سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آقای نخست وزیر، یادت می آید؟

چکیده :کودکان دیروز، بچه های جنگ بزرگ شده اند، با خاطرات روزهای با تو بودن، آن روزها را فراموش نکرده اند و این روزها را نیز فراموش نمی کنند و پیمان شکنی نمی کنند و در روز میلادت سبز تر از همیشه به ادامه این راه می اندیشند انقدر صبور هستند تا چراغ خانه ات دوباره روشن شود....


یکی از مخاطبان کلمه در  نامه ای خطاب به میرحسین  موسوی نوشته است:

سلام آقای رییس جمهور

یادت می آید جنگ بود و ما در زیرزمین ها خانه کرده بودیم، به یاد می آوری کودکان جنوب را حتی در زیر زمین هم خانه نداشتند، به یاد می آوری کودکانی که زود بزرگ شدند و سینه سپر کردند در مقابل دشمن، به یاد می آوری مردمی که سختی ها را به جان می خریدند و سر خم نکردند در مقابل آن همه سختی و نداری…

به یاد می آوری می دانم که به یاد می آوری همان طور که ما با تمام کودکی مان روزهایی را به یاد داریم که تو نخست وزیر بودی و مردم چقدر دوستت داشتند و امام چقدر دوستت داشت و چقدر در کنارشان بودی …

آن روزها گذشت، چرخ زمان چرخید و چرخید و تو ماندی و تمام خاطراتت، همه آن چیزهایی که فراموش نکرده بودی و ما فراموش نکرده بودیم، اما آرام بودی، می دانستی هستند کسانیکه آن روزها همراه و همپای تو بودند و این روزها بازهم هستند و می دانند آن روزهای سخت مردم چه کشیده اند و حال هرکدام در قالبی سعی می کردند روزهای سخت مردم را آسان کنند…

آن روزها هم گذشت، چرخ زمان چرخید و چرخید و تو دیدی دیگر نمی توانی با خاطراتت آسوده سر کنی که کسانی آمده اند که هیچ آشنا نسیتند، شب را روز می گویند و روز را شب، کسانیکه نه درد مردم داشتند و نه درد انقلاب کشیده بودند. از دروغگویی بیزار بودی و یک دروغگو آمده بود که دو دو تا را میگفت شش تا و تمام حریم ها را شکسته بود و پرده دری ها می کرد…

شب های مناظره، شب های پیروزی اخلاق و شرف بر بی اخلاقی و بی شرفی، شب هایی که ایران به یک باره سبز شد و ما و تو یکبار دیگر متولد شدیم، به یاد می آوری آن شب ها را؟ ما که به یاد می آوریم ، مگر می شود فراموش کرد شب های ما شدن را، شب های سبز شدن را، شب های روییدن را و قد کشیدن را..شب هایی که با تو عهد بستیم بر طی کردن این مسیر سبز….

سبزی ما را تحمل نکردند، خواستند سیاهش کنند با سیاهی قلب هایشان اما مگر می شد جلوی رویش جوانه ها راگرفت؟ نمی شد و از 23 خرداد 88 شدی میر مردم، همان نخست وزیری سال های دور، مرد روزهای سخت، مرد روزهای جنگ و آتش….

یک سال و نیم گذشت، تمامی این روزها را با هم آمدیم، قدم به قدم، دست در دست، همان طور که خود گفتی صبور ومقاوم….یک سال نیم گذشت اینک تو نیستی، نه اینکه نباشی که همه جا حضور داری، همان طور که یک بار گفتی هر ایرانی یک رسانه، اکنون هر ایرانی شده یک میر حسین موسوی و حضور سبز تو حتی اگر در شهر هم نباشی باز احساس میشود.

کودکان دیروز، بچه های جنگ بزرگ شده اند، با خاطرات روزهای با تو بودن، آن روزها را فراموش نکرده اند و این روزها را نیز فراموش نمی کنند و پیمان شکنی نمی کنند و در روز میلادت سبز تر از همیشه به ادامه این راه می اندیشند انقدر صبور هستند تا چراغ خانه ات دوباره روشن شود.


69 پاسخ به “آقای نخست وزیر، یادت می آید؟”

  1. حسن گفت:

    درود بر میر حسین عزیزمان
    تولدت مبارک وسبزباد
    به یقین مطمئن باش که با تو میر عزیزمان سرآمدن زمستان فرارسیده.
    یاحسین میرحسین یا مهدی شیخ مهدی

  2. ناشناس گفت:

    تولدت مبارک

  3. amir گفت:

    همة ما در زندگي اشتباهاتي داشتيم و هيچ كس بري از خطا ولغزش چه در عرصه سياست و….نميباشد ومهم اين است كه آزاده باشي وآزادگي را سرلوحه قرار دهيم ،باشد كه مولايما ن حسين همچنان كه حر را در آخرين لحظات زندگي دنيوي كه به سوي سعادت راهنمايي كرد به راه درست زيستن رهنمودمان كند.
    وتو يا مير بزرگوار همين كه پس از تحمل سختي هاي روزگاران جنگ وچشيدن مزه سياست وقدرت وثروت كه به قول مولايمان علي (ع)در صورت درگير شدن در آن فرار از آن ميسر نميباشد در اوج قدرت رها وآزاد كردي خود را وبه مدت 20 سال كمترين التفاتي به آن نداشتي تا زماني كه مردم از تو خواستند وبه خواست ايشان بلند شدي وبرخواسته ايشان تا زماني كه اين خواستن ادامه داشته باشد هستي وبمان اي صبور همچنان…كه ما همه همچنان هستيم.

  4. گلستان گفت:

    عشق به مير حسين عشق به همه خوبيهاست. سيد عزيز تولدت مبارك . سن و سالم آنقدر است كه فداكاريهاي زمان جنگت را بخوبي يادم دارم هر چند كه رئيس جمهور وقت آن را از ياد برده است و اكنون از يك دروغگو حمايت مي كند .در حصر ما سبز انديشان رادر كنار ت ببين و انشاءاله بزودي آزادت مي كنيم . پيشنهاد مي كنم كه اعتراضات را هر روزه و اعتصابات عمومي را شروع كنيم . تا كمر ظالمان را بشكنيم و كشور را ازدست روباه صفتان آزاد كنيم . در مسلخ عشق جز نكو را نكشند ،،،، روبه صفتان زشت خو را نكشند .

  5. نادم گفت:

    من الان 41 سالمه و وقتی میر حسین نخست وزیر بود زیر 20 سال بودم خیلی چیزا یادمه اون موقعها مخالفین میر حسین قادر به اداره یه نانوایی نبودند اینو امام میگفت. صداقت و درستی میر حسین برای دوستان و دشمنانش آشکار بود آنها امروز انتقام آن موقع را میگیرند.

  6. امیر گفت:

    سلام. آیا پیروزی در راه است؟ آیا مهندس موسوی راه خوبی در پیش گرفته ؟
    نمیدانم. من نا امیدم. ولی آرزوی موفقیت می کنم. ودر این راه شما را یاری می کنم…………………………………..

  7. ميترا گفت:

    شورای هماهنگی راه سبز امید چكار ميكنه؟ لطفا آقايان امير ارجمند و واحدي برنامه اي ارائه بدن ميترسم اين تعلل هاي ما خداي نكرده باعث بشه حكومت گستاختر بشه

  8. علی گفت:

    میر من تولدت مبارک تو بودی و گزارش میدادی که امام در اوج جنگ و درگیریهای سال 61 فرمان 8 ماده ای صادر میکرد و شنود تلفن مردم را و… منع میکرد و… ولی امام فقط یک اشتباه کرد و آنکه فکر میکرد ظرفیت دیگران در مقابل قدرت به اندازه خود ایشان است هر چه او میگفت ما نوکر مردمیم و مردم ولی نعمت ما هستند و ملاک رآی مردم است امروز بنام خدا برعکس آنرا بر ماتحمیل میکنند هر چه او 20 سال از قبل از سال 40 بافت و زحمت کشید ، آماده خورها ی تازه به دوران رسیده آمدند و مثل گرگ گرسنه بر پیکر این کشور آویزان شدندو خون شهدا و مبارزین را از همه مهمتر خدا را هم فروختند .

  9. خادم وطن سرباز مير حسين گفت:

    خواستم بنويسم فثل همه دوستان سبز ولي بخدا اشك مجالم نداد.همين كم بها تقديم به بهادارترين عزيزمير ملت به قول حضرت حافظ.استاده ام جو
    شمع مترسان ز آتشم

  10. رزمنده گفت:

    پيشنهاد دارم امسال از روز اول عيد همه جنبش سبز به خاطر در بند كردن آزاديپيراهن مشكي بپوشند

  11. reza گفت:

    chera atesab uomomi nemikonin ??????????????????????????????????entori malom msihe ki chi migeee………

  12. reza گفت:

    chare kar faghat etesabe oumomi ast ………..faghat

  13. Sabzine گفت:

    Ya hosein mir hosein

  14. dave گفت:

    ریس جمهور عزیزم تولدت مبارک ببین بازم دارن دروغ میگن ، میگن تو خونه خودت هستی با بچه هات ارتباط داری یادم نمیره اون روزای پرشور با تابلو دروغ ممنوع ازت ممنونم واسه اینکه نشون دادی که تا آخرش هستی من بیرون از ایران هستم اما از خدا میخام زود آزاد بشی که بچه های سبزت به پدرشون نیاز دارن

  15. پیاده نظام سبز گفت:

    درود بر پدر بزرگوارم شیخ مهدی بی باک و پدرم میر حسین و مادرم ایراندخت زهرا و مادرم فاطمه

    سوگند به خوبیها سوگند به مظلومیتتان سوگند به صداقتان سوگند به شرافتان سوگند به پایمردیتان سوگند به انسانیت سوگند به کبودی بدنتان سوگند به قلب زخمی از شهید دادنتان سوگند به خون خواهرانم ندا و …و برادرانم سهراب و … به گواهی وجدانم که کمیاب ترین هدیه این روزگاران است تا کنون همراهتان بودم نه به حرف بلکه به عمل در میدان مبارزه و تا وقتی که توانایی و جودم دارم تنهایتان نمی گذارم. و فقط تنها انتظارم از شما پشت نکردن به مردم است شما را به تمامی سوگندهایم قسم این مردم مظلوم و ستمدیده را تنها نگذارید.

    میلاد اسوه صبر و استقامت رئیس جمهور قلبها میرحسین عزیز بر همه آزاد مردان و شیر زنان مبارک

  16. یار میرحسین گفت:

    تولدت مبارک رییس جمهور محترم و باشرف و باادب ایران سبز ما ! درود به شرف و صداقت و اخلاق و راستی و مردانگیت ای برزگمرد فروتن .

  17. ماهان گفت:

    رییس جمهور محبوبم پدر صبور و سبزم ایمان دارم ملت آزاده و غیرتمند ایران در این امتحان سخت سربلند بیرون خواهند آمد و روشنی بر تاریکی چیره خواهد شد میر دلها تولدت مبارک زنده باد یار باوفای تو کروبی آن پیر غیرتمند

  18. هاني گفت:

    مير حسين ديگر بس است!!!

  19. ارام سبز ایرانی گفت:

    مخاطبم شما هستید مردم تهران
    دقیقا شما مردم تهران
    چرا اون موقع که مهندس موسوی دستور اعتصاب عمومی داد همگی اعتصاب نکردید؟
    چرا میترسید؟
    اصلا از چه میترسید؟
    اگه چیزی بخواد پیروز بشه یا کاری به جایی برسه باید از تهران شروع کنید بعد شهرهای دیگه مثل اصفهان و شیراز
    اول تهران باید بلند شه
    شما مردم تهران خیلی بی غیرتید انصافا اگه غیرت داشتید همون موقع که فرمان اعتصاب عمومی داده شد اعتصاب می کردید کار حکومت یکسره شده بود
    ده نفر رو میتونن زندان کنن بیست نفر رو جمعیت تهران رو که دبگه نمیتونن زندان کنن. من مطمئنم که که اگر میخواستید و نمیترسیدید همون موقع میتونستید.
    من شک ندارم. وهنوز هم میگم اول تهران باید شروع کنه
    همین