انتقاد رئیس سابق سازمان اسناد و کتابخانه ملی از وضعیت نشر
چکیده :معاون سابق مطبوعاتی وزارت ارشاد، یکی دیگر از آسیبهای بیاعتمادی در کار فرهنگی را فرصت سوزی میداند و بر این باور است: "وقتی یک اثر میخواهد منتشر شود، باید با توجه به اقتضائات زمان خود منتشر شود، نه اینکه اثری برود شش ماه تا یکسال در ارشاد بماند و وقت انتشار تازگی و طراوتش را از دست بدهد. به نظرم ما در کوتاه مدت میتوانیم از کارشناس کتاب بهره بگیریم و در دراز مدت به جایی برسیم که از خود ناشران کمک بگیریم تا خودشان نقش دولت را ایفا...
رئیس سابق سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، از ماجرای جداییاش از دولت دهم، ممیزی کتاب در ایران و ضعف مدیریت فرهنگی سخن گفته و خاطرنشان می سازد “الان وضعیت خاصی حاکم است، هر مدیری با هر شخصی که کار می کند یک انگی به او میزند. یک روز می گویند فلانی این طرفی است که دارد با فلان گروه کار می کند، گر برود جای دیگر کار کند انگ دیگری به او میزنند…”
به گزارش خبرآنلاین، علی اکبر اشعری پیرامون وضعیت کتابخوانی در کشور و فقر مطالعه در کشور می گوید “قضیه کتاب و کتابخوانی در کشور ما دغدغه خیلیهاست… ممکن است برای تبلیغات بینالمللی یکسری آمارها را جمع و جور کرده و اعلام کنیم؛ مثلا کتاب خوندان و دعا خواندن و هر متنی مانند قرآن و مفاتیح خواندن و روزنامه خواندن یا اینترنت نگاه کردن را برآورد کرده و یک عددی اعلام کرده و به عنوان یکی از شاخصهای توسعه به آن اشاره کنیم. این موضوع در عرصه بینالمللی یک بحث است، ولی وقتی داخل خودمان میآییم میبینیم که مساله کتاب و کتابخوانی از نواحی مختلفی مشکل دارد و رنج میبرد. با آنکه در دورههای مختلف همه وزرا و معاونین فرهنگی ارشاد به این مساله اشاره کردهاند، اما هیچکس کار اساسی و زیرساختی انجام نداده است.”
معاون سابق مطبوعاتی وزارت ارشاد با بیان اینکه “ممکن است نمایشگاههای استانی توسعه داده شده باشد، اما این موضوع مثل داروهای پزشکان است که برای بیماران تجویز میشود و ممکن است دردی را کاهش دهد، اما منشاء درد را از بین نمیبرد. نمایشگاه استانی از جهتی خوب است، اما از سوی دیگر به اقتصاد نشر آسیب جدی زده است.”
او درباره آسیبهای نمایشگاهی استانی گفته است “یکی از آسیبهای نمایشگاههای استانی این است که به فروشگاههای کتاب در شهرستانها آسیب زده است؛ زیرا وقتی مردم میدانند که قرار است که نمایشگاهی برگزار شود، دیگر نمیروند از فروشگاهها خرید کنند و عملا ما با این کار کتابفروشیها را فلج میکنیم یا برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب، از عید تا آخر تابستان جلوی دانشگاه تهران که باتوق کتاب است، عملا خلوت میشود. ممکن است برای ناشر فرقی نداشته باشد، اما برای کتابفروش فرق میکند. ناشر چه در کتابفروشی چه در نمایشگاه بفروشد؛ برایش تفاوتی ندارد.”
اشعری در ادامه به بحث خرید کتاب از سوی وزارت ارشاد و نهادهای دولتی از ناشران اشاره کرد و این موضوع را یکی دیگر از آسیبهای نشر کشور دانست و متذکر شد: “به دلایل مختلف، خیلی از ناشران منتظر فروش دولتی هستند؛ یعنی منتظرند تا وزارت ارشاد، نهاد کتابخانهها، سپاه و کتابخانههای بزرگ کتابهایشان را بخرند. این پنج هزار جلد کتاب، کتابهایی نیست که مردم بروند دانه دانه از کتابفروشیها بخرند. به نظرم کتابی ارزش دارد که مردم دانه دانه بخرند. این موضوع از چند ناحیه نشات میگیرد، ما نگاهمان به نشر نگاهی حرفهای نیست اگر کسی بخواهد رانندگی کند تا آموزشی نبیند اجازه ندارد پشت فرمان بنشیند. اما هر کسی اجازه دارد کار فرهنگی از جمله انتشاراتی کند؛ صرف نظر از اینکه با مقوله نشر و کتاب و فرهنگ جامعه آشنا هست یا نه؟”
معاون سابق مطبوعاتی وزارت ارشاد یکی از نکات مهم در رونق اقتصاد نشر را رابطه دولت و ناشران ذکر کرد و درباره واگذار کردن اختیارات به ناشران توضیح داد: “الان آن زمان گذشته است که ناشران مثل دانشآموزان دبستانی دایم بیایند جلوی ارشاد و بگویند آقا اجازه هست که این کتاب را چاپ کنیم یا نه؟ دولت باید روشی را به کار بگیرد که جامعه انتشاراتی ما رشد کند. چطور ما در مورد مطبوعات تا حدی این کار را کردیم و پاسخ مثبت گرفتیم، در مورد نشر هم همینکار را بکنیم. همه میدانیم که هر کتابی که بخواهد در کشور منتشر شود، باید برود از ارشاد مجوز بگیرد. چه بسا ممکن است دانش کسی که کتاب را بررسی میکند از نویسنده کمتر باشد. یادم هستم به یکی از کتابهای دکتر شهیدی ایراد محتوایی گرفته بودند. چه کسی میتواند به کتاب دکتر شهیدی ایراد بگیرد؟”
اشعری که درباره ممیزی کتاب به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهادی را داده بود و بخشی از آن هم تصویب شده معتقد است: “گروهی در خارج از وزارت ارشاد باید سیاستگذاری ممیزی کتاب را انجام دهند و بیخودی دولت درگیر چالش با ناشران نشود. همانطور که در کشور کارشناس رسمی دادگستری و یا تاسیسات ساختمانی داریم که از طرف دولت نظارت میکنند، میتوانیم کارشناس کتاب را هم تعریف کنیم و ناشران کتابها را برای بررسی به آنها بدهند. ای بسا ناشری این صلاحیت را داشته باشد که کتاب را خودش از طرف دولت بررسی و چاپ کند. باید این کار را کرد و به ناشران اجازه رشد داد. به جای این که کتاب را به کارمندان دولت واگذار کنیم، نخبگانی را که در حوزههای مختلف صاحب نظر هستند معرفی کنیم و اگر آنها کتابی را تایید کردند، برای دولت قابل قبول باشد و اگر هم خطایی صورت گرفت، دولت با ناشر طرف نباشد، با همان کارشناس طرف باشد. دولت باید نقش پدر را در جامعه ایفا کند نه نقش رقیب. البته اگر به شرایطی برسیم که ناشران ما به بلوغی رسیده و از طرف دولت نظارت کنند، ایدهالترین شکل است.”
او اعتقاد دارد اینکه به ناشر میگوییم که ما به شما اعتماد نداریم آسیبهایی را در پی دارد. ابراز بیاعتمادی در کار فرهنگی خودش سم مهلکی است که نباید اتفاق بیفتد.
معاون سابق مطبوعاتی وزارت ارشاد، یکی دیگر از آسیبهای بیاعتمادی در کار فرهنگی را فرصت سوزی میداند و بر این باور است: “وقتی یک اثر میخواهد منتشر شود، باید با توجه به اقتضائات زمان خود منتشر شود، نه اینکه اثری برود شش ماه تا یکسال در ارشاد بماند و وقت انتشار تازگی و طراوتش را از دست بدهد. به نظرم ما در کوتاه مدت میتوانیم از کارشناس کتاب بهره بگیریم و در دراز مدت به جایی برسیم که از خود ناشران کمک بگیریم تا خودشان نقش دولت را ایفا کنند.”
شورای نظارت اشتباه وزارت ارشاد را تکرار نکند
او در ادامه با اشاره به هیات نظارت بر کتاب که به تازگی معرفی شدهاند و تاثیر این هیاتها بر تسریع روند صدور ممیزی کتاب توضیح داد: “اگر اینها بیایند اشتباه وزارت ارشاد را تکرار کنند و از آدمهای مختلف صرف نظر از اینکه صلاحیت علمی خاصی دارند یا نه کمک بگیرند و کار را دولتی بیبنند، دوباره شکست خواهیم خورد. اما اگر نظامی طراحی کنند که خبرگان بیایند و نظر دهند و یا اگر ناشرانی این ظرفیتها را دارند کار آنها را رها کنند، حرکت رو به جلویی است. قبلا هم در دولتهای ششم و هفتم و هشتم این طور بود. هر دولتی بنا به سیاست خود، اگر تشخیص میداد ناشری ظرفیت کارشناسی را دارد با او کاری نداشتند و نیاز به ممیزی آثارش نبود.
مدیران دچار خود سانسوری هستند
او همچنین درباره مشکل کتابخوانی در کشور و ارتباط این موضوع با ضعف مدیران فرهنگی که در طول سالها نتوانستهاند این مشکل را حل کنند گفت: “فکر میکنم در حوزه فرهنگی قدری نگران هستیم که اگر کاری کنیم، مورد انتقاد نیروهای تاثیرگذار جامعه قرار بگیریم. این باعث میشود که خیلی از کارها را انجام نداده و گرفتار خود سانسوری شویم… درست تصمیم گرفتن فقط این نیست که ما لابلای کتابها بگردیم و کلمات خاصی را عوض کنیم. مثل کسی که گفته بود؛ اسم کتاب «نان و شراب» خوب نیست باید ان را تغییر دهیم و بکنیم «نان و نوشیدنی» یا باز کسانی ایراد گرفته بودند که حافظ و مولانا حرفهای رکیک زیاد دارند، بایدفکری برای این حرفها بکنیم. نگاه جزمی و جزیینگر ما را در حوزه فرهنگ به جایی نمیرساند، بلکه یک نگاه وسیع همراه با بصیرت لازم است که ما را به جایی برساند. این که سالها کاری نکردهایم ناشی از این بود که اگر تغییری دهیم در معرض هجوم این افکار قرار بگیریم و مدیریت دولتی ریسکپذیری لازم را نداشته است.”
گفتنی است علی اکبر اشعری یکی از مدیران فرهنگی ایران است که تا به حال سمتهای مختلفی را عهده دار بود و آخرین سمت دولتی او ریاست بر سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بود.













