سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نگاه حاکم بر کشور با قانون اساسی فاصله دارد...
» معصومه ابتکار در گفت‌وگو با روزنامه شرق:

نگاه حاکم بر کشور با قانون اساسی فاصله دارد

چکیده :نگاه حاکم بر کشور با اصول مندرج در قانون اساسی بسیار متفاوت است. در قانون اساسی جایگاه احزاب کاملا مشخص شده و ما باید به قانون بازگردیم. در مجموع من رکود جریان اصول گرایی را در عدم تحقق وعده ها و شعارهای اصول گرایی، کمرنگ شدن مباحث اخلاقی و مهم تر از همه حذف رقیب می بینم. در حال حاضر خیال آن ها راحت شده که رقیبی ندارند و تا مدت نامحدودی بر سر قدرت خواهند ماند، این حس، بسیار خطرناک...


اصلاح طلبان که منتقدان  وضع فعلی محسوب می‌شوند، چه نگاهی به مسائل کشور دارند و راه حل پیشنهادی آنها برای حل مشکلات اساسی کشور چیست؟ آنها در روش، چه راهکاری را برای تداوم بخشیدن به سیاست‌ورزی خود پیگیری می‌کنند و آیا روش‌های پیشین را همچنان کارآمد می‌دانند یا آنکه به دنبال راهکارهای جدیدی برای ایجاد تحول در سیاست‌ها به سمت آرمان‌های انقلاب و خواسته‌های مردم هستند؟

اینها نکاتی است که در گفت‌وگو با معصومه ابتکار به بحث گذاشته شده است. این عضو شورای شهر تهران معتقد است که اصلاح طلبان قابل حذف شدن نیستند و مهمترین خواسته آنها برای حل مشکلات، بازگشت حاکمیت به قانون اساسی و موازین قانونی است.

مشروح این گفت‌وگو را که روز پنجشنبه هجدهم شهریور ماه در روزنامه شرق منتشر شد، در ادامه می‌خوانید:

با توجه به اتفاق های چند سال اخیر به نظر می رسد گفتمان اصلاح طلبی نتوانسته در روش موفق باشد. یعنی روش ها و راه کارهای مناسبی را برای پیش برد این گفتمان در جامعه بیابد. نظر شما در این باره چیست؟

در مفهوم پیروزی و شکست تفاسیر زیادی می توان انجام داد و باید دید که پیروزی یا شکست در کجا قراردارد. غلبه ظاهری و مقطعی یک جناح سیاسی بر امور کشور و دردست گرفتن قدرت دلیل نمی شود تا گمان بریم که یک جناح کاملا به پیروزی رسیده و توانسته تفکراتش را نهادینه کند. به نظر من ماهیت گفتمان اصلاح طلبی، فرهنگی و فکری است و ریشه در تحولات فکری مردم دارد. تفاوتش با دیگر دیدگاه ها نیز در همین جا است، اگر ریشه ای به مساله نگاه کنیم، تفکرات اصلاح طلبانه به دیدگاه ها و تفکرات امام خصوصا در مورد انقلاب بر می گردد . در آن زمان در حالیکه بسیاری از گروه های سیاسی فعال علیه رژیم شاه به امام پیشنهاد می دادند که انجام عملیات ضربتی و چریکی ، ترور و حذف فیزیکی اهداف انقلاب را پیش ببریم امام صراحتا مخالفت می کردند و موافق این مشی برای پیش برد انقلاب نبودند. ایشان بر این اعتقاد بودند که اگر ما حتی سران یک جریان را از بین ببریم اما مردم نسبت به این جریان توجیه نباشند و در بدنه جامعه تحولی رخ ندهد، این انقلاب نیست و مسیری که می خواهیم کشور در آن پیشرفت کند و به تعالی برسد با ترور، خشونت و حرکت های قهر آمیز محقق نمی شود. امام معتقد بودند که با یک تغییر مکانیکی و جابه جایی ظاهری در قدرت نمی توان نتیجه مطلوب را در کشور به دست آورد و از این رو با تمامی روش های خشونت آمیز مخالفت کردند.

امام باور داشتند انقلاب و بعد هم تاسیس جمهوری اسلامی مبتنی بر ارتقاء آگاهی و بسط فهم و شعور مردم است و در واقع باید فضایی مناسب ایجاد شود برای آنکه مردم بتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند و آگاهانه انتخاب کنند. مبتنی بر این آگاهی است که بنای یک نظام سیاسی پویا و روبه رشد را می شود پایه ریزی کرد و این را در تمام طول عمرشان نیز به ما نشان دادند.

به نظر من امروز نیز اصلاح طلبان با توجه به تحولات اجتماعی و متغیرهای دیگری که وارد عرصه سیاست شده، همان مبانی فکری امام را دارند. یعنی دنبال غلبه گفتمان فرهنگی بر گفتمان خشونت طلب و اقتدار محور هستند. از این منظر گمانم این است که ضرورت وجود جریان اصلاح طلبی، بیشتر برای نظام محقق می شود. از طرف دیگر اصلاح طلبان به عنوان یک رقیب سالم و منتقد منصف که اشتباهات، ایرادات و کاستی ها را می بینند، با جسارت و شجاعت درمقابل کجی ها و ایرادات می ایستد و خواهان اصلاح امور هستند، می توانند مانع اضمحلال و آسیب های جدی به سیستم های بنیادین و سیاسی کشور باشند.

در واقع حضور اصلاح طلبان می تواند در رفع مشکلات موثر باشد . همچنین باید وجود اصلاح طلبان به عنوان یک جریان سیاسی و یک واقعیت غیر قابل انکار پذیرفته شود. با وجود همه تلاش های صورت گرفته در خصوص حذف اصلاح طلبان و محدود کردن افراد و چهره های سرشناس آن و تمام مشکلات پیش روی این جریان و همچنین حذف از تمامی ارکان قدرت و یکدست شدن آن، بسیاری از عقلای جریان مقابل متوجه شدند اصلاحات غیرقابل حذف و یک ضرورت برای بقای آینده ایران است.

البته همه موافق این تفکر نیستند و عده ای اصرار بر محو کامل اصلاحات دارند. چنانچه با انواع تهمت ها و رفتارهای سخیف نسبت به افراد و رهبران این جریان سعی می کنند تا اصلاحات را از صحنه حذف کنند. اما خرد جمعی وتلاش هایی که صورت می گیرد نشان می دهد اکثریت، واقعیت اصلاحات و اصلاح طلبان را به پذیرفته و حتی صحبت از برقراری یک گفتمان با اصلاح طلبان شده است که امیدوارم قبل از اینکه خیلی دیر شود و به کشوربه دلیل فقدان آن نگاه متعادل آسیب های جدی وارد شود، بتوانیم آن گفتمان را برقرار سازیم.

در مورد اینکه گفتمان اصلاح طلبی در جامعه موفق است یا خیر بحثی ندارم، منظور بیشتر این است که اصلاح طلبان از روش های موفقی برای پیش برد این گفتمان استفاده نکردند و باید برای پیش برد آن، روش های دیگری را اتخاذ کنند. آیا فکر نمی کنید باید روش ها را تغییر دهید؟

دقیقا مثالی که در خصوص امام زدم در همین رابطه بود. امام به روش های فرهنگی اعتقاد داشتند و با وجود آنکه پیشبرد چنین گفتمانی از طریق روش های فرهنگی سخت و دشوار است اما بر آن پای می فشردند و ما نیز به همین روش اعتقاد داریم. بسط آگاهی ها، ارتقای سطح آگاهی و اطلاع مردم و استفاده از ابزار فکری و فرهنگی که بعضا به اشتباه ” جنگ نرم” نیز خوانده می شود، می تواند تفکرات اصلاح طلبانه را رو به جلو برد.

فکر می کنم مبانی انقلاب ما فرهنگی و فکری بود. یعنی یک انقلاب نرم و دین ما نیز دینی است که مبنایش انقلاب نرم است که طرف مقابل تعبیرجنگ نرم از آن دارد. این حیطه، حیطه و وادی فکر و اندیشه است و کسی که بتواند افکار و اندیشه ها را به شکلی قانع کند و قلب ها را به دست آورد می تواند بر مردم غلبه داشته باشد. در خصوص روش نیز بسط آگاهی ها، ارتقای سطح افکار مردم و محدود نکردن ارتباطات اصلاح طلبان به نخبگان از جمله راه ها و روش هایی است که اصلاح طلبان برای پیشرفت اندیشه های خود به کار می برند. البته اصلاح طلبان معمولا با نخبگان ارتباط داشته اند و در این گروه الیت، نخبه، روشنفکر و دانشگاهی که در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تاثیر گذار بوده اند نیز همیشه موفق عمل کرده اند. اما باید این ارتباط را در عامه مردم گسترش دهند. در این مورد همیشه چالش هایی وجود داشته و اتفاقا بحث آگاهی دادن و ارتقاء افکار عمومی در این جا معنی پیدا می کند. اگر چه باید این نکته را نیز در نظر بگیرید که امکانات اصلاح طلبان در این زمینه همیشه محدود و در حال حاضر بسیار محدود است. به طور مثال ما در بخش رسانه بسیار محدود هستیم و بسیاری امکانات از ما گرفته شده است. رسانه ملی که دیگر ملی نیست و کاملا جناحی شده و متاسفانه حتی از عهده برگزاری یک مناظره در هفته نیز بر نمی آید و یا توانایی آنکه واقعیت ها و تفاوت های فرهنگی و اجتماعی کشور را نشان دهد، ندارد و در قالب یک تفکر و اندیشه برنامه سازی می کند. این سبب می شود که اصلاح طلبان کار دشواری داشته باشند و به صورت طبیعی به سوی فضای مجازی و خصوصا شبکه های اجتماعی که از قبل نیز وجود داشته، بروند. البته شبکه های مجازی نیز همواره تحت نگاه امنیتی طیف مقابل بوده، یعنی به آن امنیتی نگاه می کنند.

گسترش شبکه های اجتماعی از منظر اصلاح طلبان به رشد و بالندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی منجر می شود که متاسفانه به دلیل همان دیدگاه امنیتی، این امکان نیز از اصلاح طلبان گرفته شده است. اما مسلم است که برخوردهای دفعی و فراقانونی و اقتدارگرایانه در شیوه ها و روش های اصلاح طلبانه نمی گنجد و نمی توان با این دید وارد عرصه سیاست و رقابت شد. از این رو گمان می برم روش ها و شیوه های اصلاح طلبانه مشخص است. همچنین بر این باور هستم که گفت وگو با رقیب و ایجاد گفتمان با آنها نیز می تواند به ما بسیار کمک کند. البته همیشه عده ای مخالف سرسخت این موضوع بوده اند، چراکه نگران تاثیر گذاری متقابل این گفتگوها هستند. از آنجا که اصلاح طلبان اکنون منتقد هستند و حرف منتقد اصولا بیشتر اثر می گذارد، اصول گرایان از این گفتمان دو طرفه نگران بوده اند.

گفت و گو لازمه سیاست ورزی و برای همه طرفین واجب است، اما همیشه مخالفانی داشته و حتی زمانی عده ای بودند که وحدت را نیز رد می کردند یا حکومت های اتئلافی با این عنوان که دولت نمی تواند شرکت سهامی باشد، از نظر ایشان مردود بوده است.

از وحدت و گفتگو گفتید. اخیرا نیز در این باره زیاد صحبت شده است. فعالان جناح اصول گرا نیز بر این موضوع بسیار تاکید کرده اند؛ با توجه به اینکه بخشی از چهره های اصلی اصلاح طلب به هردلیلی سکوت کرده اند و یا کنار گذاشته شده اند، در حال حاضر چه طیف و گروه هایی از اصلاح طلبان با کدام جریان اصولگرا آماده گفتگو هستند؟

مقام رهبری روی بحث وحدت و همدلی در جامعه تاکید داشته، اما هربار که این موضع مطرح شده، عده ای از سوی اصول گرایان چارچوب ها و اصولی را مطرح کرده اند. متاسفانه برخی در این موضوع نگاهشان حداقلی است که این به خودی خود موضوع وحدت را نفی می کند و اگر می خواهیم همدلی به وجود آوریم به جای آنکه شرایطی را تعیین کنیم که اکثریت از آن حذف شوند، فضایی را باید به وجود آوریم که همه را در بر بگیرد و یا حداقل اکثریت در آن جای گیرند.

فکر می کنم این تفاوت تحلیل و نگاه بخشی از اصول گرایان با اصلاح طلبان بر سر موضوع وحدت است. در حال حاضر گروه هایی در جریان اصول گرایی بر این باورند که وجود اصلاح طلبان برای کشور ضروری است. در عین حال به شرایط موجود نقد و به اصلاح امور اعتقاد دارند و می خواهند رو به جلو حرکت کنند و شرایط را بهبود بخشند. وجود این طیف قدرتمند در اصول گرایان بسیار امیدبخش است و می تواند شرایط کشور را بهتر کند. از این طرف اصلاح طلبان در شرایط دشواری به سر می برند و این یک واقعیت است. مقدماتی که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه معروف خود برای بهبود امور مطرح کردند محقق نشده که بتوان بر مبنای آن مصالحه ای صورت بگیرد. بسیاری از اصلاح طلبان، سران اصلاح طلب و چهره های شاخص آن در محدودیت های جدی قرار گفته اند و امکان فعالیت برای آنان وجود ندارد. به طور مثال معدود روزنامه هایشان با وجود رعایت تمامی موارد، اخطار می گیرند. این در شرایطی است که اصلاح طلبان حرف های بسیاری برای گفتن دارند که می تواند راه گشا باشد و معضلات کشور را حل کند. بسیاری از پیش بینی هایی که اصلاح طلبان در خصوص آینده کشور می کردند مانند بحث تورم متاسفانه رخ داده است. در دولت نهم اقتصاد دانان با تجربه و کاردان در نامه هایی خطاب به آقای احمدی نژاد بسیاری از مسایل را پیش بینی و وضعیت امروز را گوشزد کردند که اگر به آنها توجه کافی می شد مطمئنا وضعیت اقتصادی به این گونه نبود. اکنون نیز اصلاح طلبان با وجود تمام خسارت ها، دلشکستگی ها، لطمات و آزارهایی که به این جریان وارد شد باز حاضر هستند در صحنه حضور یابند وبرای بهبود اوضاع تلاش کنند.

این گفتمان اصلاح طلبی است که برای بحران ها راه حل دارد. اگر به وحدت از این منظر یعنی برون رفت از بحران های پیش رو و استفاده از ظرفیت های اصلاح طلبانه نگاه شود می تواند متفاوت و مثبت باشد. به طور مثال همین ائتلاف اسلامی زنان که از4 سال پیش تشکیل شد می تواند مثال خوبی برای وحدت باشد. در یک مراسم افطاری، خانم های اصلاح طلب و اصول گرا کنار هم نشستند و با وجود تمامی اختلافات فکری و روش های سیاسی، براساس یک سری اشتراکات خصوصا بر سر حقوق زنان و علاقه مشترک به آینده ایران، جوانان و این مرز و بوم بر سر یک سری اصول توافق کردند. در رابطه با بحث لایحه خانواده دیدید که چه میزان اثر گذار بودند و موفق شدند. در مجموع تنگ نظری ها و بدبینی ها از سوی یک جریان باید از بین برود تا شرایط وحدت محقق شود.

در مورد چارچوب ها صحبت کردید. برای آغاز گفتگوها چارچوب های مورد قبول از طرف اصلاح طلبان چه می تواند باشد؟

چارچوب ها در قالب همدلی، آینده مشترک ایران و انقلاب، حفظ کشور در مقابل بحران های خارجی و چالش های داخلی، استفاده از فرصت ها و رد تهدید ها تعریف می شود. اما اگر بخواهیم عملی بحث کنیم مهم ترین بحث موضوع قانون است و میثاق مشترک همه ما نیز قانون اساسی است. بحثی فراتر از این نیز در حال حاضر اصلاح طلبان ندارند و می گویند که قانون اساسی که حاصل رای اکثریت مردم به جمهوری اسلامی است، مورد تایید امام بوده و ایشان با دقت و حساسیت پیگیر تصویب آن بوده اند باید به طور کامل اجرا شود.

پای بندی و عمل به قانون برای اصلاح طلبان بسیار مهم است. ما قوانینی داریم که مورد توافق همه است و به شکلی میثاق ملی بوده اند. مانند بحث سند چشم انداز بیست ساله. برای این سند زحمات بسیاری کشیده شده است و کارشناسان، اساتید و افراد بسیاری برای تدوین آن تلاش کرده اند و نباید اینگونه مورد بی اعتنایی قرار گیرد. این سند زمانی نگارش شد که اصلاح طلبان بر سر کار بوده و سید محمد خاتمی رییس جمهور بود. این سند توسط دولت و مجلس اصلاح طلب تهیه شد، از سوی شورای نگهبان اصول گرا به تصویب رسید و از طرف رهبری نیز ابلاغ شد. پس همه طیف ها بر سر آن اتفاق نظر دارند و نمی توان سهل انگاری و بی توجهی به این قانون را پذیرفت. این اتفاق در خصوص قانون برنامه چهارم نیزافتاد. کمترین توجه به قانون برنامه از سوی دولت صورت گرفت و قانون معطل ماند. حتی مرکز پژوهش های مجلس اعلام کرد که قانون اجرا نشده است.

اکنون نیز چالش اصلی بحث اجرای قانون است، قانونی را مجلس تصویب و ابلاغ می کند اما دولت به آن عمل نمی کند. از سوی دیگر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز مصوباتی دارد که در قوه مجریه انعکاس پیدا نمی کند وبه آن بی توجه هستند. بحث قانون گرایی بسیار مهم است و اگر ما نتوانیم مساله قانون گرایی را نهادینه کنیم مشکلات اساسی در فرایند مردم سالاری و دموکراسی خواهیم داشت. بخشی از این عدم اجرای قانون بر می گردد به نظامات سیاسی و عملکرد قوا. خصوصا مجلس که به نظر من در این زمینه خیلی تعلل و مماشات کرده و نمی تواند در قبال این بی قانونی ها بی تفاوت باشد. البته سخنرانی ها، تذکرات و گزارشاتی بوده اما مجلس درمقابل بی قانونی ها از ابزارها و اختیارات خود استفاده نکرده است و این نقد بزرگ و درست اصلاح طلبان برمجلس و فضای حاکم بر کشور است. ما مبنا را می گذاریم قانون و اصلاح طلبان نیز حرفی به جز اجرای قانون ندارند و تمامی اعتراضات و انتقاداتشان هم در خصوص عدم اجرای قانون است. در این حال جالب است اصلاح طلبان به مواردی متهم می شوند که اصلا در قاموسشان وجود ندارد و هیچ گاه صحبتی فراتر از اجرای قانون اساسی به دور از جناح بندی ها و تفاسیر جهت دار نداشته اند. این انتظار خیلی عجیبی نیست اما با آن برخورد یک جانبه، یک سویه و بدی صورت گرفت. ما وقتی صحبت از وحدت می کنیم منظوری فراتر از قانون گرایی و اجرای قانون نداریم.

در بحث اجرای قانون همان طور که ذکر کردید مجلس یکی از ابزارهای نظارت بر اجرای قانون است. اما یکی دیگر از این ابزارها احزاب و تشکل های سیاسی هستند که بر اجرای درست قانون نظارت دارند. درحال حاضر با توجه به اینکه احزاب اصلاح طلب محدودیت هایی دارند و احزاب اصول گرا نیز به نوعی در این رابطه منفعل عمل می کنند، گمان نمی برید که با تشکیل شبکه های اجتماعی می توان این خلاء را پر کرد؟

شبکه های اجتماعی جا و کارکرد خود را دارند و می توانند در تحول فرهنگی و اجتماعی که به تشکیل احزاب موثر، پویا و روشنگر منتهی شود موثر واقع شوند. اما در نهایت در عرصه فعالیت های سیاسی احزاب باید فعال شوند. اگر با اسم حزب مشکل دارند عیبی ندارد، اسم آن را عوض کنند. اما اینکه اجازه ندهند یک گروه سیاسی به عنوان رقیب فعالیت کند و بخواهند طیف خاصی را حذف کنند مطمئنا به بن بست می خورند. همین امر یعنی حذف رقیب سبب می شود تا حزب حاکم دچار رکود شود و احساس کند که قدرتش مطلق است و چون دو عنصر زمان و محدودیت یعنی زمان پایان یافتن قدرت و محدودیت پاسخگویی وجود ندارد، دچار انحراف می شود. حتی اگر اخلاق گراها هم سر کار باشند باید نظارت وجود داشته باشد و اگر بخواهیم فرمایشات امیرالمومنین را به عنوان منشوری برای ساختار سیاسی در نظر بگیریم ایشان بارها در نامه خود به مالک اشتر به بحث نظارت دقیق و حسابرسی تاکید کرده اند. اما زمانیکه رقیب نباشد بسیاری از این مسایل دچار رکود می شود و سستی، یک نواختی و باندبازی به وجود می آید. به نظر می رسد که اصول گرایان تصور و گمان دیگری داشتند و بر این باور بودند که می توانند به تنهایی از پس مشکلات بر آیند. اما به نظر می رسد در این زمینه شکست بزرگی خورده و نتوانسته اند از عهده شعارهایی که می دادند در رابطه با پایبندی به اصول و حفظ موازین بر آیند. آنها خود به این دوگانگی رسیده اند و چنین پرسش هایی در میان خودشان نیز مطرح است.

البته این چالش ها برای اصلاح طلبان زمانی که بر سر قدرت بودند وجود داشت. چراکه ذات قدرت چنین مواردی را به همراه می آورد. منتهی از آنجا که نگاه اصلاح طلبان باز بود و از حضور و نقد رقیب و چالش هایی به وجود آمده توسط رقیب استقبال می کردند پویایی بیشتری به وجود می آمد.

متاسفانه همان رقیب اکنون به صراحت می گوید که احزاب را قبول ندارد و می خواهد به سمت نظام تک حزبی حرکت کند. یعنی نگاه حاکم بر کشور با اصول مندرج در قانون اساسی بسیار متفاوت است. در قانون اساسی جایگاه احزاب کاملا مشخص شده و ما باید به قانون بازگردیم. در مجموع من رکود جریان اصول گرایی را در عدم تحقق وعده ها و شعارهای اصول گرایی، کمرنگ شدن مباحث اخلاقی و مهم تر از همه حذف رقیب می بینم. در حال حاضر خیال آن ها راحت شده که رقیبی ندارند و تا مدت نامحدودی بر سر قدرت خواهند ماند، این حس، بسیار خطرناک است و احزاب اگر باشند اجازه به وجود آمدن چنین فضایی را نمی دهند و نشاط سیاسی را به جامعه خصوصا نسل جوان برخواهند گرداند.

با توجه به آنکه در حال حاضر بسیاری از احزاب اصلاح طلب محدود شده اند و امکان فعالیت ندارند، آیا اصلاح طلبان به فکر تاسیس احزاب جدید و یا تشکیل شبکه های اجتماعی نیستند؟

در شرایط فعلی تکلیف احزاب اصلاح طلب در بلاتکلیفی است. در واقع برخورد قانونی با احزاب اصلح طلب نمی شود. یکسری اتهامات به آنها زده شده و در مقابل این احزاب باید بتوانند ازخود دفاع کنند، جواب دهند و رفع اتهام کنند. به گمانم هنوز به یک شرایط عادلانه و متعادل نرسیده ایم تا با قاطعیت بگوییم که این احزاب منحل شده اند و حزب جدیدی تشکیل دهیم. متاسفانه فشارها نیز به شکلی است که فعالیت حزبی مطلوب نیست و حتی احزاب اصول گرا نیز چندان امکان فعالیت ندارند.

برای برون رفت از این فضا و به وجود آوردن فضایی بهتر و مناسب تر چه راهکارهایی در نظر دارید؟

در حال حاضر بحث و گفت و گو در مورد مسایل و مشکلات جامعه، تنگناها و انتقال دیدگاه ها در همان فضاهای محدودی که بین اصلاح طلبان و اصول گراها وجود دارد می تواند مفید باشد. خصوصا انتقال مسایل به کسانی که نفوذ دارند و طرح مشکلات با آنان می تواند موثر واقع شود. ارتقاء آگاهی ها و دانش و ایجاد شبکه های اجتماعی بین مردم نیز راه گشا است. فضای تهمت، تخریب و حرف های ناشایست خصوصا در تریبون های رسمی باید قطع شود و این اتهام های بی پایه و بی ریشه نیز باید از بین برود چرا که می تواند فضا را مخرب سازد و بر نسل جوان نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت.

نباید نا امید بود و به گمان من آینده روشنی پیش رو است و شرایط دشوار کنونی به گشایش و تحول خوبی در آینده منتهی می شود که لازمه اش رشد آگاهی ، اندیشه و بینش در بین مردم است. مطمئنا اصلاحات زنده است و اصلاح طلبان به آینده ایران، جمهوری اسلامی و انقلاب امیدوار هستند و برای حل بحران ها حرف هایی بسیار و راهکارهای قابل تامل دارند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.