روایت یک مسئول بهزیستی از روزگار دشوار زنان سرپرست خانوار
چکیده :زنان سرپرست خانوار که تعداد آنها در سال 85، به يك ميليون و 500هزار تن افزايش يافته است، هم از حيث مادي و هم از حيث رواني و عاطفي داراي مشكل بوده و استرس و اضطراب بيشتري را تجربه مي كنند. / علاوه بر انحرافات و آسيبهاي اجتماعي، يکي از مهمترين مشکلات زنان به عنوان تنها مديران خانواده، مشکلات روحي و رواني است که به دليل وجود نگرشهاي جنسيتي و قالبي اکثر اعضاي جامعه به وجود آمده است....
مدیرکل دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بهزیستی کل کشور گفت: روانشناسان معتقدند كه زنان سرپرست خانوار هم از حيث مادي و هم از حيث رواني و عاطفي داراي مشكل بوده و استرس و اضطراب بيشتري را تجربه مي كنند.
به گزارش ايلنا، حبيبالله مسعودي فريد در سمينار بررسي آسيبهاي كودكان كار و خيابان و زنان سرپرست خانوار در مورد آسيبها و مشكلات زنان سرپرست خانوار با تاكيد در مورد نقش زنان تاكيد كرد: توسعه پايدار در همه كشورها به خصوص در کشورهاي اسلامي بدون مشارکت گسترده زنان محقق نميشود، به همين سبب، مشارکت افزونتر زنان در روند توسعه کشورها امري ضروري است.
زنان 10درصد درآمد جهان را به دست ميآورند، ولي کمتر از 1درصد ثروت جهان را در اختيار دارند
وي در مورد كار زنان نيز گفت: 67درصد ساعت کار جهان متعلق به زنان بوده كه تقريبا 18ساعت کار در روز انجام ميدهند و يک سوم نيروي کار رسمي جهان به زنان تعلق دارد که پايينترين دستمزد به آنها پرداخت ميشود و بيش از مردان نسبت به بيکاري آسيبپذيرند.
مسعودي فريد با اشاره به مشكلات زنان ادامه داد: زنان نيمي از مواد غذايي جهان را توليد ميکنند اما به ندرت مالک زمين بوده و به سختي ميتوانند وامي دريافت کنند، دو سوم بيسوادان جهان را زنان تشکيل ميدهند، 40درصد کارگران جهان را زنان تشکيل ميدهند، بيشترين افزايش مشارکت زنان در طول 20سال گذشته است و زنان 10درصد درآمد جهان را به دست ميآورند، ولي کمتر از يكدرصد ثروت جهان را زنان در اختيار دارند.
وي در ادامه گفت: بنا بر آمارهاي رسمي تنها زوجهايي که به شکل ثبت شده از هم جدا ميشوند در زمره خانوادههاي تک سرپرست قرار ميگيرند. شواهد گوياي آن است که زنان در چنين مواردي بيش از مردان حاضر هستند به تنهايي سرپرستي خانواده را به عهده بگيرند که براساس تعاريف قانوني در جامعه ايران، سرپرستي خانواده حق مسلم مردان است.
25هزار زن سرپرست خانوار؛ فاقد هرگونه پوشش حمايتي
مدیرکل دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بهزیستی کل کشور ادامه داد: وجود خانوادههايي که به وسيله زنان اداره ميشوند نوعي انحراف از هنجارهاي مورد قبول عام تلقي ميشود، بدين سبب درصد بسياري از انحرافات اجتماعي نظير قاچاق موادمخدر، دزدي، فروش اعضاي بدن، کودک فروشي، هرزگي (تن فروشي در ازاي دريافت مزد)، خودکشي و … از جمله مسائلي هستند که چنين خانوادههايي را تهديد ميکنند.
به گفته مسعودي فريد، علاوه بر انحرافات و آسيبهاي اجتماعي، يکي از مهمترين مشکلات زنان به عنوان تنها مديران خانواده، مشکلات روحي و رواني است که به دليل وجود نگرشهاي جنسيتي و قالبي اکثر اعضاي جامعه به وجود آمده است.
وي در مورد آمار زنان سرپرست خانوار گفت: سازمان مديريت و برنامهريزي كشوري سابق در تحقيقي با موضوع زنان سرپرست خانوار عنوان كرده است كه يك ميليون و 200هزار زن سرپرست خانوار، در سال 84 وجود داشته كه اين تعداد در سال 85، به يك ميليون و 500هزار زن سرپرست خانوار افزايش يافته است. از اين تعداد 147هزار نفر جهت دريافت حمايتهاي دولتي و گذران زندگي خود تحت پوشش سازمان بهزيستي و 803هزار نفر تحت پوشش كميته امداد بوده و از خدمات حمايتي و امدادي اين سازمان استفاده ميكنند و در حدود 25هزار نفر نيز فاقد هرگونه پوشش حمايتي بوده و به تنهايي بار زندگي خود را به دوش ميكشند.
زنان سرپرست خانوار “خود” را به خاطر تداوم زندگي و ديگران فراموش كردهاند
مسعودي فريد با اعلام اين مطلب كه زنان سرپرست خانوار از جمله گروههاي آسيبپذير اجتماع هستند كه گاه عواملي چون طلاق، فوت، اعتياد، ازكارافتادگي همسر، رها شدن توسط مردان مهاجر و يا بيمبالات، موجب آسيبپذيرتر شدن اين طيف وسيع از جامعه ميشود، تصريح كرد: روانشناسان معتقدند كه زنان سرپرست خانوار هم از حيث مادي و هم از حيث رواني و عاطفي داراي مشكل بوده و استرس و اضطراب بيشتري را تجربه ميكنند.
وي در مورد زنان سرپرست خانوار در ايران گفت: متأسفانه در جامعه ما، زندگي زنان پس از ترك شوهر (به دليل فوت، طلاق و …) غالبا با ابهامات و مخاطراتي روبروست؛ ازجمله سرپرستي فرزندان به تنهايي و گاه به سختي، مشكلات اقتصادي، زندگي در تنهايي، همچنين نگرش غلط جامعه نسبت به زنان مطلقه و بيوه در فقدان همسرانشان، آنان را در روابط اجتماعي و حضور در اجتماع با مشكلات عديدهاي روبرو ميكند.
مدیرکل دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بهزیستی کل کشور تاكيد كرد: نابرابري در دسترسي به آموزش، مشاركت در جريان تصميمگيريهاي خانواده، عدم امكان كسب مهارت، اتكا به مرد خانواده براي تامين زندگي، ناديده گرفتن حتي نيازهاي اوليه خود در قبال خشنودي ديگران به ويژه فرزندان، زنان را از قابليتهاي لازم براي كاهش فقر محروم كرده است و زن سرپرست خانوار “خود” را به خاطر تداوم زندگي و ديگران فراموش كرده است، در نتيجه صحبت از توانمندسازي و فرديت براي آنها به تنهايي كافي نيست و يافتههاي پژوهشی ضمن تاكيد بر فقر درآمدي، نشاندهنده آن است كه زنان سرپرست خانوار به طور کلی از توانمندي رواني و اجتماعي قابل توجهي نيز برخوردار نيستند.
مسعودي فريد جهت رفع مشكلات زنان سرپرست خانوار پيشنهاداتي را ارائه كرد و افزود: تصويب قوانين اجتماعي از جهت بيمه و ديگر خدمات رفاهي ضروري به نظر ميرسد. اگر در اصلاح قوانين و ارائه راهكارها جهت رفع مشكلات زنان سرپرست خانوار با رويكرد توانمندسازي زنان به مسائل ايشان پرداخته شود، در نتيجه به زنان سرپرست خانوار كمك خواهد شد تا حداقل مدت كوتاهي به چرخههاي حمايتي دولت وابسته باشند و سپس با استقلال اقتصادي به زندگي در سطح مناسب ادامه دهند.













