سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آموزه‌های علی (ع)، شاکله وجودی طالقانی...

آموزه‌های علی (ع)، شاکله وجودی طالقانی

چکیده :چون طالقاني تربيت شده مكتب انسان ساز علي بود آموزه هاي علي را نيز به جان گرفته و عوامل مستعد ژني و محيطي او در هم آميخته و در شاكله او منش و روشي علي گونه رخ نموده بود. او هيچ گاه از بدگويان خود گله نكرد و با بزرگواري از عيب جويان و رفتار زشت كج انديشان عبور مي...


اعظم طالقاني

از زماني كه پدر در قيد حيات بود تا امروز پیوسته به این موضوع فكر می کردم و در من بود كه چه عواملي در تكوين شخصيت طالقاني نقش داشتند؟ شايد عوامل و دلايل زيادي براي ريشه يابي شخصيت او مطرح باشد ولي نكته اينجاست كه شخصيت و منش طالقاني به گونه اي بود كه مخالفين و موافقین را جذب كند.

از خود مي پرسم چگونه بود كه نسبت به همه حسن نظر داشت و نسبت به كساني كه در شرايط مختلف تغيير موضع مي دادند و رنگ عوض مي كردند، يا نسبت به حقوق مردم بي تفاوت بودند، با ناراحتي و پرخاش برخورد مي كرد و از رفتار بي ثبات آنها رنج مي برد؟ چرا نسبت به جرياناتي كه صرفا پول و ثروت را عامل قدرت يابي و حفظ قدرت مي پنداشتند بدبين بود؟

از خود مي پرسم چگونه پيش از آنكه به خود بيانديشد به توانايي ها و استعدادهاي نهفته مردم مي انديشيد؟ و چرا سعي مي نمود مردم را هوشيار و آگاه كند تا استعداد و توانايي هاي نهفته آنها بروز يابد؟ چرا نسبت به قدرتمداران و استثمارگران خشمگين بود و با آنان به طور مسالمت آميز مبارزه منطقي و فكري داشت؟ و چگونه ظرفيت وجودي او شكل يافته بود كه اشتباهات بزرگ اطرافيان را ناديده مي گرفت و گذشت مي كرد و در زندگي هميشه با تساهل رفتار مي نمود؟

چرا حتي با زندانبانان خود رفتاري داشت كه آنها با او يار و همدل مي گشتند و پيرو انديشه و رفتار او مي شدند. با چه ديدگاهي با بازجويان به بحث و گفت و گو مي‌نشست تا ثابت كند در تاريخ اسلام رفتاري از پيامبر(ص) و علي(ع) نقل نشده كه فردي را شكنجه يا آزار و اذيت كنند و پيوسته به گذشت و رفتار خردگرايانه از جانب زندانبانان و بازجويان تكيه داشت؟ چگونه زيست كه پس از او دارايي قابل ذكري به جا نماند و در طول حيات شايد ديگران از او ستاندند اما او با بزرگواري از عمل آنها عبور كرد؟

او هيچ گاه از بدگويان خود گله نكرد و با بزرگواري از عيب جويان و رفتار زشت كج انديشان عبور مي نمود، تا جايي كه با ابتكار او نماز جمعه برپا شد و مسووليت برگزاري نماز جمعه نيز بدو واگذار شد.مسئوليتي سخت و طاقت فرسا. در آن زمان پيوسته گله و شكايت مي آمد كه چرا فلان آيات را در نماز جمعه خوانديد و فلان آيات را نخوانديد! و او هم چنان مقاوم و صبور راه استوار خود را ادامه مي داد.از خود مي پرسم چطور با صبر و تحمل هيچ گاه نه تنها به كساني كه اورا وهابي يا… مي دانستند گلايه نكرد، بلكه اگر مايل بودند با استدلال و منطق به گفت و گو با آنان مي پرداخت و نظر آنها را تغيير مي داد؟ به همين دليل هم بود كه بسياري از روبرو شدن با استدلال هاي ايشان مي گريختند و او به راه خود ادامه مي داد و به برداشت و دريافت هايش از كتاب خدا و سنت تداوم مي داد.

در حيرت بودم چرا نسبت به انسان ها در هر جايگاه و موقعيتي كه بودند احترام مي گذاشت و با بزرگواري با آنان نشست و برخاست مي نمود و سعي داشت نقاط مثبت ديگران را شناسايي و تقويت نمايد؟ براي او پير و جوان، روستايي و شهري، رئيس و مرئوس تفاوتي نداشت و همگان ارزش و جايگاه انساني را در كنار او حس مي كردند؟ خلاصه آنكه او تاكيد داشت تاريخ بخوانيد و تاريخ اسلام و تاريخ ويلدورانت را مطالعه كنيد. ترجمۀ جلد اول كتاب امام علي(ع)را نيز با اين منشا فكري آغاز كرد، 7 جلد بقیۀ آن را دكتر محمد مهدي جعفري ترجمه نمود.

من نيز پس از آنكه اين كتاب را مطالعه كردم توانستم ذره اي از وجود و حيات حضرت علي(ع) را درك كنم و فهميدم كه مرحوم سيد محمود طالقاني چرا چنين بود كه نقل كردم، شايد بتوان ادعا نمود چون طالقاني تربيت شده مكتب انسان ساز علي بود آموزه هاي علي را نيز به جان گرفته و عوامل مستعد ژني و محيطي او در هم آميخته و در شاكله او منش و روشي علي گونه رخ نموده بود.

«خدایش رحمت خاص را نصیب او گرداند، جایگاهش متعالی و انشاءا.. متعالی تر گردد.»

منبع: پارلمان نیوز


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.