سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نوشته ی بیژن صف سری برای همکار دربندش بهمن احمدی امویی/ هم قبیله ای از تبار عیاران...

نوشته ی بیژن صف سری برای همکار دربندش بهمن احمدی امویی/ هم قبیله ای از تبار عیاران

چکیده :انهائی که با او حبس می کشند، او را قلم به دستی از تبار عیاران می دانند و از این رو است اگر امروز دلی از اسیری بهمن امویی می لرزد تنها برای ظلم نا روا به یک روز نامه نگارنیست ، که عشق را دربند می بینند و افتابی را در پس ابر های سیاه شقاوت و ناجوانمردی ، به زنجیر ....


بیژن صف سری، روزنامه نگار به مناسبت اول خرداد، روز تولد بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار و زندانی عقیدتی که از سی ام خردادماه 1388 در زندان اوین به سر می برد، یادداشتی در باره وی نوشته است.

متن این یادداشت که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

چه کار خوبی است از دوست نوشتن ، با هر بهانه ای که باشد و چه بهانه ای بهتر از سالگرد میلاد دوست و هم قبیله ای که در بند است .

اولین بار او را در تحریریه روز نامه صبح امروز دیدم ، بلند بالا و چهار شانه ، با چهر ه ای مهربان و خصلتی پهلوان گونه . مگوی و سر بزیر، اما مصمم و نکته بین ، و قتی گزارشی می نوشت آنقدر دقیق به موضوع می پرداخت که جایی هیچ شک و شبه ای را در ذهن خواننده گزارش باقی نمی گذاشت ،

هنوز یادم هست که یک روز ژیلا بنی یعقوب که او هم در ” صبح امروز ” همکارم بود ، با جعبه ای شیرینی وارد تحریریه شد و خبر ازدواجش با بهمن را به آنهایی که بی اطلاع از این وصلت بودند داد ، و همه خوشحال به او و بهمن تبریک گفتیم اما هرگز گمانمان نبود که این زوج تنها زمان کوتاهی در کنار هم با ارامش زندگی خواهند کرد و بعد ،اسیری است و فراق و دوری.

کیست که نداند چرا بهمن امویی را دژخیمان به اسیری گرفته اند ؟ و او را شکسته و ظلم پذیر می خواهند؟ می خواهم گریه را بهانه مستی کنم و ازبی پناهی وبی یاور بودن هم قبیله گانم چون بهمن امویی بگویم اگر چه امروز دیگر جهانی از ظلم روا داشته به روز نامه نگاران دربند با خبر است، واز اسارت بهمن امویی و امویی ها به خروش در آمده است.

از بی یاور بودن روز نامه نگاران در بندی چون بهمن احمدی امویی همین قدر بس که می گویند از گذشته های دور در برخی از مذاهب از اسلام تا مسیحیت و کلیمی ، اصناف و پیشه وران ، یکی از انبیا را حامی صنف خود می پنداشتند مانند نجاران که حضرت نوح و قصاب ها ، حضرت ابراهیم را. و حتا در ایران آرایشگران ،صنف خود را منتسب به سلمان پارسی می دانستند چرا که بر این باور بودند موهای پیامبر را سلمان آرایش می کرد و بر همین باور نام حرفه خود را سلمانی گذاشتند الغرض هر یک از اصناف و پیشه وران در بین اولیا و انبیا خدا ، برای خود حامی و پشت و پناهی دارند، مگر قبیله بی یاورقلم بدستان مطبوعات این آب و خاک که جز به عنایت خدا تا کنون پناهی نداشتند که این چنین بی پناهی هم مسبوق به سابقه است چرا که در قبیله قلم بدستان این سر زمین هر چه بگردید جز این نمی بینیم آنچنانکه امروز در مورد بهمن امویی و دیگر یاران هم قبیله ام شاهد و ناظر هستیم.

اما بهمن احمدی امویی غیر از روزنامه نگار در بند، وجه دیگری هم دارد و آنانی که او را می شناسد ، از دربند بودش در رنج بسر می برند چرا که بهمن امویی، عاشقی است از تبار فراموش شده عاشقانی که تنها نامشان در کتاب ها باقی مانده است، پهلوانی است که یاد و خاطره عیاران را زنده می کند، مردانی که از سخاوت و ایثار، نامشان در تاریخ ثبت است ، و بهمن امویی نه فقط برای استقامتی که تا کنون در برابر زور گویان داشته بلکه برای مرام و خصلت ایثار گونه اش در یاری رساندن به دیگران ، حتی در بین هم بندانش، انهائی که با او حبس می کشند، او را قلم به دستی از تبار عیاران می دانند و از این رو است اگر امروز دلی از اسیری بهمن امویی می لرزد تنها برای ظلم نا روا به یک روز نامه نگارنیست ، که عشق را دربند می بینند و افتابی را در پس ابر های سیاه شقاوت و ناجوانمردی ، به زنجیر .

یادش گرامی ، به امید ان که روز میلادش ، روز آزادی او از اسارت باشد .


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.