علی مطهری: مجلس به شاخه دفتر رهبری تبدیل شده است
چکیده :رفتارهای خلاف قانون دولت قطعا به دلیل مسئولیت ناپذیری مجلس است که از دوره هفتم آغاز شد... وقتی نمایندگان احساس میکنند که دست هیات رئیسه در موضوعی میلرزد ، تصور میکنند که نکند ندایی از سوی رهبری آمده است که هیات رئیسه سست شده است. به این ترتیب نمایندگان هم سست میشوند....
علی مطهری، با انتقاد از نمایندگان مجلس هشتم میگوید مجلس به شاخه دفتر رهبری تبدیل شده و اگر مجلس هفتم و هشتم به وظیفه خود عمل میکرد، «پدیده» احمدینژاد ظهور نمیکرد.
علی مطهری، در گفتوگو با خبرآنلاین،در توضیح این موضوع می گوید: این رفتارهای خلاف قانون دولت قطعا به دلیل مسئولیت ناپذیری مجلس است که از دوره هفتم آغاز شد. البته در مجلس هشتم، شرایط بهتر شد. این رویکرد مجالس هفتم و هشتم تا حدودی به روحیه روسای آنها برمیگردد. روحیه آقای حداد این گونه است که میخواهد به هر نحوی از هر تنشی جلوگیری کند.در دوره آقای لاریجانی هم اگرچه وضعیت تا حد زیادی بهتر شد اما باز هم به شکل ایدهآل نبوده است.
به اعتقاد این نماینده اصولگرا، نمایندگان معمولا افراد آگاهی هستند و مسائل را خوب درک می کنند ولی نیازمند روحیه هستند و وقتی احساس میکنند که دست هیات رئیسه در موضوعی میلرزد ، تصور میکنند که نکند ندایی از سوی رهبری آمده است که هیات رئیسه سست شده است. به این ترتیب نمایندگان هم سست میشوند. استقلال مجلس تا حد زیادی بستگی به رفتار هیات رئیسه دارد و اگر هیات رئیسه به وظایفش به درستی عمل کند، نمایندگان هم به وظایفشان عمل میکنند.
وی که یکی از طرفداران سرسخت سئوال از محمود احمدینژاد در مجلس است از رفتار مجلسیها که به گفته او از دفتر رهبری کسب تکلیف میکنند یا منتظر «ندایی» از سوی رهبری هستند ابراز ناراضایی کرده است.
مطهری میگوید مشی محمود احمدینژاد را تا آنجا که از اختیاراتش استفاده میکند و در مقابل احکام حکومتی نمیایستد بیشتر از مجلسیها که مدام منتظر «ندای» رهبر یا دفتر رهبری هستند، میپسندد.
این نماینده اصولگرا درباره مشی احمدینژاد میگوید: «روش ایشان در تعامل با رهبری از یک نظر مورد تمجید است و من هم آن را می پسندم چون این گونه نیست که او برای هر کاری از رهبری اجازه بگیرد. او کارش را انجام میدهد، یا رهبری در برابر آن مخالفت میکند و یا نمیکند و او به کارش ادامه میدهد. اما اشکال کارش این است که وقتی حکم حکومتی صادر میشود او باید تبعیت کند، ولی گاهی نمیکند.»
وی سپس رفتار احمدینژاد را با مجلسیها مقایسه کرده و تصریح میکند: «اصل روش او (احمدینژاد) را نسبت به مجلس و دیگران بیشتر میپسندم که دائما برای هر کاری از دفتر رهبری سئوال میکنند و به صورت شاخهای از دفتر رهبری درآمدهاند. ما باید بر اساس اختیارات و وظایفمان و بر اساس تشخیصی که داریم کارمان را انجام دهیم، اگر رهبری مخالفت کردند اطاعت کنیم. سئوال پیاپی از دفتر رهبری برای انجام هر کاری، با فلسفه ولایت فقیه جور در نمیآید و حتی مزاحمت برای رهبری است.»
مطهری در بخش دیگری از این مصاحبه به لزوم سئوال از رئیس جمهور اشاره کرده که این روزها اخبار ضد و نقیضی درباره آن منتشر شده است.
وی درباره این اقدام مجلس و احتمال مخالفت رهبری میگوید: «نظر شخصی من این است که رهبر انقلاب اگر این سئوال به صورت منطقی و اخلاقی و به دور از جنجال انجام شود، مخالفتی ندارند. قبل از اینکه طرح را به هیات رئیسه ارائه کنم، با تصمیم شورای داوری اصولگرایان که موافق این سوال بودند، اعلام کردیم که ۱۰ روز بعد این سوال را تقدیم هیات رئیسه میکنیم تا با احتیاط پیش رویم و اگر ندایی از دفتر رهبر انقلاب رسید، با رعایت آن پیش رویم که چنین نشد و سئوال را تحویل هیات رئیسه دادیم.»
مطهری درباره احمدی نژاد معتقد است که آنجا که او در حوزه اختیاراتش مستقل عمل میکند مثبت میدانم. اما آنجا که قانون شکنی میکند و از مرز استقلال وارد حیطه استبداد میشود، مثبت نیست. معتقدم که مجلس هم باید همین روش را داشته باشد و برای هر طرح و لایحهای که در دست دارد، دائما نظر رهبری پرسیده نشود و دائما در جلسات کمیسیونها از ایشان نقل قول نشود تا به این ترتیب برخی افراد از اظهار نظر خودداری کنند.
علی مطهری مهمترین اثر سئوال مجلس را «شکستن غرور کاذب» محمود احمدینژاد دانسته که به گفته او دیگر نتواند «به آسانی نتواند بگوید من فلان قانون را اجرا نمیکنم.»
مطهری تاکید کرده است که «پیدایش پدیدهای به نام احمدینژاد» ناشی از نوع رفتار مجالس هفتم و هشتم بوده که به گفته او اگر مستقل عمل کرده بود اوضاع کشور بدینجا نمیرسید.














in mamlekat na raeese jomhoor mikhahad na majles yek rahbar kafist
agar kasi dar entekhabat sherkat nakoneh baraye inha behtareh choon kasi bad az entekhabat donbale rayesh nist ke oonaro to darde sar bendazeh
مجلسه که داریم…؟!
به احترام ایت الله مطهری اگر از این حرف ها بیشتر بزنی و از حقوق مردم دفاع بکنی قطعا مثل اقای رفسنجانی در نزد افکار عمومی بخشیده خواهی
شد. شما شجاعت لازم را داشتی ولی ما نمی دانستیم . وظایف شما برای دفاع از حقوق ملت بیشتر شد. تا فرصت را از دست نداده ای از ان
استفاده کن.شماها برای ثبت نامتان در تاریخ وچکونگی ثبت ان مختار هستید.این روزها ثبت نام اغاز شده است. فرصت ها را از دست ندهید.من از دور
می بینم که امثال شما در لبه کتاب تاریخ قدم برمیدارید.چقدر اسان می توانید افتخار خدمت به ایران را کسب کرده و جاودانه شوید.
علی جان نکنه تو هم فکر کردی بنا شدی و ماله دست گرفتی؟
مجلسی اگه وجود داشت البته از بعد ارتحال حضرت امام مجلس ششم بود و بس ، اینایی که توسط داش احمدخان جنتی دست چین شدن و رویاشون به حقیقت پیوست و اسمشون شد نماینده ی مردم همشون ماست بودن و هستن…، خیلی وقته دیگه مجلسی وجود نداره وقتی داش محمود داخل آدم حسابتون نکنه ، علی جون لاریجانی صب به صب از دفتر مقام عظما کسب تکلیف کنه و… شما به من بگو 290 تا آدم که اسم نماینده رو یدک میکشین واسه چی دارین از بیت المال حقوق میگیرین؟
…
برادر علی دم خروس خیلی وقته پیدا شده تتمه آبرو و اعتبار مجلس و از بین نبرین لطفن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اقای مطهری شما خودتان هم از بیت رهبری برای این حرفهایتان مجوز گرفتید و بیت رهبری در تمامی ارکان دخالت دارد
حرفهای علی مطهری کاملا به جاست وبه نظر بنده نه تنها اولاد افرادی چون مطهری وبهشتی نباید کنار بروند بلکه باید کاملا درصحنه بوده وپشتیبان ولایت فقیه باشند واصلا اینها وارثان انقلابند
ساعت خواب ؟ااا یک نفر از آقایان بیدار شد.
اقای مطهری پارلمان رکن اصلی دولت های مردم سالار است اگرتلاش شما درجهت بکرسی نشاندن ابن اختیار مخدوش شده است خیراست واگر فقط برای مجادله با اقای رییس جمهور کمر همت بسته اید ازموضوع اصلی دور میشزید والله اعلم
آقای مطهری از دست پخت خودتان نرنجید، هنوز هم بدتان نمی آید مزه مزه اش کنید، هنوز هم متعصبید و چشمهایتان خواب آلود است.
رایمان را دزدیدند، کجا بودید؟
جوانانمان را در خیابانها به خاک و خون کشیدند، کجا بودید؟
برادرانمان را در کهریزک مورد تجاوز قراردادند کجا بودید؟
خواهرمان را کشتند، مادرانمان را داغدار کردند، کجا بودید؟
رفقای مان به جرم سیاسی بودن در سیاه چالند،
اگر آزاده ای، اگر مردی، اگر فرزند صالح همان بزرگواری به پا خیز، آزاده باش آزاده
جناب مطهری به گمانم قریب به اتفاق مردم ایران حضرتعالی را به عنوان فردی منصف ، بی غرض ، برخودار از سلامت نفس و… می دانند ، اما بسیاری از هموطنان ما چون این حقیر بر این اعتقادند که جنابعالی در عمل و اعتقاد به پارادکسی دچار گشته اید که دست و پا زدنهای شما میان دموکراسی و حاکمیت مطلقه ی فقیه ناشی از این تناقض مبنایی می باشد .
برادر بزرگوار در خلال به وقوع پیوستن و در پس پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون خیل عظیمی از فرهیختگان این مرز و بوم از این هراس داشته اند که ایران عزیز مجددا به استبداد دچار شده و این همه زحمات و فداکاری و ایثار بر باد رود .
در تمامی این سالها یکی از دغدغه های اهل علم و سیاست این بوده که روند امور به سمتی نرود که قدرت در قبضه ی یک فرد یا گروه خاص در آید که انجام این امر چیزی جز دیکتاتوری نخواهد بود . آنچه که امروز قسمت اعظم این قشر بر آن اتفاق نظر دارند این است که مشکل اساسی جامعه ی ایران ولایت فقیه و آنهم از نوع مطلقه اش می باشد. البته آشکار است که تمامی نخبگان در یک زمان به این نظر فعلی نرسیده اند ، برخی زودتر و برخی دیرتر بر این امر واقف شده اند . ولی آنچه مشهود است امروز بر این مسئله اجماع دارند .
متاسفانه بنا به قانون اساسی و بدلیل تفسیر ناهنجاری که از این مفهوم می گردد ، شد آنچه نباید می شد . به عبارت اخری هراسی را که اهل نظر در دل داشته و بعضا آنرا اظهار نموده اند امروز به عینه محقق گردیده تا بدانجا که حضرتعالی نیز از این روند به داد آمده اید، هر چند به گمان من هنوز می خواهید از این حقیقت به ظاهر تلخ فرار کنید .
برادر بزرگوار برای روشن شدن مطلب چند شاهد خدمت حضرتعالی عرضه می دارم . در خلال بررسی نهایی قانون اساسی اول تنها یک نفر به عنوان مخالف این اصل سخنرانی می نمایند که طبیعتا با شرایط آن روزهای ایران انقلابی به هیچ وجه شنیده نشد .
بله جناب مطهری در آن عرصه فقط آقای مقدم مراغه ای ریسک متهم شدن به انواع اتهامها را به جان خرید و مطالبی را بیان نمود که قسمتهایی ا ز آن گفتار در ذیل ذکر می گردد. آقای مراغه ای می فرمایند :
” قانون اساسی پیشنهادی توسط عده ای از افراد اسلام شناس و مورد اعتماد تهیه شده و تا آنجایی که بنده اطلاع دارم ، این قانون به تصویب شورای انقلاب و مراجع تقلید و رهبر انقلاب رسیده است . رادیو تلویزیون و وسائل ارتباط جمعی ، مردم را با آن آشنا کرده اند و با توضیحاتی که به مردم داده ایم ، مردم ما را انتخاب کرده اند . بررسی نهایی قانون اساسی به ما واگذار شده است و شش هفته وقت تعیین کرده ایم که این قانون را اصلاح و تصویب کنیم . حالا به جای اصل سوم با اصل پنج جدید روبرو هستیم که من داخل ماهیت آن نمی شوم . به هر حال اصل سوم قانون پیشنهادی با اصل پنجم اخیر معارض هستند .
اوضاع نسبت به چند ماه پیش تغییر کرده است ، شرایط استثنایی در مملکت وجود دارد ، مطبوعات در شرایط خاص و استثنایی قرار دارند . گروه های سیاسی که در مبارزه شرکت داشتند درگیر پاره ای مسائل هستند که طرح آن در اینجا ضرورتی ندارد . در چنین شرایطی تغییر ناگهانی اصل سوم که در هر حال ملت از آن آگاه و بر آن تائید داشته است ، بصورت فعلی در مجلس خبرگان در شان مجلس نیست . البته اگر ما بعنوان نمایندگان مجلس موسسان تعیین شده بودیم و وقت و فرصت داشتیم که مثلا یک سال بنشینیم و با جمع آوری و کسب نظر عمومی ، طرح جدیدی تهیه کنیم ، آن مطلب دیگری بود و هنوز هم دیر نشده است . باید این مطلب را صریحا به ملت اعلام کنیم و تشکیل جلسات خصوصی هم ضرورت ندارد . در جلسات عمومی بحث کنیم و ببینیم آیا ولایت فقیه که از نظر اصل مورد قبول است ، چطور باید تنظیم شود ؟ وقتی می گویم در اصل ، منظور این است که اسلام باید حاکم باشد ، ولی نباید اسلام را یک طبقه ی خاص در انحصار خود بگیرد . آن وقت ممکن است اسلام ابزاری شود در دست قدرت طلبان و این تصور حاصل شود که مبارزه ای را همه ی ملت شروع کرده است ، اما پس از پیروزی عده ای می خواهند همرزمان خود را کنار بگذارند .
در اینجا لازم به یادآوری است که ما قانون برای امروز وضع نمی کنیم . بنده امروز با دوستان صحبت می کردم که اصلی تهیه شود که امام خمینی برای مدت معینی و یا مادام العمر بعنوان رهبر قانونی مملکت حکومت نمایند ، ولی در این هزار و چهارصد سال ، امام خمینی استثنا است . امام با همه ی قدرتی که دارد ساده زندگی می کند ، ساده صحبت می کند ، ساده مردم را می پذیرد . از کجا می توانیم امیدوار شویم که در آینده نیز رهبری اینچنین داشته باشیم ؟ بعضی از آقایان می گویند رهبر انتخابی باشد ، اگر انتخابی باشد می شود رئیس جمهور ، با شرایطی که برای رئیس جمهور تصویب می کنیم ریاست جمهور در انحصار طبقه ی خاصی نیست یک روحانی هم مثل یک سیاستمدار مسلمان میتواند ریاست جمهوری را احراز کند . ما اگر بخواهیم با استفاده از نیروی اسلام ، حکومت را در اختیار یک طبقه ی خاص قرار دهیم ، برای جامعه قابل قبول نخواهد بود … ”
بله آقای مطهری آنروز به دلیل کاریزمای امام خمینی کسی این پند مشفقانه را یا نشنید و یا اینکه چندان وقعی بدان ننهاد . اما به مرور زمان مشکلات پذیرش این اصل خود را نمایان ساخت . حتما بحثهای مولوی و ارشادی را در زمان امام به خاطر دارید ، یقینا نظرات برخی از آقایان بویژه جنابان آذری قمی و مصباح و محمد یزدی را فراموش نفرموده اید . اختلاف در سلامت انتخابات مجلس سوم بین وزارت کشور و شورای نگهبان و مداخله ی حضرت امام و نوع واکنش آن شورا با ایشان را حتما در حافظه دارید . نامه ی مجلسیان به امام خمینی و گله از عدم پایبندی ایشان به قانون و پاسخ آن بزرگوار را به یاد دارید . قطع مسلم نگاه متفاوت امام در بعض مسائل فقهی و طرز برخورد حوزه و بعض آقایان از جمله جناب خامنه ای با ایشان بطور حتم همچنان در حافظه ی شما باقی است .
این موارد و مواردی از این دست به ویژه اختلافات نظری و عملی بین استاد و شاگرد در روشهای حکومتداری و حتی برخی از مسائل شرعی مسلما چالشی ترین مسئله در این باب بود که باز به دلیل شخصیت ویژه امام و درک درست آقای منتظری ازشرایط و برخورد حکیمانه ی ایشان با این مسئله برای مدتی هم که شده از برداشته شدن پرده ی مقابل مصائب این اصل جلوگیری کرد . اما با آمدن آقای خامنه ای و عملکرد نادرست و استفاده ی نابجا از قدرت در تمامی دوران زمامداریش اگر نگوئیم همه می توانیم بدون اغراق ادعا کنیم که بسیاری از رخنه های تئوری ولایت فقیه بتدریج عیان گردید به طوریکه به قول یکی از آقایان اصلاح طلب باید گفت این اصل در 29 خرداد 88 مرد و تنها باید منتظر دفن آن بود.
آقای مطهری متاسفانه به نظر می آید شما در این زمینه بنای شنیدن ندارید ، همینکه می فرمایید که با احتیاط به ارائه ی طرح سئوال از رئیس دولت بعد از نهم پرداخته اید و در این راه منتظر نظرات آقا بوده اید خود نشان می دهد که هنوز یا به درک درستی از استبداد نرسیده اید و یا اینکه هنوز به خود امیدواری می دهید که شاید فرجی از راه برسد . با آنکه بارها و بارها خود خلاف این امر را به وضوح به چشم دیده و حتی در برخی از موارد تا مرحله ی اخراج از جرگه ی اصولگرایی پیش رفته اید ولی باز هم گویا دوست دارید سراب را به جای آب سر بکشید .
برادر فرزانه همانطور که گفتم بسیاری از فرهیختگان چشم باز کردند و حاضر نشدند به مانند شما دیده بر روی حقایق ببندند . آقای موسوی در مصاحبه ای می فرمایند :
” در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است.
نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است.
یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».ا ”
امروزه این اعتقاد به شخص موسوی اختصاص ندارد و به اعتراف جناب مصباح حتی اصلی ترین لایه های نظام را در بر گرفته و به نظر این حقیر در شرایط فعلی جز دیکتاتوری بر این مملکت حاکم نیست . استبدادی که با زور سپاه و زر وزارت نفت و تزویر خامنه ای در باتلاق خود ساخته به تقلای بی فایده می پردازد . شما خود نیز بر این امر صحه گذاشته اید . وقتی دولت فرا قانون می تازد ، وقتی برای مجلس محلی از اعراب قائل نیست ، وقتی خود شما آنرا شعبه ای از دفتر رهبری می دانید ، وقتی ریاست مجلس به صراحت تمام قوانین را در تبعیت محض از یک فرد معتبر می خواند ، آیا بوی استبداد به مشام نمی رسد ؟ آیا این بوی تعفن شامه ی شما را آزار نمی دهد ؟
آقای مطهری ، موسوی این بلای خانمان سوز را در خشت خام دید ، آنجا که در یکی از بیانیه ها با غم و اندوه اعلام کرد :
” از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم. ”
برادر بزرگوار آیا از شما نباید انتظار داشت که آنچه میر ما در خشت خام دید شما به عنوان نماینده ی ملت حداقل در آئینه ببینید ؟ مگر هم او نفرمود برای برون رفت از فضای استبدادی لازم است ” اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد . ”
آیا این درخواست و امثال آن جزء وظایف جنابعالی نمی باشد ، گناه موسوی و کروبی و دیگر آزادگان در بند جز این بود که به جای شما از جانب ملت دادخواهی نموده اند ؟
آقای مطهری امروزه حتی در دائره ی اصول گرایان واقعی نیز هراس از ولایتمداری معادل شاهنشاهی یک دغدغه ی بی چون و چراست . به سخنان جناب افروغ عنایت فرمایید .
افروغ: تحول انقلابی می طلبید که این ظرف را روز به روز بزرگ تر کنیم اما نه تنها این کار را نکردیم بلکه بر عکس هر روز این مظروف را کوچک تر کردیم تا در این ظرف جا بشود.متاسفانه این اتفاق در کشور رخ داده و ادامه دارد و هر روز این مظروف انقلاب اسلامی را تقلیل می دهیم و هر روز تصورمان از انقلاب و ولایت فقیه تنگ تر می شود و به تدریج داریم ولایت فقیه را شاه می کنیم.
جناب مطهری برای نسل انقلاب دشوار است که بپذیرد با دستان خود زمینه های استبداد دینی را گسترده و فضاهای مورد نیاز آنرا فراهم نموده است ، اما چاره ای جز این نیست . ما باید به گناه خویش اقرار کنیم واز نسل جوان بدین خاطر عذر خواهی کرده بدانان کمک کنیم تا مفری بیابند و بتوانند حکومتی بدون برچسب تقدس و تنها پاسخگو در برابر ملت را جواز حضور در عرصه ی حاکمیت دهند .
جناب مطهری جملات زیر بیانات مقدم مراغه ای نیست ، اینها رنجنامه های نخست وزیر محبوب امام است .
“آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.ا ”
فرزند مرتضای مطهر دیده باز کنید و بدانید تا مشکل اصلی یعنی سپردن قدرت به دست یک فرد حل نگردد ، شما با آن خلوص ناچارید هر روز یکی به نعل و یکی به میخ زده در میانه ی راه مردم سالاری و نظام ولایی به دور خود بچرخید . راه آن است که موسوی در انتهای بیانیه هفدهم نشانمان داده ، آنجا که میفرماید :
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند .
آگاهی تا رهایی
هر چند گفته های جناب مطهری را خودمان چندین سال است که میدانیم با این وجود باید بگویم مسولیت مستقیم شرایط خوب یا بد کشور با رهبریست چون ولایت را مطلقه میپندارد.بدین شکل است که یک ولی فقیه میشود ضد ولایت فقیه با تشکر
اقای مطهری تا به کی میخواهید ایرانی را نا فهم بشمارید.حقیقتا احمقانست باور اینکه اختیارات فردی به نام رهبر بالاتر از هر قانونی باشد.باز به انتخابات نزدیک شدیم اقایون به تکاپو افتادن شرکت در انتخابات یعنی تایید حکومت فاسد فردی بدون منطق بر ملت بزرگ ایران.
ناصر جان بد نیست تو هم کاندید نماینگی مجلس شوی چون در حرف زدن ید طولایی داری.کاش باقی نمایندگان هم به اندازه ایشان جسارت میداشتند
درسته که آقای مطهری همواره سعی میکنه که به عنوان یک چهره منتقد صادق و بی پروا مشکلات جامعه ،دولت . مجلس رو بگه اما در نهایت میرسه به اطاعت از رهبری و تمام اعمال و گفته های خودش رو زیر سوال میبره و بی ارزش میکنه .
با امید آزادی دربندان جنبش سبز.