سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » به برادر دربندم ضیا نبوی: تو “كارون” را هم “دانشگاه” خواهی كرد...

به برادر دربندم ضیا نبوی: تو “كارون” را هم “دانشگاه” خواهی كرد

چکیده :من هم مانند دیگر دوستانت به بیگناهی تو شهادت می دهم. و شهادت می دهم بر اینكه اتهام كذب و مضحك هواداری از باند تروریستی رجوی به تو، تنها یك دستاویز است برای انتقام جویی از تو و فعالیت های مسالمت آمیزت در دفاع از حق انسانی و اولیه تحصیل و تلاشهای شجاعانه ات در افشای وقیح ترین دروغگویان تاریخ ایران...


در آستانه زادروز ضیاء نبوی، دانشجوی زندانیِ در تبعید، علی قلی زاده، فعال دانشجوییِ محروم از تحصیل با ارسال پیام تبریکی به مناسبت “تولد” دوستِ تبعیدی و دربندِ خود، خطاب به وی خاطرنشان کرد “من و تو ایمان داریم كه ظلم رفتنی است و حق است، كه ماندنیست.”

به گزارش جرس، جرس علی قلی زاده، عضو دفتر تحکیم، که خود نیز پاییز امسال بازداشت و مدتها در زندان اوین به سر برده بود، در پیام خود به ضیاء نبوی، ضمن تاکید بر بیگناهیِ وی و تکذیب اتهاماتِ وارده، اظهار امیدواری کرد که سال آینده در آزادی جشن گرفته شود.

متن پیام علی قلی زاده به ضیاء نبوی به شرح زیر است:

ضیا جان!

من با چند هزار كیلومتر فاصله از تو به امید آزادی تو و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، به تو در سلول های سرد و نمور زندان كارون اهواز سلام می گویم.

سلام من بر تو و بر همه آزادی خواهان وحق طلبان در بند

این پیام به بهانه سالروز تولد تو در شب یلداست ، یلدای امسال با یاد تو و به نام تو برای همیشه در تاریخ خواهد ماند.

تولدت مبارك ضیا جان! بر تو و بر خانواده ات كه آزادمردی همچون تویی را پروش داده اند.

ضیا عزیزم!

تو در كنكور كارشناسی ارشد سال ٨٧ ستاره دار شدی و علی رغم كسب رتبه تك رقمی ات ، به شیوه ای ناجوانمردانه و غیرقانونی از تحصیل در مقطع كارشناسی ارشد بازماندی و من نیز در سال ٨٨ به جمع دانشجویان ستاره دار پیوستم. یادم می آید در روزهای قبل از كنكور كارشناسی ارشد سال ٨٨ ، تو كه با همراهی دیگر یارانت شورای دفاع از حق تحصیل را تاسیس كرده بودی ، به من امیدواری می دادی و می گفتی : ” علی ! خوب كنكور بده كه امسال دیگر ستاره دار نخواهیم داشت و همه با هم به دانشگاه می رویم.”

می گفتی هر دولتی كه غیر از این دولت بیاید ، دیگر ستاره دار نخواهیم داشت. ولی نشد آنکه ما و ملت می خواستیم و این دروغگو هایی كه وجود من و تو را انكار می كردند ،همچنان و برای چند روزی بیشتر در قدرت مانند. و من و تو ایمان داریم كه “ظلم” رفتنی است و “حق” است ، كه ماندنیست.

قرار گذاشته بودیم كه ” همه با هم” در سال ٨٨ به ” دانشگاه ” برویم ، ولی از ” اوین” سر درآوردیم و اوین شد دانشگاهمان.

همان ها كه تو را ستاره دار و وجودت را تكذیب كردند ، تو را در اوین هم تحمل نكردند و به دورترین مكان ممكن در زندان كارون اهواز تبعیدت كردند. زندانی كه دیگر ” دانشگاه اوین ” نباشد و حتی از امكان ملاقات با پدر و مادرت هم محروم شوی.

اما من یقین دارم كه تو ” كارون” را هم “دانشگاه” خواهی كرد و رنج دوری از دوستان و خانواده ات را تحمل خواهی كرد.

سید ضیا عزیزم!

تو را از ۴ سال پیش كه برای اولین بار در نشست های دفتر تحكیم وحدت دیدمت ، به خوبی می شناسم.

من هم مانند دیگر دوستانت به بیگناهی تو شهادت می دهم. و شهادت می دهم بر اینكه ایراد اتهام كذب و مضحك هواداری از باند تروریستی رجوی به تو، تنها یك دستاویز است برای انتقام جویی از تو و فعالیت های مسالمت آمیزت در دفاع از حق انسانی و اولیه تحصیل و تلاشهای شجاعانه ات در افشای وقیح ترین دروغگویان تاریخ ایران زمین.

همانطور كه خودت این اتهام را یك ننگ دانستی و هرگز آن را قبول نكردی ، من نیز آن را نمایشنامه ای زشت از كینه جویی قلدرهای زمان از تو می دانم.

در دادگاهی كه به دستور بازجویانت قرار باشد تو محكوم شوی ، همین انكار اتهام هم شده است مدرك علیه تو! گفته اند چون بعضی از بستگان تو در میان آنها هستند ، تو نیز به این گروه گرایش داری.

چه ادعای مضحكی! اگر گرایش های سیاسی بستگان جرم محسوب شود ، پیش از تو باید حسین شریعتمداری و همسرش به این جرم محاكمه شوند كه بستگانشان از روسای این گروه تروریست ضد میهنی هستند.

و تو چه بی پروا این سناریو را در نامه هایت به بیرون از زندان رسوا كردی و گفتی كه هیچ مدركی بر علیه تو در پرونده ات وجود ندارد و از این گروه انزجار داری.

ضیا جان!

هیچ شب و روزی نیست كه به تو و دیگر یاران دربندمان فكر نكنم. به تو ، بهاره ، عبدالله ، مجید دری ، مهدیه ، مجید توكلی ، عماد ، میلاد ، حسن اسدی و …
عزیزم!

تولدت مبارك . امسال كه نشد ، اما سال آینده با هم و دركنار پدر و مادرت تولدت را جشن می گیریم.

*علی قلی زاده: دانشجوی ستاره دار در كنكور كارشناسی ارشد سال ٨٨


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.