آنگاه فتنـــــــــــــهگر شدم
چکیده :همانها که سی سال پیش شکست این الگو را در زمان شاه دیده و فرجام آن را در انقلاب 57 زیسته بودند، این بار خود دست به کار تکرار همان تجربه شدند. تجربهای که عبارت بود از وارونهنمایی اعتراضات میلیونی مردم به حرکتی از پیش برنامهریزیشده جهت براندازی و انقلاب مخملی با بهرهگیری از القاب و واژگان ایدئولوژیک در سطح زبان. چیزی که برجستهترین وجه آن تبدیل جنبش سبز به «فتنه سال 88» در گفتار رسمی بود. در واقع این گفتار تلاش میکرد با فتنه خواندن آنچه پس از انتخابات در قالب تظاهرات خودجوش، مردمی، میلیونی و مسالمتآمیز 25 خرداد تجلی یافت مرهمی بر زخمهای دهانبازکرده خویش نهد و بار دیگر چینی شکسته مشروعیت خود را بندی تازه زند. پادزهر و دوای این زخم در قالب واژگانی همچون «امتحان»، «خواص»، «بصیرت» و از همه مهمتر «فتنه» ارائه شد و میشود. (از گسترش این واژه به حوزههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی میگذریم.) این خود نوعی تکرار طنزگونه تاریخ بود برای کسانی که تجربه انقلاب سال 57 را پشتسر گذاشته بودند....
کلمه- مسعود شریف: کسب و کار گفتمان سلطه گر را باید در زبان جست؛ آنجا که قرار است بستههای گفتمانی در قالبهای زبانی ارائه شوند. مقصود از زبان نیز معنای اعم آن است: زبانِ نوشتار، زبانِ گفتار، و به طور کلی عرصه زبان. این مهمترین و در عینحال آشکارترین عرصه بروز و ظهور هر آنچیزی است که به نام ایدئولوژی( و در معنای عام تر گفتمان) میشناسیم. برای پیبردن به ساز و کار گفتمان سلطه گر در یک جامعه اولین راه جستجوی ردپای آن در زبان یا ادبیات غالب و رسمی آن جامعه است. اما گفتمان در عرصه زبان به راحتی خود را لو نمیدهد. بنابراین باید در همین عرصه هم به دنبال مکانها و زمانهایی گشت که گفتمان رسمی با مشکل مواجه میشود، یعنی جایی که زبان ایدئولوژی و گفتمان بند میآید و از سخن«رانی» باز میماند.
با استفاده از استعاره ظاهر و باطن میتوان گفت تپقهای زبانی جایی است که باطن گفتار فرد عیان میشود. اگر میخواهید به کنه سخن یک فرد پی ببرید نیازی نیست به کل سخنان او گوش کنید و در پی تفسیر و تأویل آن باشید. بلکه ببینید شخص کجاها تپق میزند، لکنت میگیرد، به تکلف میافتد. میتوان معادل این تپقها را در گفتار فاخر «سهوالقلم» نامید. در ادبیات عامه نیز، مسامحتاً، بهنحوی با این گرایش روبروییم که باید از میان خطوط کلی گفتار و نوشتار، خطوط نانوشته را خواند. چگونه میتوان به خطوط نانوشته متنی یا حرفهای ناگفته فردی پی ببرد؟ از خلال همان تپقها، لکنتها، سهوالقلمها. بنابراین زبان همچنان یکی از و بلکه مهمترین تجلیگاه ایدئولوژی است.
نگاهی به ردپاهای ایدئولوژی حاکم در عرصه زبان میتواند تلاش آن را برای بازیابی انسجام ازدسترفتهاش عیان کند. پس از انتخاباتِ بحثبرانگیز سال گذشته، گفتار رسمی خود را در وضعیتی گرفتار دید که دیگر انسجام آن حتی برای طرفداران سابقاش از بین رفته بود. طرفداران صادقی که تمام امیدهای انقلابی، انسانی و مذهبی خود را در آن میجستند با تصویری مواجه شدند که قابلیت هضماش وجود نداشت. دولتی که دم از عدالت و آزادی میزد و حاکمیتی که شعار دفاع از مردم و محرومان و مظلومان را سر میداد، اینبار آشکارا به تمامی آرمانهای ادعایی خود پشت کرد، یا رگههایی از نادیدهگرفتن حقوق انسانی را که از سالها پیش وجود داشت عیان کرد و به اوج رساند.
بدینترتیب گفتار رسمیِ پیش از انتخابات با خلل و فرجهای متعددی روبرو شد. واقعیت بیرونی در تضاد با گفتار سابق بود. ادبیات رسمی دیگر نمیتوانست واقعیتِ کوچهها و خیابانها را توجیه کند. بنابراین برای ترمیم این گفتار باید چارهای اندیشیده میشد. دستگاه ایدئولوژیک، بازسازی هویت و انسجام گمشده را در دستور کار خود قرار داد.
حاصل این تلاش نافرجام اما بازتولید گفتاری بود که پیشتر امتحان خود را پس داده بود، چه در سطح جهانی، و چه در سطح ملی؛ تکرار یک الگوی از پیش شکستخورده. غمانگیزتر از همه اینکه این ادبیات از سوی همان کسانی بازتولید میشد که پیشتر خود از قربانیان آن بودند، یعنی همانها که سی سال پیش شکست این الگو را در زمان شاه دیده و فرجام آن را در انقلاب 57 زیسته بودند، این بار خود دست به کار تکرار همان تجربه شدند. تجربهای که عبارت بود از وارونهنمایی اعتراضات میلیونی مردم به حرکتی از پیش برنامهریزیشده جهت براندازی و انقلاب مخملی با بهرهگیری از القاب و واژگان ایدئولوژیک در سطح زبان. چیزی که برجستهترین وجه آن تبدیل جنبش سبز به «فتنه سال 88» در گفتار رسمی بود. در واقع این گفتار تلاش میکرد با فتنه خواندن آنچه پس از انتخابات در قالب تظاهرات خودجوش، مردمی، میلیونی و مسالمتآمیز 25 خرداد تجلی یافت مرهمی بر زخمهای دهانبازکرده خویش نهد و بار دیگر چینی شکسته مشروعیت خود را بندی تازه زند. پادزهر و دوای این زخم در قالب واژگانی همچون «امتحان»، «خواص»، «بصیرت» و از همه مهمتر «فتنه» ارائه شد و میشود. (از گسترش این واژه به حوزههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی میگذریم.) این خود نوعی تکرار طنزگونه تاریخ بود برای کسانی که تجربه انقلاب سال 57 را پشتسر گذاشته بودند. چگونه؟
پیش از انقلاب، آنگاه که مشروعیت نظام شاهنشاهی نه فقط در اذهان و قلوب مردم بلکه به صورت عینی و واقعی در خیابانها از بین رفت حکومت وقت باز هم سعی در بازسازی گفتار رسمی خود کرد. نگاهی به صحبتها و روزنامههای آن سالها نشان میدهد رژیم شاه به چه لطایفالحیلی با سرکوب مخالفان و معترضان خود، آنها را «خرابکار»هایی میخواند که نظم و امنیت شهر و دیار را بر هم ریختهاند، آسایش و آرامش را از مردم سلب کردهاند، و به تخریب اموال عمومی میپردازند. آن زمان هم از زبان حاکمیت میشنیدیم که بازاریان و کسبه از این «بلواها» بیزارند، چرا که آنها را «از کار و کاسبی و نانخوردن» انداخته است.
درست که هر حکومتی با برهم زدن نظم سابق پایههای خود را مستقر میکند، اما اسطوره ابدی و ازلی حاکمیت حفظ نظم و امنیت است. تلاش بیوقفه حاکمان بر این است که نشان دهند «شهر در امن و امان است». اصل اساسی این است که «حکومت ظالم و بد بهتر از هرجومرج است، چنانکه قانون بد بهتر از بیقانونی است». بنابراین حاکمیت همواره در تلاش است هرگونه اعتراض و مخالفت و تظاهراتی را مساوی با «هرجومرج» بداند و در آنصورت به شهروندان نهیب بزند که نتیجه کوچکترین مخالفتی آشوب و بلوا و برهمریختن نظم عمومی است. از این منظر «فتنه» نامیدن جنبش سبز مستلزم القای این ذهنیت است که مردمی که در 25 خرداد یکی از درخشانترین لحظات تاریخ معاصر ایران را رقم زدهاند مشتی «اغتشاشگر» بیش نبودهاند. معترضانی که پیش از انقلاب «خرابکار» نامیده میشدند حالا بدل به «اغتشاشگر» شدهاند. مردمی که پیش از انقلاب «رعیت» نام داشتند حالا «اراذل و اوباش» و «خس و خاشاک» هستند. فعالان سیاسی و مدنی که قبلتر وابسته به «اجنبی» خوانده میشدند حالا حقوقبگیر «بیگانگان» نام گرفتهاند، وقس علیهذا. نامها و عناوین عوض شده اما ماهیت قضیه همان است. جدول زیر صرفاً مشت نمونه خرواری از مشابهت نامگذاریهای پیش از انقلاب و پس از انتخابات اخیر را به نمایش میگذارد.
|
پدیده اجتماعی |
پیش از انقلاب |
پس از انتخابات |
|
جنبش مردمی |
آشوبگری |
فتنه |
|
معترض |
خرابکار |
اغتشاشگر |
|
روزنامهنگار |
وطنفروش |
قلمبهدست مزدور |
|
کشورهای غربی |
اجنبی |
بیگانگان |
|
مردم |
رعیت |
اراذل و اوباش |
این قسم دستوپازدنِ گفتار رسمی برای نجات خود نه فقط در تاریخ ایران که در تاریخ جهان نیز مسبوق به سابقه است. ژوئیه 1789، هنگامی که لویی شانزدهم در پاریس خبر سقوط زندان باستیل، رهایی چند زندانی و فرار لشگریان سلطنتی را در برابر هجوم مردم میشنود، بر سر پیامرسان فریاد میزند: «ولی این یک شورش است». پیامرسان پاسخ او را چنین میدهد: «نه اعلیحضرتا، این انقلاب است». لویی شانزدهم به فاصله 4 سال از این واقعه در 1793 اعدام میشود.














البته تمامی این الفاظ و یا اکثر آنها توسط …استفاده شده اند و سپس توسط فرماندهان سپاه بسیج ناجا و وزرای دولت و وکلای دولت در خانه ملت تکرار شده اند
خوب بود این آخری رو هم استفاده میکردید “میکروب های اجتماعی و سیاسی” که به سبز ها نسبت دادند
البته گوساله ومیکروب هم هستیم!
در وبلاگی به آدرس….تحت عنوان درد دل شکوه های پاسدار جانبازی است که توسط نیروهای خود سر نزدیک 5 ساعت زیر شکنجه بوده است . این جانب در هنگام دیدن ایشان در کلانتری موضوع را پیگیری کردم وی پاسدار بازنشسته و خانواده شهیدی است که به جرم مخالفت با دولت در دوران انتخابات بارها مورد تهدید واقع شده و این بار او را دزدیده و به محلی نامعلوم برده و به شدت شکنجه داده اند و سپس در جنگلهای لویزان وی را رها کرده اند. سپس تهدیدش کرده که حق نداری با جایی تماس بگیری . بچه های کلانتری می گفتند آقای یوسفی خود می داند کخ به وسیله چه گروهی دزدیده شده اما به دلایل نامعلومی طفره می رود. تما بدنش کبود و سیاه می باشد. نامبرده جانباز اعصاب و روان است. من با ایشان تماس گرفتم ولی نتوانستم از ایشان حرفی بکشم. خیلی خسته و داغون بود. فکر می کنم دارای مدرک دکتری باشد. هر چه است آدم تحصیل کرده ای است لطفاً این مطالب را به سمع مردم برسانید. جرم وی ضدیت با دولت احمدی نژاد و را ی دادن به آقای موسوی است.
خس و خاشاک یادتون رفت
منتظر الفاظی مثل پشکل و پشمک و اینا هستیم
من که یک میکروبم.انهم از نوع سرطانی ان که بزودی تمام جامعه را فرا میگیرد و پیکر طاغوت را بر زمین میزند.بگذار بگویند هر چه دوست دارند بگویند تا این پرونده سنگین و سنگینتر شود.
چند نمونه از اصطلاحات طرفداران فتنه سبز
به انتخابات میگین انتصابات یا کودتا
به 9 دی میگین قشون کشی
به احمدی نژاد میگین دیکتا….
به نتایج انتخابات میگین تقلب و دروغ
فتنه سبز روز به روز کم رنگ تر از دیروز…..
فرصت ها در گذرند………سیزدهم آبان هم گذشت……
اولا که فتنه نه و جنبش
ثانیا شما به این کودتا اگر میگی انتخابات، این حق مسلم شماست، اما از ما انتظار نداشته باش به کودتایی که وزیر اطلاعاتش میگه … طراحیش کرده، سپاهش با افتخار تمام میگه ما بودیم که…و رئیس دولت کردیم، رئیس دولتش به مردم میگه خس و خاشاک و بزرگترش میگه میکروب، اون یکی میگه رای مردم زینت نظامه، قبلش سیب زمین تقسیم میکنن، وقت اضافه به یه کاندیدش میدن، کاندید سردارش اعتراض داره، برگ رای تا نشده داره، آرای رند(round) داره، مشارکتش در بعضی جاها 210 درصده و …، بگیم انتخابات! شما بگو ولی از ما این انتظارو نداشته باش.
ثالثا اینکه نامه به همه اداره ها بفرستی که باید فلان روز فلان تعداد در فلان مراسم حاضر بشن، اینکه گونی گونی ساندیس و کیک تقسیم کنی، اینکه جرات نکنی یه تصویر هوایی از تجمع نشون بدی، اینکه خط ممتد اتوبوسها تا کیلومترها امتداد داشته باشه، اینکه اون روز فقط توی تهران مراسم باشه و همه نیروها رو توی تهران جمع کنی، اینکه …، باعث میشه ما فکر کینم اون تجمع بر اساس سلسله مراتب نظامی تشکیل شده و به همین خاطر بهش میگیم قشون کشی!
حقیتا سعی میکنم به ….نگم، دیکتاتور خصوصیاتی داره که برای ایشون و حتی بزرگتر از ایشون زیادیه، واقعا این آقایون تکرار کمیک تاریخ تراژیکن نه بیشتر، اما به هر حال ما میگیم احمدی …!!! و به هر حال شعار مرگ بر دیکتاتور بیشتر جنبه اعتراض به اعمالی رو داره که … انجام میدن نه اینکه واقعا اینها دیکتاتورن.
خوب دیگه شکر خدا که مساله جنبش سبز در حال اتمامه، پس به توصیه شیخ مهدی کروبی عمل کنید و برای اینکه هم بتونید سران جنبشو دستگیر کنید و هم جایگاه حقیر جنبشو به همه جهانیان نشون بدید، اجازه برگزاری یه تجمع رو برای ما بگیرید.
ممنون از شما
نه بابا!برادر عزیز استفاده از فیلترشکن حرام است!نکن!میری جهنما!از ما گفتن بود!
ما فتنه گرها يک چيز ديگه هم ميگيم:
زنده باد مخالف من
فتنه سبز نوید بخش فتنه سرخ است
(دوستام جوانن ملتفت نمیشن ولی شما خوب میفهمی)
شما اگر میدونی فرصتها در گذرند این شغل رو ول کن برو سراغ یه شغل حلال به یه درد جامعه بخوری . تازه واسه پدرمادرت هم یه خدابیامرزیی بخری نه اینکه واسه بنده خداها فحش و لعنت بذاری
شما اول سبز رو به نتیجه برسون بعد برو سراغ رنگهای دیگه…….
در ضمن تهمت و توهین خاصیت فتنه است که به این و اون می زنن. درس رنگ عوض کردن هم که خوب یاد گرفتی!
حتما خانوادت بهت افتخار می کنن که به این و اون تهمت می زنی و گرنه خودت خوب می دونی من به هیچ جا وصل نیستم و از جایی حقوق نمی گیریم. آفرین که مورد افتخار خانوادت هستی.
13 آبان هم که رفت…………عیب نداره 16 آذر می یاد………فقط بهت بگم فرصت ها در گذرند………
افسر عزیز جنگ نرم
برادر یا خواهر
فرصتها حقیقتا در گذرند و من و شما و بزرگای و سرورای شما و دوستان و همراهان ما روز به به روز به پایان خط نزدیکتر میشیم، بهتره به جای اینکه مدام دنبال این باشی ببینی که جنبش آزادیخواه سبز کی به اتمام میرسه و خیال تو و بزرگان و سرورانت راحت میشه با این فکر کنی:
روزگار بر همه ما در حال گذره، دیر یا زود فرشته مرگو به آغوش میکشیم و در پیشگاه قادر متعال باید حاضر شیم، یه روز میرسه که ما باید جواب بدیم چرا به شما میگیم کودتاگر دروغگو! یا به قول چرا شماها دل بزرگتونو خون کردیم! و یا اصلا چرا جایگاه فصل الخطابی رو فقط برای قانون میدونیم!
اما شما میدونی باید جواب خون ناحقو بدی، لابد میگی من نبودم یا اتفاق کوچکی بود که به قول بزرگتون توی کهریزک افتاد، اونم فقط کهریزک
و ندا هم خودکشی کرد، غنیان خودزنی کرد، پوراندرجانی خودکشی کرد احتمال اشکان تصادف کرد و … .
اما به تو و همه بزرگا و سرورات میگم که عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.
برادر یا خواهر من شما با حمایت و یا حتی سکوت خودت باید جوابگوی خون این همه بیگناه باشی، خون ناحق گریبان همه شما رو خواهد گرفت، بهت قول میدم دیر و زود داره ولی سوخت و وسوز نداره.
یادت باشه
تو هم توی همه خونهای به نا حق ریخته شده شریکی.
تهمت را که شما میزنید
قتلهای زنجیره ای آمریکایی
رشوه 50 میلیاردی
کشته های تظاهرات با انگ بسیجی
تهمت هم نمیزنم شما یا دوستهایت کامنت گذاشتید که ما “افسران جوان” ……………میبینید که جمع بستید.دقت کنید که این اصطلاح بعد از سخنرانی وحید جلیلی راجع به “افسران جوان” باب شد و بعد با حضور یکباره شما و دوستانتان در این سایت مسجل شد.که حتی مشابه این کامنتها را در سایتهای مخالف دیگر میبینم
الان شما هم مثل رسانه ملی فاز منفی میدهی یعنی این نشانه نیست(فرصتها در گذرند)
یا دوستت مجید همه زندگی را مثل … فقط در انرژی هسته ای میبیند
یا دوستت بسیجی که مداوم واژه امام خامنه ای را باب میکرد.و نکته اش دراینجا بود که تمام این قضایا همزمان با واقعه مهندسی شده غدیرقم بود که شما هم جزو این پروژه میباشید
یا دوستت سلمان که همیشه دنبال یک سوژه برای سرنخ کشیدن بود.
انشاالله که اشتباه نکرده باشم اگر شما همانطور که خودتان گفتید یک گروه باشید ما ناراضی هستیم از اعمال شما و درآمد شما محل شک است.چون وقتی ما انقلاب کردیم در رویاهایمان آزادی ناب را تصور میکردیم نه این که از چاله به چاه سایبری بی افتیم.الته اگر تهمت زدم حلال کن
افتخارم (وخانواده ام)این است که در طول عمرم به اندازه یک سخنرانی احمدی نژاد(یعنی 5 تا) دروغ گفته ام . به خاطر همین سبز هستم .
گرسنگی هم رنگ عوض نمیکند (صد تاسف).این را از تقلای بیهوده سی ساله مردم و مشت آهنین مخملین نمای …. میشود درک کرد.
حالا برویم سراغ جواب شما(اگر سانسور نکنند):
“هر گاه دیدی کل مردم ایران به صورت “خودجوش” و ناگهانی و ناغافل که زمانش را کسی نمیداند. از خانه های خود بیرون ریختند و قیام کردند آنروز آخرالزمان است.به همین خاطر است که میگویند زمان ظهور را کسی نمیداند.”
“ومکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین”
“فياتيهم “بغته” وهم لا يشعرون ”
“كه به طور” ناگهانى” در حالى كه بى خبرند بديشان برسد ”
میبینی که آنچه در گذر نیست وعده حق است
باز اگر اشتباه کردم بنده را حلال کن
اگه انتصاب نبود چرا آقاي احمدي نژاد در همان فرصتي که صدا و سيما به ايشان هبه نمود قبل از انتخابات گفت: مردم اين چند روز هم ميگذره؟ ما ميدونيم افسرجوان شما هم ميدوني؟ چرا قبل از همه رهبر به احمدي نژاد تبريک گفت؟ مگه نميداني که نتايج بايد اول تاييد بشه؟
مادر من کارمند شيلات است 9 دي به او و همکاراش گفته بودن حتما بايد در راهپيماي شرکت کنيد البته خود جوش. دو تا اداره دولتي کنار محل کار من است، کليه ي کارمندانشون رو اجباري بردن راهپيمايي 9 دي اينم بگما کاملا خودجوش با اتوبوسهاي خودجوش. ما به اين ميگيم قشون کشي. کيک و سانديس هم در 9 دي حماسه اي بود بس جاويد
در ديکتاتور بودن ايشون ديگه چيزي نميتونم اضافه کنم، از کوزه همان تراود که در اوست. يک دروغگوي خودجوش.
افسر کجايي؟ سپاهي ؟ بسيجي؟ نيروي انتظامي؟ نيروي امنيتي؟ نيروهاي نظامي؟ افسر لباس شخصي؟ افسر اطلاعاتي؟ با سوادي؟
اگر شما و تمام نيروهايي که گفتم راست هستيد. مجوز يک راهپيمايي بدهيد تا ببينيم چي و کي کمرنگ شده؟ سيزده آبان هم گذشت…. فرصتها در گذرند…..
راستي تو حمله به کوي دانشگاه از کدوم در وارد دانشگاه شدي؟
تو کهريزک به چند نفر تجاوز کردي؟
راننده ي وانتي که از روي مردم تو عاشورا رد ميشد نبودي؟
حسين شريعتمداري واسه مقالاتش از شما دعوت نکرده؟ ستون افسران کيهان خاليه ها؟
تهمتها رو کساني زدند که به مردم گفتند خس و خاشاک، کساني که به مردم گفتند بزغاله و گوساله، کساني که به مردم گفتند ميکروب.
البته ما به ميکروب بودن خود بيش از افسر بودن شما افتخار ميکنيم
خواهر محترم مینا
مگه شما نمیگی “نتایج باید اول تایید بشه؟” خوب. چرا همون موقع که انتخابات هنوز تایید نشده بود جناب میر حسین فرمودند در انتخابات تقلب شده. چرا صبر نکردند تا تایید انتخابات بیاید.
چرا هیچ مدرک و سندی رو نکرد؟
اگر بنده اشتباه تشخیص دادم حلال بفرمایید پیرو مطالب خودتان بود که فرموده بودید ما افسران جوان همیشه در صحنه حاضر هستیم.جوابتان را دادم .باز طلب حلالیت میکنم
آقا یا خانم محترم، اولا: من هیچ جا در کامنت های قبلیم نگفتم ” ما افسران جوان همیشه در صحنه حاضر هستیم”. نمی دونم این حرف رو از کجا آوردی؟
دوما: آره این حرف درسته، ما همیشه در صحنه هستیم، اما از جایی حقوق، پاداش و… نمی گیرم. به ادارات دولتی هم وصل نیستم.
سوما:بله، ما همیشه در صحنه هستیم ، اما آیا این تنها دلیل و منطق شما است که به ما بگی این شغل ماست؟
در ضمن دوستانتان از الفاظی نظیر ساندیس و… استفاده می کنن.
به نام خدا و با سلام به دوستان سبز
دوستان یک قضیه ای باب شده به اسم “ساندیس” که ریشه اش برمیگردد به رسانه های خارجی که در هنگام تظاهرات در خبرهایشان از پخش کیک و ساندیس یاد کردند.که با توجه به اینکه مخاطبان غربی به علت عدم آشنایی با ایران که ایران را کشوری فقیر و عقب مانده میپندارند که در آنجا (یعنی ایران)مردم هنوز از چهارپایان استفاده میکنند این اخبار (یعنی پخش اغذیه)کارگر می افتد.
*در جواب باید گفت یکی از راههای انقیاد مردم ایران این است که دولت در سیاست کاری کاری خود در بخش استخدام نفرات دیگر چیزی به نام “”استخدام رسمی”” ندارد و برای سر به زیر نگه داشتن مردم که جرات اعتراض نداشته باشند فقط از “”استخدام موقت”” استفاده مینماید.
بروید از آشنایانتان که شاغلند بپرسید که تفاوت کارمند( یا کارگر )رسمی با قراردادی چیست . کارمند سمی حق هر گونه اعتراض و یا حتی تحریکات دارد و به علت رسمی بودنش هیچ بلایی نمیتوانند سرش بیاورند.ولی دومی یعنی قراردادی به معنای واقعی کلمه تو سری خور (یا عرض معذرت از قراردادیها) و حق هیچگونه اعتراضی ندارد چون با کوچکترین اعتراضی فسخ قرارداد و بدبخت شدن.
بروید ار همان آشنایانتان بپرسید که الان چند در صد شاغلین رسمی هستند و چند درصد قراردادی و بپرسید آیا دیگر استخدام رسمی وجود دارد . “جالبتر” اینکه هر چه رسمی بود با پنج سال تشویقی بازنشسته پیش از موعد نمودند که از شر نفرات رسمی راحت شوند(در جواب آقای رحیمی)
*حال میرسیم به اصل مطلب :
((((در ادارات و کارخانه ها چو انداخته بودند که هر نفر قراردادی که “بسیجی” شود استخدام رسمی میشود))))
دقیقا مثل آن قضیه که میگفتند هر کس شناسنامه اش مهر نخورد استخدام نمیشود.
خدا را شاهد میگیرم که تمام این نفرات که ظاهرا بسیج را برده بودند پایین ترین قشر “فرهنگی اخلاقی” جامعه ایران بودند
افسر جوان حالا قضیه ساندیس را ملتفت شدید.شما فکر کردید بنده مثل شما و سبزها جوان هستم .در آینده بیشتر ملتفتتان میکنم
سلام
شما از همان افسران مبارزه با جنگ نرم هستید که در حضور رهبر طرف گفت و دل رهبر شاد شد؟
بگو برادر بگو هر چه میخواهد دل تنگت بگو.اما اعتقاد راسخ دارم از سر نا امیدی ونگرانی از همین فتنه داری مینویسی.اگر فتنه مرده چرا به مرده لگد میزنید؟دلیل زنده بودن بقول شما فتنه و بقول اکثریت مردم نهضت سبز همین بس که جنابعالی به خودت زحمت دادی یک فعل حرام انجام بدی از فیلتر شکن استفاده کنی و از میان میلیونها سایت جور واجور سراغ سبز ترین سایت بری و بعد مطلب بخونی و جواب بدی.من شخصا از این همه تلاش و زحمت شما متشکرم.امیدوارم دیگر عزیزان ولایی هم چماقها را کنار بگذارند و مثل شما اهل مطالعه و حرف زدن باشند.بزودی اگر جنابعالی مرحمت کنید و همه مطالب این سایت را بخوانید به صف فتنه گران میپیوندید.ان روز در جای نام خود هر اسمی دوست دارید بنویسید و در پرانتز بنویسید افسر جوان سابق.به امید دیدار مجدد شما.
البته فرصت ها در گذرند ولی نه برای ما
برای شما تا صدای مردم رو بشنوید، البته میترسم روزی برسه که بزرگترتون بیاد بگه صدای اعتراض شما رو شنیدم
البته اون روز دیگه فرصتی نمونده که بخواد از دست بره برادر
افسر جان آقاي افسر يا شايدم افسر خانم
البته به آقاي احمدي نژاد ميگيم ديكتاتور ولي …
شما به حماسه 25 خرداد كه من هنوز از به ياد آوردن اون جمعيت كه صداي نفس ازش بلند نميشد و در ميدان آزادي حتي يك شاخه گل لگد نكرد در پوست خود نميگنجم چي ميگيد؟ چند جوان فريب خورده تحريك شده كه البته بعدا متحول شدند!؟
ابته من يك صفت رو در شما تحسين ميكنم و اون خوندن سايتي است كه با آن مخالفيد. من كه گاهي به سرم ميزنه سري به رجا و فالس و بقيه بزنم از شدت دروغ ريا نفسم ميگيره و 5 دقيقه هم نميمانم اما شايد واقعيت شما را به اينجا كشانده.
ضمنا از صفت افسر زيادم احساس غرور نكن. ميخوان پشت گوشهاتون رو مخملي كنند.
آقا اصلا 25 خرداد به قول شما حماسه مردمی، ملی، خودجوش، یا اصلا هرچی که شما می گی……….
خواهشا جواب این چندتا سوال های ما رو بده اگه سایت کلمه بگذارند!!!!
سوال اول: چرا 25 خرداد فقط در شهر تهران برگزار شد؟
سوال دوم: چرا دیگه تکرار نشد؟
سوال سوم: هدف از برگزاری اون چی بود؟
ضمنا افسر جان يه چيزي تو اين پيام آخري خيلي جالب بود. تنها انگيزت براي گذاشتن اين پيام يعني سعي در تبرئه خودت به ضرب و زور و التماس از چماق داري. البته تو شايد از چماق دارها نباشي ولي صريحا داري كار هم مسلكان خودتو تقبيح ميكني و خودتو تبرئه و بطور ضمني معترفي كه اغلبتان به يه جاهايي وصل هستيد و حقوق ميگيرد.
يه نظر دادي و اين قدر مورد توجه شدي؟!! با اين حال
تو مثله اين كه در جريان نيستي يك طرف حكومته يك طرف عده زيادي از مخالفين.
مخالفين شايد به حكومت و طرفدارانش نسبت هاي گواناگوني بدن ولي حكومت اگه به مخالفانش انگ هاي مختلف بزنه ديگه نمي شه بهش گفت حكومت فراگير و مشروع. حالا يك بار ديگه نوشته اقاي شريف رو بخون “آنگاه فتنـــــــــــــهگر شدم” .
در پاسخ گويي همتون سبك يكساني داريد بدون اين كه در مورد اشتباه خودتون حرف بزنيد با توسل به اشتباه ديگران خودتون رو توجيه مي كنيد
مثلا: مي گيم حكومت نبايد به مخالفانش نسبت بي ربط بده و اون ها رو دسته بندي كنه ،مي گيد شماهام همين كارو مي كنيد. اگه بگيم دارين شكنجه مي كنيد مي گيد امريكام شكنجه مي كنه!
ما موريانه هايي هستيم كه بت هاي ظلم و دروغ و فريب را از بين مي بريم، ان شاء الله
یکی از اصطلاحاتی که فوق العاده به من برخورنده بود و ندیدم زیاد در مورد آن صحبت شود:
اصطلاح دست آموز غرب بود
این اصطلاح اوج فرعونیت بود که انسانی را دست آموز بدانی هر چند از بیخ و بن تفکر او را قبول نداشته باشی.
حضرات همه رفتارها را با نوع آموزشی که خود دیده اند اشتباه گرفته اند.
درود بر این قلم و بر این افشاگری. فقط به نظر میرسد که کودتا گران از ۱۸ ماه قبل از انتخابات تهیه کودتا را چیده بودند و در آن، سناریوهای مختلفی را در نظر داشتند. هر چند مطمئن بودند که بدون دردسر کودتا اجرا میشود و به همین دلیل سیب زمینی مجانی و پول پخش میکردند ولی طرف چون با موسوی قهرمان سابقه همکاری داشته این احتمال را هم داده بود که قهرمان ملی ما زیر بار تقلب نرود و حقوق مردم را با شکلات تمجید عوض نکند، لذا در سخنرانی معروف نماز جمعه بعد از انتخابات، نشانههای همه این تهمتها و فشارها…دیده میشود، بالا فاصله بعد از این نماز جمعه بود که … در روزنامه کیهان حوادث را مشابه زمان علی (علیه سلام) میداند و فتنه بزرگ و ……..
همه برنامه را به گونهای طراحی کرده بودند که هیچ حادثه غیر پیش بینی شدهای اتفاق نیفتد اما حضور مردم، شعور مردم و شجاعت قهرمانان سبز همه آرزوهای استبداد را به زباله دان تاریخ ریخت که تا ایران و ایرانی هست دیگربا نقاب دین فریب نخورد
اری ما کسانی هستیم که با دست خالی و یک نماد سبز و عشق به اسلام و ایران تا آخرین قطره ی خون خود فتنه گر می مانیم.
ما در ابتدا خس و خاشاک بودیم بعد ارتقا یافتیم به بز و بزغاله و گوساله وبعد هم میکروب
ولی در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد
یکم قدیمی بود ولی برای یاد اوری خوبه.
آخه تا چند وقت دیگه انتخابات(بخونید انتصابات)مجلس(بخونید وکلای دولت) میرسه.
بازم قراره بشیم ملت با شور وشعور،جوانان غیور،ملت همیشه در صحنه،…..
البته با فجایع سال89 که تو تاریخ ایران شاید کم نطیر باشه شاید نیاز به یاد اوری نباشه.
صدای گریه مادر سهراب هنوز تو گوشمه،مو به تنم سیخ میشه.
مابیشماریم.
==== فتنه سبز روز به روز کم رنگ تر از دیروز….. ====
اضافه کاری شما روز به روز بیشتر !!!!
چرا ؟؟؟
وحدت + پشتکار + همبستګی ( دفاع از حق و حقوق همدیګر ) = آزادی
Dar in fazaye siasio sepas,, KODETAYE NANGIN, pishaz entekhabat 2 hafte mellat khodeshon boodand, va man behtarin lahezate zendegim bud, shayad on moghe tu gharantine bodim
همه سرکارند
زنده باد راه امام و راه سبز ميرحسين عزيز- مرگ بر ديكتاتور- …
اي بابا. خوب ميكروبيم ديگه. بايد قبول كرد!
روزگار غريبي است نازنين دروغ مي گويند تهمت مي زنند ادم مي كشند زنداني مي كنند شكنجه مي دهند كهريزك بپا مي كنند باتوم مي زنند مملكت را غصب كرده اند با سياست هاي اشتباه و ناداني بيت المال را نابود مي كنند انموقع ادم هاي پاك و راستگو و حق طلب را فتنه گر مي دانند.خود انها منشا فتنه هستند فتنه گري كار هر لحظه انهاست.انها خيال مي كنند با اين حرف ها ديگران را گول مي زنند و خود را برحق جلوه مي دهند نمي دانند كه مردم همه اگاه شده اند .كسي كه ديگران را خس و خاشاك بنامد خود خس است.كسي كه ديگران را بزغاله بنامد خود همان است .ما با اين حرفها از خواسته هاي بر حق خويش دست بر نميداريم ما از حقوق الهي و قانوني خود نمي گذريم.بكار بردن اين كلمات از جانب اينها نشان مي دهد كه چقدر از ما مي ترسند چقدر بي ادب هستند.ما ميكروب و فتنه گر نيستيم ما مردم ايران هستيم اينجا خاك ماست وطن ماست نمي گذاريم دست ادم هاي ظالم باشد .با دروغگو ما دشمن هستيم .ما در مقابل ظلم و ستم شما و هر كس ديگر كوتاه نمي اييم .ما سبزيم سبز.
کتاب مزرعه حیوانات رو خوندین اگه نخوندین حتما بخونید ببینید چطور یک انقلاب به بیراهه کشیده می شود و چقدر به انقلاب ما شبیه است خوک دوم در این کتاب آمریکا است که همیشه مشکلات به او نسبت داده می شود بره ها مردم نادان هستند اسب همان جهادگران و بسیجی های گمنام هستند که کورکورانه برای ااین انقلاب از جان مایه می گذارند و هیچی نسیبشان نمی شود سگها نماد …هستند که اهرم قدرت در دست حاکم برای ترساندن مردم اند و…….
شبح فتنه بر همه جا سایه افکنده است. از خیابانها و دانشگاها و مساجد گذشته بر در کارخانه ها و سر بازار نیز ایستاده است! شبح ترسناک فتنه خواب و آرامش را از خداوندان قدرت سلب کرده و ابهت پوشالی آنان را به سُخره گرفته است.
التیماتوم، چماقدار و تهدید و کهریزک دیگر اثر ندارد! این میکرب را هیچ آنتی بیوتیکی را چاره ساز نیست و تا مرگ محتضر ماندنی است!
اتمامحجت دولت با طلافروشان
اقتصاد > اقتصاد کلان – رییس سازمان امور مالیاتی: خودرو مالیات گریزان را هم متوقف میکنیم.
علی حق: آخرین زور آزمایی دولت و طلافروشان از روز دوشنبه و همزمان با ارایه گزارش کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس به کمیسیون اقتصادی آغاز می شود. البته شاید این زور آزمایی را باید با برگزاری مصاحبه مطبوعاتی امروز رییس سازمان امورمالیاتی و اتمام حجت او، کلید خورده دانست. هر چند علی عسکری، رییس سازمان امور مالیاتی کشور محتوای این گزارش را مرحله بندی نحوه فراگیر شدن اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در میان زنجیره صنوف درگیر طلا تا پیش از فروشندگان ویترینی می داند، اما اولین زمزمه های به گوش رسیده از بازار طلا حاکی از این است که برخی از اعضای اتحادیه طلا و جواهر همچنان در تلاش برای جوسازی هایی به منظور ممانعت از مشمول شدن عملکرد این صنف از اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده هستند.
البته اخلال ها در روند اجرای این قانون تنها به صنف طلا و جواهر ختم نمی شود، هم اکنون با وجود توافق های پیشین،برخی از اعضای صنف آهن فروشان هم در عمل بسیاری از فروش های خود را بدون ارایه فاکتور انجام می دهند تا حداکثر گریز از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده را داشته باشند. همچنین برخی از اعضای سایر صنف های ملزم به اجرای قانون هنوز نسبت به ثبت نام اقدام نکرده اند.
به نام خدا
من یک فتنه گرم…
فعلا در عصري زندگي ميكنيم كه وكيل الدوله ها پيشتاز ترند …. سخنور ترند مجيز الدوله ها محبوب ترند و….هرچه شنا عت وپستي بر شماريم جايگزين صداقت وبزرگي شده است. خداوند قطعا سرنوشت هيچ قومي را تغير نمي دهد مگر آنكه خودشان بخوا هند.وضعيت امروز ملت ايران تفسير عيني ضرب المثل خلايق هر چه لايق بوده وهست.
جای میرحسین بودم تا ازادی زندانیان تحصن میکردم
تازه وارد قرون وسطی شدیم. جامعه عصر حجر در دنیای مدرن.
اصولا قیاس کردن و شباهت سازی دوران قبل انقلاب و بعد انقلاب نتیجه ی موثری نمیده،اگه بده کوتاه مدته.دریک کشور اسلامی بخصوص تشیع ،درگیری ها جنبه عقیدتی به خودش میگیره که پاسخ دادن و اقناع کردن مردم با این تحلیل های ساده کاره اشتباهیست.
از دولت فعلي رضايت ندارم بيشتر هم در بعد فرهنگ بيان و اموراقتصادي
جای شکر داره هنوز مرتدو خوارج نشده ایم
دمت گرم داش رحیم! که از اون شعبون بی مخم با معرفت تری! اونم مث تو به پرچم ایران قسم میخورد ولی آخرش خارج نشین شد. واقعاً که رودست اون بی معرفت اومدی! دم هرچی بچه با معرفته گرم حالا میخوان از جمکران بیان یا مدرسه حقانی! یا …
رويداد –
رحیممشایی در همايش ايران مرز پرگهر:
ایران را باید دوست داشته باشیم به هزار و یک دلیل
اسفندیار رحيممشايي رییس دفتر رییسجمهور دیروز در مراسم اختتامیه همایش ایران مرز پر گهر، از ایده ایران دوستی دفاع کرد و گفت: اگر به ایران مرز پر گهر اعتقاد داریم، بايد شاكر باشيم.
اگر علم و معرفت به وطن وجود داشته باشد، ديني كه به وطن داريم، احترام ما را به پرچم واميدارد. در اين حالت، بوسيدن پرچم هم شكر است. تعظيم پرچم، تعظيم نعمتهاي الهي و تعظيم انسان است كه در واقع، براي خدا تعظيم كردهايم. به گزارش ایسنا، رييس دفتر رييسجمهور در این مراسم که در پژوهشكده فرهنگ و هنر جهاد دانشگاهی برگزار شد، ادامه داد: ما تكليف داريم كه وطن خود را دوست داشته باشيم. عشق به ايران، علامت است و براي داشتن آن شرط لازم است. براي دوست داشتن محتاج معرفتيم. ادعاي محبتي كه منشأ معرفت نداشته باشد، دروغ است. اين محبت اتفاق نميافتد و محبت بدون معرفت وهم است كه خطر دارد. رحيممشايي تاكيد كرد: ايران را بايد دوست بداريم، به هزار و يك دليل. براي آنكه جان، سر، تن و جوارح ما از عشق به ايران سيراب شود. راهي نداريم جز آنكه ايران را بشناسيم. شناخت همه زيباييها، خاطرات تلخ و شيرين، ميراث آن علم، جغرافيا، ادب، تاريخ و مردم اين سرزمين عين دين است.
بزغاله و البته خس و خاشاک نیز می باشیم
حرف زدن آنها نشانه فرهنگ و فهم نداشته شان است
زنده باد جنبش سبز
من خودم در انقلاب 57 درتظاهرات زنجان برعلیه رزیم شاه دستگیر شدم و اولین شب در زندان یکی از دستگیرشدگان باما حرف جالبی زدوگفت بچه ها بیاییداخبار تلویزیون را تماشا کنیم وادامه داد الان خواهد گفت مزدورانی که از انطرف مرزها به زنجان امده بودند در زنجان دست به خرابکاری زدند(اصطلاحی که قبلا به انقلابیون 29بهمن تبریز بکاربرده بودند)اتفاقا همینطور هم شد وگوینده خبر چنین جمله ای را گفت وما کلی خندیدیم. (در تایید گفته های مسعود شریف)
خدای مهربان تو چقدر بزرگ و رئوفی به عظمتت سوگند کمی از صر خودت بکاه و داد ما را از این ستمگران دوران بستان به حق مهدی منتظرت با الله
پیامرسان پاسخ او را چنین میدهد:
«نه اعلیحضرتا، این انقلاب است». لویی شانزدهم به فاصله ۴ سال از این واقعه در ۱۷۹۳ اعدام میشود.
از اين عبارت آخری واقعا لذت بردم، خصوصا با اين آرزو و روياي شيرين که
…زودتر از 4 سال به آن نقطه برسد. انشاء الله . . .
آمين يا رب العالمين
دوستان ، هزاران بار علیرغم همه درد و رنجی که از این وضعیت اسف بار می کشیم خدا را شکر بگوییم که این آزمون سرنوشت ساز در عصر انفجار اطلاعات و خبر رسانی رخ داد . مجسم کنید اگر چنین رخدادی ( منظور انقلاب 57 تا امروز) پنجاه سال جلوتر رخ میداد شاید نصف مردم ایران بر سر آن جان می باختند.نه صدای کسی به کسی میرسید و نه دنیای آنزمان تجربه فاشیسم و درسی را که از آن به بهای بسیار سنگینی در جنگ دوم جهانی کسب کرد، میداشت تا بتواند قبل از آنکه کار از کار بگذرد جلوش بایستد. خلاصه آنچه امروزه در جامعه ایرانیان چه ساکن ایران و چه بیرون ایران می گذرد یک فرآیند ناگزیر تاریخی ست . بالآخره ملت باید افراد شاخص خود را در عمل بیازماید تا بعدًا در فردای ایران بتواند مسئولیت های اجتماعی را با دل مطمئن به عنوان نمایندگان خود به آنها در همه زمینه ها واگذار کند . بدون آزمون این روزها چگونه چنین کشفی ممکن می شد.به برخی از این چهره های سرشناس سینمائی چندسال قبل خودمان نگاه کنید که امروز به چه نکبتی خود را آلوده اند. چه کسی باور میکرد.امروز در خبرها بود که گویا قراراست برای بخیال خودشان پایمال کردن بیشتر خون ندا در ایران با شرکت برخی هنرمندان معروف فیلمی بسازند . خدا کند در حد شایعه باشد .خوب اگر حقیقت داشته باشد با چنین اشخاص ظاهر الصلاحی و صدها امثال اینها در دیگر زمینه ها نباید ملت تکلیفش را روشن کند.؟داستان اشغال فرانسه را در زمان فتح آن توسط هیتلر بخوانید. بسیار عبرت ها و مشابهت ها در آن دوران و این دوران هست. اگرچه ملت فرانسه از دست باصطلاح برخی هموطنانش زجرهای بی حد و حساب کشید ولی در عوض پایان بسیار مبارکی برای مردم فرانسه داشت. آری …جز بشب جلوه نباشد ماه را
میکروب و گوساله از کلمات جدید است . در سال 57 سواد آنها به این چیزها قد نمی داد ، این کلمات امروزی است به عبارتی این کلمات قرن بیست و یکم ایست
miduni un hosseini ke barash sine zadi ta be emruz
rasmesh bude ke too jang aab roo doshman bebande?
pas chera nayad yazid ham inkaro mikarde?
mage jang nabud?
alane ma mage kamtar az hamun aab bastane?
inja shena balad nabashi rahat tu in manjelab ghargh mishi
برادر تو تنها نیستی حق پیروز است..
…معلومه که تنها نیست ، همیشه هستند عده ای که آخرت خودشونو به دنیای صاحبان زر و زور و تزویر میفروشند ولی بترس از روزی که از راه میرسه _ شک نکن عزیزم ، میرسه !!! _ و مردم یقه ی همه تونو میگیرن اون روز میفهمی که چقدر تنهایی ، تنها !!!!! خدا به دادتون برسه !
“””” یا حسین میر حسین “””””
“””” اندکی صبر سحر نزدیک است “”””
مخاطبم افسر جان است. کاش میدونستیم پاسخ شما به سخنان سدار مشفق و برنامه ریزی آنها قبل از انتخابات چی هست.
زنده باد جنبش سبز.
نکته ی جالبی که من همیشه در بحث کردن با مواجب بگیرها بر خوردم، اینه که به واضح ترین شکل ممکن از پاسخ دادن فرار می کنن و سعی می کنن سوال رو با سوال دیگری جواب بدن. نکته ای که با مرور کامنت ها در مورد افسر جوان هم صدق می کنه.
البته این که یک نفر به اصول مباحثه منطقی اشراف داشته باشه، مستلزم اینه که حداقلی از درک اجتماعی، سواد و منطق در شخص موجود باشه.