ماه میهمانی خدا / فرصتی برای غلبهی عقل بر جهل
چکیده :مهمترین عامل پیدایش گناه غلبه قوای شهوت، خشم و وهم بر عقل است. عقل در وجود انسان با سه قوه شهوت، خشم و وهم و خیال رودررو است. هرگاه عقل چیره شود و قوای سه گانه را لگام بزند، زندگی توأم با موفقیت، سلامت و سعادت پیش روی انسان است. اما اگر عقل مغلوب هر یک از قوای سه گانه شود آنگاه انسان از انسانیت خود دور مانده و مرتکب گناه می شود....
اسماعیل علوی
عقل در وجود انسان با سه قوه شهوت، خشم و وهم و خیال رودررو است. هرگاه عقل چیره شود و قوای سه گانه را لگام بزند، زندگی توأم با موفقیت، سلامت و سعادت پیش روی انسان است. اما اگر عقل مغلوب هر یک از قوای سه گانه شود آنگاه انسان از انسانیت خود دور مانده و مرتکب گناه می شود. بنابراین مهمترین عامل پیدایش گناه غلبه قوای شهوت، خشم و وهم بر عقل است.
شهوت با وسوسه های شیطانی آغاز و همراه شده و انسان را به جایی می رساند که مرزی میان خوبی و بدی، زشتی و زیبایی نشناخته و همچون ددان به اطفاء و ارضاء غریزه می پردازد.
قوه خشم نیز با سرکشی و عصیان و با حالتی بغض آلود و کینه توزانه صلاحدیدهای عقل را کنار زده و انسان را به ارتکاب جنایت های هولناک و جبران ناپذیر وادار می سازد. و بالاخره وهم و خیال با اندیشیدن به گناه و سوء نیت، انسان را برای تدارک گناه آماده می کند.
جهل نیز به دلیل اصل هر شری موجب می شود انسان شخصیت ایمانی و انسانی خود را از دست بدهد و عنان عقل را از کف داده و اعمالی که منشأ غیرعقلانی دارند را موجه جلوه دهد.
جهل به عنوان یکی از خاستگاههای گناه و ریشه اصلی گناهان بزرگ شمرده شده است. امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید: «جز انسان جاهل ونگون بخت کسی بر خدا جسارت نمی کند».
جهل، تاریکی وحشتزایی است بی هیچ روزنه نوری که آدمی در آن کورکورانه ره می پیماید و به تعبیر امام صادق(ع) چنین فردی «جاهل می زید و گمراه می میرد».
جهل و نادانی کلید بسیاری از گناهان است که فرد و جامعه را به نابودی می کشاند.
از جهل لغزشگاه دیگری زائیده می شود به نام بدعت، با بدعت، انسان از روح تعالیم الهی دور افتاده و رفتارهای ناروا وناشایست از خود بروز می دهد.
جاهل جاعل سنت های حسنه را با هوا و هوس های خود همساز کرده و زمینه های انحراف و فساد در جامعه را فراهم می آورد.
هنر جهل پوشاندن هر عمل صالحی است که به انسانیت خدمت می کند وایجاد انحراف در جامعه با حق جلوه دادن باطل است . گناهی که قرآن کریم آن را نهی فرموده است : «حق را به باطل میامیزید وبا آن که حقیقت را می دانید کتمانش می کنید» (بقره ۴۲)
از مشخصات جهل درآمیختن حق و باطل در یکدیگر و استفاده نابجا از مفاهیم ارزشمند و پیشه کردن رویه افراط و تفریط است.
هنگامی که آدمی از تعالیم الهی دور افتاد و به سنت های نادرستی که حاصل بدعت بدعت گزاران است چنگ انداخت، دیو شهوت و خشم در وجودش سربرمی آورد و حد و حدودی برای خود نمی شناسد و سنت های غلط را در جامعه رواج خواهد داد.
جهل با گلچین کردن پاره ای از مفاهیم که با امیال و احساسات هماهنگ است انحراف و ناروا را در میان جامعه می پراکند و زمینه تبهکاریها را به وجود می آورد.
جهل با وجود تاریکی و تیرگی، هرگاه در مقابل آیینه حق قرار گیرد، پلشتی و ناپاکی اش هویدا خواهد شد. از این رو حتی افراد جاهل و سیاه دل گاهی در بزنگاههایی چهره خود را در آیینه حقیقت نما می بینند و در عمق وجدان خود به بطلان خود اعتراف می نمایند و از کردهی خود ولو زودگذر و لحظه ای شرمنده می شوند. منتهی قشر ضخیم سیاهی مانع از آن است که بتوانند به راحتی فضای روحی خود را تغییر دهند.













