چرا رسانههای اقتدارگرا به دروغ و تناقضگویی معتاد شدهاند
چکیده :از پلیس بریتانیا خواستهمیشود در برابر شورشیانی که مغازهها را غارت میکنند و آتش میزنند خویشتندار باشد، همین عمل در ایران محاربه است و حکمش اعدام، بسیج آماده است جلوی سرکوب در بریتانیا را بگیرد، ولی در ایران یک بازوی سرکوب است، گزارشگر حقوق بشر برای بریتانیا لازم است و درخواست میشود حتما وضعیت نقض حقوق بشر را در آن کشور بررسی کند، همین گزارشگر برای ایران توطئهی خارجی است و اعلام میشود به او اجازه داده نخواهدشد وارد ایران شود....
کلمه – بامداد راد
یکم. روزهای شورش در بریتانیا، روزهای پرکاری برای مسئولان بود. با وجود روبهرویی کشور با انواع مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، روزی نبود که مسئولی به فکر معترضان در بریتانیا نباشد و در حمایت از آنان و مخالفت با دولت بریتانیا سخنی نگوید. مسئلهی اصلی نظام، حفاظت از این معترضان در برابر سرکوب و بسط این ایده که اعتراضها در این کشور نوعی «بیداری» است، شدهبود.
محمدرضا نقدی – فرمانده بسیج – از آمادگی گردانهای بسیجی برای حفاظت از صلح در بریتانیا و جلوگیری از سرکوب معترضان در صورت اجازهی شورای امنیت سازمان ملل سخن میگفت و رییس دولت و سخنگوی وزارت خارجه خواستار خویشتنداری دولت بریتانیا در برخورد با معترضان شدند. رسانههای رسمی هم دستبهکار شدند و از اعتراضات مردمی در بریتانیا سخن گفتند و لزوم پاسخگویی به آن و عدم سرکوب آن.
فارس هرچه عکس از حضور پلیس در برابر مردم وجود داشت پیدا کرد و در یک گزارش تصویری منتشر کرد. اندکی بعد معلوم شد عکسها جعلی است؛ مربوط به رویدادها و زمانها و مکانهای دیگر. فارس حتی از عکس سیاه و سفیدی که مربوط به اعتصاب معدنچیان در ۱۹۸۴ بود هم دست نکشیدهبود و آش را آنقدر شور کردهبود که مجبور شد گزارش تصویری «سرکوب گستردهی قیام مردمی در انگلیس» را کاملا حذف کند. (ذخیرهی آن صفحه در سایت گوگل را در اینجا ببینید.)
کیهان تیتر زد: «جوانان انگلیس: تا آخر ایستادهایم، سلطنت نمیخواهیم» و گزارشی با این محتوا کار کرد که: اعتراضات در بریتانیا اصل حکومت را به چالش کشیدهاست. تیتر و گزارش کیهان از خبری در سیانان عربی میآمد که در آن اعلام شدهبود عدهای از جوانان عرب در شبکههای اجتماعی رویدادهای بریتانیا را به انقلابهای کشورهای عربی مشابه کردهاند و تخیل کردهاند اگر معترضان در بریتانیا انقلاب کردهبودند، چه شعارهایی میدادند و از آنها حمایت کردهبودند که خواهان براندازی پادشاهی در بریتانیا هستند.
شعاری که تیتر یک کیهان بود یکی از شعارهای طنزی بود که در آن شبکهها ساخته شدهبود، در کنار شعاری مثل این: «لا هريسة ولا معمول، حتى ترجع ليفربول (نه حلیم و نه هیچ غذای دیگر، تا زمانی که لیورپول دوباره به ما بازگردد)». گزارش کیهان هم با بحران روبهرو شد؛ این بار یکی از سایتهای خبری اقتدارگرایان گاف بزرگ این روزنامه را افشا کردهبود. بدبختانه روزنامه را نمیتوانستند جمع کنند!
دوم. هر حکومتی پایهای مردمی دارد و اگر این پایهی مردمی نباشد، نیاز به پایهای برای سرپاماندن حکومت هست. اندک پایههای مردمی حکومتهای تمامیتطلب، که بار عمدهی حکمرانیشان بر عهدهی دستگاه سرکوب است، مردمی هستند که با آگاهی از رفتارها و ویژگیهای حکومت، رو به سستشدن و فروریختن میروند. در نتیجه، برای این حکومتها رسانه نقش سفتکردن پایههای مردمی برجایمانده را از طریق وارونهکردن واقعیتِ حکومت و القای مشروعیتی ساختگی برای حکمرانان ایفا میکند تا مبادا با آگاهی آنها از واقعیت، بقای درازمدّتی برای حکومت متصور نباشد.
ایران امروز هم چنین وضعیتی دارد. برای القای اینکه مسئولان عالیرتبهی کشور بینشی قوی دارند و شایستهی جایگاهشان هستند، حتی میتوان برخلاف اسلامی که جزئی از نام نظام است و همهروزه از آن دم میزنند، دروغ گفت و از اخبار طنز و عکسهای مجعول استفاده کرد، تا بتوان از حصول پیشبینی «بیداری اسلامی در اروپا» سخن گفت. حکومتی که حتی تحمل «آب بازی» را ندارد و با عملیات کماندویی به حریم مردمش تجاوز میکند و دیشهای ماهوارهیشان را جمع میکند تا مبادا آنها آگاه شوند در دنیا و ایران برخلاف تصویری که از مجاری رسمی ارائه میشود واقعا چه خبر است، مجبور است برای برساختن مشروعیتی دروغین دست به دامان تناقض شود و برخلاف آنچه میگوید رفتار کند. به این نمونههای آشنا توجه کنید و ببینید برای حفظ اندک پایههای مردمی باقیمانده، مجبور به چه تناقضپردازیهایی شدهاند:
اعتراض مردم به ستم حاکمان در همهی کشورهای منطقه «بیداری اسلامی» نام دارد و از آن حمایت میشود، همین اعتراضها در سوریه «فتنه» است و به سرکوب خونین آن کمک میشود، از پلیس بریتانیا خواستهمیشود در برابر شورشیانی که مغازهها را غارت میکنند و آتش میزنند خویشتندار باشد، همین عمل در ایران محاربه است و حکمش اعدام، بسیج آماده است جلوی سرکوب در بریتانیا را بگیرد، ولی در ایران یک بازوی سرکوب است، گزارشگر حقوق بشر برای بریتانیا لازم است و درخواست میشود حتما وضعیت نقض حقوق بشر را در آن کشور بررسی کند، همین گزارشگر برای ایران توطئهی خارجی است و اعلام میشود به او اجازه داده نخواهدشد وارد ایران شود.
سوم. در شرایطی که خبر در یک لحظه از جایی به جای دیگر منتقل میشود، استفاده از بودجهی کشور که امانتی از ملت نزد دولت است، برای تحویل خبرهای دروغ به مردم دستاوردی ندارد و رسانههایی از این دست را هر چه بیشتر بیاعتبار میکند. بهتر نیست به جای این کوشش بیفایده در ارائهی تصویری مردمی و صلحطلب و مشروع از حکومت، برای بازگشت حقیقی به مردم و تصحیح اشتباهات گذشته برنامهریزی کرد؟














و جالب اینکه همه حضرات از امام جمعه بگیر برو تا محمدرضا نقدی این مسئله را عنوان میکردند !که این پیش بینی مقام معظم رهبری بود که بحران اروپا را فرا میگیرد!!!!!
چون ماهیتشان دروغ است
دروغګو ضعیف هست و ترسو
دروغګو اول از اینکه دشمن خدا باشه دشمن خودش هست
کسی که بیشتر از همه در منجلاب فرو میره خود دروغګو هست
هم تو این دنیا و حتی بعد از خودش برای نزدیکانش و هم تا ابد تو اون دنیا
زنده باد سايت عزيز كلمه
گهی زین به پشت و گهی پشت به زین. روز گار چه بازی و چه بازیچه هایی دارد.نه تنها برای مردم بلکه برای همه چیز این رسم معمول و اجبار زمانه است.این اجبار و بازی و بازیچه همه به دست این ادمی زاد همیشه مغرور و همیشه مغبون رمز و رازی دارد که چشم بینا و دل بیناتری را می طلبد.بصیرت معجونیست که با ادعا و منم منم سازگاری ندارد.افتادگی و سر تسلیم است در پیشگاه خدا و خلق خدا که به بروز نشانه ی معرفت به سر انجامی الهی ختم میگردد.چند مثال کافیست که روشن میکندسبو ها میشکند و پیمانه ها فرو میریزد.تا ان جا که ارشدیونش سر نا از سر گشادش مینوازند و می مقبول را ممنون و می زندگی و افسانه را به یغما میبرند.میدان شهناز را فوزیه میکند و سر از امام جسین به در می اورد.اوین را رخت نو میپوشاند و اوین وار بر مردم میتارد و مباهات میکند.برای کیان کیهان و خرید ان صف و کوپن و ریال اضافه تر رضایت و خشنودی میسور است.ادبار کیهان و کیانش به قی و استهزا ختم میشود.میانه ای و اعتدالی نه میسور است و نه دست یافتنی تا ان جا که ترهات را در ناب مینامند و از سر دستور در یوزگی مباهات دارد و جان انسان و نفس ان و بریدن نفسش را افتخار میدانند .روزگار غریبیست برادر.
این حکومت با دروغ و فریب مردم ساده اندیش تا حالا بر سر حکومت و قدرت بوده .مکر فریب . ریا و دروغ ابزار حکومت ایران است
اولا جرات راست نویسی ندارد دیگر آنکه اگر راستش را بنویسند، مردم میریزند به خیابان ها. مثلا چطور بگویند آقا این دولت ورشکسته است و ازعهده انجام تعهداتش برنمی آید و حتی نمیتوانیم حقوق کارمندان را بدهیم؟
ترک عادت موجب مرض است.
تمام این سیاه بازیها اگر دقت کرده باشید فقط برای این است که رفتار خود را در برابر معترضان ایرانی توجیه کنند و بگویند اگر ما فردا در خیابان زدیم کشتیم زندان کردیم سایت فیلتر کردیم و چه و چه و چه بدانید که انگلیسی ها هم همین کار را می کردند
البته از شما مزدوران انگلیسی انتظار دیگری جز حمایت از وطنتان انگلیس نمی رفت.
این انتقاد ها را کسی از انگلیس می کند که خودش کارنامه ای درخشان داشته باشد نه ردی آنهم با معدل صفر. بچه گول میفرمایید؟
1- هر کسی میداند که ادم ترسو شب ها از سایه خودش میترسد.پس اب بازی از نوع سایه میباشد.2- قدرت طلبان در ایران خود را افراد خوب جا میزنند و دیگران را بد و دائما” ابرو ریزی و تبلیغ میکنند . پدر بزرگ خدابیامرزم میگفت :ادم های پست و بی مایه همیشه سوزن را در ماتحت دیگران میبینند و سر و صدا میکنند ولی میخ طویله بزرگ را در ما تحت خود انکار میکنند.
مرگ خوبه اما براي همسايه!!!
اين هايي كه مي گويند انگليس بده چرا خودشون بدتر ازون عمل كردند و مي كنند؟!!!
اگه ما هم مثل اون ها باشيم كه ما هم بد ميشيم؛ پس براي چي و چه هدفي بود كه اين همه شهيد داديم؟
با اين كاراشون خون همه شهداي انقلاب و جنگ و شهداي دانشجويي رو پايمال مي كنند تا خودشون بمونن.
***اندكي صبر سحر نزديك است***
اگر کسی درراس پذیرفت که بدون طی مراحل حوزه مرجع شود انگاه مرئوسین مجوز دروغ را دریافت کرده اند
آقایون سلام دوست دارم یه روز میرمان برگردد لطفا کسانی که طرفدار جنبش حقیت بنیان سبزهستند در سایت های مراجع بنویسند که اینقدر ساکت نباشند تا به کی سکوت ؟