هاشمی رفسنجانی: نظر امام به موسوی غیرقابل تغییر بود
چکیده :پس از انتخاب آیتالله خامنهای، اولین مسأله معرفی نخستوزیر به مجلس برای گرفتن رأی تمایل بود. رئیسجمهور موافق با معرفی مهندس میرحسین موسوی نبودند و علیرغم علاقه شخصی به ایشان و ارتباط خانوادگی، به افراد دیگری نظر داشتند. امام راحل با توجه به نظر اکثریت نمایندگان مجلس و اخباری که از نظر رزمندگان به ایشان میرسید موافق با تغییر نخستوزیر نبودند....
آیتالله هاشمی رفسنجانی در مقدمه کتاب خاطرات سال ۶۴ آورده است: «شخصیتهای متعددی از جناح راست با ملاقات یا پیام از امام درخواست تغییر نخستوزیر را داشتند حتی شورای نگهبان پیشنهادی برای تفسیر قانون اساسی ارائه کرد اما همه این تلاشها هیچگونه تغییری در نظر مساعد امام به میرحسین ایجاد نکرد.»
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی آیتالله هاشمیرفسنجانی گزیده مقدمه ایشان بر کتاب خاطرات سال ۶۴ بدین شرح است:
* از مسایل مهم سال ۶۴ موضوع دولت بود. آیتالله خامنهای بهخاطر اختلافنظر با دولت در خصوص تمرکزگرایی، اقتصاد و بعضی از افراد کابینه؛ مایل به انتخاب مجدد به عنوان رئیسجمهور نبودند. دوستان ایشان و بیش از همه خود من با اصرار زیادی ایشان را قانع به ضرورت حضور کردیم. نظر امام راحل نیز همین بود. ایشان با صراحت قید کردند که در صورت انتخاب مجدد، مصمم به اصلاحاتی در ترکیب دولت هستند.
* پس از انتخاب آیتالله خامنهای، اولین مسأله معرفی نخستوزیر به مجلس برای گرفتن رأی تمایل بود. رئیسجمهور موافق با معرفی مهندس میرحسین موسوی نبودند و علیرغم علاقه شخصی به ایشان و ارتباط خانوادگی، به افراد دیگری نظر داشتند. امام راحل با توجه به نظر اکثریت نمایندگان مجلس و اخباری که از نظر رزمندگان به ایشان میرسید موافق با تغییر نخستوزیر نبودند.
* رئیسجمهور به حق از من توقع داشتند که در این جهت به ایشان کمک کنم و من هم قول تلاش در این جهت داده بودم و مذکرات زیاد و متعددی هم با شخص امام و حاج احمد آقا داشتم.
* شخصیتهای متعددی از جناح راست هم با ملاقات یا پیام از امام، درخواست موافقت با تغییر دولت را داشتند اما همه این تلاشها تغییری در نظر امام به وجود نیاورد و آیتالله خامنهای با توجه به وظایف و حقوق و اختیارات خود، گفتند نمیتوانند برخلاف عقیده خود عمل کنند؛ مگر در صورت حکم امام که در این صورت تکلیف ایشان عوض میشود. امام حاضر به صدور حکم نشدند و حتی فرمودند به عنوان یک شهروند نظرشان را درباره کابینه اعلان میکنند. معلوم بود که نتیجه چنین اعلانی چه بود.
* حتی پیشنهاد اینکه حکم گرفتن رأی تمایل و اعتماد مجلس برای نخستوزیر و کابینه پس از انتخابات مجدد رئیسجمهور با تفسیر شورای نگهبان از قانون اساسی با اتکا به نظر امام، معلق شود. با موافقت امام مواجه نشد.
* بدون جلب نظر امام، امکان تغییر دولت نبود و اکثریت مجلس هم مخالف تغییر بودند. با تسلیم رئیسجمهور و معرفی آقای مهندس موسوی به مجلس از این مرحله عبور کردیم. ایشان با ۱۶۱ رأی موافق و ۷۳ رأی مخالف و ۲۶ رأی ممتنع رأی تمایل مجلس را به دست آورد.
* همین وضع در مورد تعدادی از اعضای کابینه تکرار گردید. گرچه امام درباره اعضای دولت نظر شخصی ابراز نکردند، اما اکثریت نمایندگان با افراد مورد نظر نخستوزیر موافقت داشتند و مذاکرات و صرف وقتهای زیاد هم نتوانست توافق مطلوب را به دست آورد و مشاجرات جناحی و نطقهای مخالف و موافق هم وضع را دشوارتر میکرد. به خصوص بعد از عدم رأی ۹۹ نفر از نمایندگان اقلیت مجلس وفق نظر امام –که مشخص شده بود- فشار زیادی بر اقلیت در مجلس وارد میشد و به سطح جامعه سرایت میکرد.
* امام راه حل دیگری مطرح کردند و آن تشکیل گروه داور با ترکیب من، آیتالله موسویاردبیلی و حاج احمدآقا برای تصمیم در موارد اختلافنظر رئیسجمهور و نخستوزیر در خصوص اعضای کابینه بود. معلوم بود که این ترکیب، همه نظرات رئیسجمهور را تامین نمیکند.
* روزهای سختی برمن گذشت. توقع به حق آیتالله خامنهای از من و عدم قدرت من در تغییر رای دیگران و امام کار را دشوار کردهبود. البته در چند مورد توانستیم تعدیل و توافقی به وجود بیاوریم، ولی این همه کار نبود. تازه نوبت به مجلسیان میرسید که در آنجا علیرغم نفوذ خوب من، در مواردی کار به سامان نمیرسید و در نهایت ترکیب کابینه رضایت کامل خاطر رئیسجمهور را تامین نکرد و مهندس موسوی هم با بعضی از آنها توافقی نداشت و سرانجام توانستیم ترکیبی اسلامی از کابینه را به تصویب مجلس برسانیم.
منبع متن مقدمه :کتاب کارنامه و خاطرات هاشمیرفسنجانی – سال ۱۳۶۴ (امید و دلواپسی) / از انتشارات دفتر نشر معارف انقلاب














جواب به آن ناشناس که با استفاده از کلام حق ،باطلی را میطلبد!نوشته ای که امام ره بر حال فعلی افراد تأکید داشت! ما مطمئنیم اگر امام ره الآن در قید حیات بودند همچنان از آقای موسوی در برابر حسودان و بی هنران و در برابر کسانی که بهر دلیل بزر گیی نداشتند و فقط امام ره نام آنها را بزرگ کرد دفاع میکردند! راستی حصول به دهها میلیون آسیب دیده اجتماعی در بیست و دو سال گذشته حاصل سیاست موسوی است یا حاصل سیاست کسی است که در کارنامه اش یک تمجید ساده هم از امام ره ندارد!؟
سایت محترم کلمه لطفا نظرم راپخش کنید! ازسایت محترم خواهشمند است با حضور صاحبنظران و کارشناسان مبحثی را در سایت قرار داده و به بحث عمومی بگذارند باعنوان: علل تلاش اصولگرایان(بخوانید بی اصالتها) را در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ا.ا. و مشخصا در مهلت تبلیغات نامزدها در خرداد 88برای انحراف ذهنیت سیاسی حاکم بر جامعه از رقابت انتخاباتی نامزد اصلاح طلبان با احمدی نژاد به سمت ذهنیت کاذب رقابت سیاسی هاشمی- احمدی نژاد راچگونه تحلیل میکنید؟ اگرچه تاحدودی پاسخ به این سؤال برای بنده مشخص است! متشکرم. درود بر موسوی و کروبی.
آقا تارخ خوشم اومد از کمالاتت. معلومه اهل حرف حساب هستی که می نویسی “من موسوی را دوست دارم ولی این حق رییس جمهور بوده که طبق قانون اساسی اونزمان نخست وزیر را تعیین کند”
حالا من یه پرسش از تو دارم به شرطی که منطقی جواب بدی و ترش نکنی به بینم آیا هنوز حق رئیس جمهور هست که وزیر اطلاعاتش را که برکنار کند یا نه این طبق قانون اساسی “اینزمان” است یا این حق یواشکی پرواز کرده و رفته و شده جزو وظایف مقام عظما؟ مثل حکم حکومتی که ما نفهمیدیم یهو از کجا درآمد.
پاکترین فرد این مملکت*****میرحسین موسوی****
اومد و چهره ی همه ی اونهایی که فکر می کردیم خوبن ، (از شورای نگهبان گرفته تا سپاهیان امروزی و نیروهای امنیتی ،صداسیما) ، برامون مشخص شد – خداروشکر —
…
امام یک اصلاح طلب بزرگ بود و موسوی هم همینطور.