سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » یونس تراکمه: آشفتگی وضعیت صدور مجوز برای کتاب، تعمدی است / می‌خواهند ناشران را ورشکسته کنند...

یونس تراکمه: آشفتگی وضعیت صدور مجوز برای کتاب، تعمدی است / می‌خواهند ناشران را ورشکسته کنند

چکیده :وقتي به يك ناشر خصوصي كه سرمايه‌ي قليلي دارد، مجوز نشر يك كتاب داده مي‌شود؛ و ناشر با تقبل هزينه‌هاي چاپ و صحافي و... كتاب‌ را منتشر مي‌كند؛ اما اعلام وصول كتابش را نمي‌دهند، اين چه معنايي مي‌تواند داشته باشد جز اينكه قصد و غرضي در كار است تا ناشر را از پا بياندازند و ورشكست كنند؟ مگر يك ناشر چقدر توان اقتصادي دارد؟...


یونس تراکمه معتقد است که اغتشاش و مبهم‌كاري ازسوي اداره‌ي كتاب وزارت ارشاد، اتفاقي يا بر اثر نارسايي‌هاي اداري نیست بلکه اين ابهام‌كاري‌ها ازسوي مميزان، به ابزار يا بهانه‌اي بدل شده براي اينكه كتاب‌هايي كه باب ميل تفكرات حاكم در اين وزارتخانه نيست، متوقف شوند. او شيوه‌ي فعلي تصميم‌گيري‌هاي ارشاد را تكرار اشتباهات تجربه شده به خصوص در دوره‌ي وزارت آقاي ميرسليم می‌داند که فضاهاي تيره‌اي بر سر كتاب و عرصه‌ي نشر، سايه انداخته بود.

به گزارش ایلنا، يونس تراكمه نويسنده‌ي نام‌آشنايي‌ست كه حضور بي‌وقفه‌اش در هيات‌هاي داوري جايزه‌هاي ادبي مختلف مثل جایزه هوشتگ گلشیری و نویسندگان و منتقدان مطبوعات؛ گواهي‌ست بر اعتبار و اعتماد هم‌قطارانش در عرصه‌ي ادبيات داستاني به وي.

تراكمه كه مشغله‌ي اين‌روزهايش بررسي آثار ارائه شده‌ در قالب جايزه‌ادبي‌هاست، از سرنوشت آخرين اثرش كه در كشوي ميزكارش خاك مي‌خورد، سخن مي‌گويد.

اين نويسنده درباره فعاليت‌هاي ادبي اخيرش، گفت: بجز رماني‌ كه سال‌هاست نگار‌ش‌اش را به اتمام نرسانده‌ام و «اديسه‌ي من» نام دارد، يك مجموعه با 3 داستان با نام «تنها كه مي‌شوم درد شروع مي‌شود» مدت‌هاست به اتمام رسيده اما ترجيح مي‌دهم در كشوي ميزم باقي بماند.

دليلش را كه جويا مي‌شويم، درد دل را آغاز مي‌كند و از فضاي مغشوش مميزي‌ها مي‌گويد. تراكمه هم مثل خيلي از نويسندگان هم‌نسل خود، در كار مميزان وامانده و در مقابل ابهام‌ها و سوءتفاهم‌هاي مميزي، از نبود معيار و چارچوب مشخص براي نوشتن انتقاد مي‌كند.

تراكمه كه موضع اداره‌ي كتاب در مواجهه با آثار ارائه‌شده را حاصل فضايي موهوم و مغشوش مي‌داند، دراين‌باره گفت: براي نويسنده هيچ تصوري از خط قرمز‌ها و محدوده‌هاي ممنوعه وجود ندارد و يك مولف يا يك ناشر؛ هرچقدر هم كه انسان باهوشي باشد، نمي‌تواند رگ خواب بررس‌ها را بدست آورد.

وي افزود: حتي با كنار‌هم گذاشتن كتاب‌هاي منتشر شده و مطابقت دادن متن آن‌ها؛ بازهم نمي‌توان به اشتراكات معياري رسيد و خط فكر مشخصي را براي مميزان اداره‌ي كتاب متصور شد. برخي از كتاب‌ها آزادانه از خطوط قرمزي كه مصطلح است، عبور كرده‌ و منتشر مي‌شوند، اما ارشاد بي‌دليل بر سينه‌ي برخي از كتاب‌ها كه مولف در آن‌ها؛ حتي به خط قرمز‌ها نزديك نشده، دست رد مي‌زند.

‌يونس تراكمه اين آشفتگي را مانع بزرگي بر سر راه مولفان و مترجمان مي‌داند، اظهار داشت: اگر من‌ ِ نويسنده بدانم چه قوانين و الگوهاي نوشتاري را بايد رعايت كنم، آنگاه به هرتقدير راه‌حلي براي نجات اثرم پيدا مي‌كنم اما وقتي نمي‌دانم متن مورد تاييد مميزان، چه معيار و مختصاتي بايد داشته‌باشد، حاصلش مي‌شود سرگشتگي من و امثال من.

وي ادامه داد: من باور نمي‌كنم كه اين اغتشاش و مبهم‌كاري ازسوي اداره‌ي كتاب وزارت ارشاد، اتفاقي يا بر اثر نارسايي‌هاي اداري بوجود آمده باشد. اين وزارتخانه‌ بيش‌ از سه دهه است كه با تفكرات و الگوهاي مديريتي مختلفي اداره شده و قطع يقين پيش‌فرض‌هاي مشخصي در امر مديريت در اختيار مديران فعلي وجود دارد. بنابر اين به‌زعم من؛ وضعيت فعلي اداره‌ي كتاب، نه تنها اتفاقي نيست؛ بلكه دقيقا برآمده از انديشه‌ي مديرانش است.

تراكمه افزود: اين ابهام‌كاري‌ها ازسوي مميزان، به ابزار يا بهانه‌اي بدل شده براي اينكه كتاب‌هايي كه باب ميل تفكرات حاكم در اين وزارتخانه نيست، متوقف شوند. چراكه در شرايط فعلي به هرحال دست مميز براي ايراد اصلاحيه‌هاي متنوع و رنگارنگ، باز است.

اين نويسنده كه شيوه‌ي فعلي تصميم‌گيري‌هاي ارشاد را تكرار اشتباهات تجربه شده مي‌خواند، گفت: پيش‌تر در دوره‌ي وزارت آقاي ميرسليم؛ فضاهاي تيره‌اي كه بر سر كتاب و عرصه‌ي نشر، سايه انداخته بود، را شاهد بوده‌ايم و نتايج و عواقب‌اش‌ را نيز متحمل شده‌ايم. اما همان موقع نيز آن روند نظارتي به بن‌بست خورد. ولي گويا مسوولان امر، قصد ندارند كه از گذشته درس بگيرند. آن‌ها مي‌خواهند انديشه‌ي شكست‌خورده را دوباره تجربه كنند.

وي با اشاره به كتاب‌هايي كه گاه مجوز نشر مي‌گيرند، اما پس از انتشار در مرحله‌ي اعلام‌وصول، معوق مي‌مانند، اضافه كرد: چه كسي جوابگوي اين بي‌تعهدي‌هاست؟ وقتي به يك ناشر خصوصي كه سرمايه‌ي قليلي دارد، مجوز نشر يك كتاب داده مي‌شود؛ و ناشر با تقبل هزينه‌هاي چاپ و صحافي و… كتاب‌ را منتشر مي‌كند؛ اما اعلام وصول كتابش را نمي‌دهند، اين چه معنايي مي‌تواند داشته باشد جز اينكه قصد و غرضي در كار است تا ناشر را از پا بياندازند و ورشكست كنند؟ مگر يك ناشر چقدر توان اقتصادي دارد؟

وي در ادامه با اشاره به موقعيت نابسامان نويسندگان در جامعه‌ي امروز ايران، گفت: خلق يك داستان، كار پيچيده‌اي‌ست و مراحل متعددي را شامل مي‌شود كه نويسنده طي آن‌ بايد فراغت مطلق ذهني داشته باشد تا خللي در خلق اثرش بوجود نيايد.

تراكمه ادامه داد: پروسه‌ي خلق اثر هنري يك ساختار مشخصي دارد كه اصولا سياست‌بردار نيست. يك نويسنده در لحظه‌ي خلق اثر نمي‌تواند و نبايد به مسائل حاشيه‌اي و احتمال مميزي‌هايي كه انتظارش را مي‌كشد، فكر كند. بنابراين در هنگام نوشتن بدون هيچ مرز و محدوديتي به كارش ادامه مي‌دهد.

وي درخصوص برخورد نويسندگان در مواجهه با اعمال سانسورها اضافه كرد: بعداز اينكه اثر خلق شد، سرنوشت‌اش به شخصيت خالق‌ آن بستگي دارد. چنانكه اگر يك نويسنده به شخصيت خود و خلوت ادبي‌اش مومن باشد و حرمت قائل شود، حاضر نمي‌شود اثرش دستخوش هيچ‌گونه اعمال نظر، مميزي و حذف و تغيير قرار بگيرد. اما بعضا با نويسندگاني مواجه هستيم كه اين حرمت را براي خود و مخلوقشان قائل نيستند و به قيمت انتشار، حاضرند ماهيت خود را زير سوال ببرند.

تراكمه با انكار شعار‌هايي كه هرازگاه از زبان نويسندگان يا ناقلان خبر به‌گوش مي‌رسد، اضافه كرد: فكر نكنيد كه صفي از شاهكار‌هاي ادبي در كشوي ميز نويسندگان خاك مي‌خورد چون شاهكار هميشه در تداوم و مداومت بوجود مي‌آيد. يعني يك نويسنده براي رسيدن به يك شاهكار، بايد سال‌هاي سال، بنويسد و منتشر كند و بازخورد مخاطبانش را مورد ارزيابي قرار دهد. حال وقتي چرخه‌ي انتشارش در همان پله‌ي اول متوقف مانده، پس شانسي براي خلق شاهكار نيز بدست نياورده است.

وي ضمن اشاره به شيوع سانسور از نوعي كه نويسندگان پيش از اين؛ در دوران سياه قبل از انقلاب تجربه كرده‌اند، اظهار داشت: فشار سانسور در سال‌هاي پيش از انقلاب، باعث شد تا به ناچار استعاره و ايهام در آثار نويسندگان متولد شود و افق‌هاي جديدي به ادبيات ايران باز شود. اما در شرايط فعلي؛ سياست‌هاي مبهم‌انگارانه‌ي وزارت ارشاد در حوزه‌ي نشر حتي راه را بر تحول و ايجاد فضاهاي جديد در ادبيات ايران تنگ كرده‌است.

وي در پايان سخنانش گفت: اميد ما به نويسنده‌هاي جوان‌ است كه البته تقديري جز پذيرش وضعيت فعلي ندارند. اما تاريخ ادبيات ثابت كرده‌است كه اين جريان در هيچ مقطع و جغرافيايي متوقف نمي‌ماند و در تنگناهاي مختلف راه خود را پيدا خواهد كرد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.