افروغ: در فضای بسته و امنیتی، نه به دستاوردهای علمی میرسیم، نه به رسالت دانشجویی
چکیده :همواره يكي از پايگاههاي اصلي روشنگري و آگاهيبخشي مردم از طريق دانشجويان، دانشگاهها بودهاند و نميتوان از نقش بيبديل دانشگاه در روشنفكري ديني و انقلابي غافل شد و كساني كه اين نقش را ناديده ميگيرند، خودشان به دست خود، يك نگاه ابزاري و شتابزده را تقويت...
يك استاد دانشگاه و پژوهشگر مسايل سياسي و اجتماعي گفت: دانشگاه جايگاه و رسالتي تاريخي دارد كه آن را از ديگر ارگانها و نهادها متمايز ميكند و همين مساله موجب ايفاي نقشي تاثيرگذار از سوي دانشگاهيان در جامعه ميشود.
به گزارش ایسنا، عماد افروغ تصريح كرد: دانشگاه براي عمل به رسالت خود بايد از آزاديهاي مختلف برخوردار باشد تا بدين ترتيب شاهد شكلگيري انديشههاي نوظهور در دانشگاهها باشيم.
وي با انتقاد نسبت به شرايط فعلي دانشگاهها براي داشتن آزاديهاي لازم، به اهميت دانشجويان در پر كردن خلاء نهادهاي مدني اشاره كرد و نسبت به نتايج برخي رفتارها از جمله «مديريت متمركز دانشگاهها» هشدار داد.
كساني نقش دانشگاه را ناديده ميگيرند، يك نگاه ابزاري و شتابزده را تقويت ميكنند
افروغ با بيان اينكه «در اين مساله كه حركتهاي دانشجويي در فعل و انفعالات و جنبشهاي سياسي جامعه ما اثر داشته ترديدي نيست» گفت: همواره يكي از پايگاههاي اصلي روشنگري و آگاهيبخشي مردم از طريق دانشجويان، دانشگاهها بودهاند و نميتوان از نقش بيبديل دانشگاه در روشنفكري ديني و انقلابي غافل شد و كساني كه اين نقش را ناديده ميگيرند، خودشان به دست خود، يك نگاه ابزاري و شتابزده را تقويت ميكنند.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: اگر دانشگاه و دانشجويان ما متناسب با جايگاه تاريخي خود و نياز هر شهروند، افكار خود را داشته باشند، در بروز افكار خود آزاد باشند و انديشههاي مطلوب خود را به بحث بگذارند و دنبال كنند، آن وقت به راحتي و به صورت شتابان و احساسي جذب احزاب سياسي نميشوند و خيلي راحت ميتوانند سره از ناسره كنند و به وظيفه اصلي خود يعني آگاهي بخشي و روشنفكري سامان دهند.
وي با بيان اينكه «در چنين حالتي دانشجويان ميتوانند به يك انديشه دروني و درون دانشگاهي دست يابند و به بالندگي جامعه كمك كنند و صرفا نقش ابزار نداشته باشند» تاكيد كرد: دانشگاه بهترين فرصت براي مباحث انديشهاي، گفتوگوهاي علمي، مطالعه و دقيق شدن در بسياري از مفاهيم سياسي، اجتماعي و فرهنگي است.
دانشگاهها بايد حالت آزادتر و رقابتيتري داشته باشند
اين نماينده پيشين مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: وقتي اين فرصت را محدود كرده، برخورد كليشهاي و رسمي با آن ميكنيم يا برخوردهاي دستوري و از بالا را اتخاذ ميكنيم و شرايط را به گونهاي پيش ميبريم كه دانشجو ظرفي باشد كه هر چه خواستيم در آن ظرف بريزيم و او هم بايد پذيراي اين محتويات باشد و فرصتي براي تفكر نداشته باشد، در واقع بستر را فراهم كردهايم كه در بحبوحه انتخابات عدهاي بيايند، يارگيري كنند و دانشگاه را به مثابه ابزار مورد سوء استفاده قرار دهند.
وي با بيان اينكه «اگر به طور طبيعي، دانشجو به نيازها و رسالت تاريخي خود سامان دهد اين اتفاق نخواهد افتاد، بلكه اين دانشجوست كه مردم را آگاه ميسازد و كمك ميكند كه مردم انتخاب بهتري داشته باشند» افزود: خود اين مساله، يك شرط محتوايي و يك شرط شكلي نياز دارد. شرط شكلي اين است كه دانشگاهها بايد حالت آزادتر و رقابتيتري داشته باشند و شرط محتوايي اين است كه ما چنين حقي را براي دانشجو قائل باشيم.
با ايجاد شرايط بسته، بستر را براي رفتار شتابزده دانشجو فراهم ميكنيم
اين استاد دانشگاه افزود: دانشگاه محل دانش و محل تعامل و تضارب افكار است و بايد اجازه دهيم كه دانشجو رشد كند. به هر حال بايد فرقي بين دانشجو و يك شهروند عادي وجود داشته باشد. شايد يك شهروند عادي چنين فرصتي را در اختيار نداشته باشد و از او زياد توقع نداشته باشيم كه برخورد احساسي نكند و در عوض برخورد فكري و معرفتي داشته باشد ولي توقع ديگري از دانشجو داريم. ما از دانشجو توقع داريم كه با توجه به جايگاه تاريخي خود، علاوه بر مباحث آموزشي و درسي خود، به اين مسائل هم توجه داشته باشد.
وي ادامه داد: اگر ميخواهيم دانشجو به مسايل فرهنگي، معرفتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و اخلاقي توجه داشته باشد، بايد زمينه اين توجه را فراهم كنيم و آزاديهاي لازم نظير آزاديهاي بيان و پس از بيان، شرايط تضارب افكار، آزادانديشي و ملزومات آزادانديشي را فراهم سازيم؛ چراكه با ايجاد شرايط بسته، بستر را براي رفتار شتابزده دانشجو و استفاده ابزاري از آنها فراهم ميكنيم.
آنطور كه بايد و شايد، شاهد آزاديهاي سياسي در ابعاد مختلف نيستيم
وي با بيان اين اعتقاد كه «در شرايط فعلي آنطور كه بايد و شايد، شاهد آزاديهاي سياسي در ابعاد مختلف نيستيم» افزود: در چنين شرايطي، خود به خود از الان ميتوان پيشبيني كرد كه در زمان انتخابات، برخوردهاي شتابزده، احساسي، عاطفي و استفادههاي ابزاري فوران خواهد كرد و اگر ميخواهيم اين اتفاق نيفتد، نبايد خودمان به دست خود چنين شرايطي را فراهم يا تقويت كنيم.
اين پژوهشگر مسايل سياسي و اجتماعي با تاكيد بر اينكه «متناسب با جايگاه دانشگاه، ملزومات آن بايد تعريف شود» اظهار كرد: دانشگاه بيشتر به عامليت آن و افراد خلاق تعريف ميشود ولي يك من خلاق كيست و خلاقيت چگونه به دست ميآيد؟ مسلم است كه در بستري از نگاههاي گرتهبردارانه و تقليدي و منفعلانه هيچگاه يك من خلاق و فعال شكل نميگيرد و اين مساله ملزوماتي دارد. اين ويژگي موجب ميشود كه دانشگاهها از ادارههاي عادي يا وزارتخانهها متمايز شود؛ چراكه ادارههاي ديگر ممكن است به صورت صوري و دستورالعملي بتوانند اداره شوند ولي دانشگاه جايگاه ديگري دارد.
دانشجويان همواره خلاء نهادهاي تاسيسي مدني در جامعه ما را پر كردهاند
وي رسالت تاريخي دانشگاه را ويژگي ديگر براي جايگاه ويژه آن دانست و گفت: به دليل اينكه نهادهاي مدني نداريم و به رغم اينكه جامعه مدني ما از قابليتهاي بالايي برخوردار است، اين قابليتها در قالب نهادهاي تاسيسي متبلور نشده است، ما شاهد اين مساله بودهايم كه دانشجويان اين خلاء را پر كردند. در واقع خلاء نهادهاي تاسيسي مدني در جامعه ما را همواره دانشجويان پر كردهاند. با توجه به اين مولفههاست كه بايد بكوشيم خلاقيت ما بيشتر شكل بگيرد و به اين سمت حركت كنيم كه شاهد رشد فكري و معرفتي بيشتري از سوي محافل دانشگاهي باشيم.
بايد شاهد شكلگيري انديشههاي نوظهور و جديد در دانشگاهها باشيم
وي با تاكيد بر اينكه «بايد شاهد شكلگيري انديشههاي نوظهور و جديد در دانشگاهها باشيم» تصريح كرد: به جاي اينكه ديگران انديشههاي دست چندم را به ما تحميل كنند و در يك فرآيند احساسي و شتابزده جذب آراء كنند، دانشگاهيان هستند كه با دستيابي به افكار، انديشهها و ايدئولوژيهاي جديد ميتوانند حتي به احزاب ما خوراك بدهند؛ چراكه احزاب ما بايد پشتوانههاي ايدئولوژيك و تئوريك داشته باشند و اگر دانشگاه برخورد خلاق و نوآورانه نداشته باشد، اين پشتوانهها را از مجامع غربي ميگيرند و نميتوان بر روي اين پشتوانهها حساب جدي باز كرد؛ چراكه اينها در فضاي جغرافيايي، تاريخي، فرهنگي ديگر و متناسب با نيازهاي ديگري شكل گرفته است.
اين نماينده پيشين مجلس با بيان اينكه «اگر ميخواهيم تفكر بوميتري داشته باشيم بايد اجازه لازم را به تعاملها، ارتباطات و تراوشات فكري بدهيم» افزود: ما دو توصيه داريم؛ توصيه اول به بالاتريها كه قدرتي در اختيار دارند و ميتوانند فرصتها را رقم بزنند و توصيه دوم به دانشجويان و دانشگاهيان است براي اينكه قدر فرصتها را بدانند و ظرفيت لازم را هم داشته باشند، يعني اينطور نباشد كه تا فرصتي در اختيار قرار ميگيرد، برخورد احساسي و شتابان با آن داشته باشند.
اداره متمركز دانشگاهها به رشد علم و رقابتي بودن آسيب وارد ميكند
وي در تشريح اين مساله به بيان مثالهايي پرداخت و گفت: ما هميشه مخالف اداره متمركز دانشگاهها بودهايم؛ چراكه معتقديم اين مساله به رشد علم و رقابتي بودن آسيب وارد ميكند ولي از سوي ديگر وقتي آزادي عمل به دانشگاهها ميدهند، بعضا جناحي عمل ميكنند. مثلا ما ميگوييم آزمون دكتري نبايد متمركز باشد ولي از سوي ديگر شاهديم كه دانشگاهها بعضا رشد لازم را نداشتهاند و دانشجوياني متناسب با خط و ربط خود را پذيرفتهاند.
وي با بيان اينكه «با توجه به چنين رفتارهايي، ما همواره به هر دو طرف توصيههايي داريم» افزود: از يك طرف بايد آمادگي و استعدادي از دانشگاهها ديده شود و از سوي ديگر بخواهيم كه برخورد متمركز صورت نگيرد. هرچه انسان اخلاقيتر، متعادلتر و منصفتر باشد بهتر ميتواند از فرصتها استفاده كند و از طرف ديگر از برخي مسوولان ميخواهيم كه تصورشان را نسبت به دانشگاه تغيير دهند و فكر نكنند دانشگاه يك پادگان است؛ چراكه دانشگاه را به سبك پادگان نميتواند اداره كرد.
افروغ در عين حال ادامه داد: از سوي ديگر بايد به دانشگاهها هم توصيه كنيم كه ظرف و ظرفيت خود را ارتقاء دهيد تا وقتي آزادي در اختيارتان قرار گرفت به بهترين نحو از آن استفاده كنيد و با اتصال به احزاب و جناحهاي سياسي، خودتان دانشگاه را تبديل به يك پادگان سياسي يا نظامي نكنيد. بايد به اين مسايل فكر كرد تا بتوانيم آمادگي و قابليتي را رقم بزنيم كه هم شاهد سعه صدر و وسعت نظر از سوي بالاييها باشيم و هم استعداد و قابليت پذيرش آزاديهاي عمل و ايجاد فضاي رقابتي را در پايين شاهد باشيم.
وي در ادامه گفتوگوي خود با ايسنا، اعمال مديريت رقابتي و غيرمتمركز را براي دانشگاهها ضروري خواند و اظهار كرد: مديريت غيرمتمركز و رقابتي، هم پيامي براي مديريت و هم دستاوردي براي دانشجويان دارد. پيام آن براي مديريت اين است كه قابليت و ظرفيت لازم براي اداره رقابتي را داشته باشد؛ چراكه اگر مدير با رفتارهاي جناحي و صنفي خود بهانه به دست بالاييها داد تا دانشگاه را به سبك متمركز اداره كنند، مقصر شناخته ميشود.
وي افزود: از سوي ديگر اگر قرار است دانشجو فعاليت داشته باشد و به انديشه نوظهوري برسد، بايد در يك بستر رقابتي باشد و اين مساله به اداره رقابتي دانشگاهها نزديكتر است. وقتي دانشگاه به صورت متمركز اداره شود، بازتاب آن تنها بر روي شيوه مديريت نيست بلكه بر فعاليتهاي دانشجويي نيز تاثير ميگذارد؛ بنابراين رقابت، هم براي رسيدن به دستاوردهاي بالاي علمي و همه براي رسيدن به افكار نوظهور و تضارب آراء، يك امر ضروري است.
در فضاي بسته و امنيتي نه به دستاوردهاي علمي ميرسيم و نه به رسالت دانشجويي
اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه «در يك فضاي بسته، متمركز و امنيتي نه به دستاوردهاي بالاي علمي ميرسيم و نه رسالت دانشجويي به خوبي اعمال ميشود» ابراز عقيده كرد: اداره متمركز دانشگاه و برخورد خميرگونه با استاد يا دانشجو، ما را نه به اهداف علمي ميرساند و نه به اهداف سياسي. متاسفانه شاهد اين مساله نبودهايم كه هم بالاييها نگاه متمركز نكنند و هم پايينيها قابليت لازم را داشته باشند و حيات دانشگاهي من همواره اين مساله را نشان ميداد كه به محض آنكه استقلالي اعطا ميشود، برخوردهاي جناحي و گزينشهاي سياسي آغاز ميشود و متاسفانه اين بهانه را در اختيار كساني قرار ميدهد كه آنها هم منويات سياسي خود را به طور متمركز اعمال كنند.
وي در ادامه، در پاسخ به اين پرسش كه آيا ميتوان نهادي را متولي ايجاد چند صدايي در دانشگاهها كرد يا اين مساله بايد يك حركت خودجوش باشد؟ گفت: ممكن است كه براي شناسايي موانع و عوامل موثر در تحقق اهداف دانشگاهي، يك نهاد اوليه نياز باشد ولي اين كار نهايتا بايد به دست خود دانشجويان و دانشگاهيان انجام شود. اشكالي ندارد كه يك برنامهريزي اوليه داشته باشيم ولي بايد ببينيم كه تا كجا قرار است به چنين نهادي مسووليت دهيم.
افروغ افزود: چنين نهادي فقط بايد زيرساختهاي اوليه، در حد شناسايي موانع و ارائه راهكارهاي مقابله با آنها را ارائه كند و نميتواند تا پايان كار متولي تحقق اهدافي باشد كه تنها بايد از طريق رقابت به دست بيايد. اينكه دانشگاه فاقد رقابت باشد، نتواند استاد و دانشجو جذب كند، نتواند مقالات اساتيد خود را ارزيابي كند و بر حسب ملاكهاي صوري ارزيابي شود و يا در خصوص علوم انساني، شاخصها توسط علوم دقيقه تعيين شود، همگي مصائبي است كه در صورت مواجهه با آنها نميتوانيم توقع داشته باشيم كه به اهداف مطلوب خود ميرسيم.
وي با بيان اينكه «نميتوانيم نهاد تصميمگيرنده و برنامهريز را حذف كنيم» گفت: خاطرنشان كرد: نقشهاي صف و ستاد بايد از هم تميز داده شود. عدهاي برنامهريزي و عدهاي اجرا ميكنند و كساني كه اجرا ميكنند، بايد آزادي عمل نسبي داشته باشند تا بتوانيم به اهداف مورد نظر دست پيدا كنيم.
وضعيت فعلي دانشگاهها را مطلوب نميدانم
اين استاد دانشگاه همچنين با بيان اينكه “وضعيت فعلي دانشگاهها را مطلوب نميدانم”، اظهار كرد: متاسفانه در حال حاضر عدهاي نه علم را خوب ميشناسند و نه به نحلههاي مختلف شناختشناسي اشراف دارند.
افروغ با انتقاد از «كساني كه نه دركي از جنبش دانشجويي و نه دركي از ماهيت علم دارند و تنها ميخواهند هرچه سريعتر به اهداف خود برسند» اظهار كرد: ما هم راجع به اين اهداف حرفهايي داريم و هم راجع به اين شيوه دستيابي به هدف. من فكر نميكنم با اين وضعيت كه برخي به دنبال آن هستند به مقصد برسيم و اگر اين مسير ادامه پيدا كند، به عقب هم برميگرديم.













