سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محتشمی پور: چگونه است که ستم کردن مجاز شده و اعتراض به آن جرم محسوب می‌شود؟...

محتشمی پور: چگونه است که ستم کردن مجاز شده و اعتراض به آن جرم محسوب می‌شود؟

چکیده :آقایان اقتدارگرا چرا حاضر نیستند با او گفتگو کنند؟ چرا حاضر نیستند حتی در شرایط کاملا نابرابری که او بدان رضایت داده با او مناظره کنند؟ می دانید چرا به جای تن دادن به این معادله ساده، قضیه را این سان پیچیده می کنند؟ سناریو می نویسند، قصه می پردازند، فیلم می سازند و پول ها خرج می کنند که با استفاده از غیبتش سخنانش را وارونه و شخصیتش را تخریب و زندگیش را تباه سازند؟...


همسر مصطفی تاج زاده در عریضه چهاردهم خود خطاب به دادستان تهران، با طرح این پرسش از وی که “چرا خوش ندارید ما این واژه ظلم و ستم را به کار ببریم”، از تغییر جای شاکی و متهم اظهار تعجب کرده و نوشته است: ” همسر ستم دیده سید مصطفی تاجزاده، این خدمتگزار مظلوم سی ساله نظام و کشور هستم، این است که منطقا قانونا شرعا اخلاقا باید چه اقدامی صورت گیرد؟ به جای رسیدگی به شکایت ایشان باید به زندانشان بازگردانند و خود و خانواده شان را از زندگی بازدارند؟”

متن عریضه ی چهاردهم فخرالسادات محتشمی پور خطاب به دادستان به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم نبّهنی فیه لبرکات اسحاره و نوّر فیه قلبی بضیاء انواره و خذ بکل اعضائی الی اتّباع آثاره. بنورک یا منوّر قلوب العارفین.

عریضه چهاردهم در هجدهم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان

در هجدهمین روز ماه مبارک رمضان و پانزدهمین روز جدایی از همسر صادق و پاک نهادم، چهاردهمین عریضه ام را که زبان حال همسر مظلوم و ستم دیده یک زندانی سیاسی است برای شما که دادستانید، می نویسم. و چقدر خوشحالم که دوستان پژوهشگر همتی کردند وبه این عریضه های زنان بی پناه دوره قاجار گوشه چشمی نشان دادند تا برای ما زنان بی پناه این عصر و زمان الگویی باشد. تا آن جا که من می دانم در زمان قاجار قبل از مشروطه چون عدالت خانه ای وجود نداشت و مظلومین و ستم دیدگان راه به جایی نداشتند، شکایت هایشان را در شهرها به حکام ایالتی و در پایتخت به نحوی از انحاء به خود پادشاه می رساندند. مواردی زیادی در تاریخ ذکر شده که زنی جلوی کالسکه شاهی را گرفته و با عجز و لابه عریضه اش را به دست شاه رسانده که معمولا هم رسیدگی می شد. خیلی از این عریضه ها و شکایت ها از همسرهایی بود که به هر شکل ممکن ضعیفه بیچاره بیتش را ستم می رساند و … اجازه دهید بررسی عریضه های آن زمان را به پژوهشگران و محققین تاریخ معاصر و بنیادها و مراکز دولتی و غیردولتی پژوهشی واگذاریم تا رسالتشان را انجام دهند. آن چه برای ما در این باب عبرت آموز است، این که مادران ما حتی در دوره جهل و بی خبری پیش از مشروطه می فهمیدند که اگر صدای اعتراضشان را نسبت به ظلم حالا خواه در خانه و ازجانب شوهر وخواه در بیرون آن و از سوی مأموران حکومتی، فریاد نکنند راه به جایی نخواهند برد. آفرین بر آنان که با همه بی سوادی و بی دانشی براثر تعلیمات مذهبی به دنبال گرفتن حق خود به هر شکل ممکن بودند و وای بر ما اگر در دوره روشنگری و ادعاهای حقوق بشری، ستم ببینیم و بنشینیم و دم نزنیم و در گناه ظالم شریک شویم.

نمی دانم چرا خوش ندارید ما این واژه ظلم و ستم را به کار ببریم آقای دادستان.با پاک کردن صورت مسئله که اصل مسئله حل نمی شود برادرجان! این روترش کردن ها فقط به خاطر زشتی ذاتی ستم است یا به ملاحظات دیگری؟ اصلا من نمی دانم چرا نفس ستم کردن مجاز است اما فریاد اعتراض علیه آن غیرمجاز بلکه جرم محسوب می شود؟!!! شاید هم در تعریف این واژه سخیف دودمان برانداز به اشتراک نرسیده ایم. ما که حقوق نخوانده ایم آقای دادستان اما اینقدر بلدیم که جای شاکی زندان نیست. اینقدر می فهمیم که وقتی یک شکایت حقوقی ثبت می شود، وظیفه قوه مستقل قضائیه رسیدگی به آن است و از آن فراتر جلوگیری از جوسازی و شانتاژ علیه شکایت کننده و وکیل و خانواده او. حالا این همسرجان ما به اتفاق دیگر قربانیان کودتای نظامی براساس اعترافات روشن و آشکاری که یکی از کودتاگران به نمایندگی از دیگران داشته است (و با افتخار به گفته خودش ساعت ها وقت بزرگان را برای تکرار آن گرفته و بعد هم با افتخار بیشتر آن را با بودجه های گزاف تکثیر و توزیع کرده به اقصی نقاط کشور فرستاده اند) شکایت نامه ای تهیه و به مراجع قضائی مسئول ارسال داشته اند. سوال من که همسر ستم دیده سید مصطفی تاجزاده، این خدمتگزار مظلوم سی ساله نظام و کشور هستم، این است که منطقا قانونا شرعا اخلاقا باید چه اقدامی صورت گیرد؟ به جای رسیدگی به شکایت ایشان باید به زندانشان بازگردانند و خود و خانواده شان را از زندگی بازدارند؟ و تازه دستگاه تبلیغاتی کودتاگران که از بیت المال مسلمین و بودجه این ملت ضعیف البنیه از نظر اقتصادی و درد کشیده براثر تورم و گرانی و بدبختی های نوظهور ارتزاق می شود هر روز سازی جدید در برخورد با این اقدام قانونی کوک کنند و با لودگی و مضحکه به انحراف افکار عمومی از مطلب اصلی بپردازند؟

آقای دادستان!

ما که حقوق نخوانده ایم اما دوست داریم بدانیم این تشویش افکار عمومی یعنی چه؟ آیا قبل از برگزاری انتخابات حکم دستگیری مسئولین و فعالان سیاسی در ستاد انتخاباتی قانونی رقیب را صادر کردن، قبل از پایان انتخابات به ستاد رقیب حمله کردن، خبر کذب دستگیری فعالان سیاسی از جمله همسرجان ما را در خبرگزاری رسمی دولتی منتشر کردن، فردای انتخابات خبر کذب دستگیری ایشان را در روزنامه رسمی دولتی منتشر کردن، دادگاه نمایشی و فرمایشی تشکیل دادن و زندانیان را تحت فشار روحی و جسمی در پیش چشم میلیون ها بیننده وادار به اعتراف علیه خود و دیگران کردن و نوشتارها در باب وضعیت پرونده های محرمانه به قول خودشان امنیتی نوشتن در حالی که زندانی و وکیل و خانواده از آن بی خبرند و حتی سؤال از حکم اعدام آنان قبل از تشکیل دادگاه و صدور حکم نمودن و گفتارها از رسانه ملی و دیگر تریبون های رسمی بر علیه عزیزان دربند که ادعاهایی غیرقابل اثباتند بلکه خلاف آن ثابت شدنی است، پخش کردن و هزار کار و اقدام مشابه ریز و درشت دیگر که صورت گرفته و برای شما زبان روزه و در استقبال شب قدر گوش نواز نیست، مصداق تشویش اذهان عمومی بلکه دروغ و افترا نیست و در عوض افشای این بی قانونی ها و روشنگری و تنویر افکار، تشویش افکار عمومی اعتبار می شود؟ نکند این استفاده از افعال معکوس بازی بچگانه ای است که برای انبساط خاطر ستم دیدگان و آوردن لبخند به لب آنان طراحی شده است؟!

آقای دادستان!

همسر عزیز من چه در دوره بازداشت اول چه در بیرون زندان در این پنج ماه اخیر و چه در بازداشت دوباره به دلیل شکایت از کودتاگران بارها و بارها آمادگی خود را برای مناظره با مدعیان راستی اعلام کرده است. من نمی فهمم ترس آقایان از چیست که حاضر به مواجهه مستقیم با او نیستند؟ همسر من که زور و زر و تزویر و سلاح های مرسوم خشونت طلبان را ندارد. داغ و درفش ندارد. یک جسم نحیف دارد و روحی بزرگ و زبان حق گویی که هم از این رو موجب محبوبیتش در میان هم وطنانش شده. شما می توانید به من بگویید این آقایان اقتدارگرا چرا حاضر نیستند با او گفتگو کنند؟ چرا حاضر نیستند حتی در شرایط کاملا نابرابری که او بدان رضایت داده با او مناظره کنند؟ می دانید چرا به جای تن دادن به این معادله ساده، قضیه را این سان پیچیده می کنند؟ سناریو می نویسند، قصه می پردازند، فیلم می سازند و پول ها خرج می کنند که با استفاده از غیبتش سخنانش را وارونه و شخصیتش را تخریب و زندگیش را تباه سازند؟

اقای دادستان این دوستان واقعا نمی دانند که این گونه اقدامات به ضررخودشان است و روز به روز تاجزاده را در موضع حقانیت خود پابرجاتر و نزد مردم حق طلب محبوب تر می کند؟ این ها نمی دانند اگر سخنان تاجزاده برای ایشان و مردم حجت است که فیلم های دزدکی گرفته شده در اوین را با شادی کودکانه در رسانه به اصطلاح ملی منتشر می کنند، بهتر است خودش را که زنده و حیّ و حاضر است بیاورند در این جعبه جادویی تا با مردمش که چون جان دوستشان می دارد صحبت کند و آنان را در صحت گفتار و عمل او و اصلاح طلبان به قضاوت بنشانند.

آقای قاضی امشب شب قدر است و ما پیمانه های وجودمان را تا سحرگاه به محضر صاحب رحمت بیکران و غفران می بریم تا آن را به قدرعظمت بیکران خودش و وسع اندک ما پر کند. شما نیز لابلای عباداتتان، این دلنوشته های ما را که عریضه ای مظلومانه است بخوانید به نیت صواب و اگر دستتان به این وسواسان خناس که برای حفظ قدرت مادی خود از هیچ اقدام ناصواب فروگذار نیستند، نصیحت کنید که این شب ها و روزها را دریابند که درهای رحمت الهی بازِ باز و درب های توبه و بازگشت به سویش گشاده است.

اللهم نبّهنی فیه لبرکات اسحاره و نوّر فیه قلبی بضیاء انواره و خذ بکل اعضائی الی اتّباع آثاره. بنورک یا منوّر قلوب العارفین

آمین یا رب العالمین


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.