بازخوانی سخنان مهم آیتالله صانعی در تابستان 88: از مرده هم میترسند
چکیده :امروز که باز هم ترس حاکمیت از مراسم تشییع پدر مهندس موسوی در رفتار سرکوبگرانه با مردم و جنازهدزدی هویدا شد، مناسب است که به بازخوانی جملاتی از سخنرانی شجاعانه آیتاللهالعظمی یوسف صانعی در مردادماه 88 بپردازیم که گفت: این را دیگر ندیده بودیم که از مرده و قبرستان هم بترسند....
آیتاللهالعظمی یوسف صانعی در مردادماه 88 در سخنرانی مهمی در گرگان، به انتقاد از وضعیت حاکم بر کشور پرداخت. امروز که باز هم ترس حاکمیت از مراسم تشییع پدر مهندس موسوی در رفتار سرکوبگرانه با مردم و جنازهدزدی هویدا شد، مناسب است که به بازخوانی جملاتی از آن سخنرانی شجاعانه بپردازیم:
… گرفتار و اسیر فکری نشوید. امروز تمام تلاش جنایتکاران برای این است که مردم را ناآگاه نگه دارند، فلذا از کوچکترین آگاهی میترسند. از اینکه یک نفر با یک نفر تماس بگیرد، میترسند. از گورستان میترسند. مگر گورستان هم ترس دارد؟ البته شبها آدم میترسد از گورستان، ولی روز که نباید ترسید! گورستان بانک هست آتش بزنند؟ مغازههای مردم است آتش بزنند؟ با ترس که قضیه حل نمیشود. خوب آمده سر قبر مردهاش، حالا شهیدش کردید، خوب دستتان درد نکند! اقلاً بذارید برایش فاتحه بخوانیم.
در سابق، از مردهها به نفع کثرت خودشان استفاده میکردند. میخواستند بگویند کثرت ما زیاد است، طایفهی ما زیاد است: الهیکم التکاثر، حتی زرتم المقابر. من یادم است سال 1324 کوپن که میدادند، شناسنامهی مردههایشان را میآوردند، کوپن میگرفتند. در رژیم سابق از مردهها هم به نفع خودشان استفاده میکردند، شناسنامهی مردهها را میگرفتند که رای بدهند، اما این را دیگر ندیده بودیم که از مرده و قبرستان هم بترسند. چه ترسی دارد؟ بله، شب آدم از مرده میترسد که این هم وهم است. روزش نمیترسم، ولی شبش میترسم… آگاهی بدهید، حقوق مردم را تذکر بدهید و بدانید کمتر جریانی مثل جریان امروز باعث تنفر مردم از برخی از مسئولین شده است. اما این آقایان میگویند: نه؛ بنده میگویم: بله!













