سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مجلس عزای امام حسین چگونه باید باشد؟...

مجلس عزای امام حسین چگونه باید باشد؟

چکیده :مجلس عزای امام حسین(ع) تنها موقعی موجب خشنودی خدا و اجر اخروی است که در جهت بندگی خدا انجام شود و مشتمل بر دروغ و حرام نبوده و بر پایه تقوا استوار باشد که اگر هر عملی چنین باشد مسلّما در روح انسان تأثیر گذاشته و باعث علوّ روحی او می گردد و این رشد روحی است که باعث کسب ثواب می‌شود. برعکس چنانچه کاری خلاف انجام شود، در انسان باعث پستی روح گشته که نتیجه آن عقاب...


زهرا ربانی املشی *

به‌دنبال سر کار آمدن یزید، که علناً قصد وارونه‌کردن دین خدا و سنت پیغمبر(ص) را داشت و تلاش او برای گرفتن بیعت از امام حسین(ع) با زور برای موجه‌کردن کار خود، امام(ع) در روز یکشنبه 29 رجب به همراه خانواده و نزدیکان خود از مدینه راهی مکه شدند.

ایشان قبل از خروج از مدینه وصیت‌نامه‌ای نوشته به برادرشان محمد حنفیه سپردند که در آن آمده بود: “نهضت من نه برای سرکشی و طغیان و نه از روی هوای نفس و انگیزه شیطانی است، تنها آنچه مرا به این جنبش عظیم دعوت می‌کند آن است که امر امت جد خود را به صلاح در آورم و از فساد جلوگیری نموده و راه امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر را در پیش گیرم”.

در واقع امام حسین(ع) با جمله “و انمّا خرجت لطلب الاصلاح فی امّت جدّی” می‌خواهد بفرماید که برای امت اسلامی یک فساد دینی و اجتماعی خطرناکی پیش آمده است، فسادی که با پیام و خطبه‌خوانی و مقاله‌نویسی اصلاح نمی‌شود.

امام در این سفر که از موقع حرکت از مدینه تا رسیدن به کوفه حدود 6 ماه طول کشید، همه جا مردم را با خطابه و حتی ادعیه به دفاع از حق دعوت می‌کردند که ثمره این تلاش فقط 72 نفر یار صمیمی مخلص از خود گذشته بود که از این 72 نفر 17 نفرهم از اهل بیت و جوانان بنی‌هاشم بودند.

چرا یاران امام آنقدر کم بودند؟ مگر مردم آن‌روز که تعدادی از آنها حتی زمان پیغمبر(ص) و علی(ع) را درک کرده بودند، بد مردمی بودند؟ وآیا مردم امروز که در زیارت عاشورا می‌خوانند: “و یا لیتنی کنت معکم” از امام‌شناسی و فداکاری از آنها جلو ‌افتاده‌اند؟ در آن‌روز فقط از شهر کوفه 6000 نامه برای پشتیبانی حضرتش ارسال شده بود که در میان آنها افرادی بودند که محبت و احترام پیغمبر(ص) را نسبت به حسنین با چشم خود دیده بودند. اما آنها به محض اینکه سرهانی و مسلم را بر سر دار دیدند آن‌قدر ترسیدند و در جا زدند که حتی یک نفر هم باقی نماند که پیغام مسلم را به امام حسین(ع) برساند.

تأیید زبانی از حق و مبارزه زبانی با باطل، هر چند خوب و اثر‌بخش است، امّا انسان را در ردیف سعادتمندان قرار نمی‌دهد و از جرگه بدان بیرون نمی‌آورد مگر اینکه روش عملی انسان به آنان نزدیک یا از اینان دور شود.

امام در روز عاشورا در خطبه‌ای خطاب به مردم کوفه فرمودند: اگر کسانی دوست یا دشمن، گمان کرده‌اند امروز روز مرگ و شکست و یا نابودی ماست، در اشتباهند، امروز روز شهادت ماست آن هم شهادتی که مقدمه زندگی جاویدان است.

اشخاص از میان می‌روند، ملّت‌ها جابجا می‌شوند امّا در فراز و نشیب و رفت و آمد دولت‌ها ،تاریخ بر سر جای خود ایستاده است و بر نیک و بد ملّت‌ها نظاره می‌کند و حساب این را با آن و قیافه آن را با این اشتباه نمی‌کند و گناه کسی را به گردن دیگری نمی‌اندازد. تاریخ گواه است که در روز عاشورا هر چه یاران امام بیشتر کشته می‌شدند و اطرافش خالی‌تر می‌گشت سخنش بیشتر اوج می‌گرفت و قدرت روحی بالاتری می‌یافت و آرامش خاطرش بیشتر می‌شد، زیرا او فانی در خداست و همه چیزش لله، لذا راضی بود به رضای خدا.

او قیام کرد تا در جهت امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکرجلوی مفاسد و معاصی را بگیرد، ترس از خدا را در دل‌ها قوت دهد و مردم را به سوی خدا سوق دهد که چنین ملتی دیگر دروغ نمی‌گوید و خیانت نمی‌کند، درستکار و شجاع است و جز خدا را پرستش نمی‌کند، و جزبه حق و قانون و حرف حساب تن نمی‌دهد.

ایام محرم فرصتی برای امام‌شناسی و شناخت قیام عاشوراست. قیام عاشورا نه برای اینست که قرن‌های متمادی انسان‌ها را بگریاند، بلکه برای اینست که به هدف واقعی پیغمبر و امامان پی ببریم و بدانیم که بزرگی آن عزیزان بر پایه بندگی خداست و جز از راه بندگی خدا نمی‌توانیم از الطاف آنان بهره‌مند شویم. همان‌طور که خداوند بندگی رسولش را قبل از رسالت وی مورد توجه قرار می‌دهد: “اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله” و امام نیز در اثبات این مهم بود که در روز عاشورا با آن همه گرفتاری و جو وحشت، نماز ظهر را اول وقت آن‌هم به جماعت اقامه فرمودند و شب عاشورا را به خاطر قرائت قرآن و نماز مهلت خواستند.

حال باید دید چه مجلس عزایی در شأن چنین امامی است؟ در مراسم عزاداری میزان ضجه و گریه شرط تأثیر نیست بلکه میزان درس گرفتن از قیام عاشورا شرط است.

مجلس عزای امام حسین(ع) تنها موقعی موجب خشنودی خدا و اجر اخروی است که در جهت بندگی خدا انجام شود و مشتمل بر دروغ و حرام نبوده و بر پایه تقوا استوار باشد که اگر هر عملی چنین باشد مسلّما در روح انسان تأثیر گذاشته و باعث علوّ روحی او می گردد و این رشد روحی است که باعث کسب ثواب می‌شود. برعکس چنانچه کاری خلاف انجام شود، در انسان باعث پستی روح گشته که نتیجه آن عقاب است.

خلفای اموی و عباسی همواره مردم را حتی از زیارت قبر امام حسین(ع) منع می‌کردند و پیوسته قبور شهدا توسط دیده‌بان‌ها و پاسگاه‌ها کنترل می‌شد ولی هر چه این کنترل‌ها بیشتر می‌شد اشتیاق مردم نیز بیشتر می‌گشت. در زمان بنی‌عباس که از عموزادگان پیغمبر هم بودند، بارها قبر حضرت خراب شده و آن را به آب بستند ولی به محض کوچکترین تسامحی ازطرف حکومت، مردم اقدام به بازسازی آن می‌کردند. دولت‌های ستمگر توجه و اشتیاق مردم را مخالف سیاست خود می‌دیدند، چرا که زائر واقعی حسین می‌داند که حسین، شهید راه عدالت‌خواهی و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم است، شهید راه امضا نکردن حکومت جائرانه و غاصبانه و شهید ضد استبداد است. حسین(ع) با کشته شدنش بزرگترین تبلیغات برعلیه ظلم و ستم را ارائه داد.

خراب کردن قبر حسین، نداشتن علامت قبر و بارگاه، کم و زیادی ارتفاع سنگ، هیچ‌کدام نتوانست محبت حسین را در دل‌ها خاموش کند همان‌طور که در مورد پدر مظلومش علی(ع) نیز نتوانستند چنین کنند. وهمین‌طور که در مورد قبور ائمه بقیع چنین است. آنان با اینکه هنوز اثری و سنگی و القابی بر قبور مبارکشان نیست دل‌های عاشقان را به خود گره زده‌اند. سلام خدا بر روح پاک آنان باد.

* * فرزند مرحوم آیت‌الله ربانی املشی

منبع: امروز


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.