سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمدسعيد ميرزايي: حلقه‌هاي ادبي هم در حال نابودي است...

محمدسعيد ميرزايي: حلقه‌هاي ادبي هم در حال نابودي است

چکیده :ميرزايي مي‌گويد: شاعر نمي‌تواند خودش را از مسائل اجتماعي و سياسي كنار بكشد و پشت يك ژست هنري و فكري بماند زيرا هيچ كمكي به مردم نمي‌كند. هنرمند مي‌تواند يكسري از ظرفيت‌هاي خفته خود را در حوزه سياست بكار گيرد زيرا وظيفه هر شاعري پرداختن به حركت‌هاي متعهدانه و آزادي‌‌بخش...


شاعر نمي‌تواند پشت يك ژست فكري پنهان شود. من به كشف و شهودهاي دروني‌ام ايمان داشتم و با كانديداتوري در انتخابات مجلس، مي‌خواستم سياست را به خدمت ادبيات و هنر در بياورم.
محمدسعيد ميرزايي(غزل‌سرا) معتقد است؛ كم تحركي در ارائه‌ي غزل مدرن كه در دهه‌ي هفتاد به اوج خود رسيده بود، به دليل به بن بست رسيدن اين جريان نيست بلكه اين وضعيت از كاهش يافتن فضاهاي ادبي و محدوديت‌هاي رسانه‌اي بوجود آمده است.
به گزارش ایلنا، ميرزايي جريان غزل مدرن را يك جريان شاخص در ادبيات معاصر ايران خواند و افزود: در دهه‌ي هفتاد بستر مناسبي در جامعه وجود داشته كه شاعران و فعالان در اين جريان از امكانات و پشتوانه‌هاي نقد و ارائه آثار در سطح گسترده برخوردار بودند و اين بهترين عامل موفقيت در آن دوره بود.
وي ضمن اشاره به لزوم و اهميت ژورناليست در حوزه‌ي ادبيات، گفت: نكته ديگري كه وجود دارد اين است كه در دهه‌ي هفتاد جريان غزل مدرن ازسوي ژورناليست‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها، مورد توجه قرار داشت و هر رسانه‌اي بخشي قابل توجهي از فضاي كاري‌اش را به ادبيات اختصاص مي‌داد. به‌عنوان مثال حتي روزنامه اطلاعات يك صفحه را به آقاي غزوه سپرده بود و در آن اشعار و مقالات روز ادبيات ايران منتشر مي‌شد. در چنين بستري طبيعي بود كه ضرورت جرياني همچون غزل مدرن در سطح اول توجهات جامعه به ادبيات قرار داشت و اين موقعيت شور و اشتياق مضاعفي را به فعالان اين جريان منتقل مي‌كرد.
اين شاعر معتقد است اين بستر در دهه‌ي هشتاد به مخاطره افتاد و امروزه خلأ آن كاملاً محسوس است.
وي در اين باره افزود: امروزه هيچ جريده و نشريه‌اي نيست كه به طور اخص آئينه‌دار جريان‌هاي اصيل ادبي ايران باشد و آنها را به جامعه منعكس كند. از طرفي چنين خلايي باعث شده بخش عمده‌اي از فعالان حوزه‌هاي ادبي؛ فعاليت خود را به فضاهاي سايبر و مجازي انتقال دهند كه البته من به اين فضاها اعتقادي ندارم چون در طي سال‌هاي اخير تحرك چشمگيري را در حوزه شعر در آنها نديده‌ام.
ميرزايي اضافه كرد: نبود فضاي مطبوعاتي به عنوان پل ارتباط بين يك جريان ادبي و مخاطبان، باعث شده كه در وهله نخست ضرورت و توجهات نسبت به اين جريان‌ها كاهش يابد و دورنماي موردنياز براي نقد و قضاوت دراختيار آنان قرار نگيرد.
وي همچنان به غزل اعتقاد دارد و معتقد است؛ هنوز ظرفيت‌هاي نامكشوفي در غزل وجود دارد كه ما از آن بي‌بهره‌ايم.
او ضمن اشاره به نظرات برخي از منتقدين مبني بر اينكه غزل شعر آينده ايران نيست، گفت: اين گونه اظهارنظرها در همان دهه هفتاد نيز وجود داشت اما غزل مدرن اتفاق افتاد و مسير خود را در بين مخاطبان پيدا كرد. به نظر من تماميت غزل به عنوان يك قالب شعري پذيرفته شده است و نبايد وجود چنين قالبي را ولو با محدوديت‌هاي فرميك و كلاسيك آن انكار كنيم.
اين غزلسرا ادامه داد: غزل مدرن با تولد و شيوع خود پيشنهادات زيادي را به غزل ارائه كرد و ما امروزه حتي در آثار غزلسرايان شاخص كه از نسل‌هاي پيشين ما مي‌آيند، نمود پيشنهادات خود را مي‌بينيم. بنابراين بايد تاثيرات غزل مدرن را در سطحي گسترده موردنظر داشته باشيم.
وي معتقد است كه اين پيشنهادات برگرفته از ظرفيت‌هاي داخلي غزل بوده و از خارج به آن اضافه نشد. او مي‌گويد آنچه در مقام نخست بايد به آن توجه داشت، اين است كه ما بايد خوانشي مدرن به قالب‌هاي كلاسيك داشته باشيم تا ظرفيت‌هاي جديد آن را كشف كنيم.
ميرزايي معتقد است جريان غزل مدرن نياز به فضا و بستر مناسبي دارد تا حيات‌اش را مورد آسيب‌شناسي قرار داد و كم و كيف طي طريق آن را در طول اين سال‌ها بررسي كرد. وي در اين باره گفت: آنچه ما در ابتدا در غزل مدرن درپي آن بوديم، رسيدن به متني عميق و دور از دسترس بود و خود من سعي كردم با فاصله گرفتن از فضاهاي سانتي‌مانتال به اين موفقيت برسم.
وي درخصوص برخي از آثار شاعران جوان هم‌دوره خودش اظهار داشت: متاسفانه برخي از دوستان غزل را به سمت ساده نويسي صرف پيش مي‌برند. اين به نظر من يك نوع پس‌رفت است. همچنين برخي از شاعران بيت به بيت غزل مي‌سازند و براي هر بيت به صورت مجزا پيشتر فكر مي‌كنند. ما دنبال اين نبوديم. ما مي‌خواستيم مخاطب را با يك متن زنده، پويا و جاري مواجه كنيم و او با خودش سطر به سطر آن به اين باور پيوسته دست پيدا كند.
اين شاعر در ادامه‌ي انتقادات خود به برخي از زير جريان‌هاي غزل مدرن اضافه كرد: در يك دوره‌اي بسياري از شاعران به تكرار و تقليد از يكديگر رسيدند و اين باعث شد كه مخاطبان جدي غزل، دل‌زده شوند. اما من ايمان دارم كه اين جريان ادامه پيدا مي‌كند. چنانكه آمار آثار منتشر شده در حوزه‌ي شعر و تعدد مجموعه‌هايي كه در قالب غزل به چاپ مي‌رسند، گواهي اين مدعاست.
وي ضمن بيان اين مطلب كه ثبت شدن تجربيات تازه در جامعه‌ي ادبي، نياز به زمان بيشتري دارد، ادامه داد: غزل مدرن تا به امروز به‌عنوان يك جريان نو و شناخته شده است و در گفتمان جامعه به نوعي نوگرايي معروف است. اما نبايد فراموش كنيم كه ويژگي‌هاي نهادينه شده در غزل باعث مي‌شود كه به ناچار با ساختارهاي كهن در اين قالب درگير شويم و اين وضعيت را ايجاد مي‌كند كه شباهت‌هاي زيادي به پسامدرن دارد.
خالق مجموعه «مرد بي‌مورد» افزود: يك روزگاري در مجلات بحث بر سر اين بود كه آيا غزل شعر زمانه ماست يا نه؟ برخي معتقد بودند، ادامه دادن غزل، پس از نيما نوعي لج‌بازي كردن است. اما هيچ كسي باور نمي‌كرد اين فرم‌ها مبتني بر قواعد فرميك غزل، با اين كيفيت اجرا شوند و مورد توجه خيل گسترده‌اي از مخاطبان قرار گيرند.
وي با اشاره به تاثير دوباره به فراهم‌سازي فضاي نقد و رسانه‌اي براي ادبيات زمانه‌مان، از كاهش يافتن حلقه‌هاي ادبي كه از زمان صفويه در ايران باب شده بودند، اظهار نگراني كرد و گفت: ما دركنار آسيب‌شناسي و بررسي‌هاي تئوريك ادبي، بيشتر از همه نياز به فضاهايي داريم كه شاعر به صورت بلاواسطه و دركنار همكاران خود شعرش را بخواند و تاثيرات آن را ببيند. همانطور كه قباني(شاعر سوري) گفته بود من تاثيرات شعرم را در چهره‌ مخاطبانم جستجو مي‌كنم.
ميرزايي در پاسخ به اين سوال كه آيا غزل مدرن توانسته جوابگوي خاستگاه‌هاي اجتماعي باشد يا نه؟ گفت: اين بحث يك بحث بنيادي است. بايد به خاطر داشته باشيم كه اصلاً تولد جريان نو با نيما، برخواسته از خاستگاه‌هاي اجتماعي بود. غزل مدرن نيز يك جريان نو است و بايد در تقابل نزديكي با اجتماع حركت كند. البته غزل مدرن در يك دوره‌اي نياز داشت بيشتر به فرم خود بيانديشد و پيكره خود را تكميل كند اما قطعاً اين جريان در آينده، بايد به مسائل اجتماعي و دغدغه هاي اقشار جامعه توجه كند، الا نمي‌تواند ماندگار شود.
وي در ادامه در پاسخ به سوالي ديگر مبني بر اينكه آيا موقعيت فرميك غزل، نوعي خاصي از نگرش و جهانبيني را ازسوي شاعر برمي‌تابد، پاسخ منفي داد و گفت: بيشتر آنچه كه در اين ساختار وجود دارد، برگرفته از ذات موسيقايي زبان فارسي ماست. زيرا زبان فارسي، ذاتاً آهنگين است. نكته ديگر منعطف بودن زبان فارسي است كه قابل توجه است زيرا ما مي‌توانيم به راحتي اركان جمله را برون از دست دادن امكاني خاصي جابجا كنيم.
اين شاعر ضمن بيان اين مطلب كه شاعري كه بي‌وزن هم مي‌نويسد، در گروي وزن است ادامه داد: من معتقدم در زمانه، غزلسراياني درحال سرايش شعر هستند كه آثارشان قابليت انعكاس در سطح جهاني را دارد. البته اين امر با يك نهضت در حوزه ترجمه ميسر خواهد شد. ضمن اينكه به نظر من هر شاعري ابتدا بايد از ناحيه زبان خود (زبان مادري‌اش) شاعر باشد.
وي كه بعداز انتشار مجموعه «مرد بي‌مورد» حضور كمرنگ‌تري در حوزه نشر كتاب داشته و بيشتر به مسئوليت‌هايي كه در صدا و سيما به محول نشر، پرداخته درمورد خودش گفت: من در طول تمام اين سال‌ها غزل مي‌نوشته‌ام و تجربيات زيادي را كسب كرده‌ام. اما اگر بخواهم تمام اين تجربيات را در فضاي فعلي به چاپ برسانم چندان پذيرفتني نيست. ترجيح مي‌دهم پس از بازسازي جريان‌هاي ژورناليستي و فضاهاي نقد كتاب بعدي‌ام را منتشر كنم.
ميرزايي ادامه داد: در طول اين سال‌ها بعضاً در برخي از جشنواره‌ها و به مناسبت‌هاي خاصي شعر خواني داشته‌ام، اما مطمئناً اين گونه آثار كه قالباً از اعتقادات شخصي من نشات گرفته‌اند، نمي‌توانند معيارهاي خوبي براي قضاوت كردن باشند. يكسري معتقد هستند من جريان غزل مدرن را رها كرده‌ام و بيشتر به شعر كلاسيك رجعت كرده‌ام، اما اين حقيقت ندارد و من منتظر فرصت‌هاي بعدي هستم.
ميرزايي كه كانديداتوري در انتخابات مجلس هشتم را نيز در پرونده كاري خود دارد، در اين مورد گفت: در هر جاي دنيا ممكن است يك هنرمند تصميم بگيرد يكسري از ظرفيت‌هاي خفته خود را در حوزه سياست بكار گيرد. اما دغدغه اول من هميشه شعر بوده. اما يادمان باشد كه وظيفه هر شاعري پرداختن به حركت‌هاي متعهدانه و آزادي‌ بخش است.
وي ادامه داد: شاعر نمي‌تواند خودش را از مسائل اجتماعي و سياسي كنار بكشد و تنها در پشت يك ژست هنري و فكري بماند زيرا با اين كار هيچ كمكي به مردم جامعه خود نكرده است. من معتقدم جسارت واقعي اين است كه براي خدمت به جامعه از هيچ امكاني، ولو حضور در حوزه‌هاي سياسي در صورت وجود قابليت‌هاي لازم، دريغ نكرد و من به كشف و شهودهاي دروني خود ايمان دارم. من مي‌خواستم سياست را در خدمت ادبيات و هنر بكار گيرم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.