متصدیان موضع خود را مشخص کنند؛ مسوول حصر غیر قانونی کیست؟
چکیده :حصر میر حسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی اگر بردوام بماند، میتواند به بزرگترین «آزمونهای ملت و دولت» تبدیل شود و مردود شدگان این آزمون شرمندگان تاریخ ملتها خواهند بود. نلسون ماندلا شاهد زندهای بر این...
کلمه: اخبار حاکی از آن است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی توسط نیروهایی امنیتی، در خانههای خود به صورت کامل محصور شدهاند و هر گونه امکان ارتباط با خارج از منزل را از دست دادهاند.
اگرچه «این رفتار» با رهبران جنبش سبز، از ماهها قبل با ایجاد محدودیت های شدید در رفت و آمدها و تماس ها و حتی بازداشت ملاقات کنندگان آغاز شده بود اما اتفاقات جدید و حصر کامل همراهان مردم در جنبش سبز، یادآور «دغدغههای احمد جنتی» در بارهٔ پیام دادن و پیام گرفتن رهبران جنبش است و بیش از هر چیز به «سفارشهای جنتی» در خصوص قطع ارتباط با مردم، بستن درخانه و محدود کردن رفت و آمدها شباهت دارد، اما جایگاه قانونی دبیر شورای نگهبان در ساختار فعلی قانون اساسی! به او اجازه نمیدهد که مستقیماً به این سفارشها عمل کرده و یا قوهٔ قضائیه را به انجام آن وادار کرده باشد.
رئیس قوهٔ قضائیه هم، اگرچه پیشاپیش رهبران جنبش را «مجرم» میخواند و میگوید «دستگاه قضا راه را بر اطلاعیه پراکنی آنها خواهد بست» اما سرجمع سخنان او در یکسال اخیر نشان میدهد که صادق لاریجانی در این ماجرا به آنچه «مصلحت» مینامد اکتفا کرده است و به تعبیر خود دراین خصوص بجز از مقام رهبری از کسی «سفارش» نمیگیرد.
با این همه؛ سکوت نهادها و مقامات رسمی کشور در خصوص این اقدام غیر قانونی، حاکی از آن است که تاکنون هیچ مقامی حاضر نشده «مسوولیت» آن را به عهده بگیرد و «عنوان قانونی» این رفتار را اعلام کند و به «ماخذ قانونی» آن استناد کند. اهمیت این تعلل بیشتر میشود وقتی بدانیم که این بار امکان فرافکنی به هیچ وجه وجود ندارد و حاکمیت نمیتواند مسوولیت این رفتار مستقیم خود را متوجه کسانی کند که دشمنان خارجی، عوامل بیگانه و سران فتنه مینامد.
البته سکوت نهادهای قانونی در این باره میتواند حامل این پیام باشد که «کانونهای غیرقانونی قدرت» آشکارتر از همیشه قانون اساسی و نظام را نشانه رفتهاند و در این اقدام بیتوجه به همهٔ ارکان قانونی، اقدام به حصر کردهاند.
در این وضعیت، «موضوع حصر» و در صدرِ آن «مسئولیت حصر»، دغدغهٔ جدیدی است که احتمالاً رفع آن به مهمترین خواستهٔ جنبش سبز تبدیل خواهد شد. بدیهی است هیچ کس نمیتواند واکنش – و واکنشهای – جنبش سبز را به «این موضوع» پیش بینی و یا هدایت کند، اما شناسایی مسئولان اصلی «این واکنشها» ممکن و بل لازم است. افکار عمومی و مجامع بین المللی، همراه با موضعگیری دربارهٔ «تعبیر مبهم و غیر حقوقی حصر»، حاکمیت را وادار خواهد کرد که «عنوان حقوقی و مرجع قانونی و مسئول یا مسئولان اصلی» آن را معرفی کند.
حصر میر حسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی اگر بردوام بماند، میتواند به بزرگترین «آزمونهای ملت و دولت» تبدیل شود و مردود شدگان این آزمون شرمندگان تاریخ ملتها خواهند بود. نلسون ماندلا شاهد زندهای بر این ماجراست.














11 اسفند روز تولد میر حسین موسوی ؟
روی سنگ فرش های کوچه آه می ریخت مردی که در انتهای کوچه مردمش را جار می زد
زنده باد ملت غیور ایران
زنده باد میرحسین قهرمان
با سلام
قبلاً از صبری که کلمه در برخورد با حکومت به خرج می ده حرصم می گرفت؛ اما من باختم. من دارم از کلمه یاد می گیرم که متوسل شدن به گفتمان تهدید و خشونت کلامی و غیره … دوراندیشانه نیست. قانون همیشه ملاک است. ممنونم. وانگهی، چون اینها همه در تاریخ ثبت می شه، به گمانم در آینده برنده این طرز تفکّره که بسیار پخته ست. اندکی صبر، سحر نزدیک است؛ به امید پیروزی ایران و ایرانی.
تو رو به خدا يه كاري بكنيد, آقاي ارجمند تا دير نشده يه كار اساسي انجام دهيد حداقل روزهاي آخر سال را اعتصاب كنيم تا ضربه سنگيني به دولت ديكتاتور وارد گردد
یعنی در این مملکت کسی میتواند بدون اجازه رهبر معظم آب بخورد !؟؟ این کار ها برای حفظ اسلام لازم است .حتی اگر لازم باشد کل ملت ایران به حصر در بیایند.
زهی خیال باطل
ما جنبش سبز ایران از مقامات بالاتر خواهان یک فراخوانی عمومی برای همبستگی با آقایان موسوی و کروبی هستیم هرچه سریعتر
11 هسفند خوبه؟
باید خیلی فوری بفکر راه اندازی کارزاری گسترده برای آزادی رهبران جنبش باشید. مردم مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مشخصی دارند و وظیفه تریبون های جنبش بسیج مردم حول آن مطالبات است. درشرایط فعلی درکنار طرح این مطالبات فشار به حکومت برای رفع بازداشت از رهبران جنبش از الویت برخوردار است
پس غیرتتون کجا رفته هر چه زودتر باید کاری کرد تا این ملعون ها از کرده خودشون پشیمون بشن.
ساکت ننشینیم
اطلاع رسانی کنیم: تا ۱۱ اسفند , تا حصر رهبرانمان را بشکنیم هر شب بر پشت بام “مرگ بر رژیم منفور كودتاچی سرکوبگر ”
۱۱ اسفند درصحنه آماده باشيد. روز ۱۱اسفند ایران سبزتر می شود
در ره آزادی و ایرانمان جان خواهیم داد . “فدائیان جنبش سبز”
اگر امام زنده بود
آيت الله منتظري در حصر نبود
حوزه علميه استقلال داشت
ولايت فقيه برضد ديكتاتوري بود نه راهي براي ديكتاتوري
موسوي و كروبي و همه دلسوزان نظام و آزادگان آزاد آزاد آزاد بودند
از آقا سيدحسن آقا خاهش داريم كه در اين شرايط سكوت نكنند و مانند هميشه راه جدشان و پدرشان را كه راه آزادگي بود ادامه دهند
بابا شما سبزی ها خیلی سرخوشید
فکر کردید خیلی جیگر دارید که انقلاب کنید برگردید به تاریخ ببینید که اونایی که انقلاب کردند مرد بودند نه اینکه دو تا بچه سوسول و دختر لاک زده را بیارید تو خیابان تا انقلاب کنید شما هیچ پخی نیستید……………..
من می دونم نظر من را نمی زنید جریان آزاد اطلاعات
با سلام وخسته نباشید به دست اندرکاران وب سایت کلمه
این نوشته هارا خواندن اگر چشمانمان را به گریه نیاندازد دلهایمان را به لرزه خواهد انداخت …
راستش یک چیزی را شنیده بودم که با خواندن این نوشته ها طاقت از کف دادم و نتوانستم با شما درمیان نگذارم .خبری را هم امروز خواندم که گرچه منبع موثقی نداشت اما نگرانیم را بیش از پیش کرد تا این مطلب را برایتان بفرستم.
بنده ی حقیر ارادت بسیاری به میرحسین عزیز و خانواده ی گرامیشان دارم … خودم را معرفی نمی توانم بکنم اما فقط این را بگویم که من نیز همچون دختران میرحسین عزیز اگر چه هر روز به جلوی خانه ی میرحسین عزیز نمی روم اما در طول این دو هفته شش بار به آنجا رفته ام و با چشمان گریان برگشته ام.
چیزی که مشخص است این است که دراین دو هفته سکوت سردی را در آن منطقه احساس کرده ام ..
زیاده گویی نکنم و بروم سر اصل مطلب ……………
راستش در اوایل هفته ی پیش بود که از فرزندان یکی از نیروهای امنیتی شنیدم که میرحسین عزیز دیگر در خانه ی خود نیست … یعنی ایشان را به همراه همسر گرامیشان به جایی دیگر برده اند … جمله ی که این دوست از قول پدرش می گفت دقیقا این بود : ” میرحسین و زنش رو بردن یه جایی پای کوه، بالاشهر ! ”
هرچه اندیشه و جستجو کردم به جوابی نرسیدم . البته برایم باور پذیر هم بود و هم نبود .
اما چراغهای خاموش و رفت و آمدهای آرام و گهگاه در نیمه باز دیوار آهنین این فرضیه را بیشتر قوت می بخشید .
وقتی به یکی از نگهبانان آن منطقه گفتم میرحسین را برده اند شانه هایش را بالا انداخت و گفت به ظاهر این چنین است اما آن شخصی را که درون ون از پشت من دیدم به میرحسین نمی خورد؟!!اما این نکته را تائید کرد که احتمال دارد آنها به جای دیگری برده باشند .
چندبار خواستم این را برایتان بنویسم اما گفتم که هرچه را شنیدم که نباید بگویم .. یعنی وقتی اطمینان ندارم به حرفی که شنیده ام چرا باید بنویسمش ..
اما دو دلیل پیدا کردم برای اینکه این متن را برایتان بنویسم:
اول اینکه در پایان راهپیمایی عظیم و باشکوه 25 بهمن که به خانه برگشتم در همان شب همین فرزند یکی از نیروهای امنیتی برای اینکه مطمئن شود دستگیر نشده ام به خانه مان زنگ زد . در همان شب به من خبری را داد مبنی بر شهید شدن سه همراه جنبش سبز . البته باور نکردم چون یک نفر را تائید خبر داشتم.
فردایش که شد دو شهید کمی به حرفهای این دوست اطمینان پیدا کردم. وقتی که سه شهید مشخص شدند به خبری که شنیده بودم اطمینان پیدا کردم . پش می تواند این حرف فرزند یکی از نیروهای امنیتی هم موثق باشد.
دوم اینکه خودم شش بار به آن منطقه رفته ام و از نزدیک خانه را دیده ام .. سکوت حاکم بسیار سئوال برانگیز است.
دیگر نمی دانم چه بنویسم جز اینکه آرزویم این است که خبری که در نت پخش شده است دروغ … دروغ … دروغ باشد .
به امید سلامتی میرحسین عزیز و شیخ شجاع و پیروزی جنبش سبز
..