افروغ: وای به روزی كه بسیجی با یك گروه یا جناح همسو شود
چکیده :ما هیچگاه توقع نداریم كه یك مرجع تقلید فتوای جناحی صادر كند؛ چراكه در این صورت، كاركرد انسجامبخش او مخدوش خواهد شد. به همین ترتیب اگر جایگاهها و مقامهایی كه كاركرد انسجامبخش دارند تقلیل پیدا كنند و مثلا با یك جناح همسو شوند، این امر روی فضای سیاسی اثر منفی...
یك نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، فعالیت احزاب مختلف، عدالت اجتماعی، توجه به فرآیند تفكیك در كنار فرآیند انسجام و به ویژه وجود اعتماد عمومی را از لوازم نشاط سیاسی در یك جامعه دانست و آرامش سیاسی بدون وجود نشاط سیاسی را به آرامشی گورستانی تشبیه كرد.
به گزارش ایسنا، عماد افروغ با اشاره به تعریف نشاط سیاسی اظهار كرد: نشاط سیاسی با اعتماد، ارزشها و هنجارهای تعریف شده و مشترك بین مردم، گروههای سیاسی و اصحاب قدرت و سیاستگذاری مرتبط است.
وی خاطرنشان كرد: نشاط سیاسی در صورتی اتفاق میافتد كه ما با رفتارهای قاعدهمند، منضبط، قابل پیشبینی و مشترك روبرو باشیم. یعنی اگر این قاعدهها مشترك نباشند و از سوی دیگر، متغیر و متلون باشند و هر روز از سوی صاحبان قدرت و سیاستگذاری رفتارهایی غیرمترقبه، غیرقابل پیشبینی و فاقد انضباط كافی مشاهده كنیم، مسلم است كه اعتماد به دست نمیآید و اعتماد هم مقدمه نشاط سیاسی است.
این پژوهشگر مسایل سیاسی و اجتماعی با بیان اینكه « بین اعتماد سیاسی و نشاط سیاسی ارتباط وجود دارد» تصریح كرد: اعتماد در صورتی به دست میآید كه هنجارها و ارزشهای مشتركی به صورت قاعده و انضباط بین مردم و صاحبان قدرت تجلی پیدا كند و به ویژه رفتار صاحبان قدرت باید از روی این ارزشها و هنجارهای مشترك و قواعد و اصول تعریف شده باشد.
وی افزود: البته یكسری ظرایف و پیچیدگیهایی در اینجا ممكن است رخ دهد؛ مثلا ممكن است در شرایط امروز ایران نگاهی صوری و ظاهری به این ارزشهای مشترك را شاهد باشیم یا باور كاذبی را نسبت به این قواعد منضبط ببینیم كه مسلما این نوع نگاه اثر سویی روی اعتماد میگذارد.
وی با بیان اینكه « ریا، تملق و عوام فریبی بر روی اعتماد بلندمدت افراد یك جامعه اثر میگذارد» افزود: این اعتماد نداشتن، هم موجب سست شدن باورهای گروههای خاص و مربوط به مولفه تفكیك در جامعه میشود و هم در درازمدت میتواند اثری روی سست شدن باورهای مردم داشته باشد و بدین ترتیب باید دقت كرد كه در عمل شاهد تجلی این قواعد تعریف شده باشیم نه در صورت.
این استاد دانشگاه تاكید كرد: در صورتی كه تبلور این قواعد و تعاریف تنها در صورت و ظاهر باشد، بالاخره دیر یا زود روشن میشود كه این یك صورتگرایی و شكلگرایی بیش نیست و نیتهای دیگری در پس این رفتارهای صوری و ظاهری وجود دارد. مردم كمكم خود آگاه میشوند و بینش لازم را پیدا میكنند و این نوع نگاه كمكم اثر سویی بر روی اعتقاد آنها میگذارد.
وی همچنین به ضرورت فعالیت احزاب و گروهها از سلایق مختلف برای ایجاد نشاط سیاسی اشاره كرد و گفت: بیاعتمادی میتواند هم سراغ گروههای اجتماعی و هم سراغ عامه مردم بیاید و سخن من درباره مخدوش شدن فرآیند تفكیك در صورت بیاعتمادی، مربوط به گروههای اجتماعی تفكیك شده در جامعه است. ما در فرآیند تفكیك میگوییم كه یك جامعه بیش از آنكه از آحاد بیشكل، شكل گرفته باشد، از تجمعها و گروهبندیهای مختلف شكل گرفته است.
وی ادامه داد: در این فرآیند، دو گروهبندی را در نظر میگیریم، یكی گروهبندیهای افقی و دیگری، گروهبندیهای عمودی. گروهبندیهای افقی مانند گروهبندیهای جنسی، نژادی و مذهبی است كه فراوان هستند و گروهبندیهای عمودی ناظر به گروههای منزلت، طبقات اجتماعی و گروههای سیاسی یا احزاب است. فرآیند تفكیك و تخصصی شدن یك شبه شكل نمیگیرد یا یك شبه نابود نمیشود و مسلم است كه كشوری كه بخواهد حیات مستمری داشته باشد و توجه دیرینهای به ارزشها و حقوق مشترك شود، باید به این روند مستمر شكلگیری گروهها توجه داشته باشد.
افروغ با اشاره به اینكه « در عرصه سیاست، از گروههای سیاسی به عنوان عرصه عقلانیت سیاسی و از احزاب به عنوان تجارب متراكم سیاسی یاد میكنیم» تاكید كرد: كشوری كه فاقد حزب است، فاقد عقلانیت سیاسی است و كشوری كه فاقد عقلانیت سیاسی باشد، فاقد تجربه متراكم سیاسی است و هر لحظه گروههای سیاسی برای رسیدن به قدرت، موضع خود را عوض و هر روز یك ایدئولوژی را اختیار خواهند كرد و بدین ترتیب دیگران نمیدانند كه با چه گروهی روبرو هستند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: مسلم است كه اگر زمینه شكلگیری گروهبندیهای اجتماعی اعم از افقی و عمودی و به ویژه احزاب سیاسی تعریف شده و قاعدهمند كور شود، خواهناخواه رفتارها غیرقابل پیشبینی میشود و وقتی رفتارها غیرقابل پیشبینی شود، روی اعتماد اثر میگذارد و اعتماد هم مهمترین مولفه نشاط سیاسی است.
وی با بیان اینكه « در جامعه كنونی ما آنچنان كه باید و شاید، تفكر حزبی یا شكلگیری احزاب جا نیفتاده است» افزود: از یك سو، برخی باورها نسبت به احزاب وجود دارد كه آنها را صرفا منادیان قدرت و قدرتطلبی تعریف میكنند و نسبت به جایگاه آنها در اداره سالم جامعه بیمناك هستند و حتی از قدرتطلبیهایی كه به نام حزب صورت نمیگیرد، غفلت میكنند. بسیاری از گروهها هستند كه با تفكر حزبی مخالفت میكنند، ولی خودشان كاركرد حزبی دارند، فهرست انتخاباتی میدهند و كاندیدا معرفی و سعی میكنند با نامی غیر از حزب بر نتایج انتخابات اثر بگذارند و این نقض غرض است و باید جلوی این تفكر ایستاد.
وی تصریح كرد: خود گروهها هم باید از تبدیل خود به احزاب تعریف شده بیشتر استقبال كنند. وقتی مردم با حزب روبرو هستند یعنی با یك ایدئولوژی تعریف شده، مسلك مشخص و عضوگیری، منبع مالی و رهبری تعریف شده روبرو خواهند بود و باید از هر گروهی كه اقدام به تشكیل حزب میكند استقبال كرد؛ چراكه معلوم است كه با چه مرام و مسلكی روبرو خواهیم بود و عملا هركس كه حزب تشكیل میدهد خود را به گوشهای هدایت میكند به طوریكه همه میتوانند آنها را پیدا و مواضع آنها را معلوم كنند.
این نماینده پیشین مجلس با بیان اینكه « وقتی شاهد گروههای تعریف شده نباشیم، گروههای دیگر به راحتی میتوانند موضع عوض كنند» گفت: اگر نگاهی به شرایط گروههای كشور بیندازیم، میبینیم كه بسیاری از گروهها هستند كه زمانی طرفدار عدالت اقتصادی بودند ولی آن را كنار گذاشتند و طرفدار آزادی شدند و خیلیها هم طرفدار آزادی اقتصادی و قاعده بازار بودند ولی آن را كنار گذاشتند و طرفدار محرومین و مستضعفین شدند. این تغییرات نشان میدهد كه موضعگیری آنها عطف به مرامنامه و مسلك تعریف شده آنها نیست، بلكه به حسب شرایط، تغییر جهت میدهند.
وی افزود: بدین ترتیب بسیاری از افرادی كه زمانی سبقه راست داشتند، عدالتخواه میشوند و بسیاری از افرادی كه سبقه عدالتخواهی داشتند بعضا طرفدار توسعه سیاسی و دوم خرداد میشوند. چنین مسالهای حكایت از این دارد كه ما واقعا باید روی منش و رفتار سیاسی خود تجدید نظر كنیم و یك منش تعریف شدهتر، مشخصتر و قاعدهمندتر پیش بگیریم. این گروهها ممكن است در كوتاه مدت منافع خود را پیش ببرند، ولی نسبت به پیشبرد سالم و عقلانی و درازمدت جامعه آسیب وارد میكنند.
وی با تاكید بر اینكه « واقعا باید به سمت حزب رفت» تصریح كرد: البته باید به این مساله هم توجه داشت كه همانطور كه به اهمیت فرآیند تفكیك اشاره میكنیم، نباید از ضرورت فرآیند انسجام غافل شویم. هیچ كشوری با تفكیك صرف نمیتواند اداره شود و در كنار این تفكیكها باید شاهد پیوستگی، وحدت و انسجام بین گروههای مختلف، مردم و صاحبان قدرت باشیم. یكی دیگر از مسایلی كه میتواند نشاط سیاسی جامعه ما را دستخوش آسیب كند، این است كه فرآیند انسجام جای خود را با فرآیند تفكیك خلط كند و نهادهایی كه كاركرد وحدتبخش دارند، كاركرد خاص پیدا كنند.
افروغ با بیان اینكه « نهادهایی مانند رهبری، قضات، نظامیان اعم از بسیج، سپاه و ارتش و نیز متولیان اصلی حقوق شهروندی بویژه حقوق طبیعی و اجتماعی در جامعه نهادهایی با كاركردهای وحدتبخش هستند» گفت: یكی از بخشهایی كه كاركرد عام و انسجام بخش دارند، مراجع تقلید هستند. مراجع تقلید نقش حزبی و گروهی ندارند و ما هیچگاه توقع نداریم كه یك مرجع تقلید فتوای جناحی صادر كند؛ چراكه در این صورت، كاركرد انسجامبخش او مخدوش خواهد شد. به همین ترتیب اگر جایگاهها و مقامهایی كه كاركرد انسجامبخش دارند تقلیل پیدا كنند و مثلا با یك جناح همسو شوند، این امر روی فضای سیاسی اثر منفی میگذارد.
این پژوهشگر مسایل سیاسی و اجتماعی خاطرنشان كرد: من همواره گفتهام كه وای به روزی كه بسیجی ما كه باید كاركرد وحدتبخش و انسجامبخش داشته باشد، با یك گروه یا جناح همسو شود؛ چراكه این مساله موجب میشود كه مردم اعتمادشان را از دست بدهند. اگر آن بخشهایی كه كاركرد انسجامبخش دارند، مثل گروههای سیاسی وارد مبارزات سیاسی شوند، مسلما اثر انسجامبخشی خود را از دست میدهند و اعتماد مردم نسبت به آنها كم میشود. شاید در چنین شرایطی منافع كوتاه مدتی به دست بیاید، ولی در درازمدت آسیب جدی به كشور وارد میشود و در شرایط بحرانی، آن جایگاه فاخر و متعالی كه باید داشته باشند را از دست میدهند و این میتواند نسبت به مسایل ملی ما آسیبرسان باشد. بحث امام (ره) هم همین بود؛ چراكه نهادهایی كه درگیر مسایل نظامی هستند بیشتر با كاركرد انسجامبخشی تعریف میشوند و اهداف و وظایف آنها بیش از آنكه گروهی باشد، ملی است.
وی با اشاره به اینكه « اهداف گروههای سیاسی هم باید ملی باشد، ولی آنها برای رسیدن به قدرت میتوانند در یكسری درگیریهای سیاسی وارد شوند» تاكید كرد: وقتی عدهای وارد درگیری سیاسی میشوند عده دیگری با منش متفاوتی نگاه منفی به آنها خواهند كرد و این طبیعی است ولی كسانی كه كاركرد عام دارند، همه گروههای سیاسی به آنها نگاه مثبت دارند و احساس میكنند كه اینها برای منافع سیاسی زودگذر نقشآفرینی نمیكنند.
افروغ ادامه داد: دو حزب ممكن است یكدیگر را تحمل كنند ولی مسلما رقیب یكدیگر خواهند بود و نشاطی كه افراد همحزبی با هم دارند با رقیب نخواهند داشت. ولی وقتی مثلا سپاه و بسیج نقش وحدت بخش خود را ایفا كنند موجب میشود كه اعتماد همه گروهها و پیروان آنها را به دست بیاورند و این ضرورت اداره سالم جامعه است.
این نماینده سابق مجلس تاكید كرد: جامعه در كنار فرآیند تفكیك، نیاز به وحدت دارد كه یا وحدت نمادین است كه به ارزشهای مشترك فرهنگی، امنیت ملی و ثبات سیاسی برمیگردد یا به هماهنگی ساختاری بین دستگاههای مختلف مربوط میشود.
وی با بیان اینكه « مقوله عدالت اجتماعی میتواند یكی از عناصر وحدتبخش باشد» افزود: وقتی بحث عدالت را مطرح میكنیم باید نگاههای تبعیضآمیز را كنار بگذاریم. به هر حال از جمله كاركردهای مربوط به انسجام میتوان از وحدت نمادین، ثبات سیاسی و هماهنگی ساختاری بین نهادها اسم برد و عدهای هم متولی این كاركردهای وحدتبخش هستند. البته جامعه نمیتواند صرفا از كاركردهای این نهادها تشكیل شود؛ چراكه نیازی به تخصصی شدن و فرآیند تفكیك هم دارد كه شكلگیری گروههای مختلف از جمله این مولفههاست.
افروغ در ادامه گفتوگوی خود با ایسنا، درباره نسبت میان نشاط سیاسی و آرامش سیاسی اظهاركرد: این دو مقوله به هم مرتبط هستند، یعنی آرامش بدون نشاط و نشاط بدون آرامش سیاسی معنا ندارد و اگر این دو مقوله یكی نباشند، لااقل مرتبط با هم و به شدت در هم تنیده هستند.
این استاد دانشگاه با بیان اینكه « نسبت كاملا دیالكتیكی بین نشاط و آرامش برقرار است» گفت: اینطور نیست كه اینها دو عنصر در هم مجزا باشند؛ بلكه یك در هم تنیدگی بین آرامش سیاسی و نشاط سیاسی وجود دارد. به عبارت دیگر میتوان گفت همانطور كه ضروری است یك جامعه دو فرآیند تفكیك و انسجام را داشته باشد، نشاط سیاسی، هم در گرو فعالیتهای تعریف شده گروههای سیاسی است و هم در گرو فرآیندی كه انسجام جامعه را تعریف میكند و آرامش سیاسی نیز چنین حالتی دارد.
وی با بیان اینكه « آرامش سیاسی بدون نشاط سیاسی امكانپذیر نیست و خود آرامش سیاسی هم در گرو دو مولفه تفكیك و انسجام است» تصریح كرد: آرامش منهای نشاط شبیه به گورستانی است كه در آن هیچ حركت، حیات، رقابت و پرسش و پاسخی مشاهده نمیشود و آرامشی كه مثل گورستان میماند مقبول نیست.
وی خاطرنشان كرد: از سوی دیگر، ما به یك فضای آرام برای فعالیتهای رقابتآمیز سیاسی نیاز داریم كه آن آرامش رقابت سیاسی به قواعد رقابت برمیگردد كه بیشتر در ذیل فرآیند انسجام قابل تعریف است؛ بنابراین اگر بگوییم آرامش با قواعد مشترك به دست میآید و نشاط با رقابت بین گروهها در ذیل این قواعد مشترك حاصل میشود، مسلما آرامشی مطلوب خواهد بود كه در كنار آن رقابت باشد و رقابتی مطلوب خواهد بود كه با توجه به قواعد مشترك صورت بگیرد.
این پژوهشگر مسایل سیاسی و اجتماعی در پایان اظهار كرد: اینكه آرامشی منهای نشاط یا انسجامی منهای رقابت و تفكیك یا نشاطی منهای آرامش و به عبارتی تفكیكی منهای انسجام را بتوانیم تصور و مجسم كنیم، این مساله مخل یك حیات سیاسی مستمر و بادوام است؛ چراكه اگر آرامشی منهای نشاط یا انسجامی منهای رقابت بخواهیم، این یا شبیه به یك گورستان آرام است و یا به نظامهای توتالیتر فاشیستی و بعضا سوسیالیستی شبیه خواهد بود.













