر کسی که می خواهد از وضع حال من خبردار شود بگوئید که کتاب "گزارش یک آدم ربایی" گابریل گارسیا مارکز را بخواند.»...


کلمه- گروه اجتماعی:

مخالفانش می‌گویند: «او فراموش شده است، هیچ‌کس دیگر به حرف او توجهی نمی‌کند، برای کسی اهمیت ندارد که آزاد باشد یا در حصر، و همان اندک محبوبیت قبلی را هم از دست داده است» اما حالا حتی گابریل گارسیا مارکز هم می‌داند که آنها دروغ می‌گویند. او هم حتما این روزها شهادت می‌دهد که نه جنبش سبز در ایران مرده است، نه چیزی از محبوبیت و توجه افکار عمومی به میرحسین موسوی کم شده است و نه کسی می‌تواند نفوذ کلام این رهبر در حصر جنبش سبز را ندیده بگیرد.

دو سال قبل، پس از عاشورای حماسی و خونین 88، موسوی در بیانیه‌ای اشاره کرد که به او و دوستانش گفته می‌شد اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابان‌ها نخواهند آمد، اما حرکت وسیع مردم در روز عاشورا بطلان این تصور را ثابت کرد. حالا پس از دو سال، یک اتفاق ساده، ثابت کرده که همه‌ی توهمات در خصوص پایان جنبش سبز یا حتی ایجاد فضای مصنوعی و اغراق‌شده توسط رسانه‌های این جریان، نقش بر آب است: اتفاقی که در خصوص کتاب «گزارش یک آدم ربایی» افتاده است.

«کلمه» وقتی دو هفته پیش از دیدار او و رهنورد با فرزندانششان خبر داد، بنا به ملاحظاتی اشاره‌ای به دو کتابی که او به دخترانش معرفی کرده بود، نکرد. معرفی یکی از آن دو کتاب و اشاره به جمله‌ی میرحسین در شبکه‌های اجتماعی و سپس سایت‌های غیررسمی کافی بود تا موجی باورنکردنی به راه بیفتد: هر دو ترجمه‌ی موجود در بازار از این کتاب چند روزه نایاب شد، نسخه‌های الکترونیکی آن در هزاران نسخه دانلود شد و بریده‌های کتاب در ایمیل‌ها و پیام‌های جمعی دست به دست شد. همه به دنبال آن بودند که ببینند میرحسین موسوی این روزها چه حال و روزگاری دارد چرا که به دخترانش گفته بود: «به هر کسی که می خواهد از وضع حال من خبردار شود بگوئید که کتاب “گزارش یک آدم ربایی” گابریل گارسیا مارکز را بخواند.»

 پایان دویست روز بی‌خبری از حال و روز یک «همراه»

«حال‌وهوا مناسب بود تا از غم درون صحبت کنند. ماروخا که می‌دانست این جوان‌ها (نگهبانان) هم زندانی هستند از تجارب خود، با سه پسرش که اکنون همه بزرگ شده‌اند برای آن‌ها تعریف می‌کرد تا شاید به دردشان بخورد.»

گزارش يك آدم‌ربايي – صفحه ۲۶۰

کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» یک داستان واقعی است. مارکز، خود داستانِ نوشتن این کتاب را در مقدمه این‌گونه روایت می‌کند: «ماروخا پاچون و شوهرش آلبرتو وي باميزار در اكتبر 1993 به من پيشنهاد كردند درباره شش ماه ربايش ماروخا و تلاش‌هاي سرسختانه آلبرتو براي آزادي او، كتابي بنويسم. طرح نخست به پايان رسيده بود كه فهميدم اين آدم‌ربايي را نمي‌توان جدا از ديگر موارد آدم‌ربايي كه همزمان در كشور روي داده بود، مورد بررسي قرار داد.»

اما وقتی خبر در شهر پیچید که میرحسین چه توصیه ای کرده، همان روز این کتاب که دو ترجمه جاهد جهانشاهی (نشر آگاه) و‌‌ ترجمه كیومرث پارسای (نشر علم) از آن در بازار موجود است(بود)خواهان پیدا کرد و نایاب شد.

یکی از خبرنگاران در صفحه مجازی خبرخوان(ریدر) خود درباره حال و هوای روزهای اول کتاب فروشی های پایتخت بعد از این توصیه میرحسین تجربه شخصی خود را توصیف می کند و می نویسد: در فاصله‌ی سرو غذا در رستورانی در ونک، می‌روم سراغ دو کتاب‌فروشی پرمشتری شهر؛ شهرکتاب ونک و کتاب‌فروشی بهمن. وقتی «گزارش یک آدم‌ربایی» را جست‌وجو می‌کنم، هیچ کس نه سراغ کامپیوتر می‌رود، نه فهرست موجودی‌ها. این نام برای‌شان خیلی آشناتر از این حرف‌هاست، انگار درست سه روز است که همه‌ی پایتخت‌نشین‌ها دنبال گزارشی از یک آدم‌ربایی می‌گردند.در هر دو کتاب‌فروشی جوابم با لبخندی پرمفهوم روبه‌روست؛ «خیلی پرمشتری شده، الان ندارم، هر چی امروز آوردم، تموم شده، مگه بعدازظهر سر بزنی، سفارش دادم برسه».

این خبرنگار که با دردسر بسیار بالاخره نسخه ای از این کتاب را پیدا می کند توضیح می دهد که « دویست روز است که حتا چند خط هم نمی‌دانیم درباره‌ی این‌که این چهار مرد و زن، چگونه روزگار می‌گذرانند، با آن‌ها چه می‌کنند و چگونه روزگاری‌ست.حالا چندین سال پس از این‌که مارکز گزارشی از یک آدم‌ربایی را نوشت، بدون آن‌که شاید خود بداند، هزاران کیلومتر این‌ورتر دنیا داستان او، رنگ حقیقت گرفته است؛ مردم شهر اما به لطف هوش میرحسین، اکنون دیگر می‌توانند گزارش این آدم‌ربایی را بخوانند.»

 اینترنت پیام او را شنید و پخش کرد

پاچو با قدرت تفكرات خود در زندان آن گروه را مورد سرزنش قرار داده بود: «…همه ما مي‌دانيم در كلمبيا چطور ميتوان آراء مردم را از آن خود كرد؛ و اغلب نمايندگان مجلس چگونه انتخاب مي‌شوند.» اشاره كرده بود كه خريد و فروش آراي مردم در سراسر كشور، و به ويژه در مناطق ساحلي، و تقلب در شمارش آنها مرسوم و رايج است و بسياري از نمايندگان؛ از شيوه‌هاي نامطلوب سياسي از جمله زد و بندهاي پشت پرده به منظوركسب آرا استفاده مي‌كنند. به همين دليل هم همواره عده اي معين انتخاب ميشوند.

گزارش يك آدم‌ربايي، صفحه 433

اما یکی از اتفاق های جالب ایجاد یک موج و انرژی تازه در فضای مجازی بود به طوریکه صفحه ای با عنوان «گزارش یک آدم ربایی – حال و هوای یک رئیس جمهوری در حصر» در فیسبوک و توییتر ساخته شد و اعضای صفحه که ساعت به ساعت بر تعدادشان افزوده می‌شود درباره این کتاب سخن می گویند.

آنها تجربه های خود را در خرید و حاشیه های مربوط به این کتاب با دیگران به اشتراک می گذارند.

یکی از کاربران اینترنت در صفحه فیس بوک «گزارش یک آدم ربایی – حال و هوای یک رئیس جمهوری در حصر» درباره تجربه خرید این کتاب می نویسد: «دو روز پیش از سایت اینترنتی آدینه بوک دو جلد کتاب «گزارش یک آدم روبایی» راخریدم. امروز صبح از فروشگاه کتاب به من زنگ زدندکه این کتاب نایاب شده و اصل کتاب دیگر موجود نیست. در حال حاضر کپی کتاب خارج از انتشارات تهیه می شود که ما می توانیم برای شما تهیه اش کنیم و برایتان بفرستیم مایل هستید؟

پرسیدم: کپی اش قابل خواندن هست؟

گفت: آره الان یکی اش جلوی خودم هست. می خواهم ببرم بخوانمش..

گفتم: یعنی اصلش اصلا موجود نیست؟

گفت: نه فروشش یک دفعه رفت بالا باید صبر کنید چاپ جدیدش برسه.. بالاخره در جریان هستین که!!!

گفتم بله! پس بفرستید.»

انتشار خبر در رسانه‌های رسمی؛ احتیاط، سانسور، حذف

«ماروخا اگر از رويدادي ناراحت مي‌شد، آشكارا احساس خود را بيان مي‌كرد و واكنش نشان مي‌داد. در واقع عادت اون اينگونه بود. در برابر نگهبانان كه وظيفه‌اي جز زورگويي نداشتند هرگز عقب نشيني نمي‌كرد و چنان قاطعانه با آنها حرف ميزد كه به شدت از او مي‌ترسيدند.»

گزارش يك آدم‌ربايي -صفحه ۱۶۹

خبرگزاری ها و روزنامه های کشور بعد از این اتفاق با احتیاط اخبار حوزه کتاب را پوشش می دادند به طوریکه سایت آینده نیوز در خبری که تنها میزان فروش بازار کتاب پایتخت را نشان می داد نوشت: «این هفته دو چاپ از یک كتاب قدیمی در فهرست پرفروش‌ها قرار گرفته است. «گزارش یک آدم‌ربایی» نوشته گابریل گارسیا ماركز با ترجمه جاهد جهانشاهی (نشر آگاه) و‌‌ همان كتاب با ترجمه كیومرث پارسای (نشر علم) با فاصله كمی از هم در صدر پرفروش‌ها ایستاده‌اند.»

این رسانه هیچ اشاره ای به دلیل این موضوع نداشت. از سوی دیگر موجی که برای خرید این کتاب به وجود آمد باعث شد روزنامه شرق نیز٬ در قسمتی از گزارش خود پیرامون بازار کتاب٬ به بالا رفتن فروش این کتاب در بازار اشاره کرده و بنویسد: «شايد با گذشت 15سال از خلق اين اثر براي آقاي «ماركز» هم جالب باشد كه اين كتاب اين روزها در ايران طرفداران بسياري دارد.»

اما از همه قابل تامل تر خبری بود که برای چند دقیقه بر روی خروجی خبرگزاری مهر باقی ماند و سریع اصلاح شد.

تیتر خبر این بود: « اوضاع بازار کتاب مثل همیشه/ اثر مارکز در یک هفته تمام شد» اما گویی مسئولان این سایت متوجه شده اند که نباید در رسانه اشان واقعیت ها نشان داده شود سریع اقدام به اصلاح تیتر خبر کردند و بخشی از مطلب که اشاره به این کتاب داشت نیز حذف شد.

در بخشی از این خبر آمده بود:«اما این فروشنده درباره کتاب «گزارش یک آدم ربایی» گابریل گارسیا مارکز حرف‌های جالبی دارد. او می گوید: خیلی‌ها دنبال این کتاب می‌آیند ولی چاپش در یک هفته به اتمام رسید. در حالی که دو ناشر چاپش کرده‌اند. در حال حاضر همه نسخه‌های این کتاب در فروشگاه ما به فروش رفته است. این وضع در همه کتابفروشی‌های انقلاب وجود دارد و تقریبا نمی‌توان فروشگاهی را پیدا کرد که از «گزارش یک آدم ربایی» یک نسخه داشته باشد. در کتابفروشی‌ خجسته هم همین سخنان شنیده می‌شود که می‌گویند: روزی ۵۰ نفر به دنبال این کتاب می‌آیند اما ما نسخه ای از آن نداریم. »

تصویری از خبر خبرگزاری مهر قبل از حذف بخش مربوط به کتاب گزارش یک آدم ربایی

تنها چند دقیقه کافی بود که مسئولان این خبرگزاری که در مطلب خود اشاره ای به توصیه میرحسین هم نکرده بودند و تنها گزارشی از واقعیت موجود در بازار کتاب ارائه کردند یادشان آمد که آنچه که آن را فتنه می نامند قرار بود خیلی وقت پیش مرده باشد اما این خبر چیز دیگری می گوید بنابراین آن را حذف کرده و تیتر زدند: «اوضاع بازار کتاب مثل همیشه/ تا مردن 4 نفس باقی است»

وقتی مارکز صدای میرحسین را به دنیا رساند

آنها – نگهبانان- هم مانند گروگانها به عيسي مسيح و مريم مقدس متوسل مي‌شدند، هر روز دعا مي خواندند و حمايت و آمرزش ميطلبيدند، نذر مي‌كردند و صدقه مي‌دادند تا قديسان، آنها را در انجام هر نوع جنايتي موفق گردانند.

گزارش يك آدم‌ربايي، صفحه 102

 

خبر به رسانه های دنیا هم رسید. رسانه های کلمبیایی در چند نوبت به این موضوع پرداختند از سوی دیگر روزنامه گاردین نیز گزارشی در این باره با تیتر « کتاب گابریل گارسیا مارکز الهام‌بخش مخالفان درایران» منتشر کرد و در بخشی از آن نوشت : « کتاب “گزارش یک آدم ربایی” در حالی در کتابفروشی های تهران به فروش می رود که رهبر مخالفان، که در حصر خانگی است، آن را انعکاس دقیق تجربه خود توصیف کرده است.میر حسین موسوی، نخست وزیر سابق ایران و رهبر در بازداشت مخالفان دولت ایران می گوید کتاب “گزارش یک آدم ربایی” مارکز انعکاس دقیق زندگی او تحت بازداشت خانگی است. گابریل گارسیا مارکز، نویسنده برنده جایزه نوبل، به انعکاس دنیای ماورای الطبیعه و گاه مخوف امروزی مشهور است که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.با این وجود در این مورد، کشورمورد نظر کلمبیا نیست بلکه ایران، در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، است.چاپ کتاب “گزارش یک آدم ربایی”، که مارکز آن را در سال 1996 نوشته است، این هفته، پس از آنکه میر حسین موسوی گفت این داستان کلمبیایی وصف الحال وضعیت زندگی او در حصر خانگی است، نایاب شد.»

گاردین از حال این روزهای میرحسین نوشت

گاردین نوشت: « حداقل ۱۰ کتابفروشی درتهران به گاردین گفته اند دیگر نسخه‌ای از این کتاب برای فروش ندارند.»

اما خود مارکز و هوادارانش نیز به این ماجرا واکنش نشان دادند. صفحه مارکز در فیس بوک که بیش از 360 هزار مخاطب دارد خبر این مطلب و فروش بالای «گزارش یک آدم ربایی» را گزارش کرد.

صفحه مارکز و هوادارنش در فیس بوک

بعد از اینکه لینک خبر در صفحه فیس بوک این نویسنده معروف جهان انعکاس پیدا کرد بسیاری در نظرات این سوال را می پرسیدند که «میرحسین» کیست؟ و بسیاری از ایرانی هایی که در این صفحه حضور داشتند درباره میرحسین و ربوده شدندش توضیح می دادند.

 حصر بی‌اثر است؛ مردم آنها را فراموش نکرده‌اند

«در هنگام معاينه ماروخا زمزمه كرد: خيلي متاسفم كه شما را در چنين شرايطي مي‌بينم. من به ميل و اراده‌ِ خودم در اينجا كار نميكنم، يكي از هواداران دكتر لويس كارلوس گالان هستم و به او هم راي داده‌ام.ميدانم كه رنج بسياري را متحمل شده‌ايد، ولي لازم است تا انتها با آرامش تحمل كنيد تا سلامت بمانيد.»

گزارش يك آدم‌ربايي، صفحه 194

بیش از 200 روز گذشت. دیگر واژه های «حصر» و «زندان» معنایی ندارد. گویی «میرحسین» به ما می گوید که حکومت او را ربوده است. از 26 بهمن 1389 حکومت در یک اقدام غیرقانونی او و همسرش را ربوده است. او حضور دائمی نگهبانان را می بیند و لمس می کند.

بی‌قاعده بودن شرایط هم یکی از شباهت‌های بین این کتاب و زندگی این روزهای میرحسین موسوی است. یک‌روز امکان حرف‌زدن تلفنی با خانواده می‌دهند و یک‌دفعه از این امکان محروم می‌شوند. یک روز امکان ملاقات می دهند و روزهای دیگر برای مدت طولانی این امکان را حذف می کنند و …

اما این اتفاق ساده در فروش بالای این کتاب غیر از اینکه ما را از حال و احوال میرحسین آگاه می کند حقیقتی را روشن می سازد که این روزها مردم در جست‌وجوی بی‌امان کتاب‌فروشی‌ها، چهار مرد و زن در حصر را فراموش نکرده اند.نه فقط آنها فراموش نشده‌اند، که حتی کافی است به‌اصطلاح لب تر کنند تا موجی تازه به دنبالشان راه بیفتد؛ آنقدر که در جامعه‌ای کتاب‌نخوان، یک نهضت کتابخوانی راه بیندازد.

یکی از فعالان عرصه رسانه در صفحه فیس بوک خود می نویسد: صفحه اول يك نسخه از این كتاب نوشته ام: به مردي كه معجزه نكرد تا ايمان بياورم. ايمان داد تا معجزه كنم.منتظرم درجشن رهايي اش يك نسخه تقديمش كنم.تمام دلخوشي اين روزهاي من….

از سوی دیگر دوستی می گفت: «چه خوب می شد که هر هفته میرحسین یک کتاب جدید معرفی می کرد تا سرانه کتابخوانی کشور بالا رود.»

نامه بدین‌ترتیب به پایان می‌رسید: «خودتان را به‌عنوان انسانی نشان دهید که هستید و با حرکتی شجاعانه و انسانی، که تمام جهان درک‌خواهدکرد، ربوده‌شدگان ما را بازپس‌گردانید.»

گزارش يك آدم‌ربايي – صفحه 116


145 پاسخ به “گزارشی که آدم‌ربایان را نگران کرد: کسی آنها را فراموش نکرده است”

  1. ali گفت:

    dorod bar mir hossein

  2. سعيد سبز گفت:

    سلام
    سايت كلمه ، چرا هيچ راه ارتباطي با شما نيست ؟
    ميخوام در مورد وضعيت يك زنداني سياسي گمنام سبز بهتون خبر بدم .
    کلمه: با سلام با نشانی info@kaleme.com می توانید تماس بگیرید

  3. ح گفت:

    مردم اگر دنبال حقیقت هستی وسربلندی ایران وقت مهندس موسوی نخست وزیر مردمی .( پاسدار و رزمنده هشت سال دفاع مقدس)

  4. علم و صنعت گفت:

    به قرآن محمد قسم چشمام پر اشک شده…

    ای خدا کاری کن ای خدا کاری کن

    هر چند تو قرآن اومده که حال هیچ قومی تغییر نمی کند مگر خودشان بخواهند ولی به مقدسات قسم اینا کل مردم ایرانم میکشن عین خیالشون نیست فقط خودت کمکون کن

    یکی بیاد فقط جو امنیتی دانشگاه رو ببینه بیچاره شدهیم

    خدایا کمکون کن

  5. ناشناس گفت:

    .. come on…r u kidding me:)))))

  6. جانبازي از تبريز گفت:

    دستهايش بوي گل مي داد اورابجرم گل چيدن گرفتند، اوگلي کاشته است ، اماازاونپرسيدند . شک نکنيد گلي که اوکاشته جوانه زده وپژمرده نخواهد شد

  7. م گفت:

    درود بر تو ……..

  8. ناشناس گفت:

    بسیار خوب، به امید پیروزی مردم

  9. عباس گفت:

    تقریبآ تمام پیش بینی های میرحسین درست از آب درآمده از رمالی و جن گیری و دروغگوئی احمدی نژاد و آمارهای غلط و رفتار فرعونی و از همه مهمتر پیش بینی وضع روابط خارجی و آینده فلاکت بار اقتصادی . جالب اینکه او در اولین بیانیه هایش اطمینان داشت که مسئولین کشوری که به مردم خود پشت کنند مجبورند به بیگانگان باج دهند و کشورها حتی حاضر نیستند با اینها رابطه داشته باشند، این مورد به وضوح قابل رویت است ، بطوریکه می بینیم تکیه دولت ایران به چین و روسیه مانند تکیه نوزاد به مادر است و آنها علیرغم رآی بر علیه ایران در شورای امنیت ، تمام اقتصاد و ثروت ایران را در دست گرفته اند و حتی حاضر به پرداخت پول نفت هم نیستند و هند و کره و .. هم حاضر به پرداخت پول نفت نیستند و روابط ایران با 90 کشور جهان به سوریه و سودان ختم شده.
    پیش بینی میرحسین و هوش او و مطالعاتش بی نظیز است به بدلیل همین شناخت است که در آخرین ملاقاتش به فرزندان مقام عای قضائی را با توپ و تشر از خانه درخترش بیرون انداخته چون عمیقآ انسان شناس است و با این زبئنها میداند چطور برخورد کند .
    میرحسین میداند بیشتر عمرش سپری شده و اآن فقط باید بایستد و خواهد ایستاد و بدرستی آینده را پیش بینی کرده و فقط اندکی صبر را توصیه کرده چرا که صد در صد با شناختی که دارد به آینده امیدوار و حرکات بعدی را درست تشخیص میدهد.

  10. لیلا گفت:

    زنده‌ باد مهندس موسوی،انتظار نداشتم انقدر ایستادگی کنه‌،و بهش افتخار میکنم

  11. روانویس سبز گفت:

    درود بر میر حسین کبیر که خار چشم دشمنان شده ای تو را به پاکی می ستاییم

  12. روانویس سبز گفت:

    زنده باد آزادی زنده باد میر حسین

  13. روانویس سبز گفت:

    درود بر آزاد مرد ایران میر حسن

  14. ایزدی ف‌‌ گفت:

    دود از کنده بلند میش !!

    این کتاب رو می‌خونم .. زنده بد ایران و ایرانی‌

  15. n گفت:

    Baes tasof ast az arabha aghab oftadim bayad rishe inha ra zoodtar khoshkand

  16. سبز مدرن گفت:

    یا حسین میرحسین

  17. keleidar گفت:

    ma montazerim keh tov rahei beh ma begoiy…. ey meir .

  18. ناشناس گفت:

    صداقت ، زکاوت میرحسین و وفاداری او به عهدی که با مردم بست کم نظیر است.
    زنده باد آزادی

  19. هادی گفت:

    میر حسین عزیز من کتاب مارکز را دیروز از کتابخانه گرفتم با ولع ظرف یک روز 100 صفحه انرا خواندم و با تمام وجودم روزگار تو را حس کردم طوری که دیشب خوابم نبرد و آفرین گفتم به تو که چه خوب از زبان مارکز شرایطت را تعریف کردی تو همیشه در قلب من و همه ایرانیان آزاده هستی

  20. کوروش بت شکن گفت:

    ضمن دورود و سلام بر میر حسین عزیز
    یاران و دوستان گرامی
    اندکی صبر سحر نزدیک است
    زهاکان و جلادان ، خود به جان هم افتاده اند و تمامی سخنان میر عزیز را یک به یک میبینیم
    به امید پیروزی هر چه زودتر حق بر باطل

  21. میر حسین گفت:

    طی5سال فعالیت وتحقیق درموردتولید نیروی برق بدون مصرف سوخت ده ها ازمایش عملی نهایتا سه ماه قبل از این تاریخ توانستم به حل معمائیکه قبلا طراحی کرده بودم فائق ایم واکنون افتخار دارم این توفیق بزرگ که مورد نیاز شدید جامعه بشریست رااعلام نمایم ونحوه دست یابی به مورد اشاره شده را اختصارا توضیح دهم

    • -با استفاده ازنیروی گریز ازمرکز درمحور های دورانی وبا تبدیل نیروی فوق به اهرم وانتقال این نیروی پایان نا پذیربه زنراتور تولید برق محقق گردیده. 2-نیروی تمام نشدنی بزودی دراختیار کل جامعه قرار میگیرد وجامعه بشری برای همیشه انرزی لازم رادرهمه جا وبه هر مقداردراختیارخواهدداشت

    • 3-این نیرو بدون الایندگی و بدون مصرف سوخت جای گزین نفت وبنزین وذغال سنگ ونیروگاه های اتمی ابی بادی وخورشیدی به دلیل مقرون به صرفه بودن از نظر اقتصادی خواهد بود 4- با استفاده از این فن کلیه نیروگاه هائیکه باموتورهای چهار زمانه ومصرف سوخت کار میکنند وبا خارج کردن موتور وجای گزین کردن یک الکتورموتور باقدرت یکصدم زنراتور موجود بسادگی وراحتی وباکمترین هزینه وکمترین زمان درهمه جا امکان پذیرخواهدبود کلیه نیروگاههای بادی موجود درجهان با اضافه کردن این فن در نیروگاههای بادی ظرفیت تولید را تا ده ها برابر اضافه نمایند مجموعه الکتور موتورهای موجود در حال کار در تمام جهان با استفاده از این فن مصرف سوخت خود را ده ها برابر میتوانند صرفه جوئی کنند

  22. ناشناس گفت:

    سلام میر حسین عزیز . از روزی که به تو رای دادیم ( آخر ما چند نفری بودیم که در خانواده به تو رای دادیم) عضوی از خانواده ما شدی. تقریبا هر روز راجب تو صحبت میکنیم و راهکار های پیش بردن خواست های انتخاباتی تو را بین هم ب با هم صحبت میکنیم .حتی فرزندان خرد سال ما نیز با نام تو آشنا هستند و آنها که تو را نمیشناختند اینک دیگر با نام تو آشنا هستند . میدانیم به خاطر دفاع از رای ما بود که به زندان افتادی ولی بدان که از وقتی که تو و همراهت را به حصر کشیدن ، تقریبا تمام سخنان شما به واقیت پیوسته و فقط بیشرمی مخالفانت است که جلوی اقرار به اشتباهات ایشان را گرفته. تو در یک روز قهرمان ما شدی و به تاریخ اسطوره های ایرانی پیوستی و تا بماند رو سیاهی بر سیاهترین زغال سبد دشمنانت.
    به امید آزادی تو و همراهان تو و ایران عزیز

  23. روانویس سبز گفت:

    میر حسین کبیر بمان تا بمانیم و زیر سایه سبز تو که بسان چناری در شب ظلمت قد برافراشته فرداهای سبزتری بسازیم سحر نزدیک است .

  24. ناشناس گفت:

    وعده عزیزان چهار روز قبل از توهین دوباره انتصابات مجلس با هدف بازبینی و تغییر قانون اساسی

  25. باران سبز گفت:

    یا حسین میر حسین

  26. رزمنده دفاع مقدس گفت:

    به یقین مهر تو بیرون نرود از دل ما مگر انروز که در خاگ شود منزل ما

  27. نیما گفت:

    وای بر شهری که در ان مزد مردان درست /ازحکومت غیر حبس وکشتن وتبعید نیست /بی گناهی گر به زندان مرد با حال تباه /ظالم مظلوم کش هم تا ابد جاوید نیست .
    زنده باد ازادی ومردم سالاری /زنده باد میر حسین

  28. ناشناس گفت:

    عاقبت انسانی که بر اساس هوا ی نفسانی این چنین به ذلت می رسد .تلاش بیجا نکنید این وعده قرآنی است

  29. سجهد گفت:

    اگر صادق باشد

  30. جنبش سبز مشهد گفت:

    سلام خدمت مسئولین محترم سایت خبری تحلیلی کلمه که بدون هیچ چشم داشتی سعی در آگاه کردن مردم دارند
    اجرتون با امیرالمومنین وحضرت زهرا
    خواستم این متن رو توی قسمت تماس با ما بزارم ولی هر کاری کردم نتونستم وارد اون قسمت بشم
    از اونجایی که مهندس موسوی گفته بودند جنبش رو باید با ابتکار عمل شهروندا پیش ببریم
    چند وقت پیش هم شاهد چند کار جالب بودیم
    مثلا پخش سی دی شهیدان شهر توسط یک شهروند
    یا دیدار یک شهروند با خانواده دوتن از شهیدان جنبش سبز
    من هم امروز یک کار بسیار کوچیک در حد خودم انجام دادم
    من یه نوجوون مشهدیم و18سالمه
    امروز(پنج شنبه 7مهر90) ساعت 4بعد از ظهر رفتم حرم وبهشت ثامن 2 واقع در صحن قدس
    سرمزار شهید مصطفی غنیان
    قبل از اینکه برم حرم توی خونه یه برگه آچار رو به عرض 10سانت برش دادم و یک روش شعر هوابارانی است وفصل پاییز خانم هیلا صدیقی رو نوشتم وروی دیگشم مشخصات و بیوگرافی کوچک ونحوه شهادت وکمی را جع به زندگی شهید مصطفی غنیان(که از سایت ویکی پدیا برداشتم)
    نوشتم وگذاشتم توی جیبم
    ساعت 4رسیدم حرم یه زیارت مختصر کردم وساعت4.30رفتم سر مزار شهید غنیان
    یه فاتحه ویه عاشورا خوندم وصبر کردم که خلوت بشه تا کاغذی که همرام بود رو بچسبونم روی سنگ قبر شهید غنیان
    یکم صبر کردم ولی یه خانواده عزادار(که ظاهرا تازه عزیزشونو از دست داده بودند)
    اومدند وتا5بودند
    منم همونجا وایسادمو منتظر موندم تا برن
    (به خاطر حس خجالت وشاید هم خیلی کم توام با چاشنی ترس!)
    توی مدتی که وایساده بودم
    یه آقای نسبتا50ساله بهمراه یه جوون بیست وچار پنج ساله اومدند کنار قبر شهید غنیان
    جوونه به آقای نسبتا مسنی که کنارش بود گفت این قبر کیه؟؟
    آقای نسبتا مسن گفت: مهندس مصطفی غنیان
    جوونه گفت:خوب کی بوده؟
    آقاهه گفت:توی درگیری های سال88 کشته شده
    یه دفه من پریدم وسط حرفشون وگفتم تک تیراندازا زدنش موقعی که داشته الله اکبر میگفته
    گفت کی زدش؟؟انقلابیا؟؟؟
    آقاهه گفت : جمهوری اسلامی!!
    یکم باهم صحبت کردند(جوونه انگار داشت از تعجب شاخ در می آورد) وبعد رفتند
    من همونجا وایساده بودم که یه پیرزنی اومد واز من پرسید این جوون(آخه مزار شهید غنیان عکس داره) چی شده؟؟؟
    گفتم سال88کشته شده
    گفت با تصادف
    گفتم نه در جریان اعتراضات به ضرب گلوله کشته شده
    زد روی دستش وگفت : وای وای وای وای…….خدا به مادرش صبر بده!!
    همینطوری که میزد روی دستش و لبش رو گاز گزفته بود از کنار من دور شد
    بعد یه خانوم با دخترش اومدو بدون توجه به من برای شهید غنیان یه فاتحه خوند ورفت
    اون خونواده داغدار که رفتند منم کاغذی که آماده کرده بودم رو(با چسب برق) چسبوندم روی قبر شهید غنیان
    ما نسبت به شهدای جریانات سال88 واقعا مسئولیم
    وقتی آقای لاریجانی میگه فقط یه نفر کشته شده این یه تلنگره به ما
    که باید فعالیتمونو بیشتر کنیم
    باید شهدامونو به مردم بشناسونیم
    درسته سایت هایی مثل سایت سرخ سبز هست ودر این زمینه فعالیت میکنه
    ولی همه که به اینترنت دسترسی ندارند
    روزنامه ها ومطبوعات ورادیو وتلوزیون وهمه وهمه هم که در اختیار حاکمیته
    از مسئولین محترم سایت کلمه خواهش میکنم در صورتی که براشون مقدوره و دلیل خاصی بر نفیش ندارند
    در این زمینه اطلاع رسانی کنند
    ای کاش یک موجی(هرچند مقطعی) در کشور راه بیفته که مردم همه شهرا سر مزار شهدای سبزشون با یه برگه کوچیک اونو به رهگذر هایی که از اونجا عبور میکنن برسونن
    این کار هیچ هزینه ای نداره وخیلی راحت حد اقل به مردم میفهمونیم که این زیر یه کسی خوابیده
    که بعد از انتخابات کشته!!!
    اون هم فقط به جرم گفتن الله اکبر
    میفهمونیم این زیر کسی خوابیده که آقای لاریجانی وجودش رو انکار میکنه
    با نهایت عرض ادب واحترام وکمال تشکر
    ربنا لاتسلط علینا من لایرحمنا

  31. رضا گفت:

    سلام دوست عزیز
    میر حسین برای همیشه فراموش شد او می توانست از رجال سیاسی باشد اما با اتفاقات سال 88 از این امتحان و گزینش مردود شد او می توانست با قبول شکست در انتخابات خود را برای یک خیزش دوباره آمده کند اما سیاست نداشت و رهبری یک گروه کوچک را هم نمی تواند انجام دهد. اجتماع میلیونها مگس روی … می تواند مثال خوبی باشد برای این مطلب
    ما هستیم و می مانیم برای ایرانی آباد

  32. رضا گفت:

    از کی تا حالا جای مظلوم و ضالم عوض شده؟؟؟

  33. رضا گفت:

    قرآن را درست تفسیر کن و بر سر نیز نکنید
    ما تازه ابتدای راه هستیم و دیگر نخواهیم گذاشت افراد ضعیف النفسی همچون میر حسین به مقدسات بی احترامی کنند

  34. رضا گفت:

    اگر جانبازی دفاع مقدس هستین از شهدا خجالت بکشید

  35. رضا گفت:

    چرا همه چیز را با آشوب و نا امنی جواب می دهید خودتان دید تا ما فرزندان انقلاب هستیم هیچ غلطی نمی توانید بکنید
    دیگه سر عقل آید تا کی خاموشی و بی خبری؟؟؟

  36. گیلانی گفت:

    یا امام زمان… این دیگه چی بود.
    یا حسین میرحسین…
    ننگ بر این دولت مردم فریب

  37. علی جانباز45%خانواده شهید وجانبازقطع عضو گفت:

    روی سخنم بارضا وامثال وی است لطفا”ازطرف ما(خانواده شهدا)زیادگوی نکن.اکثر این عزیزان دلشان ازدست این حاکمیت ظلم وجنایت ودروغ وغارتگروجهل وضددین وملت وملیت پراست.چرچشم های خود راباز نمی کنیدآیاخانواد سرداران شهید رانمیبینیدهمت.باکری.جهان آرا.زین الدینی.ستاری.تندگویان و….ما عزیزان خود راندادیم که یک مشت ظالم.دروغگو ودزد وبیرحم وشکنجگربراین ملت حاکم شوند.ننگ برشماوآنها اگر بااگاهی آنهارا یاری می کنید.فرصت خداوند وملت به این ظالمان تمام شود سرنوشت صدام.زین العابدین.مبارک وقذافی واسددرانتظارآنهاست .اگرذره ای خرددرآنهاباشد به اصلاح خود پرداخت واگرنه منتظر سرنوشت دیگر ظالمان باشند که دور نیست.هرکسی بدرستی وپاکی وصداقت عزیزان دل ملت مهندس میرحسین موسوی.شیخ مهدی کروبی.سید محمد خاتمی وبزگوارانی همچون آیت ا… صانعی.دستغیب.بیات زنجانی.موسوی اردبیلی.امجد.وحید خراسانی و…عزیزان دربند که سابقه خدمتی آنها جزدرستی وصداقت نبود شک کند .باید به انسانیت خودشک کند.سلام خداوند برمبارزان وشهدای راه آزادی وآزادگی وانسانیت که راه امام حسین(ع) را انتخاب کردند ودر برابر یزیدیان زمان سر خم نمی کنند.

  38. ناشناس گفت:

    میرحسین نماد پایداری . ای کاش ما هم اراده ای همچون میر داشتیم

  39. سبزازاد گفت:

    یاحسین میرحسین

  40. محمد آزاده وجانیاز دفاع مقدس گفت:

    سلام فرزند رسول خدا بخدا دوستت داشته ودارم وهیچوقت محبتی که نسبت به شما داشته ودارم کم نخواهد شد بلکه روز به روز بیشتر میشود
    بخدا دوستت دارم

  41. سبز گفت:

    میخواستم به آقارضاوامثالهم بگویم اولامن هم ازخانواده شهداهستم هم سالها درجبهه بوده ام ثانیا ایشان هم بااین تفکراگرزمان امام حسین بودند به احتمال زیاد برعلیه امام حسین به عنوان اینکه پیروخلیفه پیامبرنبوده وبایزیدبیعت نکرده شمشیر می کشیداگرتاریخ را خوب بخواندمنوجه میشود که این ولایت عملا همان کارهای یزید ومعاویه رابه گونه دیگری انجام میدهد

  42. وطن گفت:

    برادر من شما فرزندان انقلاب با تک تیر انداز و چماق و تجاوز و زور و جبر و وحشت انداختن و اعدام و زدن ناموس مردم و کشتن بیگناهان…… هستید. دوست دارید تا هنوز لیست کنم؟

  43. sabze irani گفت:

    bade har shabe tarik,,rooze rooshn ra khahim daasht….. ey meir doosttat darim.

  44. امید سبز گفت:

    خیلی جالب که ما با کتاب آرامش و صلح به مقابله ومبارزه با ضلم و ستم وچماق و تعصب رفته ایم واین خود نشان میدهد که کدام پیروز است

  45. امید سبز پارسی گفت:

    درود بر میرحسین موسوی وهوش و ذکاوتش که از زبان کسی دیگه در آن سر دنیا از یک رمان بیرون میاد