سرمقاله/ از «آزادترین کشور دنیا» به «پاکترین دولت تاریخ»
چکیده :کلمه - آمنه کشاورز: حاکمانی که به بهانهٔ برقراری عدالت، آزادی را محدود میکنند، نه تنها آزادی را از مردمان خویش ستاندهاند و ظالمِ به حق مردماند، بلکه در برقراری عدالت نیز موفق نخواهند شد، چون آزادی گوهر عدالت است. آزادی گوهر عدالت هم که نباشد، آزادیهای اجتماعی، پیش شرط برقراری عدالت اجتماعیاند و یا دستِ کم بخش عظیمی از آناند....
کلمه – آمنه کشاورز:
حاکمانی که به بهانهٔ برقراری عدالت، آزادی را محدود میکنند، نه تنها آزادی را از مردمان خویش ستاندهاند و ظالمِ به حق مردماند، بلکه در برقراری عدالت نیز موفق نخواهند شد، چون آزادی گوهر عدالت است. آزادی گوهر عدالت هم که نباشد، آزادیهای اجتماعی، پیش شرط برقراری عدالت اجتماعیاند و یا دستِ کم بخش عظیمی از آناند. عبدالکریم سروش در نسبت میان آزادی و عدالت میگوید:
… به هیچ وجه نمیتوان گفت که عدالت از آزادی میکاهد یا آزادی تیغ عدالت را کند میکند. این دو در همزیستی بسیار مسالمت آمیز با هم قرار دارند. حتی میتوانیم بگویم که نسبت آنها نسبت میان کل و جزء است؛ یعنی عدالت یک کل است که آزادی یکی از اجزای آن محسوب میشود و یک حاکم عادل، حاکمی است که به حکم عدالت باید آزادی هم بدهد. عدالت در صورتی که آزادی نباشد ناقص است.
بیدلیل نیست که یکی از اولین قربانیان بیعدالتی، «آزادی» است و در شرایطی که عدالت اقتصادی و یا اجتماعی برقرار نشود، آزادیهای فردی و اجتماعی نیز سلب میشود، تا جایی که در اوج بیعدالتی اقتصادی کار به بردگی و خرید و فروش انسان میرسد.
با این همه، در طول تاریخ کم نبودهاند حاکمانی که به هوایِ برقراری عدالت، آزادیهای فردی و اجتماعی را فراتر از قانون محدود کردهاند تا ساکنان سرزمین خویش را به بهشت موعودِ خویش برسانند، غافل از آنکه در فراق آزادی، جهنمی از فساد حکومتی و اداری برقرار میکنند. غافل از آنکه قدرت تمایل به فساد دارد و آنچه میتواند بر اسبِ سرکشِ قدرت لجام بزند، آزادیهای اجتماعی است، تا جایی که حکومت پاک و سالم، محصول جامعهٔ آزاد است.
برای پی بردن به این حقایق، لازم نیست چندان دور برویم و یا به سفر در تاریخ و جفرافیا رو بیاوریم. امروز دولت محمود احمدینژاد، نمونهٔ عینی دولتی است که با شعار عدالت بر سرِکار آمد و با استقبال اصولگرایان و حمایت حاکمانی که «عدالت بدونِ آزادی را برای مردمان خود میخواهند» همراه شد. بر آگاهان عیان بود – و اینک غافلان هم دیدهاند – این دولت با آن شعارهای «عدالت محور» و این رویکردهای «آزادی ستیز»، به کعبهٔ آمال حاکمان نخواهد رسید و راهش به ترکستان است.
دولتی که به با شعار برخورد با بیعدالتیهای اقتصادی و مفسدان اقتصادی، بسیاری از روزنههای آزادی را بست تا در عرصهٔ فرهنگ شاهد «تهاجم» نباشیم و در عرصه سیاست «دشمنان» را ناکام کنیم – غافل از آنکه نه تهاجم فرهنگی حقیقت دارد و نه مخالفت سیاسی، دشمنی است – اینک به مظهر «فساد دولتی» تبدیل شده است. حلقه مرکزی دولت با بزرگترین اتهامات فساد روبهرو شده است. تا به امروز مقامات قضایی و سیاسیون اصولگرا به فساد رحیمی معاول اولِ دولت، بقایی معاون اجراییِ دولت و مشایی مسئول دفترِ دولت اقرار کردهاند. بسیاری از یاران دور و نزدیک دولت هم در معرض همراهی با این فساد گستردهاند و به سختی بتوان دامن کسی را از فسادهای عظیم اقتصادی دولت پاک دانست. دیوان محاسبات برای سومین سال متوالی از ناپدید شدن میلیاردها دلار پول نفت خبر داده است. اختلاس ۳ میلیارد دلاری میرود که در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود و پروندهٔ بیمه ایران و دهها پروندهٔ دیگر از فساد دولت بر روی دست قوهٔ قضائیه باد کرده است. آن وقت محمود احمدینژاد در جمع مردم اردبیل بادی به غبغب میاندازد و دولت خویش را «پاکترین دولت تاریخ» میخواند.
و طنز تاریخی و نکتهٔ اصلی اینجاست که اصولگرایان از این «پاکترین دولتِ تاریخ» آشفته شدهاند و سر به اعتراض برداشتهاند که «این چه دروغ بزرگی است؟»، غافل از آنکه روز آشفتگی کشور و زمان اعتراض روزی بود که احمدینژاد دروغ بزرگتر را تحویل جامعه میداد و از «آزادترین کشور دنیا» سخن میگفت. در شبکههای اجتماعی آمده بود «الحق که «پاکترین دولت تاریخ» را تنها در «آزادترین کشور دنیا» میتوان یافت…»
دزد از جفای شحنه چه فریاد میکند
گو گردنت نمیزند الا جفای خویش
از دست دیگران چه شکایت کند کسی
سیلی به دست خویش زند بر قفای خویش













