از همان روز رییس دولت همه قوا را تحت امر خود میخواست…
چکیده :از همان روز که یاران امام که به حاشیه رفتند، معلوم بود می خواهند گفتمان امام را به حاشیه ببرند تا دولت را بر صدر امور بنشانند. آنگاه که یاران انقلاب را منحرف خواندند، آشکار بود که گفتمان انقلاب هم منحرف می شود و پارسال که به ستادهای انتخاباتی یورش بردند و به قول سردار مشفق اتاق های جنگ را فتح کردند، معلوم بود روزی هم رئیس دولت همه ی قوا را یکی می داند و همه را تحت امر خود می...
گروه سیاسی-هانی زرتشت: محمود احمدی نژاد در مصاحبه ای مفصل با روزنامه ی ایران، کوشیده است تا هر آنچه در چنته دارد به کار گیرد شاید در آستانه ی سفر به آمریکا و هم زمان با آشکار شدن سندی دیگر درباره ی ستاد کودتا, بر صدر اخبار بنشیند و به خیال خود قدر ببیند و کانون مقدرات عالم باشد ! غافل از آن که اینبار بد جوری میان بی تدبیری نشسته است و کمر به نابودی خود بسته است و خود کرده را هم تدبیر نیست. مصاحبه ی محمود احمدی نژاد با روزنامه ی ایران ، فرصت خوبی است برای کسانی که هنوز به حمایت دولت او خود را به زحمت می اندازند؛ تا آبروی خود را بپایند و باورشان بشود که «از ماست که بر ماست». اگرچه از این فرصت ها کم نبوده اند و کم نبوده اند حامیانی که به هرفرصتی، از حمایت او برگشته و به جبران کوشیده اند؛ اما این مصاحبه ی آخر چیز دیگری است.
آن روز که دولت نهم سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور را به بهانه ای اصلاح ساختار حذف کرد؛ اگر توسط قوای نظارتی و مسئولان امر نادیده گرفته نمی شد؛ امروز کار به وزارت امور خارجه نمی رسید و وزارت امور خارجه به حاشیه نمی رفت و مسئول دولت در یک مصاحبه ی رسمی اعلام نمی کرد که : ” ساختار وزارت خارجه، تشكيلات سفارتخانهها و درجهبندي آنها بايد عوض شود. همچنين ارزيابيها و ادبيات ديپلماتيك بايد تغيير كند “
اگر قوای نظارتی در اجرای مصوبات مجلس و مجمع ، سهل انگاری این همه سهل انگاری نمی کردند و مجلس بجای نظارت بر مجری، تعامل با مجری را رسم نمی کرد و باب معامله بر سر اجرای قانون با مجری قانون باز نمی شد و مجلس مردم به کارگروه های واسطه تقلیل نمی یافت ، امروز احمدی نژاد رسماً فاتحه ی مجلس را نمی خواند و استقلال و تفکیک قوا را به سخره نمی گرفت و ناظران قانون را یاوران خویش نمی دانست و در مصاحبه روزنامه ی ایران رسماً نمی گفت :
” بعضيها استقلال قوا را فقط براي قوه مقننه و قوه قضائيه ميخواهند. اتفاقاً قوه مجريه، قوه اول كشور است، بعضيها يك جمله حضرت امام(ره) را متعلق به زماني كه نظام ما پارلماني بوده برجسته ميكنند، آنزمان رئيسجمهور مسئول اداره كشور نبوده بلكه نخستوزير مسئول اداره كشور بوده كه از طريق مجلس انتخاب ميشده است. آن موقع مجلس بالاترين بود. اكنون در قانون اساسي قوه مجريه بار اصلي اداره كشور را بر دوش دارد و قواي ديگر بايد كمكش كنند. “
اگر جسارت احمدی نژاد در خصوص تمسخر نشانه های مذهبی و ادعاهای خارج از عرف او در باره ی آنها توسط مراجع تقلید با هشدارهای جدی تر و برخورد های تندتر مواجهه می شد و بی اعتنایی های دولت به مراجع ، با بی اعتنایی بزرگان مملکت مجال تشدید نمی یافت؛ امروز این گونه احمدی نژاد دین اسلام و مسلمانان ایران را به هم نمی آمیخت و آنها را به رخ هم نمی کشید و از تقابل آنها دل خوش نمی کرد و برای تضاد آنها نقشه نمی ریخت و آینده ی جهان را از مستضعفین نمی گرفت و به تنهایی از آن ملت ایران نمی دانست و ناسیوانالیسم مبتذل را به هم به فاشیست مبتذل و اسلام بنیادگرا گره نمی زد و منشور کورش را بهانه ی معرفی ذوالقرنین قرآن نمی کرد و از هر نمدی کلاهی نمی ساخت و کلاهداری نمی کرد و بر میراث اسلام و تمدن ایران راست نمی نشست و این گونه آهنگ دروغ به سمفونی ایران نمی نواخت که :
من به 80-70 كشور جهان سفر كردهام، در بين مردم، دانشگاهيان و سياستمداران آنها حضور يافتهام، هر روز هم دارم ميخوانم، مردم ما هم دنيا را ديدهاند، اهل دنياگردي هستند، ايرانيها به اين مسئله خيلي علاقهدارند و خوب هم هست، چون روح ملت ايران بزرگ است و نگاهش جهاني است، مشكلاتي داريم اما بالاخره مسيرمان مسير درستي است، با سرعت در مسير خوب جلو ميرويم، بايد همه كمك كنيم، همدلي، برادري و هم افزايي باشد، همچنين اميد و نشاط در جامعه باشد، كه تا حد بسيار بالايي الحمدلله هست، من اعتقادم اين است كه اين مسيري كه امروز در برابر ملت ايران باز شده، ادامه دارد، به لطف خدا هيچ عاملي ديگر نميتواند تغيير در اين راستا ايجاد كند و همه اين دشمنيها عليه ملت ايران به سنگ ميخورد. همانطور كه گفتم آينده از آن ملت ايراناست و مسير هم مسير خوبي است، اين مشكلاتي را هم كه داريم انشاءالله به فضلالهي در اين سه سال دولت دهم، تا حد زيادي حل ميشود.
از روزی که حامی سرسخت احمدی نژاد به عنوان منتقد نمونه جایزه گرفت و به حمایتش دل خوش کرد و منتقدان دولت را هر بار به بهانه ی شریعت مداری، کافر و مرتد خواند و هر روز حرمت مخالفان حکومت را به رسم شریعتمداریپرده درید؛ باید انتظارش را می داشت که با گردش آسیاب نوبت به او هم برسد و به رسم محمودِ زمانه ، او هم به خروج از دایره اسلام و ولایت و نظام تهدید شود و به زبان محمود خویش لجن مال شود و به معیار حق و باطل خویش خوانده ، این گونه سنجیده شود :
” بعضي از روزنامهها خودشان را معيار حق و باطل ميدانند. خيلي جالب است كه ميگويند اگر ما گفتيم كه مثلاً اين بد است همه بايد بگويند اين بد است. سعي كنند منصف باشند. در رسانههاي ما اخلاق بايد حرف اول را بزند. متأسفانه بعضي همين طوري افراد را متهم ميكنند. من اين مسائل را قبول ندارم. فكر ميكنند كه در بين اين 75 ميليون نفر فقط چندنفر هستند كه ولايتمدار هستند و بقيه فاسد هستند.!”
آری؛ وقتی که دلسوزان نظام ، به خاطر عدم همراهی با دولت ، سران فتنه خوانده می شوند و دلسوزی به حمایت دولت خلاصه می شود، معلوم است که احمدی نژاد حق دارد که در دلسوزی ها تردید کند و بپرسد ” مگر معني دلسوز چيست ؟ . روزگاری که به تعبیر مولایمان علی ، اسلام پوستین وارونه می پوشد و سردار مشفق ، نعل وارونه می زند و آب سر بالا می رود و قورباغه هم ابوعطا می خواند ؛ معلوم است چه کسانی داعیه دار اسلام می شوند و خود را حلاج بر سردار می خوانند تا محمود هم به حمایت تمام قد از آنها بر خیزد .
از همان روز که یاران امام که به حاشیه رفتند ،معلوم بود می خواهند گفتمان امام را به حاشیه ببرند تا دولت را بر صدر امور بنشانند . آنگاه که یاران انقلاب را منحرف خواندند ، آشکار بود که گفتمان انقلاب هم منحرف می شود و پارسال که به ستادهای انتخاباتی یورش بردند و به قول سردار مشفق اتاق های جنگ را فتح کردند ، معلوم بود روزی هم رئیس دولت همه ی قوا را یکی می داند و همه را تحت امر خود می خواند و رسماً برای منتخبان مجلس تعیین تکلیف می کند و وظیفه را بر آنان معلوم می بُرد و ته مانده ی قانون را به رای خویش بر می خواند و قاضی را به نفع خویش بر می کشد و شحنگان را از کیسه ی خلیفه ، زر می دهد .
باری؛ دولت ُ پرداخته ها، روح قانون را کشته اند و برای خاک سپاری جسم او هم خواب ها دیده اند تا روح استبداد به تمامی بیدار شود و در غیبت قانون هم ، محمود می تواند باز هم پرده دری کند و پرده از چهره براندازد و بی پرواتر از همیشه، تیغ های آخته ی استبداد رابه خون قانون آغشته کند و با کج باخته های حلقه ی خویش ، به نقش کورش و به نام اسلام و با پول نفت در سـازد و به شجاعت نداشته ی خویش بنازد.













