آزمون حاکمیت آغاز شده است، مردود دوم: دادستان کل کشور
چکیده :هیچ وجدان بیداری، از حاکمیت نخواهد پذیرفت که از یک طرف اجرای قانون اساسی را حاشا کند و از طرفی دیگر تفسیری «خدای گونه و مطلقیه» از مواد دیگری از قانون ارائه دهد. موج بیداری افکار عمومی و خیزش جنبشهای اجتماعی شهادت میدهد که «پردههای عوام فریبی» برافتاده است و افکار عمومی «دیکتاتوری برخاسته از کاریکاتور قانون» را به خوبی...
کلمه- مهستی شیرازی: پس از حسین شریعتمداری، نماینده ولی فقیه و سرپرست روزنامه کیهان، محسنی اژهای، دادستان کل کشور «دومین» مقام رسمی است که در «آزمون ۲۵ بهمن» مردود میشود. دادستان کل کشور، در جمع خبرنگاران تعیین روزی برای حمایت از جنبش مردم تونس و مصر را عامل تفرقه دانسته و آن را یک اقدام سیاسی دانسته و تهدید کرده است که اگر «ضرورت» داشته باشد، «مردم! به آن پاسخ خواهند داد».
اگرچه معلوم نیست دادستان کل کشور که از قضا سخنگوی «دستگاه قضا» نیز هست، در چه مقامی به این موضع وارده شده و آن را «سیاسی» خوانده، اما دست کم بر همه معلوم است که تهدید آقای دادستان از «چه نوعی» است و موتور مردمی که آقای دادستان از واکنش آنها میگوید از کجا «استارت» میخورد. تا همین جای کار باید بر مردم مصر و حاکمیت آنها غبطه خورد که دادستان کل آنها نه تنها معترضان را تهدید نکرده است بلکه «تعدادی از وزرا و مسئولان سابق دولتی و حکومتی را که در حوادث اخیر مصر در اعمال خشونت علیه مردم معترض نقش داشتهاند ممنوع الخروج اعلام کرده و حسابهای بانکی آنها نیز بسته است».
ظاهراً محسنی اژهای آخرین نفر هم نخواهد بود و علی القاعده «صف مردودیها در راه است». انکار نمیتوان کرد که درخواست میرحسن موسوی و مهدی کروبی برای برگزاری تجمع در حمایت از جنبش تونس و مصر، در یک «وضعیت طبیعی» به «آزمونی فراروی حاکمیت» تبدیل شده است. حاکمیت در برابر این آزمون، چند انتخاب بیشتر نخواهد داشت و به تعبیر آمده در یکی از شبکههای اجتماعی، «این آزمون، تستی است و چند جواب بیشتر ندارد».
حاکمیت اگر به این درخواست مجوز پاسخ مثبت بدهد! باید آن را به فال نیک گرفت و در یک حرکت مدنی از جنس راهپیمایی ۲۵ خرداد، تجمعی کم نظیر را با آرامش توسط مردم برگزار کرد و در همراهی با جنبشهای دیکتاتور ستیز سنگ تمام گذاشت و با همهٔ آنها اعلام همبستگی کرد. از طرفی دیگر، حاکمیت میتواند این درخواست را نادیده بگیرد و یا اصل درخواست مجوز را به تمسخر برگزار کند که در این صورت «رسماً» مردودی خود را در همراهی با جنبشهای آزادیخواه «امضاء» کرده و «تناقض رفتار و گفتار» خود را به «مجامع رسمی و رسانهای» ابلاغ کرده است و «بیاعتمادی» خود را نزد افکار عمومی «جـار» زده است. و حاکمیت میتواند – و ظاهراً میخواهد – فرار به جلو را هم انتخاب کند و این درخواست را به گفتمان توطئه پرور و وهمهای دشمن افزای خود پیوند دهد که در این صورت نیز «نمره دیگری» بر کارنامهٔ گفتمان تمامیت خواه خود خواهد افزود و «سیمای شبه دموکراتیک» خود را بر مردم و جهانیان آشکارتر خواهد کرد و صد البته «برگی دیگر» برقاموس خشونت طلبی اش خواهد افزود و «تبری دیگر» بر ریشهٔ جمهوریت نظام خواهد زد و «گامی دیگر» به سوی ساختارشکنی برخواهد داشت.
و مهمتر از همه، آزمون فرارو «آزمون قانون اساسی» نیز هست. مردود شدن حاکمیت در اجرای اصل ۲۷ قانون اساسی، نمیتواند دستاویزی قانونی داشته باشد. هیچ وجدان بیداری، از حاکمیت نخواهد پذیرفت که از یک طرف اجرای قانون اساسی را حاشا کند و از طرفی دیگر تفسیری «خدای گونه و مطلقیه» از مواد دیگری از قانون ارائه دهد. موج بیداری افکار عمومی و خیزش جنبشهای اجتماعی شهادت میدهد که «پردههای عوام فریبی» برافتاده است و افکار عمومی «دیکتاتوری برخاسته از کاریکاتور قانون» را به خوبی میشناسد.














آقای سلبان، بیتربیتی شما نشانگر بی منطقی شماست
سلام بر تمام سبز اندیشان پیرو میر حسین عزیز
از ابتدا مشخص بود
اما این کار اقایان موسوی و کروبی اتمام حجتی بود بر عدم نبود دموکراسی و ازادی خواهی در کشور
من به نوبه خودم از متانت و صبوری اقایان موسوی و کروبی کمال تشکر را دارم و منتظر فرمان ایشان می باشم
ما اگر در بند باشیم یا در رنگ باز ازاده ایم
ما دیگر قابل رنگ شدن نیستیم
من عاشق حسینم
پیرو میر حسینم
یا حق
ma ke dar iran nistim vali az tamame ham vatanan va iranian aziz mikhaham ke in zellat ra pak konan va be hemayate in abar mardane iran dar 25bahman dar khyabanha hazer shavan va etereze khodeshono elam konanand.ZENDE BAD AZADI
.
از همون قانون اساسي كه اصل 110 ولايت فقيه و اصل 27 حق تظاهرات آرام رو به مردم ميده
شما از كدوم قانون استفاده ميكني عزيز؟
هواسمون نبود به مردم مصر بگيم دو ماه قبل بريزن بيرون تا بتونيم الان به پشتيبانيشون تظاهرات كنيم!
هرچه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک. امان از موضع عادلانه!!! دادستان!
پس از آن شوي تبليغاتي رسانه ميلي در دفاع از دمكراسي خواهي مردم منطقه حالا كه نوبت به مردم خودشان رسيد دمكراسي و آزادي بيان و حق اعتراض تعطيل شد !!!!!
Az karubi va musavi khosham miad ke estebdad ra bar sare dorahie bakht bakht gozashtand.
موج تازه بازداشت های سیاسی در ایران
بازداشت شدگان، عمدتا از نزدیکان رهبران مخالف دولت هستند
منابع خبری مخالفان دولت ایران می گویند که مأموران امنیتی، گروهی از فعالان سیاسی و رسانه ای این کشور، از جمله وزیر رفاه در دولت محمد خاتمی را بازداشت کرده اند.
آقا یا خانم ” ایرانی میکربی”
با سلام
1 – مجوز راه انداختن تظاهرات و راهپیمائی در هیچ نقطه ای از جهان به افراد داده نمیشود بلکه به احزاب داده میشود. احزابی که قبلاً از وزارت کشور پروانة فعالیت دریافت کرده باشند. به این ترتیب، رهبران حزب، مسئول همة وقایعی هستند که در راهپیمائی اتفاق می افتد و شعارهائی که داده میشود. وقتی یک گروهی رهبر ندارد و همه رهبری را به هم تعارف میکنند، چه کسی جوابگو خواهد بود. این شگرد با مزه (اما کودکانه)ئی برای فرار از پاسخ گوئی است.
2 – مجوز راه پیمائی توسط “کمیسیون مادة ده ” که دارای پنج عضو (و مستقر در وزارت کشور) است صادر میشود. طبق قانون احزاب، یکی از اعضای کمیسیون مادة ده، نمایندة دادستان (یعنی آقای محسنی اژه ای) است. به همین علت آقای اژه ای اظهار نظر کرده است.
3 – حالا چی شده که به فکر گرفتن مجوز افتاده اند. چرا مثل همیشه بدون توجه به قانون و با شهامت انقلابی (بخوانید گردن کشی در برابر قانون) اقدام نمی کنند؟
4 – اتفاقاً این مورد، امتحانی است برای آقایان موسوی و کروبی که آیا واقعاً به قانون پایبند هستند یا دارند نقش بازی میکنند. به این شرح که اگر واقعاً اهل قانون هستند، قانون این اختیار را به وزارت کشور داده که بر حسب مصلحت، مجوز بدهد یا ندهد. اکر وزارت کشور مجوز نداد و آقایان تبعیت کردند معلوم میشود ادعای آنها که میگویند ما تابع قانون هستیم درست است. اگر دوباره در برابر قانون گردنکشی کردند و گفتند که الا و بالله باید حتماً مجوز بهید، معلوم میشود هنوز به راه اطاعت از قانون باز نگشته اند و قانون شکن هستند و جلوی افراد قانون شکن باید ایستادگی شود و سرکوب شوند تا برای دیگران درس عبرتی باشد.
5 – حالا چرا میخواهند جداگانه تظاهرات کنند. اینها با کدامیک از شعارهائی که ملت در روز 22 بهمن خواهند داد مشکل دارند؟ شعار “مرگ بر آمریکا”؟ شعار “مرگ بر اسرائیل” ؟ شعار “زنده باد انقلاب مصر”؟ شعار “مرگ بر ضد ولایت فقیه”؟ شعار “مرگ بر استبداد”؟
6 – آقای کروبی در مصاحبة امروز پنجشنبه (21/11/89) با نیویورک تایمز ، با سادگی تمام، حسابی بند را آب داده و دم خروس را بیرون انداخته و منظور واقعی از برگزاری تظاهرات روز دوشنبه را اینطور لو داده است ” چنانچه دولت با برگزاری راهپیمایی هواداران جنبش سبز برای حمایت از مردم مصر و تونس موافقت کند، مردم ایران در روز دوشنبه به جهانیان نشان خواهند داد که جنبش سبز نه تنها زنده است بلکه همچنان پویا و استوار به سوی آرمانهای رهایی بخش خود گام بر می دارد. در صورت همراهی حکومت ما شاهد قدرت واقعی جنبش سبز در روز دوشنبه ۲۵ بهمن خواهیم بود. ” وی در قسمتی دیگر از مصاحبة خود میگوید: ”و اگر حکومت اجازه برپایی این تظاهرات را به هواداران جنبش سبز ندهد، معنایش این خواهد بود که آنها بر خلاف شعارها و ادعاهای خود مبنی بر حمایت از مردم مصر و تونس، عمل می کنند و مواضع آنها در مواجه با رخدادهای اخیر کشورهای مصر و تونس و دیگر کشورهای مسلمان منطقه، صادقانه نیست. ” ملاحظه میکنید که مصر و تونس بهانه و دست اویز هستند و منظور اصلی، به چالش کشیدن حاکمیت، از طریق دو دسته کردن مردم است (البته با این توهم که به اندازة کافی طرفدار دارند) مشاهده میکنید که تحلیل آقای اژه ای درست بوده که تظاهرات مورد بحث را عامل تفرقه دانسته و آن را یک اقدام سیاسی به حساب اورده است. از طرفی آقای کروبی هدف از این تظاهرات را به درستی اعلام کرده است و واقعاً مردم مصر و تونس، نمیتوانند در این تظاهرات احتمالی، مطرح باشند زیرا مردم به پا خاستة مصر با آمریکا و اسرائیل مخالف هستند. همان آمریکائی که رئیس جمهورش از شجاعت آقای میر حسین موسوی بخاطر رویاروئی با نظام جمهوری اسلامی تقدیر کرد و همان اسرائیلی که نخست وزیرش گفت : ” هواداران جنبش سبز به نیابت از اسرائیل با حکومت جمهوری اسلامی مبارزه میکنند و ما از آنها پشتیبانی میکنیم.” پس جنبش سبز چه ربطی به قیام مقدس مردم مصر میتواند داشته باشد؟
7 – تعجب کرده اید از این حرف آقای اژه ای که گفته است اگر «ضرورت» داشته باشد، «مردم به آن پاسخ خواهند داد».این حرف تعجب ندارد و آزمائش آن بسیار ساده است. میتوانید روز دوشنبه 25/11/89 درست بودن آنرا امتحان کنید. هرجند که “آزموده را باز آزمودن، خطا است.”
8 – اینکه پرسیده اید به چه مجوزی آقای اژه ای از طرف مردم حرف میزند، دادستان یعنی نمایندة قضائی مردم. قبلاً به دادستان میگفتند “مدعی العموم” یعنی از طرف عموم مردم نمایندگی دارد و میتواند مدعی تک تک آحاد جامعه باشد و بر علیه آنهااقدام حقوقی و قانونی بعمل اورد.
البته اکثر مواردی که در بالا گفته شد، در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی و قوانین آن معنی دارد و اگر کسی با اصل نظام مشکل دارد ولی نمیتواند به صراحت بگوید، مشکل از خود اوست که باید تکلیف خودش را روشن کندو صداقت داشته باشد چون از قدیم گفته اند “شتر سواری که دولا دولا نمیشود.”
ما هم هر چی گشتیم جایی تو قانون اساسی ندیدم که کشتن و زیر گرفتن مردم با ماشین نیروی انتظامی قانونی هست. اگر شما از این قوانین خاص آگاهی دارید لطفاً ما رو هم در جریان قرار دهید. سپاسگزارم.
ما مي آييم ، چون اگر بخواهيم هم نمي توانيم خون سهرابها و نداها را فراموش كنيم
سلمان خان تو که دوسنداری به خودت فحش بدی پس حتما ازمردم نیستی که گوشای همه رو دراز میبینی غیر از خودت/قانون برا همه هست حتی همونی که ازطرف یکی مثل خودت اینکارارو کرده
کسانی که دراین کشور زندگی میکنند تلاش سیاسی فرهنگی و. . . میکنند بدانند که اگر به شعارهای اسلامی توجه نکنند موفق نخواهند شد اهداف شان را پیش ببرند وهمچنین کسانی که شعار دینی میدهند ولی عمل نمیکنند یا چون به خلوت میروند ان کار دیگر میکنند اگرچه نسبت به گروه اول دیرتر لیکن موفق نخواهند شد ومردم روزی متوجه میشوند وحرف اخر را می زنند .
Please Ignore People like Salman and do not waste your time and comment to answer them
just focus on the main issue and write your Idea if you have some. Cheers,
ببین آقا سلمان
اون ماشین هایی که آتش زده شد رو برادران بسیج و سپاه ترتیبشون رو دادن
شما خیلی هم خودت رو ناراحت نکن
همین که میای توی سایتهای سبز این ها رو می خوبی نشون می ده که گسترش آگاهی استراتژی اصلی جنبش سبز داره کار می کنه
ما هم شما رو دوشنبه می بینیم
ما با ستبند سبزمون و شما هم با چماق و ساندیس
فرعون ها رفتنی هستند
شک نکن
یار همیشه جنبش سبز
دیپلمات جمهوری اسلامی ایران در یکی از کشور های اسکاندیناوی
ما هم هر چی گشتیم جایی تو قانون اساسی ندیدم که کشتن و زیر گرفتن مردم با ماشین نیروی انتظامی قانونی هست. اگر شما از این قوانین خاص آگاهی دارید لطفاً ما رو هم در جریان قرار دهید.
آقا ناصر
نه شما ميكروب ايد نه من . دو انسان آزاد اهل گفتگو ؛… پس ياعلي ..
1. گفته ايد مجوز براي راهپيمايي در هيچ نقطه اي از دنيا به افراد داده نمي شود بلكه به احزاب داده ميشود . مي توانم بپرسم كدام حزب ؟ مگر امكان فعاليت حزبي در ايران وجود دارد ؟ مي توانم بپرسم كدام دنيا ؟ همان دنيايي كه ما داريم مديريتش مي كنيم و البت هر روز عليه ما قطعنامه اي صادر مي كند . اما نمي پرسم .فقط مي گويم : حق اعتراض يك حق خدايي است . يك حق طبيعي است . مجوز نمي خواهد .قرار نيست دولت بر وجدان آدم ها هم حكم كند . حتي قانون هم بر وجدان آدم ها حكم نمي كند دوست من .
2. اظهار نظر دادستان در خصوص مسائل سياسي به عنوان سخنگوي دستگاه قضا نبايد به تهديد «جواب مردم » و واكنش مردم همراه باشد . آيا ايشان با اين كار مردم را رو در روي هم قرار نمي دهند ؟ ايا اين سخن نشان تفرقه و باني تفرقه نيست ؟ ايا اين مردم همان گروههاي فشار نيستند ؟ ايا آقاي اژه اي در خصوص انچه در 25 بهمن رخ دهد مسئول نيستند و با اين سخن كه در رسانه ي سراسري هم منتشر شد سبب تحريك و اشوب نميشوند ؟
3.دولتي كه پول نفت را بالا مي كشد وظيفه دارد امنيت تجمعات مردمي را برقرار كند . شهامت انقلابي را هم ديده ايد و خواهيد ديد . درخواست مجوز داستان لو رفتن تناقضات حاكميت و دروغزني حاكميت در دفاع از جنبش هاي مردمي است .
4.از كدام قانون سخن مي گوئيد ؟قانون اساسي يا قانون نانوشته و ذوق سلقه ي اقتدارگرايي كه دولت را در برابر اراده ي مردم و مجلس حتي خودش قرار داده است ؟ از قانوني كه جنتي تفسير مي كند يا قانوني كه شوراي نگهبان قانون اساسي ندارد ؟ اصا اعتراص بر سر همين است . اعتراض به تفسير و عدم اجراي قانون اساسي . براي اعتراض به تفسير قانون اساسي راهي ديگر جز اصل 27 وجود دارد ؟ براي اعتراض به عملكرد رهبري راهي جز اصل 27 وجود دارد ؟ نكند اصل صريح 27 را هم مي خواهيد به دور تفسير گرفتار كنيد ؟
5.مي خواهند جداگانه راهپيمايي كنند چون از دروغ و دروغگو بيزارند . چون 22 بهمن را هم مسخ كرده اند . همين كافي نيست ؟ مقاله حسين زمان را در همين سايت بخوانيد جواب خود را خواهيد گرت .
6. حاكميتي كه با تظاهرات در دفاع از تونس و مصر به چالش كشيده شود همان بهتر كه زودتر به چالش كشيده شود . ايا اين حاكميت نيست كه خود را در اين وضعيت چالشي قرار داده است ؟ آيا اين تناقض حاكميت نيست كه اين چالش را ايجاد كرده است ؟
7.مائيم و نواي بي نوايي ……
8.چه جالب . خودتان هم گفته ايد قبــــــــلا به دادستان مي گفتند مدعي العموم . راز و رمز همهي چالش ها و مخالفت ها واعتراض ها همين «قبـــــــــــــــلاً » است . حالا به دادستان مي گويند مدعي الدولت . مي گويند مدعي القدرت . مي گويند پاسبان قدرت …( راستي قبلا هم انسان ها به هم نمي گفتند ميكروب ! )
و اليته :
هر آنچه گفته شد نه در ارچوب هيچ نظام و قانوني كه در چارچوب بك وجدان بيدار مي گنجد.اگرنه كسي كه خود را به خواب زده است و ياقانون را ابزاري براي قدرت مي خواهد اين سخن ها آب در هاون كوبيدن است …