عقلانيت جمعي توحيدي و زمينههاي فكري آن
چکیده :تجربياتي كه كشورمان از خرداد 1388 تا كنون شاهد بوده است يقينا در تحليلها و ادراكهاي همه ما از سير تحول جامعه ايراني بسيار تاثيرگذار بوده و به جرات ميتوان مدعي شد انديشههاي همه ما درباره آن در طول اين مدت دگرگونيهاي فراواني را مشاهده كرده...
کلمه-گروه سیاسی: بيانيه شماره 18 مهندس ميرحسين موسوي و اعلان منشور جنبش سبز واكنشهاي متفاوتي را در ميان فعالان سياسي به همراه داشت. برخي از آنها با مطرحنمودن انتقاداتي جدي، نظر منفي درباره آن ابراز داشتند، اما اكثر افراد در كليت رضايت خود را از منشور اعلانشده بيان ميكردند و تاكيد داشتند كه با اتكا به اين منشور ميتوان چشمانداز روشني را براي جنبش رهاييبخش سبز متصور بود. علاوه بر اينها، انتشار منشور در زماني كه رهبران جنبش زير حملات و اتهاماتي چون عقبنشيني و امثال آن بودند، روحي تازه را در جنبش سبز دميد و اميد را دوباره در ميان سبزها زنده ساخت. با اين حال، نبايد فراموش كرد كه چنين متني نيازمند خوانشي انتقادي، نظريات تكميلي و شرحي تبييني است كه در نهايت ثمره اين تبادل نظرها و انديشهها را ملت ايران برداشت خواهد نمود. پس ضروري است بدون هيچ تعارف و يا احتياطي درباره بخشهاي مختلف آن گفتگو شود و مفاهيم اصلي آن در جامعه به روشني تبيين گردد.
از جمله مفاهيم مهمي كه در منشور جنبش سبز بدان اشاره شده بود و البته در واكنشها نيز مورد توجه قرار گرفت، مفهوم «عقلانيت جمعي توحيدي» است. اين مفهوم اگرچه براي اولين بار نيست كه در فضاي فكري و سياسي ايران مطرح ميشود، اما نخستينبار است كه در فضايي چنين گسترده و تا اين حد جدي مورد توجه قرار ميگيرد و لاجرم ضروري مينمايد كه اولا عناصر مختلف آن تبيين شود و ثانيا زمينه مناسب براي مباحثه انتقادي درباره آن در عرصه عمومي فراهم آيد.
«عقلانيت جمعي توحيدي» چيست؟ اين اصطلاح براي نخستين بار از سوي گروهي از فعالان فكري و سياسي ايراني در جزوهاي راهبردي با نام «الگوي زيست مسلماني» مطرح شد. اين جزوه حاصل فعاليت چندساله فكري و مباحث فراواني بود كه اين جمع در سالهاي اخير و با تامل و بازخواني انتقادي تجربه انقلاب اسلامي، به عنوان راهبردي كلان براي رهايي از معضلات و نابسامانيهاي اجتماعي كنوني مطرح نموده بود. اين گروه فكري از همان آغاز و آگاهانه خود را از تبديل شدن به حزبي سياسي بركنار داشتند و با تاكيد بر ضرورت فعاليت در فضاي جامعه مدني و تقويت آن به عنوان راهكار بنيادين اصلاح انحرافها و تقويت امتيازها، حتي حاضر به فعاليت سياسي براي دستيابي به قدرت نيز نشدند. اين جمع فكري كه مجموعهاي از ياران و همراهان قديمي و صميمي ميرحسين موسوي را تشكيل ميدادند، در اواخر سال 1387 و با اعلام كانديداتوري او براي رياستجمهوري به عنوان مشاوران امين در كنار او قرار گرفتند و اگرچه در همان آغاز همپيمان شدند كه در صورت پيروزي مهندس موسوي در انتخابات هرگز وارد فضاي اجرايي و دولتي نشوند و رسالت اصلي خويش در حوزه عمومي را ادامه دهند، در ادامه و متاثر از فشارها و برخوردهايي كه با هرگونه فعاليت فكري و اجتماعي صورت گرفت، ناگزير برنامههاي خود را تا حدود زيادي به تعليق درآوردند. چنانكه همگان ميدانند برخي از اعضاي برجسته اين جريان فكري به زندان افتادند، برخي ديگر از حقوق اجتماعي خويش محروم شدند و حتي برخي تحت فشارها مجبور به جلاي وطن شدند. اما دغدغه براي «زيست نيك» انساني همچنان پابرجا ماند و هريك از آنها بهگونهاي كارهاي خود را در مسير اعلانشده ادامه داد.
به نظر ميرسد اينك كه فضاي فكري جامعه ايراني با خصيصههاي عملي اين جريان فكري در حوادث پس از انتخابات آشناتر شده است و پايمردي و همراهي اعضا و علاقهمندان آن براي احياي كرامت و حقوق انساني و دفاع از راستي و امانتداري را به روشني مشاهده كرده است؛ فرصت مناسبي فراهم آمده كه با انتشار مجدد «الگوي زيست مسلماني» به عنوان يكي از متنهاي فكري پشتيبان «منشور جنبش سبز» زمينه براي آشنايي بيشتر مردم با گستره فكري همراهان انديشهاي مهندس موسوي و همچنين نقد و گفتگو درباره آن فراهم آورد. اما در اين ميان دو نكته را بايد حتما در خاطر داشت.
نخست آنكه اگرچه تهيهكنندگان اين متن از مشاوران و همراهان مهندس موسوي هستند، اما اين هرگز بدان معنا نيست كه پيوندي سازماني ميان او و اين گروه وجود داشته باشد و در نتيجه هرگز نميتوان مدعي شد كه اين متن دربردارنده تعقلات فكري و انديشهاي مهندس موسوي است. نكته مهم ديگري كه بايد در نظر داشت آن است كه –همانگونه كه در بالا اشاره شد- اين متن در بازخواني انتقادي تجربه انقلاب اسلامي و جستجوي راهي براي برونرفت از انحرافات و مشكلات گريبانگير جامعه ايراني معاصر نگاشته شده است.
تجربياتي كه كشورمان از خرداد 1388 تا كنون شاهد بوده است يقينا در تحليلها و ادراكهاي همه ما از سير تحول جامعه ايراني بسيار تاثيرگذار بوده و به جرات ميتوان مدعي شد انديشههاي همه ما درباره آن در طول اين مدت دگرگونيهاي فراواني را مشاهده كرده است. متن «الگوي زيست مسلماني» نيز از اين قاعده مستثنا نيست. در نظر آوردن تحولات اخير ميتواند دگرگونيهايي را در بخشهاي مختلف اين متن ايجاد نمايد كه اين البته امري مستحسن است و شايد بايد گفت اين آرزوي تدوينكنندگان اين متن بوده است كه در فضايي انتقادي، مورد بررسي و تحليل و اصلاح قرار گيرد. بنابراين، متن «الگوي زيست مسلماني» و مولفههاي اساسي آن در صورت انتشار در فضاي اجتماعي معاصر ميتواند به عنوان يكي از پايههاي گفتگويي درون جنبش سبز مورد توجه قرار گيرد و با اصلاح و تكميل در نهايت پلي به متن مورد اجماع همه علاقهمندان و دلسوزان اين سرزمين باشد براي رسيدن به فردايي بهتر براي ايران.













